یاسر انصاری
ماجرای تهدید نظامی آمریکا، موضوع جدیدی نیست. بهمن 57 به انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) منجر و متعاقب آن، نظام و ساختار سیاسی کشور و تعاملات داخلی و خارجی آن دگرگون گردید. شریانهای متعدد منافع آمریکا در ایران، به تبع این انقلاب قطع شد. تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در آبان 58 و استعفای دولت موقت که میانهای با انقلابیگری و روحیه انقلابی نداشت و معتقد به آموزههای لیبرالی و سازشکارانه بود، تهمانده امیدهای نظام سلطه درخصوص وصل شدن دوباره رگ حیات منافع در ایران را به ناامیدی تبدیل کرد.
تهاجم نظامی ناکام به طبس، کودتای نافرجام نوژه و سرانجام تجهیز و تهییج صدام برای حمله به ایران، از جمله راهبردهای کاخ سفید پس از آن ناامیدی است. دفاع کم نظیر ایران در جنگ 8 ساله پیامی با محتوای ضرورت گشودن جبههای جدید از تهاجم، یعنی تهاجم فرهنگی و توا‡مان جنگ سرد سیاسی و اقتصادی به مرزهای ایالات متحده مخابره کرد.
پیروزی جرج بوش جنگ طلب در انتخابات ریاست جمهوری 2000 آمریکا به کمک نهادهای قضایی این کشور به وقوع پیوست و به دنبال آن، حوادث 11 سپتامبر 2001، حمله آمریکا به افغانستان، قراردادن نام ایران در لیست کشورهای محور شرارت، به جریان انداختن پرونده هسته ای ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی و تهاجم نظامی به عراق بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل، بخشی از تحولاتی بوده اند که در 5-6 سال اخیر روی داده و جمهوری اسلامی نیز در تمامی این موارد به دلیل ویژگیهای سیاسی و ژئوپلیتیک به نحوی درگیر (اثرگذار یا اثرپذیر) بوده است.
چنانچه یک ناظر بیرونی از دید دستگاه مختصاتی منزوی که یکی از دو محور آن، پیشروی آمریکا در خاورمیانه و محور دیگر کشورهای هدف آمریکا را نشان می دهد، به نقطهیابی و سپس پیش بینی رفتارهای بعدی آمریکا بپردازد و بدون وارد کردن نقش کشورهای هدف در تغییر مسیر منحنی، این فعالیت را ادامه دهد، رسیدن منحنی تهاجمات نظامی آمریکا به نقطه “ایران”، محتملترین پیشبینی خواهد بود.
شاید با همین نگاه بود که برخی از مدعیان اصلاحات بلافاصله پس از اشغال عراق با ارسال نامه ای به دولت آمریکا که 4 سال بعد، شبکه چهار تلویزیون دولتی انگلیس BBC و خبرگزاری آسوشیتدپرس از آن پرده برداشتند، در قبال پذیرش تعلیق کلیه فعالیتهای هستهای و دست کشیدن از حمایت از جنبشهای آزادیبخش نظیر حزبالله و حماس و کمک به خلع سلاح آنان، خواستار حذف نام ایران از محور شرارت و گشودن باب مذاکرات شد.
این نامه اگرچه از سوی دولت آمریکا بی پاسخ ماند اما فعالیتهای هستهای ایران که پرونده آن به شورای عالی امنیت ملی واگذار شده بود، طی دو مرحله در مذاکرات تهران (سعدآباد) و پاریس به تعطیلی کامل گرایید، حمایتهای رسمی جمهوری اسلامی از جنبشهای آزادیبخش کاهش محسوس و چشمگیری یافت (مسئله تروریسم و صلح خاورمیانه) و تصویب کنوانسیونهایی خلاف شرع نظیر کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان در مجلس ششم در دستور کار قرار گرفت. (مسئله حقوق بشر)
با اینهمه خطای سهوی یا عمدی سیاستگذاران سابق در تصویر حمله قریب الوقوع آمریکا به ایران در صورت تن ندادن به اصلاحیههای مورد نظر غرب در موضوعات مورد مناقشه (مسئله هستهای، حقوق بشر، تروریسم و صلح خاورمیانه) در اینجا بود که متغیرهای نمودار پیشروی آمریکا در منطقه، متغیرهایی تک مؤلفهای نبودند در حالیکه در این تصویر نقش و اثرگذاری سایر متغیرها یعنی کشورهای هدف نادیده انگاشته میشد.
قابلیت های رزمی، دفاعی و موشکی حال حاضر جمهوری اسلامی قابل مقایسه با 26 سال پیش که مورد تهاجم ارتش کلاسیک و مجهز عراق قرار گرفت و سربلند از این میدان بیرون آمد، نیست.
مضافاً اینکه قابلیتهای نظامی با اینکه شرط لازم برای مقابله با تهاجم دشمن است، شرط کافی نبوده و ایمان به جهاد و خودباوری سلاحی قوی است که روِیای دشمن را تعبیرناپذیر و به “اضغاث احلام” تبدیل میکند. اگر در گذشته افرادی بودند که مستقیم و غیرمستقیم، آگاهانه یا ناآگاهانه و علی الدوام، مشغول واردات انبوهی از واژگان غیربومی فرهنگ غربی و پاشیدن گرد فراموشی بر هویت ایرانی مسلمان بودند، پاسخ قاطع ملت در سوم تیر 84، “بازگشت به خویشتن خویش” (خودباوری) و رویکرد به “شعارها و آرمانهای انقلابی” بود.
تواناییها و اندوختههای درونی ملت ایران همان نقطه قوتی است که رهبر حکیم انقلاب در مقابل افرادی که قدرت نظامی دشمن را به رخ میکشند، بر این سرمایه بزرگ تأکید میورزند. ایشان با اشاره به سخنان کسانی که میگویند قدرت دشمن را دستکم نگیرید، فرمودند: “این حرف درستی است و در فرهنگ عمیق ملت ایران نیز مورد تأکید است، اما آیا عاقلانه است که دشمن را دستکم نگیریم اما در مقابل، عظمت و تواناییهای ملت ایران را نادیده بگیریم؟”
ایشان همچنین از افرادی که با شایعه حمله آمریکا به ایران، ملت را می ترسانند، چنین انتقاد کردند: “ملت ایران را با این مسائل نترسانند زیرا مگر تا به حال آمریکا به ایران حمله نکرده است ضمن آنکه، دشمنان خوب می دانند که هرگونه تعرض، عکس العمل همه جانبه ملت ایران را نسبت به متعرضان و منافع آنها در همه نقاط جهان به دنبال خواهد داشت.”
ردیابی گروهها و افرادی که از تریبونهای رسمی و یا با استفاده از رسانههای پرشمار خود، غافلانه یا عامدانه، فضای جنگ روانی دشمن را در داخل تقویت می کنند، دشوار نیست. تقریباً از 28 خرداد 84 که محمود احمدی نژاد به دور دوم انتخابات نهم ریاست جمهوری راه یافت، گروههایی که حیات سیاسی خود را در خطر می دیدند، برچسب های متعددی را برای متهم ساختن وی تدارک دیدند.
یکی از همان برچسب ها، سوق دادن کشور به سوی جنگ از سوی احمدی نژاد بود. حربه سوخته و شتابزده انگ زنی اگرچه در مردم کارگر نیفتاد و پیروزی مقتدرانه احمدی نژاد، غوغاچی ها را به گوشه ای از رینگ راند اما این جماعت به سرعت تشکیلات و رسانه های خود را بازیابی کرده و عملیات سازمان یافته ای را ترتیب دادند. به موازات این جریان که بنا به ذات عنادورز خود به دنبال تشویش و القاء جنگ روانی داخلی است، گروهها و افراد دیگری نیز همسو با همین برآیند حرکت کرده و شایعه حمله قطعی آمریکا به ایران را دامن زدند.
بیش از 3 هفته از زمانی که م.ر بر صفحه برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دو سیما حاضر شد و حمله آمریکا به ایران در یک ماه آینده را قطعی دانست، میگذرد. با وجود تأکید دوباره وی بر این ادعا، هنگامی که مجری متعجب برنامه پرسید: “آقای دکتر، مطمئنید؟ ما یک ماه دیگر همینجا می نشینیم و با هم گفتگو می کنیم!”، یک هفته باقی مانده از آن یک ماه، احتمالاً هفته سختی البته نه برای ملت ایران بلکه برای وی خواهد بود!
متعاقب این اظهارات که از سوی یکی از مقامات سابقاً نظامی ایراد شد و حساسیتهایی را در بدنه اجتماعی برانگیخت، رئیس جمهور در برنامه دیگری از مجموعه برنامه های گفتگوی خبری، کوشید پاشنه آشیل های آمریکا در حمله به ایران را از زوایای سیاسی، اقتصادی، نظامی و شرایط منطقه و جهان بکاود و آرامش روانی را جایگزین فضای جنگ روانی سازد.
با این وجود سایت وابسته به مشارالیه در راستای تحلیلهای خود، این بار به نقل قولی از آقای هاشمی رفسنجانی دست زد و مدعی شد هاشمی در جلسه سوم بهمن با حضور بیش از یکصد تن از نمایندگان مجلس، با اشاره به جدی بودن تهدیدات علیه کشور گفت: چندی پیش در جلسهای که به اتفاق گروهی از مسئولان خدمت رهبری بودیم، کسی گفت که تهدیدات جدی نیست و هیچ نگرانی وجود ندارد که آیتالله خامنهای در پاسخ به او تأکید کردند، تهدیدات جدی است.
فعالین حوزه رسانه به حساسیتهای آقای هاشمی بر رسانه ها واقفند و تکذیبیه های فوری دفتر وی برای رسانه ای که کوچکترین دستبردی در سخنان وی داشته باشد، ضرب المثلی آشنا در میان اهالی رسانه است.
عدم ارسال تکذیبیه از سوی دفتر هاشمی، اگر به معنای تأیید نقل قول فوق باشد، این دومین باریست که در عرض یک ماه، وی سخنانی را به رهبر انقلاب انتساب می دهد که با صریح بیانات ایشان در تناقض است. (نکات دردمندانه درباره اصل 44، جدی بودن تهدیدات نظامی)
واکنش سراسیمه مقامات آمریکایی به رزمایش اخیر و سخنان رهبر انقلاب و تأکید بر اینکه قصد حمله به ایران از سوی دولت آمریکا وجود ندارد، نشاندهنده این واقعیت است که دشمن در برابر تهدیدات متقابلی نظیر “عکس العمل همه جانبه ایران نسبت به منافع آمریکا در تمام نقاط جهان” نیز آسیبپذیر است تا چه رسد به یک ضربه عینی و تمام عیار. این خانه عنکبوت سست تر از آنی است که تصور آن میشود.