دکتر حسن نمک دوست
پیش نویس آئین نامه حرفه یی روزنامه نگاری دقیق نیست. در این نوشته و نوشتار هایی که در پی خواهد آمد، کوشش خواهم کرد که این کم دقتی ها روشن شوند. شیوه من نیست که چنین به چندوچون در کار استادان و همکارانم بپردازم. اما اگر کاستی های آن بررسی نشود و پیش نویس چنین که هست به تصویب برسد، چونان خاطره یی تلخ در حافظه روزنامه نگاری ایران ثبت خواهد شد. در عین حال انتشار قبل از تصویب این پیش نویس را نشانه احساس مسوولیت و حسن نیت تهیه و تدوین کنندگان آن می دانم که به همه ما فرصت می دهد به بررسی مسائل گوناگون حرفه مان بپردازیم و درباره آن با یکدیگر سخن بگوییم. موضوع چیست؟ «استقلال حقوقی حرفه روزنامه نگاری» و در تکامل آن «نظام جامع مطبوعات» حاصل اندیشه دکتر کاظم معتمدنژاد و نتیجه علاقه و اعتقاد ایشان به اعتلای جایگاه روزنامه نگاری در کشورمان است.
تعریف روزنامهنگار حرفهیی
پیش نویس در ماده یک روزنامه نگار حرفه یی را چنین تعریف میکند:
روزنامهنگار حرفه یی کسی است که شغل اصلی و مستمر او، فعالیت اساساً فکری در زمینه تهیه، تنظیم، ارائه اخبار وقایع جاری و تحلیل و تفسیر آنها در یک نشریه روزانه، دوره یی، خبرگزاری یا رسانه دیگر است.
همچنان که می دانیم در دنیا رویکردهای متفاوتی درباره تعریف روزنامه نگار حرفه یی وجود دارد. برخی کشورها همچون امریکا و سوئد چنین تعریفی را ضروری ندانسته اند، در مقابل برخی کشورهای دیگر همچون فرانسه و هندوستان در قوانین خود تعریفی از روزنامه نگار حرفه یی به دست دادهاند.
طبیعی است که تفاوت در این رویکردها و نیز تفاوت در جزئیات تعریف ها مبتنی بر وضعیت های مشخص اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است.
ما با این فرض، و نه قطعیت که شرایط مشخص کشورمان ایجاب می کند که روزنامه نگاران حرفه یی تعریف مشخصی در قانون داشته باشند، بحث را ادامه می دهیم و عجالتاً از توضیح نظر کسانی می پرهیزیم که معتقدند این گونه تعاریف و تجویز های مبتنی بر آن، گرته برداری از مناسبات و قوانین کشورهای دیگر است و نه تنها گره یی از مشکلات روزنامه نگاری ایران نمی گشاید، بلکه در نبود زمینه های واقعی تامین حقوق روزنامه نگاران و با سپردن تکلیف کار به دست دولت، چیزی از روزنامه نگاری حرفه یی باقی نخواهد ماند.
با وجود شباهت، تعریف ارائه شده از روزنامه نگار حرفه یی در پیش نویس با تعریف فرانسویان تفاوت هایی دارد. در فرانسه، صفت حرفه یی به روزنامه نگاری اطلاق می شود که شغل «اصلی»، «مرتب» و «با اجرت» او کار در یک یا چند نشریه روزانه یا یک یا چند خبرگزاری است و منابع اصلی درآمد خود را از این طریق به دست میآورد.
همچنان که ملاحظه می شود تفاوت اصلی تعریف پیش نویس با تعریف فرانسوی، در فراز نخست، معطوف به درآمد است.
در واقع در قوانین فرانسه:
1- روزنامه نگاری باید شغلی با اجرت برای روزنامه نگار باشد.
2- این اجرت باید چنان باشد که منبع اصلی درآمد روزنامه نگار را تشکیل دهد.
این دو شرط در تعریف روزنامه نگار حرفهیی ایرانی ملحوظ نشده است.
اما چگونه می توان بدون در نظر گرفتن میزان درآمد و نقشی که تامین این درآمد در منابع مالی یک روزنامه نگار دارد به اینکه روزنامه نگاری شغل اصلی اوست، پی برد؟ اینکه او چند ساعت از روز را در یک روزنامه می گذراند؟ میزان یا کیفیت مطالبی که تولید می کند؟ قراردادی که ارائه می دهد؟ سوگندی که ادا می کند؟ و یا چیزهای دیگر؟ هر کدام را که ملاک قرار دهیم، راه به جایی نمی بریم. خصوصاً اینکه قرار است انطباق این ویژگی ها با روزنامه نگار به دولت واگذار شود.
اما آیا اساساً می توان به حرفه یی بودن یک نفر اندیشید، اما به اینکه منبع اصلی درآمد او چیست بی توجه بود؟
ممکن است در رد ضرورت برخورداری از دستمزد روزنامه نگارانه در تامین منابع مالی چنین استدلال شده باشد که در ایران هستند روزنامه نگاران صاحب نامی که درآمدشان را از محلی جز روزنامه نگاری تامین می کنند. این سخن کاملاً درست است و من خود افتخار همکاری با چند تنی از این روزنامه نگاران را داشته ام. اما:
فرق است میان روزنامه نگار صاحب نام با روزنامه نگار حرفه یی. می دانم که گاه روزنامه نگاران صاحب نام کشورمان بیش از روزنامه نگاران حرفه یی دغدغه روزنامه نگاری داشته اند، اما این را نیز آموخته ام که در کشور ما در پاره یی موردها صاحب نام شدن الزاماً به معنای تعلق حرفه یی و دانش و روش حرفه یی نیست.
فرق است میان روزنامه نگار حرفه یی و روزنامه نگار صاحب نام با کسانی که فارغ از موضوع دستمزد صرفاً برای پر کردن اوقات فراغت خود به کار روزنامه نگاری روی می آورند و با یافتن شغل یا پاتوق سرگرم کننده تر، وزیدن نخستین بادهای ناموافق، یا دستیابی به امکانات و موقعیت هایی که حضور در تحریریه ها برای ایشان فراهم ساخته، حرفه را رها میکنند.
- فرق است میان روزنامه نگار حرفه یی و روزنامه نگارانی که درآمدشان را از محل های دیگر تامین می کنند و بنابراین در بزنگاه های تولید و کار هیچ خدایی را بنده نیستند، هر گاه که خواستند و با هر کیفیتی کارشان را ارائه می دهند و یا نمی دهند و به اینکه تنها حربه شما برای پیشبرد کار دستمزد است، پوزخند میزنند.
- و البته فرق است بین روزنامه نگاری که در یک نشریه مستقل کار می کند و در معرض انواع تهدیدهاست، اما بدون دریافت دستمزد برای ماندگاری رسانه اش می کوشد با روزنامه نگاری که در نشریه متعلق به دولت کار می کند و دغدغه شغلی کمتری دارد، همچنان که فرق است بین روزنامه نگاری که در یک نشریه دولتی کار می کند و مستظهر به خط سیاسی مدیر رسانه است و روزنامه نگاری که در همان نشریه خود را وقف خدمت به مردم می کند و در اندیشه ارتقای کیفی خود و حرفه روزنامه نگاری است و...
همین گونه است درباره صفت «مستمر». در جامعه یی که دارای نظام دریافت مجوز است و اعطا یا عدم اعطای مجوز، به ویژه برای روزنامه و خبرگزاری، به مقتضیات سیاسی بستگی دارد و نیز تعطیل (به دلایل گوناگون) و توقیف رسانه های خبری، حتی قبل از تشکیل دادگاه، امری قابل انتظار است، چگونه می توان مستمر بودن فعالیت را برای حرفه یی خواندن دست کم بخشی از جامعه مطبوعات، خصوصاً کسانی که در نشریات خبری و درگیر کار می کنند، ضروری دانست؟ مصداق ها از قطع و وصل شدن فعالیت های مطبوعاتی و رسانه یی روزنامه نگاران حرفه یی در کشورمان چندان فراوان است که ما را از آوردن شاهد بی نیاز میکند.
در فرانسه که از شرط فعالیت «مرتب» برای اطلاق حرفه یی به یک روزنامه نگار سخن به میان می آید سال هاست که روزنامه یی توقیف نشده، نظام اعطای امتیاز وجود ندارد، روزنامه نگاران تهدید نمی شوند، حقوق شان تکافوی زندگی شان را می کند، خبری از ریز و درشت کردن و خودی و غیرخودی کردن مطبوعات و روزنامه نگاران نیست، روزنامه نگاران و مطبوعات عامل تفرقه و توطئه قلمداد نمی شود، خبرنگاران به خطاهای کوچک اخراج و یا زندانی نمی شوند و... در یک کلام موانع فعالیت مرتب اندکند و در ایران موانع فعالیت مستمر فراوان، مگر آنکه تصور شود چنین آئین نامه یی خواهد توانست این معضلات را ریشه کن کند.
بدین ترتیب حتی اگر به ضرورت تعریف روزنامه نگار قائلیم باید در مقام ارائه تعریف از روزنامه نگار حرفه یی واقعیت های مشخص جامعه خود را در نظر بگیریم و از گرته برداری، آن هم ناقص، در جزییات تعریف جداً پرهیز کنیم. اما در بخش دیگری از این تعریف به اینکه فعالیت روزنامه نگاری «اساساً فکری» است اشاره شده است. ماهیت فکری و آگاهی بخش کار روزنامه نگاری در متون توضیح دهنده فعالیت حرفه یی روزنامه نگاران فرانسوی نیز وجود دارد. بحثی منطقی نیز هست. اما در تعریف قانونی آنان از روزنامه نگاری مورد تاکید قرار نگرفته است: به ویژه از آن رو که روزنامه نگاران گاه ناچارند برای پوشش اخبار و رخدادهای مورد نظر خود فعالیت جسمی فراوانی داشته باشند. در پوشش خبر حمله امریکا به عراق خبرنگاران فراوانی جان خود را از دست دادند. منفجر شدن در میدان مین و یا کشته شدن بر اثر اصابت موشک و گلوله و نیز ضرب و شتم به هنگام پوشش تظاهرات، درک مفهوم «اساساً فکری» را پیچیده می کند. این در حالی است که قانون باید عاری از ابهام باشد. بنابراین در کاربرد این عبارت باید دقت کرد.
در سطوح دیگر نیز چنین است. خبرنگاران ورزشی ، خبرنگاران علمی و طبیعت، خبرنگاران حوادث که به محیط های مصیبت زده اعزام می شوند، خبرنگاران جنگ و در این میان به ویژه خبرنگاران عکاس و فیلمبردار در کار خود با مشقت های فراوان جسمی مواجهند و کارشان با چنین فعالیت هایی عجین است.
عبارت مورد توجه دیگر در این بند «تهیه، تنظیم، ارائه اخبار وقایع جاری و تحلیل و تفسیر» است. همچنان که می دانیم هم اکنون شمار زیادی از مطبوعات به موضوعات مربوط به سبک زندگی اختصاص دارند. از آن جمله اند: نشریات تزئینات داخلی، شکار، ماهیگیری، طبیعت، آشپزی، مد، عکس، شعر و داستان، روانشناسی و... که نقطه عزیمت شان در طرح موضوعات الزاماً «اخبار وقایع جاری و تحلیل آنها نیست». همچنین اند نشریات کاملاً نظری در حوزه های دین، فلسفه و عرفان که کمتر اخبار روز مضمون آنها را به خود اختصاص می دهد. تکلیف این گونه نشریات چیست؟ آیا حتی اگر این نشریات به لحاظ شمارگان، پرتیراژ و برخوردار از درآمد مناسب باشند، و روزنامه نگار تمام فعالیت خود را وقف آنها کند، یک باره از گردونه نشریات حرفه یی و روزنامه نگاران شان از شمار روزنامه نگاران حرفه یی خارج میشوند؟
در عین حال روشن نیست، با توجه به تفکیک خبر، گزارش، مصاحبه، مقاله، میزگرد و ... در تقسیم کار تحریریه ها بخش دوم این فراز، گزارشگران و مصاحبه کنندگان را نیز در بر می گیرد یا نه.
اما درباره عبارت پایانی این بند یعنی «در یک نشریه روزانه، دوره یی، خبرگزاری یا رسانه دیگر» نکته یی درخور توجه وجود دارد و آن اینکه رادیو و تلویزیون، شبکه های پخش مستقیم و رسانه های آنلاین، همگی تحت عنوان «رسانه دیگر» جمع زده شده اند و خیال ها از موضوعات مطرح درباره هر کدام یک باره آسوده گشته است. البته این شیوه، یعنی درهم آمیختن عامدانه موضوعات برای پرهیز از پیامدهای بعدی، امری کاملاً منطبق بر شرایط مشخص ایران است. طبیعی است که تدوین کنندگان این پیش نویس به خوبی واقفند که وزارت ارشاد و دولت نه می توانند آئین نامه یی معطوف به خبرنگاران رادیو و تلویزیون بنویسند و نه حتی اگر چنین کنند، سازمان صدا و سیما به تصمیم آنها توجهی خواهد کرد. بنابراین چاره ایرانی کار همین است. اما این متن، هنگامی که عنوان آئین نامه کار حرفه یی روزنامه نگاری بر آن نهاده می شود، باید خود را جوابگوی کسانی بداند که در رادیو و تلویزیون به صورت حرفه یی در کار تولید محتوای خبرنگارانهاند. اگر این اصل را بپذیریم دشواری ها نمایان می شوند، برای مثال:
-تکلیف گوینده خبر چیست؟
-تکلیف مجری میزگردهای تلویزیونی و رادیویی چیست؟
اگر عکاس خبرنگار است، صدابردار، فیلمبردار، تدوین کننده، کارگردان و ... برنامه های خبری چه هستند؟
همچنین است در روزنامه نگاری آنلاین
در ابتدای ماده 2 آئین نامه به فهرست «همکاران مستقیم تحریریه مطبوعات و خبرگزاری ها» پرداخته شده و در فراز پایانی نیز بار دیگر «مشاغل هم طراز در دیگر رسانه ها» مورد توجه قرار گرفته است: غافل از اینکه سیر تحولات فنی و ماهوی، روزنامه نگاری امروز را به پدیده یی چندرسانه یی تبدیل کرده است. تنها کافی است به سایت یکی دو روزنامه مطرح دنیا مراجعه کرد و دریافت متن، عکس، صدا، تصویر و گرافیک اطلاع رسان اجزای لاینفک روزنامه نگاری امروز جهانند و بسنده کردن به تولید متن در فعالیت های مطبوعات و خبرگزاری ها موضوعی تاریخی سپری شده است. بدین معنی که حتی اگر همکاران محترم، برای گریز از اتهام دخالت در امور صدا و سیمای جمهوری اسلامی، برخی مشاغل را در تعریف خود نادیده انگاشته اند، مقدرات روزنامه نگاری چندرسانه یی، ضعف تعریف و طبقه بندی آنان را بسیار زود آشکار خواهد کرد. به راستی با توجه به توسعه و پیشرفت روزنامه نگاری چندرسانه یی عمر این آئین نامه چقدر پیش بینی شده است؟
در عین حال در همین ماده، گرافیست ها و دبیران هنری مطبوعات از شمول همکاران مستقیم تحریریه ها خارج شده اند که دلیل آن نامشخص است.
اما در تبصره این ماده کسانی از شمول روزنامه نگاران حرفه یی خارج شده اند: از آن جمله اند: همکاران تولید آگهی نامه ها و پاورقی نویسان و داستان نویسان. در این رویکرد چند نکته قابل تامل وجود دارد. در مورد نخست تنها یادآور می شوم که روند مهمی از تولید نشریات رایگان در جهان در جریان است. بخش اعظم صفحات این نشریات، به آگهی اختصاص دارد و درآمد آنها از محل همین آگهی ها تامین می شود. باید دانست که حتی موسسات مطبوعاتی بزرگ و معتبری در دنیا، برای اینکه بتوانند به حیات خود ادامه دهند، در کنار تولید نشریه اصلی شان به تولید روزنامه های رایگان روی آورده اند. جالب است بدانیم که بر عناوین و شمارگان این نشریات نیز روز به روز افزوده می شود. همکاران تحریری این نشریات در کشور خود به عنوان روزنامه نگار حرفه یی شناخته می شوند، چون کار آنها اتفاقاً تولید محتوای خبری، البته به زبان خاص این گونه نشریات است. این روند نیز مقدر است و به نظر می رسد ما نیز نتوانیم خود را از آن برکنار بداریم. مقصود اینکه در تعیین مصداق «همکاران آگهی نامه» ها باید به این روند توجه داشت.
همچنین است درباره داستان نویسان و پاورقی نویسان. اینجا نیز باید با تامل و دقت از کاربرد کلمه های کلی اجتناب کرد. روزنامه نگاران به همکاری کسانی چون همینگوی، اشتن بک، مارکز و بسیاری از نویسندگان بزرگ دیگر دنیا مباهات میکنند!
در ماده 2 بیان گردیده:
کارگر از لحاظ این قانون کسی است که به هر عنوان در مقابل دریافت حق السعی اعم از مزد، حقوق، سهم و سایر مزایا به درخواست کارفرما کار میکند.
و ماده 3 در تعریف کارفرما مقرر میدارد:
کارفرما شخصی است حقیقی یا حقوقی که کارگر به درخواست و به حساب او در مقابل دریافت حق السعی کار می کند. به این ترتیب آیا جز این است که با تعیین چارچوب قانون کار بر قرارداد های استخدامی روزنامه نگاران یک باره و به دست خود تمام استدلال هایی که در نابسنده بودن مناسبات کارگری و کارفرمایی میان روزنامه نگاران و مدیران مطبوعات سرشته ایم از میان میبریم؟
ماده 3، ورود روزنامه نگار را به کار حرفه یی منوط به انعقاد قرارداد میان وی و یک نشریه یا موسسه رسانه یی دیگر می داند و بلافاصله در تبصره یک این ماده انعقاد قرارداد در چارچوب قانون کار و مقررات جاری کشور را با قید «باید»، الزامی میداند.
از این ماده و تبصره یک آن به چه نکته هایی پی میبریم؟
1- بر این نکته تاکید می کنم: ورود فرد به کار حرفه یی بلافاصله با انعقاد قرارداد میان وی و یک نشریه یا موسسه رسانه یی آغاز می شود. چرا می گویم بلافاصله برای اینکه در تبصره 2 ماده 8 خبرنگاران کارآموز نیز از جمله روزنامه نگاران حرفه یی شمرده شدهاند.
البته در خود ماده 8 بر اینکه روزنامه نگاران مشمول ماده 2 حرفه یی محسوب می شوند تاکید شده است. یعنی کسانی که شغل اصلی و مستمر آنها روزنامه نگاری است. اما:
الف) وقتی کارآموزی به عنوان حرفه یی گری تلقی می شود، مگر سابقه یی وجود دارد که بتوان به مستمر بودن آن پی برد؟
ب) مگر در قرارداد کار با یک نشریه یا موسسه رسانه یی به کارهای دیگری که فرد به آنها نیز اشتغال دارد اشاره می شود تا دریابیم شغل اصلی او روزنامه نگاری است؟
طبعاً پاسخ هر دو پرسش منفی است. بنابراین یک امکان باقی می ماند: قرارداد. به بیان دیگر می توان گفت که هر کس در هر سطحی، با هر میزان سابقه و هر میزان سهم از درآمد و البته داشتن مدرک تحصیلی حداقل دیپلم، به شرط آنکه قراردادی با یک نشریه یا سازمان رسانه یی ارائه دهد می تواند خود را روزنامه نگار حرفه یی بداند. (البته از سطح کارآموز تا روزنامه نگار ارشد)
حال به سراغ تبصره یک این ماده برویم و اینکه قرارداد روزنامه نگار با موسسه محل اشتغال حرفه یی او باید در چارچوب قانون کار و مقررات جاری کشور باشد. ببینیم ماده 7 قانون کار در تعریف قرارداد کار چه می گوید: قرارداد کار عبارت است از قرارداد کتبی یا شفاهی که به موجب آن کارگر در قبال دریافت حق السعی کاری را برای مدت موقت یا مدت غیرموقت برای کارفرما انجام میدهد.
میبینید که چقدر تبدیل شدن به روزنامه نگار حرفه یی آسان گرفته شده است. بر اساس این تعریف برای اثبات ورود به عرصه حرفه یی گری حتی نیاز به قرارداد مکتوب هم نیست و می توان به قرار شفاهی میان روزنامه نگار و مدیر یا به تعبیر قانون کار میان کارگر و کارفرما، اکتفا کرد.