تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۴  ، 
کد خبر : ۱۰۴۷۸۲

تحریف و اتهام؛ شگرد اصلاح‌طلبان


قاسم روان بخش
سال های متمادی است که جریان به اصطلاح اصلاح‌طلبی که روزی خواب سلطه دائمی بر کشور را می‌دید، تلاش میکرد با لوایح دوقلو مجلس هفتم را در اختیار خود گرفته و با افزایش اختیارات ریاست جمهوری عنان قدرت را در کشور به طور کامل بدست بگیرد . از طرفی برخی به ظاهر اصلا‌ح‌طلب نیز با هجمه به برخی مبانی دینی، حرکت حساب‌شده‌ای را بر ضدارزش‌های دینی پی‌ریزی کردند. یکی از شخصیت‌های بزرگ که در آن دوران در برابر این جریان با تمام قدرت ایستاد و در مقابل انواع اهانت‌ها و اتهامات خم به ابرو نیاورد آیت الله مصباح یزدی بود که با منطقی محکم و مبانی نافذ و رسا توطئه‌های برخی از مدعیان اصلا‌حات را برای مردم افشا کرد.
 پس از پیروزی آقای دکتر احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری و تشکیل دولت ارزشی و خدمتگزار به ملت، حملات به آیت الله مصباح شدت بیشتری پیدا کرد چرا که ورشکستگان سیاسی این پیروزی را معلول تلاش و مجاهدت معظم له و شاگردانش می‌دانند. دراین میان ،متأسفانه یکی از افرادی که طی دو سال اخیر بیشترین هجمه را نسبت به آیت الله مصباح روا داشته ومی‌دارد جناب آقای محتشمی‌پور عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون می‌باشد. وی در مصاحبه با ایسنا در باره حاکمان امروزی اظهار داشت«کسانی که حتی یک روز دستی بر آتش نهضت و انقلاب نداشتند و امروز مدعی انقلاب شدند، برخی از کسانی که خود را همه کاره انقلاب می‌دانند تا امام(ره) زنده بود از سر بالایی جماران یک بار بالا نرفته بودند یک بار به جبهه نرفتند، یک بار از دفاع مقدس ما حمایت نکردند. قبل از انقلاب در سال‌های 56 و 57 که علمای ما، جامعه مدرسین و روحانیت مبارز، پا به پای امام در نهضت پیش می‌آمدند و فعال بودند اینها کجا بودند!؟ در سال‌های 56 و 57 یک مورد پای یکی از اعلامیه‌ها امضا ندارند شاید فقط یک مورد که آن هم پیام تسلیت علما به امام(ره) برای شهادت مرحوم آیت الله حاجآقا مصطفی بوده است. الان پس از امام(ره) این‌ها علیه انقلابیون حرف می‌زنند و عده‌ای دور خود جمع کرده و حتی تلاش داشته و دارند که نام امام(ره) را مصادره کنند.
کسانی که امام(ره) و مبارزاتش را قبول ندارند چگونه می‌خواهند با اسم امام کار کنند؟» آقای محتشمی پس از اظهارات فوق- که طبعاً هر کس بدنبال مصداق آن می‌گردد انگشت اتهام را به سوی آیت الله مصباح و شاگردانش دراز می‌کند و میگوید «در دوران جنگ، پس از شهادت شهید شیخ فضل الله محلاتی که نماینده حضرت امام(ره) در سپاه بود پیشنهاد شد تا امام(ره) حکم نمایندگی برای یکی صادر کند؛ یکی از این افراد از نزدیکان یا شاگردان آقای مصباح بود. همین که اسم این فرد مطرح می‌شود امام(ره) با تغیّر می‌فرمایند می‌خواهید این تفکر و اندیشه را وارد سپاه پاسداران کنید؟! به هیچ وجه! امامی که سابقه را می‌دانسته و می‌شناخته است اینگونه برخورد می‌کند. حساسیت بالای حضرت امام در این خصوص نشانگر چه می‌تواند باشد؟ حالا ببینید چنین افرادی داعیه‌دار تفکر امام خمینی می‌شوند تا اندیشه‌های خود را به نام امام خمینی(ره) در جامعه پمپاژ کنند(1)»
اظهارات آقای محتشمی‌پور را از دو نگاه می‌توان مورد بحث و بررسی قرار داد.
1- اتهامات وارده به جریان فکری آیت الله مصباح و شاگردانش
1-1 درباره اتهامات فوق این اولین بار نیست که وی این گونه مطالب بی‌اساس را نسبت به آیت الله مصباح و شاگردانش روا می‌دارد بلکه از سال 76 تا کنون بارها به این کار مبادرت ورزیده است. آقای محتشمی در زمان مدیر مسؤولی روزنامه بیان طی یادداشتی آیت الله مصباح و شاگردانش را «خوارج» نامید! به مناسبت یکصدمین شماره انتشار آن روزنامه مجدداً همان یادداشت را بدست چاپ سپرد ولی به رغم پی‌گیری‌های جدی هرگز حاضر به چاپ جوابیه آن نشد(2.) وی در شهریور سال جاری نیز همان اتهامات را تکرار کرد و جریان فکری آیت الله مصباح را «فرقه مصباحیه!» و یک جریان فکری خطرناک دانست! و مدیر مسؤول کیهان جناب آقای شریعتمداری طی یادداشت مفصلی به آن اتهامات پاسخ داد و یادآور شد که آقای محتشمی به دلیل سکوت در برابر حملات سنگین سکولاریستها به دین و مقدسات، خود به انجمن حجتیه نزدیکتر است(3.)
2-1 ظاهراً بنا نیست که آقای محتشمی‌پور نسبت به پاسخ‌های منطقی و مستدل انعطافی از خود نشان بدهد و بناست هم‌چنان بر طبل اتهام و ادعاهای بی‌اساس خود بکوبد! از شخصیتی مثل ایشان انتظار می‌رفت که با مراجعه به کتاب‌های مستندی که درباره مبارزات سیاسی آیتالله مصباح نوشته شده(4) لااقل کتاب «انتقام» که توسط دوست خود ایشان جناب آقای خسروشاهی جمع‌آوری شده مراجعه نمایند و دیگر از این ادعاهای سست و بی‌پایه را تکرار نکنند. طبیعی است کسانی که آن کتاب‌ها را مطالعه کرده باشند دیگر به گفته‌های آقای محتشمی نیز به دیده تردید می‌نگرند و عملاً مهم‌ترین سرمایه ایشان که اعتبار در میان خواص و عوام است فرو می‌ریزد.
3-1 درباره آنچه وی درباره آیت الله مصباح از حضرت امام(ره) نقل کرده که پس از شهادت شهید شیخ فضل الله محلاتی نماینده امام در سپاه، وقتی یکی از نزدیکان یا شاگردان آیت الله مصباح به عنوان نماینده امام در سپاه به ایشان پیشنهاد شد «ایشان با تغیر می‌فرمایند می‌خواهید این تفکر و اندیشه را وارد سپاه کنید؟ به هیچ وجه»! درباره این ادعا نکته‌ای قابل تذکر است: بر اساس یکی از بندهای پایانی وصیت نامه حضرت امام(ره) تأکید شده است: «آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود مورد تصدیق نیست مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد با تصدیق کارشناسان، یا در سیمای جمهوری اسلامی چیز گفته باشم» شایسته است آقای محتشمی‌پور مستندات مدعای خودشان را مبنی بر اینکه امام(ره) چنین چیزی فرموده‌اند بیان کنند وگرنه طبق فرمایش حضرت امام(ره) از اعتبار ساقط است.
4-1 آقای محتشمی که خود داعیه‌دار تفکر امام خمینی است قطعاً خود را ملزم به نظرات حضرت امام(ره) می‌داند که امام(ره) فرمودند پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکتتان آسیبی نرسد. شایسته است با مروری بر مواضع 8 ساله خودشان ببیند تا چه اندازه مواضع‌شان با مواضع مقام معظم رهبری همخوانی داشته است. براستی چگونه می‌توان به ولایت فقیه التزام عملی داشت و در عین حال، شخصیتی را که مقام معظم رهبری او را عقبه تئوریک نظام می‌داند و معتقد است «خلاء فکری امثال علامه طباطبایی و شهید مطهری را پر کرده است» تخریب کرد؟! چگونه می‌توان داعیه‌دار پیروی از امام و رهبری بود و در همان حال دولت برخاسته از آرای اکثریت ملت و مورد تأیید رهبری - که از نظر ایشان از محبوب‌ترین دولت‌ها از صدر مشروطه تا کنون بوده است - را متحجر، طرفدار انجمن حجتیه و مخالف امام دانست؟!!
2- مواضع محتشمی‌پور و اصلاح‌طلبان درباره اسلام و مقدسات
2-1 انجمن حجتیه و سکولاریستها - طرفداران جدایی دین از سیاست - در یک نقطه اشتراک دارند و آن این‌که هر دو مخالف تشکیل حکومت اسلامی‌اند با این تفاوت که انجمن حجتیه معتقد به تشکیل حکومت اسلامی در زمان حضور امام زمان(عج) است ولی سکولارها کاملاً مخالف آنند. مواضع آقای محتشمی‌‌پور در 8 سال گذشته نشان می‌دهد که وی نیز در این نقطه با متحجران قدیم و جدید اشتراک نظر داشته است، چرا که در طول دوران 8 ساله ا صلاحات در برابر تهاجم سنگین طرفداران جدایی دین از سیاست سکوت کرده و لب به اعتراض نگشوده است! زمانی که آغاجری دین را افیون ملت‌ها و دولت‌ها دانست و دبیر کل حزب مشارکت خواهان استیضاح امام زمان(عج) شد! و همه مقدسات شیعه و مسلمانان از زیر تیغ مدعیان اصلاح‌طلبان گذشت؛ دریغ از یک مخالفت ساده.!!
آقای محتشمی پس از پایان یافتن دوران حاکمیت اصلاح‌طلبی که فراغتی برایش حاصل شد در پنجمین نشست آسیب‌شناسی اصلاحات صریحاً به این نکته اعتراف کرد که «انحراف در عمل به اندیشه‌های امام(ره) و نقض آنچه در سال 76 با مردم پیمان بسته بودیم باعث رویگردانی مردم از اصلاحات شد(5)» وی در بخش دیگر از سخنانش عامل رویگردانی مردم از اصلاح‌طلبان را تقابل با اسلامیت نظام دانست و گفت «به نظر من آنچه موجب رویگردانی قشر عظیمی از جامعه نسبت به اصلاحات شد این بود که مردم می‌دیدند جمع ویژه‌ای از نخبگان حرفهایی می‌زدند که با اصل اسلامیت نظام متفاوت است(6)» آقای محتشمی بهترین راهکار برای اصلاح اصلاح‌طلبان را طرد عناصر غیر معتقد به اسلام دانست و گفت «اگر بخواهیم بازنگری کنیم باید تمام کسانی که اصلاحات را به این روز نشاندند طرد کنیم. کسانی که مانیفست جمهوری نوشته‌اند و امروز در آمریکا نشسته‌اند و بسیاری از سخنرانی‌های‌شان تمجید می‌کنند(7)»2-2 حزب مشارکت در بیانیه پایانی خود - مانیفست جمهوری - در سال 1383 با حذف «اسلامیت» از جمهوری اسلامی! خواهان تحقق جمهوری دموکراتیک شده بود و در سال جاری نیز به همراه حزب کارگزاران حزب خود را طرفدار لیبرال و دموکراسی دانست(8!)
جالب این‌که دبیر کل حزب مشارکت - میردامادی - در دیدار با دبیر کل مجمع روحانیون مبارز آقای موسوی خوئینی‌ها اظهار می‌دارد که «ما قرابت فکری فراوانی با چنین مجموعه‌ای داریم و فکر می‌کنیم ارتباط نزدیک‌تری داشته باشیم» که بلا فاصله از سوی دبیر کل مجمع روحانیون - یعنی حزب آقای محتشمی‌پور - مورد تأیید قرار می‌گیرد!جای بسیار شگفتی است که این گونه افراد با این سوابق به عنوان مدعی دفاع از اندیشه امام(ره)، جریان فکری‌ای که طی آن سال‌های سیاه با آنان به مبارزه برخاسته و با تمام وجود در برابر انحراف انقلاب و شبهه‌پراکنی‌ها ایستاده را،مخالف امام(ره)، انجمن حجتیه، متحجر، خطرناک معرفی می‌نماید؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات