تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۱  ، 
کد خبر : ۱۰۴۹۷۱

ولایت مطلقه فقیه از نظریه تا واقعیت

سعید دادخواه اشاره: کتاب ولایت فقیه در نزد بسیاری از محققین، مشهورترین نوشتار سیاسی امام (ره) در باب ولایت فقیه و حکومت اسلامی است و در عین حال بسیاری به اشتباه آغاز طرح حکومت اسلامی و نظریه ولایت فقیه ایشان را به این کتاب نسبت می دهند، کتاب مزبور در حقیقت رساله 12 جلسه درس امام (ره) به طلاب است که در ایام تبعید در نجف ارائه گردیده و توسط بعضی از یاران و شاگردان به صورت کتاب حاضر تدوین شده است. ویژگی ارائه نظریه ولایت مطلقه فقیه در کتاب مزبور، صراحت تبیین و تفصیل بیشتر آن است و همین خصوصیات باعث آن گشته که اکثرا این کتاب و تاریخ انتشار آن را به عنوان سرآغاز نظریه حکومت اسلامی و ولایت فقیه تصور نمایند، در حالی که نظریه ولایت فقیه و بیان اطلاق آن در یک ربع قرن پیش از این مقطع (1348) هـ .ش در کتاب کشف الاسرار مورد اشاره قرار گرفته است در واقع ویژگی و اهمیت کتاب ولایت فقیه امام (ره) در این مطلب نهفته است که برای اولین بار شعار تشکیل حکومت اسلامی تحت زعامت ولایت مطلقه فقیه، از قالب مباحث نظری و معمول حوزه های آن زمان خارج شد و با تبیین یک مرجع مبارز و زمان شناس، عنوان شعار مبارزاتی یافت و به شکلی ملموس، مدل و چارچوبی عملی در مقابل امت و مبارزین مسلمان قرار گرفت و آنان را به سوی آن رهنمون ساخت، لذا بر آن شدیم تا به بررسی نقاط برجسته این کتاب و چگونگی نظریه پردازی امام (ره) بپردازیم.

الف) هنر اصلی امام (ره) در این کتاب
هنر اصلی امام (ره) در این کتاب چیست؟ چه چیزی در این کتاب از مرز اثبات ولایت فقیه به خوبی می گذرد و ضمن تبیین وظایف فقیه، مفهوم ولایت را تقریبا معادل مفهوم حکومت (اعمال مشروع قوای حاکمه از سوی حکومت) می گیرد. ایشان نه تنها ولایت را مرادف یا متضمن حکومت مطرح می کنند، بلکه مسئله حکومت در اسلام را بدیهی میدانند.
در واقع امام (ره) با مبتنی کردن نظریه سیاسی ، خود بر آموزه ولایت فقیه و بدیهی تلقی کردن این ابتنا می کوشد تا ضمن عبور از این مرحله، راهی را به رهایی بگشاید و چگونگی تشکیل حکومت اسلامی را به عنوان استراتژی رهایی، طرح ریزی کند.
هنر اصلی امام (ره) در این کتاب دوران ساز این است که با کند و کاو شرایط تاریخی ایران و بلاد اسلامی شروع می کند، سپس وضعیت کنونی ایران و دیگر بلاد اسلامی را تجزیه و تحلیل می کند و آنگاه در پیوند با تصور همگانی از وضعیت مطلوب، به طرح استراتژی، تشکیل حکومت اسلامی در سال های پایانی دهه 40 می پردازد و آن را به عنوان حلقه مکمل وقایع ایران پیشنهاد می‌کند.
هنر دیگر امام (ره) در این کتاب این است که تنها به طرح مسئله یا جستجوی پاسخ اکتفا نمی کند بلکه پس از طرح پرسش های چرایی و چیستی حکومت اسلا می، به چگونگی تشکیل حکومت اسلامی نیز می‌پردازد.
در پایان هنر اصلی امام (ره) این است که نظریه سیاسی خود را بر آموزه ولایت فقیه مبتنی می کند و مقدمات این امر را به طور کامل به انجام می رساند و البته یکی از این مقدمات تقویت معانی مفهوم ولایت است تا آنجا که بتوان آن را همسنگ حکومت در نظریه های سیاسی قرار داد و این تقویت و توسعه معنایی در شرایط تاریخی ایران و جهان و در طنین با واقعیت های سیاسی، اجتماعی ایران صورت می گیرد تا شاید راهی به رهایی بگشاید و چنین شد.
ب) نظم هندسی ذهن امام در نظریه‌پردازی
مباحث کتاب حکومت اسلامی، در عین ساده بودن و ساده نمودن، دارای یک نظم فطری و منطق ساده بسیار منظم هستند. شاید نظم کتاب آن گونه که شهید بهشتی، نظم طاغوتی می نامد، نباشد اما بی شک پاسخگوی نیازهای مبارزان راه آزادی و استقلال و مجاهدان راه حق و عدالت است. امام برای این مهم، در ابتدای بحث ها، شرایط تاریخی انحطاط سیاسی را بررسی و تعدیل می کند. آنگاه به وضعیت کنونی ایران می پردازد و ضمن تعلیل شرایط نامطلوب کنونی، به ترسیم وضعیت مطلوب می پردازد. پس از این سه مرحله است که در پاسخ به سوال چه باید کرد؟ حکومت اسلامی و مبارزه برای تشکیل حکومت اسلامی را مطرح می‌کند.
در واقع ایشان با بررسی داشته ها و بایسته ها، هم نهاد حکومت اسلامی را قابل طرح می یابند و این طنین سه گانه داشته ها، بایسته ها و خواسته ها در شرایط تاریخی ایران و جهان مطرح می شود تا بهترین نتیجه را داشته باشد.
استدلال‌هایی که امام به کار می برند، نه به صورت مستقیم بلکه در قالب ابهام زدایی و رفع تردید از بداهت مطرح می شوند. امام در این مرحله به عوامل پوشاننده بداهت می پردازند و شرایط تاریخی، اجتماعی مسلمین و حوزه های علمیه و دسیسه های استعمار را از مهمترین عوامل پوشیده شدن بداهت ضرورت و حکومت در اسلام می شمرند. امام می کوشد تا مویداتی را برای رفع تردید و ابهام زدایی از حقیقت امر ارائه کند و پس از آنکه ضرورت تشکیل حکومت اثبات گردید یا به تعبیر صحیح تر از غبار تردید رها شد، نوبت به چیستی حکومت اسلامی می رسد. امام (ره) ضمن تاکید بر اختلاف حکومت اسلامی با حکومت های استبدادی، مطلقه، شاهنشاهی و حتی مشروطه - که دیگر جز نامی از آن باقی نمانده - به طرح مقدماتی این سوال می پردازد و در پایان پس از یک بررسی اجمالی چنین می گوید: ما اصل موضوع را طرح کردیم و لازم است نسل حاضر و نسل آینده در اطراف آن بحث کنندو از طلاب و یارانش می خواهد که این مطالب را به مردم برسانید و آنان را رشد فکری و سیاسی دهید.
آنچه ذهن امام (ره) را به عنوان یک رهبر به خود مشغول داشته، جستجوی راهی برای تحقق آرمان های مبارزه است و به همین دلیل به دلایل منطقی و نیز به دلیل شوق مبارزاتی به آن اهتمام می‌ورزد.
پس از چیستی، نوبت به چگونگی می رسد، آیا امام (ره) که فقه را برنامه عملی اراده انسان و شئونات او از گهواره تا گور می داند،می تواند خود را از این مرحله راضی کند و از ارائه برنامه عملی برای تشکیل حکومت اسلامی سرباز زند؟ مطمئنا پاسخ منفی است، پس امام (ره) با مهارت یک رهبر سیاسی طراز اول، استراتژی های مبارزه را یک به یک مطرح می‌کند.
درخشندگی این کتاب 2 عامل دارد: یکی منطق بسیط و ساده و استدلال های غیر پیچیده که فهم کتاب را حتی برای مبارزان عادی آسان می کند و دیگری نظم فطری مباحث کتاب که در زیر بنای مباحثه کتاب و سیر منطقی مباحث مطرح شده، نظمی پولادین و خدشه ناپذیر را به ارباب نظر نشان می دهد. چنان که علمای طراز اول مبارزان همچون ربانی شیرازی، مشکینی، شهید بهشتی را به حمایت از این کتاب برمی‌انگیزد.
ج) بداهت یعنی چه؟
بداهت امام (ره) در ابتدای بحث از ولایت فقیه، در همان صفحه نخست کتاب، ولایت فقیه را امری بدیهی می شمرد که چندان به برهان نیاز ندارد. عده ای گمان کرده اند که بداهت یا بدیهی بودن ولایت فقیه در نظر اسلام، از جنس گزاره های بدیهی در فلسفه است، مثل بزرگتر بودن کل از جزء (در حکمت نظری) و وجوب اکرام منعم (در حکمت عملی) اما این ادعا صحیح نیست زیرا امام (ره) در همین کتاب، ولایت فقیه را از امور اعتباری عقلایی می دانند و اما واقعا بداهت مورد نظر امام چیست؟
خود ایشان می گویند: به این معنی که هر کس عقاید و احکام اسلام را حتی اجمالا دریافته باشد چون به ولایت فقیه برسد و آن را به تصور درآورد، بی درنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت. امام خمینی در این کتاب ولایت را معادل مفهوم حکومت (به معنای اعمال مشروع قوای حاکمه توسط حاکمیت) در نظر می گرفتند و ولایت را متضمن مفهوم حکومت می دانستند، معتقد به ولایت هستیم و اعتقاد به ضرورت و تشکیل حکومت و برقراری دستگاه اجرا و اداره جزئی از ولایت است. چنان که مبارزه و کوشش برای آن از اعتقاد به ولایت است.
در مجموع می توان گفت که اهم استدلال امام (ره) در تائید بداهت حکومت اسلامی (یا ولایت فقیه) استدلال هایی است که در بردارنده تحلیل و تعلیل های تاریخی و رویکرد کل انگارانه و وحدت باورانه به تعالیم اجتماعی اسلام است. اگر بتوانیم پرسش دیگری را در ارتباط با پرسش حاضر مطرح کنیم، شاید به پاسخ نزدیک شویم. سوال این است که چرا خیل فقهایی که به ولایت فقیه اعتقاد داشتند، هیچگونه نظریه پردازی برای حکومت اسلامی و تلاش برای تشکیل حکومت نیست و تمام مجبور می شود در اواخر دهه 40 برای از بین بردن این اعتقاد تاریخی فقها چنین بگوید که باید به ضرورت تشکیل حکومت معتقد باشیم و باید کوشش کنیم که دستگاه اجرای احکام و اداره امور واقع برقرار شود. مبارزه در راه تشکیل حکومت اسلامی، لازمه اعتقاد به ولایت است. امام با نگاهی تاریخی به مسئله معتقد است که اصل، بداهت است و انحراف، بعدا ایجاد شده است. امام با استناد به سنت رسول اکرم (ص) و نیز ارکان عمومی مسلمین صدر اسلام نظر خود را به تائید می رساند و آنگاه می کوشد تا حکومت را به عنوان حکم، ضروری و بدیهی عقلی برای مجموعه الزام آور عقاید و احکام اسلامی مطرح کند.
رویکرد تاریخی امام و استناد ایشان به فهم عمومی مسلمین صدر اسلام و نیز اشاره ایشان به کلیت مجموعه عقاید (جهان بینی) و احکام (ایدئولوژی) اسلامی، همه روش هایی هستند که کمتر از سوی فقها به کار گرفته می‌شوند.
همچنین ایشان بر رابطه ضروری بین اهداف اسلام (از قبیل حق، آزادی، عدالت، استقلال معنویت و حیات انسانی) و حکومت تاکید می کند و در اختیار گرفتن حکومت را مقدمه واجب برای تامین این هدف ها برمی شمرند. لذا هدف وسطی حکومت اسلامی را از اجرای این احکام می دانند و ایشان معتقد بودند که اسلام عبارت است از یک نظام حکومتی با همه شئون و ابعاد آن، که در این صورت، احکام اسلامی همانا قوانین آن نظام حکومتی است و در واقع یکی از شئون آن محسوب می شود و اصولا احکام مطلوبیت ذاتی ندارند بلکه وسایل و ادواتی هستند که جهت اجرای صحیح حکومت اسلامی و گسترش قسط و عدالت در جامعه به کار می روند. به نظر می رسد رویکرد تاریخی و کل انگارانه امام به تاسیس نهادهای حکومتی و اجتماعی از سوی اسلام، آنگاه به تصور موسع امام از ولایت که به تعبیر ایشان متضمن اعتقاد به ضرورت تشکیل حکومت نیز هست، همین امر زمینه را فراهم می کند تا ولایت و حکومت را بدیهی شمرند.
از سویی دیگر در پی شکست انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت و نهضت 15 خرداد، انسداد دیگر راههای تضمین کننده تامین اهداف اسلام (مانند نظریه میرزای نائینی راه مسالمت آمیز آیت الله طالقانی در تاکید بر قانون اساسی مشروطه) در سالهای پایانی دهه 40 بیش از پیش در چشم ها جلوه می کرد و مویدی دیگر بر این اعتقاد بود که ولایت باید به گونه ای فهم شود که حکومت را متضمن شود و قوای حکومت را از مقابله با اهداف اسلام (از قبیل آنچه که در بالا ذکر کردیم) منحرف سازد و بلکه آن قوا در راه تامین هر چه بیشتر اهداف اسلام به کار گیرد. امام ترجیح می داد به جای چانه زدن بر سر آزادی انتخاب پارلمانی تاکید بر ضرورت اجرای قانون اسای مشروطه، طرحی در اندازد و فهمی از ولایت را سامان دهد که خود در بردارنده این خواسته ها، علاوه بر دیگر خواسته های مبارزین باشد. علاوه بر سه عامل فوق که زمینه را برای بداهت حکومت اسلامی فراهم می کند، طنین مبارزه و تئوری پردازی است که همچون حلقه این نگین را در بر می گیرد. نباید فراموش کرد که امام این مباحث را در سال های پایانی دهه 40 در تبعید و در شرایطی که رژیم طاغوتی شاه راه هرگونه برون رفت و تعقیب اهداف اصلاحی مذهب را سد کرده بود، مطرح کردند. قطعا طنین مبارزه در تئوری پردازی امام (ره) دیده می شود و از همین روست اگر می بینیم تئوری امام در ابتدای نظریه سیاسی اسلام بر آموزه ولایت فقیه از سوی اکثر طیف های مبارزین پذیرفته می شود و مبنای مبارزه و تلاش برای سرنگونی رژیم شاه قرار می‌گیرد.
و) مبارزه و جایگاه آن در نظریه‌پردازی امام (ره)
آنچه امام را در بین فقها و حکمای متاخر برجسته می کند و جایگاهی رفیع و بی مانند به او می بخشد، توجه ایشان به شئون عملی حکمت است. در حالی که پس از افول تمدن اسلامی حکما و فقها، توجه خود را از حکمت عملی به حکمت نظری متمایل و محدود می کردند و در حکمت نظری نیز دورترین شاخه ها از عرصه عمل را برای مطالعه برمی گزیدند. امام (ره) دقیقا برخلاف این روند می اندیشید و عمل می کرد. تا آنجا که به شاگردان خویش توصیه می کند آخر شما باید بیدار شوید، به فکر علاج بدیختی های مردم باشید.
مباحثه به تنهایی فایده ندارد. مسئله گفتن به تنهایی دردها را دوا نمی کند ... خودتان را تا این اندازه مهمل بار نیاورید. شما با این اهمال کاری ها می خواهید که ملائکه بالشان را در زیر پای امیرالمومنین (ع) پهن کنند، چون مردی است که به درد اسلام می خورد، اسلام را بزرگ می کند. این نشانه نهایت توجه به عمل و مبارزه است. در این کتاب دوران ساز نیز توجه امام (ره) به چگونگی تشکیل حکومت اسلامی، توجهی تام و تاثیرگذار است. امام در این کتاب همچون حکیمی که مصمم به گشودن راهی در عرصه حکمت عملی اسلامی است، می کوشد تا در نظریه پردازی خود پرسش چگونگی تشکیل حکومت اسلامی را نیز مطرح کند؛ چیزی که حتی ملااحمد نراقی و میرزای نائینی پیرامون آن سخنی نگفته بودند. شاید بتوان گفت پرسش از چیستی حکومت اسلامی کوچکترین بخش کتاب است و کمترین حجم تحلیل و پردازش را به خود اختصاص می دهد زیرا امام این وظیفه را در اصل، مربوط به دیگران می داند می فرماید: ما اصل موضوع را طرح کردیم و لازم است نسل حاضر و آینده در اطراف آن بحث و فکر نمایند و راه به دست آوردن آن را پیدا کنند و انشاءالله تعالی کیفیت تشکیل و سایر متفرعات آن را با مشورت و تبادل نظر به دست بیاورند اما ترجیح می دهد وارد پرسش از چیستی نشود شاید از آن رو که می خواهد از قیل و قال این عرصه برهاند زیرا او آخر یک رهبر است.
رهبر یک انقلاب با طیف های مختلف و بعضا متفاوت و متضاد. بیشتر سعی ا مام بر این است که پرسش از چرایی حکومت اسلامی را - که مغفول عنه واقع شده - مطرح کند و از آنجا به چگونگی برسد. از همین روست که اگر در پاسخ به چرایی تشکیل حکومت اسلامی، آن را بدیهی شمرد و ادعای ضرورت و بداهت می کند درو اقع نظم کتاب به گونه ای که حتی اگر فصل های میانی کتاب حذب شوند، فصل نخست و فصل پایانی خود گویای تمامی دغدغه امام - به عنوان رهبر انقلاب - هستند و فصل اول به طرح بداهت حکومت اسلامی می پردازد و تاملاتی تاریخی پیرامون عوامل پوشاننده بداهت است و فصل آخر به چگونگی حکومت اسلامی و طرح ریزی برنامه مبارزه پرداخته است. حتی آنجا که امام در حال طرح پرسش از چیستی حکومت اسلامی است تکیه و تاکید بیشتر بر نشان دادن تفاوت های شیوه حکومت در اسلام و شیوه حکومت های پادشاهی استبدادی مطلقه، سلطنتی مشروطه است. امام (ره) می کوشد با تاکید بر این جنبه های اختلاف، ضرورت تلاش برای براندازی این نظام های طاغوتی را اثبات کند به دو دلیل: یکی اینکه این حکومت ها در جهت تضعیف اهداف اسلام (حق، عدالت، آزادی، استقلال، معنویت و حیات) عمل می کنند و دیگر اینکه راه را بر اعمال قوای حکومت اسلامی و تحقق اهداف اسلام بسته اند. پس باید سرنگون شوند.
امام در طرح مسئله چیستی حکومت اسلامی نیز به مبارزه می اندیشد و می کوشد تا دیگران دعوت به مبارزه کند و مبارزان را در ادامه راه مصمم سازد. او رهبر انقلاب است. امام (ره) به عنوان شخصیت بزرگی که در شان رهبری و مرجعیت در وجود ایشان به وحدت می رسند، با طرح نظریه حکومت اسلامی بر پایه آموزه ولایت فقیه می کوشد به جایگاه یک ایدئولوگ دست یابد و این شان را در دو شان دیگر ادغام کند. شاید بتوان گفت که زمستان 1348 یکی از سه مرحله ای است که امام می کوشد تا این شان سوم را به دو شان رهبری و مرجعیت ضمیمه کند و البته در هر سه مرحله پیروز می شود. او حالا رهبر، مرجع و ایدئولوگ انقلاب اسلامی ایرن است. پس باید به ضروریات و لوازم این نظریه پردازی ملتزم باشد. اولین ضرورت این است که در نظریه پردازی توجه تام و تمام به شرایط تاریخی، اجتماعی و واقعیت های سیاسی روز و ضرورت های عمل سیاسی د اشته باشد. در همین راستا امام می کوشد تا با رویکردی تاریخی به مشکلات ایران و جهان اسلام و کاویدن وضعیت کنونی کشور در مقام یک ایدئولوگ ظاهر شود و راه برون رفت از استبداد سرد شاهنشاهی را جستجو کند و امام (ره) چنان این وظیفه را به انجام می رساند که در تاریخ نظریه پردازی جهان اسلام قطعا بی نظیر است در شرایطی که رژیم شاهنشاهی با سلطه دستگاه ا هریمنی امنیتی خود یعنی ساواک و هم پیمانی با قدرت های جهانی و منطقه ای می کوشد راه را بر هر گونه حرکت مخالفان ببندد. امام - به عنوان رهبر انقلاب - نگاه مردد و مضطرب خیل مبارزان را حس می کند که به او می نگرند. او باید راهی از این کوچه بن بست استبداد بیاید اما هرگونه مصالحه با رژیم طاغوتی ممتنع است. همه نسخه های قبلی که از سوی علمای مذهبی یا روشنفکران چپ و لیبرال ارائه شده بود، ناکارایی خود را نشان داده بود. رژیم طاغوتی همچون حشره ای موذی نسبت به همه این ابزارهای مخالفان مصونیت یافته است و باید راه متفاوتی را پیش گرفت که رژیم طاغوتی نتواند در مقابل آن هیچ گونه دفاعی به عمل آورد.
اصلاح ناپذیری رژیم طاغوتی که هم اکنون همه به آن ایمان داشتند، ضرورت مبارزه پیگیر برای سرنگونی رژیم را بر همگان روشن کرده است و گروه های مسلح برانداز یکی پس از دیگری کار خود را آغاز می کنند. وجوب ا جتماعی - تاریخی مبارزه در اواخر دهه 40 مبارزه را امری بدیهی و ضروری می سازد و شاید بداهت و ضرورت مبارزه، خود اصلی ترین موید بداهت حکومت اسلامی و ضرورت اعتقاد به ولایت فقیه باشد چرا که اکنون اولا ولایت باید به گونه ای تبیین و فهم شود که متضمن حکومت (به معنی اعمال مشروع قوای حاکم توسط حاکمیت) باشد و ثانیا سد پولادین رژیم طاغوتی شاه راه را بر همه بسته است. اکنون در زمستان 1348 تنها این امام خمینی است که به گونه ای خستگی ناپذیر و شکست ناپذیر رو در روی نظم ظالمان موجود ایستاده است و به گونه ای پیامبرانه 3 شان رهبری، مرجعیت و ایدئولوگ را در خود جمع کرده است و وظیفه همزمان راهبری مبارزه، نظریه پردازی مبارزه و صدور فتاوی مبارزه را بر عهده می گیرد و ضرورت این 3 حوزه را در یکجا جمع می کند و ا ندیشه را در بین چکاچک شمشیرهای مبارزه قرار دهد و این چنین او بزرگترین مرد تاریخ ایران بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات