تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۶  ، 
کد خبر : ۱۰۴۹۸۵

جنگ روانی دشمن و مرعوب شدن برخی مقامات


اصولا در روابط میان طرف های متخاصم ویا رقیب، «جنگ روانی»، حتی در زمان عدم وجود تخاصم آشکار و فعال و یا جنگ، بخش و وجهی لاینفک از تعاملات آنهاست.‌ اما زمانی که جریانات متخاصم در مقابل هم به صف آرایی دست می زنند، جنگ روانی لزوما یک هدف و صورت واحد ندارد بلکه می تواند در خدمت اهداف و مقاصد متفاوتی باشد.
دکتر حسین کچویان در گفتگو با خبرنگار رجانیوز با بیان این مطلب افزود: آنچه در این مرحله از روابط ایران و آمریکا برای ما اهمیت دارد، تشخیص هدف و صورت جریان عملیات یا جنگ روانی اخیر آمریکاست.
در توضیح این مساله این عضو هیات علمی دانشگاه تهران گفت: ما می دانیم که طرف های متخاصم همیشه لزوما در حال نبرد نظامی با هم نیستند و از ابزار نظامی استفاده نمی کنند، اما نمیتوان زمان یا لحظهای را در روابط میان آنها مشخص کرد و یافت که آن‌ها درگیر تخاصمات یا جنگ روانی نباشند. جنگ روانی نه تنها به اعتبار تداوم و استمرار آن در روابط میان طرف های متخاصم از اهمیت و جایگاهی تعیین کننده برخوردار است، بلکه به جهت نقش و کارکردی که در پیروزی و شکست طرفین دارد بی بدیل و فاقد جایگزین می باشد زیرا در روابط انسانی تاثیرگذاری روانی بنیاد و محور کانونی امور است. این بویژه در مورد جنگ صادق است چون جنگ در نهایت نه نبرد تن ها بلکه نبرد اراده‌هاست.
دکتر کچویان عضو و مدیر گروه جامعه شناسی داشکده دانشکده علوم اجتماعی با اشاره به دیدگاههای‌ امیرالمؤمنین(ع) در مورد جنگ که در مواضع مختلفی از نهج البلاغه از جمله در توصیه هایی جنگی به پسرشان ابو حنیفه و یا در تفسیر ایشان از نبرد های صدر اسلام و رمز نصرت مسلمین...(لما رای الله صبرنا فانزل علینا نصر ) منعکس می باشد، قابلیت خسارت پذیری، ظرفیت تحمل مصایب یا سختیهای جنگ.
توان استقامت و اراده جزم برای دستیابی به پیروزی را عنصر اصلی در هر جنگی می داند. از نظر وی این دیدگاه ها که آیات قرانی در مورد عمده نکردن خسارت ها در جنگ(ان یمسسکم قرح فقد مس القوم قرح مثله)، بی تفاوتی نسبت به پیامد های دنیایی(هل ترجون بنا الا احدی الحسنین) و توجه به موازنه‌های راهبردی (ترجون من الله ما لا یرجون) مؤید آن است، از این رو میگوید که شکست و پیروزی در جنگ ها معلول اراده‌هاست.
‌وی خاطرنشان کرد: دیدگاههای متاخر راهبردی در مورد جنگ نیز بر این تاکید دارند که نفس آسیبزدن جسمی و مادی و یا توانایی آن پیروزی را به ارمغان نمیآورد؛ ممکن است طرفی در جنگ آسیب شدیدی ببیند ولی به خاطر عزم جزمی که دارد پیروز شود و بر عکس طرفی به لحاظ نظامی صرف از دست بالا برخوردار باشد، اما بواسطه مشکلات انگیزه ای، فقدان اراده مؤثر و یا آستانه پایین قبول خسارت شکست بخورد و یا حتی در جنگ مادی پیروز باشد ولی به کمک جنگ روانی شکست خورده به نظر برسد.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دکتر کچویان در ادامه با بیان این که جنگهای بسیاری در طول تاریخ (جنگ های صدر اسلام مثل بدر) و از جمله در دوران معاصر(نبرد ویتنام، الجزایر و معاصرترین آنها جنگ تحمیلی) این فهم را عملا تایید کرده است گفت: هدف راهبردی عملیات روانی تاثیرگذاری بر این مولفه های تعیین کننده هر نبرد است و این هدف از طریق تغییر موازنه روانی طرفهای خودی و مقابل در داخل و خارج دنبال می شود به این‌صورت که آنها را در دوجهت تضعیف تا اختلال و فروپاشی کامل روانی از یک سو و تقویت تا مصونیت و شکست ناپذیری روانی از سوی دیگر سوق دهد. وی در ادامه افزود: به صورت کلی جنگ روانی سه صورت دارد.
صورت اول این است که جنگ روانی به خودی خود موضوعیت خاص ندارد بکه بخشی از یک عملیات کلی تر بوده و معمولا عملیات روانی به عنوان مقدمه عملیات نظامی محسوب می شود. در نبردهای سیاسی و یا جنگ نظامی پیروزی علی الاصل منوط به پیروزی روانی در خط اول جبهه عملیاتی(عاملین سیاسی یا نظامی) و پشت جبهه (تدارککنندگان، حمایتکنندگان و تصمیم گیرندگان بیرون از حوزه مستقیم درگیری) است. اگر یک طرف توانست دشمن را به لحاظ روانی در این سطوح مختلف تضعیف و یا متلاشی کند، در فرآیند تصمیم گیری های طرف مقابل اخلال ایجاد کند و نیروهای در صحنه را مردد کند، آن گاه قطعا می تواند در جنگ نظامی هم پیروز شود.
وی افزود: در این حالت از جنگ روانی نیروهای معارض در کل تحت تاثیر عملیات انجام گرفته، تقویت و فعال میشوند و نیروهای خودی دچار تشتت و ضعف میگردند. در این وضع به‌ویژه نیروهای معارض داخلی که خفته و یا تحت مهار بودند با امید به تغییر اوضاع و مداخله خارجی احساس قدرت کرده و در سطوح متفاوتی از مشارکت در جنگ روانی از طریق طرح شایعات کاذب و نشر آن یا اختلافافکنی گرفته تا فعالیتهای تخریبی عملی مانند اخلال در اوضاع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و یا شورش، تجزیه طلبی و عملیات ملموس نظامی فعال میشوند قابلیت نیروهای خودی را با ایجاد تردید و ترس یا آشفتگی در سطوح مختلف تضعیف میکنند. در این حالت عملیات روانی مقدمه جنگ همه جانبه است.
استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران در ادامه‌ حالت دوم جنگ روانی را نوعی آزمون تعریف کرد و گفت: در حالت دوم، جنگ روانی ماهیتی آزمایشی دارد و به منظور ارزیابی طرف مقابل انجام میگیرد. به عنوان مثال شایعات مربوط به مرگ رهبری یک کشور یا طرح تهدیدات مختلف می تواند در قالب این نوع از جنگ روانی انجام شود به این هدف که عکس العملها و وضعیت کشور یا استواری و قابلیت های سطوح مختلف طرف را مورد آزمایش و ارزیابی قرار دهد. نتیجه این ارزیابی ممکن است به تصمیم گیری های دیگری منجر شود، مثل عملیات نظامی، اختلافات سیاسی و یا شورش و تجزیهطلبی. اما ممکن است با شکست جنگ روانی تصمیم گیری ها به نرمی گراید.
دکتر کچویان در ادامه درباره حالت سوم جنگ روانی اظهار داشت: در این حالت جنگ روانی فی نفسه موضوعیت دارد و خود هدف غایی نبرد را تامین می کند. این شکل از عملیات روانی در وضعیتی دنبال می شود که دشمن امکان هیچ تحرک دیگری را ندارد و جنگ روانی که به منظور اختلال در اراده و انگیزه های طرف مقابل انجام می شود، تنها راه آن برای دست یابی به اهدافش می باشد. در این حالت هیچ امید یا راه دیگری جز عقب نشبنی طرف مقابل از اهداف خود‌ برای تغییر نتایج تقابل و مخاصمه وجود ندارد.
عضو هیأت علمی گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با اشاره به این که جنگ روانی اخیر آمریکا که به طرق مختلف از پخش شایعه در مورد سلامتی رهبر انقلاب، طرح امکان تحریم همه جانبه گرفته تا طرح اتهامات مختلف، تبدیل ایران به تهدیدی جهانی و یا انجام اقدامات عملی مثل دستگیری دیپلمات های کشور در عراق، ایجاد اختلافات فرقهای، و یا انجام سفرهای تشنجآفرین دنبال میشود از نوع سوم جنگ روانی است، افزود: اکنون آمریکایی ها با توجه به اختلافات داخلی بی سابقه در کشورشان، محدودیت های سیاسی بین المللی، فشارهای همه جانبه سیاسی، اقتصادی و نظامی ناشی از تجاوزات قبلی که کلا اوضاع وخیمی را برای آن‌ها بوجود آورده، هیچ گزینهای برای برخورد با ایران جز عملیات روانی ندارند.
تحت این وضعیت همانگونه که مقامات مختلف آمریکا از جمله سخنگوی وزارت خارجه این کشور در اواخر هفته گذشته گفت، آن‌ها تنها به ایجاد اختلاف در جبهه داخلی ما و به قول خودشان شنیدن صداهای متفاوت از ایران دلخوش دارند. به این معنا هدف عملیات روانی آمریکا بازداشتن ما از پیگیری اهداف تعیین شدهمان از طریق ایجاد چنددستگی، ترس، و تردید در میان خاصه وعامه مردم کشور و در بهترین حالت برای آنها شکل دهی به تشنجات اجتماعی ـ سیاسی می باشد. در وضعیت کنونی سمت و سوی سیاست خارجی آن ها در مسیر واگذاری میدان‌ به حریف و یا تخفیف و امتیاز دادن به طرف مقابل حرکت می کند و عملیات روانی آنها برای جلوگیری از این نتایج ویا کاهش امتیازات در جریان مذاکره می باشد که جز از طریق به هم ریختن روانی ـ اجتماعی ما قابل تحصیل نیست.‌
دکتر حسین کچویان تصریح کرد: بر این اساس جنگ روانی موجود چیزی بیش و فراتر از جنگ روانی نیست که هدف آن ممانعت از پیروزی ما از طریق فروپاشی روانی و اجتماعی‌مان است. اما ما باید درنظر داشته باشیم که در تاریخ معاصر ایران هیچ گاه شاهد موقعیت کنونی ایران نبودهایم و حتی بعید میدانم که در آینده نزدیک هم به وضعیت شبیه وضعیت کنونی برسیم. ایران هم اکنون در بالاترین قله ممکن از لحاظ قدرت منطقهای ایستاده است و اگر قرار باشد روزی بر مواضعمان بایستیم و غرب را مجبور به تسلیم کنیم، آن روز همین امروز است.
وی افزود: با لحاظ این موازنه نیروها، اگر توجه کنیم که هدف راهبردی و غیر قابل تغییر غرب و آمریکایی‌ها تهاجم به ما است و این دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد، تکلیف ما روشن می شود. پسزدن تحت این شرایط به معنای فراهم سازی فرصت برای آنهاست تا در موقعیت قدرت و قوت هدف راهبردی خود را تأمین کنند. اگر ما در این موقعیت ضعیف دشمن که بواسطه خطاهای آنها -نه اقدامات ما- به وجود آمده و احتمال تکرار آن در آینده بعید و در واقع منتفی است از پیگیری اهداف خود دست برداریم، در حقیقت از استقلال و آزادی خود دست شسته‌ایم.
حتی اگر عملیات اخیر فراتر از جنگ روانی نیز بود، کسانی که از مواجهه با دشمن تحت این شرایط واهمه دارند، یا فاقد درک راهبردی از شرایط تاریخی کنونی، اهداف و مقاصد آمریکا و غرب، و الزامات حفظ استقلال و آزادی کشور هستند، و یا اساسا تنها به ریزه خواری و ایفای نقش در چارچوب تعریف شده غربی ها از جهان و جایگاه ما در آن دلخوش هستند.
امروز دشمن در وضعیتی است که ما میتوانیم به پیروزی بر آن و تغییر بنیادین موازنه به نفع خود در جهت تقلیل حداکثری امکان تهاجم آتی آن‌ها و مصون سازی راهبردی خود امید جدی و واقعی داشته باشیم. رها کردن اهدافمان در این شرایط و یا تنزل از آنها خطای راهبردی غیرقابل جبران بوده و تنها نتیجهاش انتظار شکست در آینده خواهد بود. این واپسزنی خصوصا در حالیکه مطابق با اطلاعات موجود میدانیم امکان عملیاتی فراتر از جنگ روانی و یا توفیق آن‌ها در حرکت نظامی و یا اقتصادی نامحتمل تر از هر زمان تجربه شده است، جز خیانت چه معمای دیگری میتواند داشته باشد؟
دکتر کچویان با تأکید چندباره بر اینکه آمریکا در این مقطع امکانی فراتر از عملیات روانی نداشته و میخواهد با جنگ روانی سطح مطالبات ما را پایین بیاورد تا خسارات شکستش را تخفیف دهد، در پاسخ به این سوال که جنگ روانی دشمن تا چه حد بر جامعه ایران تاثیر گذاشته است، گفت: به نظر من تا آن جا که به مردم مربوط می شود، این شایعات هیچ توفیقی برای دشمن نداشته است. علی رغم اینکه تصور می شد تحت تاثیر جنگ روانی موجود جامعه دچار تنش های حادی از جمله در زمینه های اقتصادی شود، چنین نشده است.
با اینکه بحث و گفتگو های مردم نشان از حساسیت آنها نسبت به این موضوع دارد، ما التهابی در آنها نمی بینیم در حالیکه از جزییات تحولات، تصمیمات و اقدامات دشمن آگاهی کامل داشته و اخبار را به دقت دنبال میکنند. اما متاسفانه این جنگ روانی در میان برخی مقامات و بعضی از جریان های سیاسی بی توفیق نبوده و بخشهایی از نخبگان را دچار ترس‌ کرده است.
این استاد دانشگاه تهران در ادامه به بیان نمونه هایی از اقدامات دشمن برای تاثیرگذاری روانی بر بعضی افراد و یا تاثیرپذیری بعضی جریانهای سیاسی از این اقدامات پرداخته و اظهار داشت: به صورت مشخص، دیدار سفرای اروپایی مانند انگلیس و آلمان با برخی مقامات، تلاش برخی نمایندگان مجلس، نیروهای سیاسی و یا رسانه ها برای خارج کردن مهار تصمیم گیری از دست تیم موجود بویژه رییس جمهور و‌ مداخله دادن مسئولان سابق پرونده هستهای در روند کنونی این پرونده ، ویا بزرگ نمایی تهدیدات دشمن و یا افراطی و غیر عقلانی جلوهدادن اقدامات و موضعگیری های دولت و بعضی مقامات نشان دهنده توفیق دشمن در ایجاد ترس و وحشت در دل و ذهن برخی مقامات بوده است.
دکتر کچویان افزود: جنگ روانی دشمن سبب شده تا عده ای از مقامات بترسند و در اجماعی که در پرونده هسته ای وجود دارد، اخلال ایجاد کنند. این مقامات دقیقا در وضعیتی که خود آمریکایی ها هم اذعان دارند نمی توانند برخورد شدیدی با ایران کنند، می گویند خطر خیلی جدی است و آمریکا می خواهد علیه ایران عملیات نظامی کند! در زمانی هم که نمی توانند بواسطه شواهد و دلایل روشن موجود مردم را از خطر تهدید نظامی بترسانند، با بزرگ نمایی خطر تحریم می گویند تحریم اقتصادی کمتر از جنگ نظامی نیست!
وی در ادامه گفت: هدف اصلی آمریکایی ها از ترساندن برخی مقامات این است که جریان ها و افرادی را که یکبار امتحان خود را داده اند احیا و آن ها را به عنوان صدای دیگر و منجی منافع ایران به صحنه بیاورند.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران با بیان این که ما کاری به گذشته افرادی که در گذشته پرونده هسته ای را اداره کردند نداریم، گفت: به نظر من عملکرد گذشته این گروه خیانت بار نبود ولی قطعا مبتنی بر ارزیابی های غلط بود. اما اکنون که ما مسیری دیگر را اتخاذ کرده ایم و در این راه توفیقات زیادی داشته ایم، کسانی که مسیر گذشته و تعلیق را رفته بودند، اگر اکنون دوباره وارد صحنه شوند، کما این که شد ه اند، تنها در صورتی عملکرد مثبت خواهند داشت که در جهت تقویت تیم موجود و ادامه روند کنونی عمل کنند والا در این جا قطعا در مسیر خیانت قرار دارند.
دکتر حسین کچویان در انتها گفت: الان که کشور در موقعیت استثنایی قرار دارد، برخی به اشکال مختلف می خواهند مسئولان را بترسانند و در میان دولت و مردم شکاف ایجاد کنند که این مساله خیانتی غیرقابل چشم پوشی است. ما اکنون در موقعیت خطیر تاریخی قرار داریم که اگر نتوانیم سربلند از آن بیرون بیاییم و وضعیت خود را در سطح منطقه و جهان بر پایه موازنه جدید نیروها تثبیت کنیم، تا آینده قابل پیش بینی نخواهیم توانست تغییری در اوضاع ایجاد کرده و افق تازه ایی پیش روی انقلاب، جامعه، منطقه، جهان اسلام و در کل جهان قرار دهیم؛
وضعی که مفهوم آن تداوم فشارها و در مرحله بعدی بر گشتن به نقطه قبل از اشغال عراق و گیر شدن آمریکایی ها در باتلاق منطقه یعنی شکل گیری تهدید های جدی بر علیه موجودیت انقلاب، نظام، و جامعه در شکلی بسیار خطرناک تر خواهد بود. آن ها که بواسطه تاثیرپذیری از جنگ روانی آمریکاییها خواهان تغییر مسیر کنونی پرونده‌ هسته ای هستند خوب است اندکی نیز به این فکر کنند که با اینکار، ایران چه بخت بزرگی را در جهت ارتقا موقعیت تاریخی خود و از بین بردن و یا تقلیل حداکثری تهدیدات موجودیت برافکن آتی را از دست می‌دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات