سجاد جاویدی
از زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی که پس از پایان جنگ تحمیلی آغاز شد و طی 8 سال به دوران سازندگی لقب گرفت، جهت گیری اصلی سیاست خارجی کشور <تشنج زدایی> بود. اتخاذ این سیاست در مرحله پس از 8 سال جنگ تحمیلی و بازسازی کشور ضرورتی اجتناب ناپذیر بود که به یقین با تأیید و تصویب مسئولان ارشد نظام و بخصوص رهبری انقلاب جنبه عملیاتی و اجرایی به خود گرفت. براساس نص صریح قانون اساسی، سیاست های کلان جمهوری اسلامی از سوی رهبری اتخاذ می شود و یا بالضروره با تأیید ایشان انجام می پذیرد. آقای هاشمی رفسنجانی در یکی از خطبه های نماز جمعه به روشنی اعلام کرد که جمهوری اسلامی درصدد <دشمن تراشی> نیست. از همان زمان برقراری، عادی سازی و توسعه روابط با کشورهای مختلف جهان و در راس آن با کشورهای همسایه در اولویت سیاست خارجی کشور قرار گرفت و طی 8 سال مدیریت ایشان برقوه مجریه و دوران وزارت آقای دکتر ولایتی در امورخارجه، پیشرفت محسوسی را در سیاست اعتمادسازی به خصوص با همسایگان شاهد بودیم. شاید بتوان اوج این تحول را در روابط خارجی ایران با عربستان ملاحظه کرد که دو کشور تا امضای موافقتنامه امنیتی در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی پیش رفتند که اوج مرحله اعتمادسازی بین دو کشور همسایه است. این سیاست در دوران ریاست آقای خاتمی نیز پیگیری شدو در حقیقت می توان دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی را مکمل دوران آقای هاشمی دانست که باعث ارتقای جایگاه ایران در سطح جهان و روابط بین الملل شد. فارغ از اینکه چه برداشتی و تحلیلی از ابتکار در رهیافت آقای خاتمی در <گفتگوی بین تمدنها> داشته باشیم، باید بپذیریم که ایران در دوران خاتمی توانست به جایگاه رفیعی در سطح بین المللی دست یابد و از احترام ویژه ای در سطح جهانی برخوردار شود. به طور طبیعی این رویکرد از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران نیز ادامه تحولی بود که در 22 بهمن 1357 در ایران اتفاق افتاد؛ رویدادی که نه تنها ایران را دچار تحولی بنیادین کرد، بلکه تأثیرات انکارناپذیری بر تحولات منطقه و جهان گذاشت و شاید اگر دیکتاتور معدوم عراق جنگ 8 ساله را با امیدهای واهی کسب رهبری جهان عرب و اسلام به ایران انقلابی تحمیل نمی کرد، سیاست برقراری روابط تهران با جهان و منطقه و علی الخصوص با همسایگان از همان اولین سالهای پیروزی انقلاب در دستور کار کشور قرار می گرفت؛ اما جنگ تحمیلی و استمرار آن به مدت 8 سال و جانبداری آمریکا، اروپا و کشورهای عرب از عراق روابط ایران را با بخشی از جهان عرب و اسلام و همسایگان دچار بحران کرد؛ اما بسیاری از این کشورها اندک زمانی پس از پایان جنگ تحمیلی و تهاجم صدام حسین به کویت و اشغال این کشور، به اشتباه خود پی برده و همین امر نیز بر روند ترمیم و توسعه روابط آن کشورها با ایران کمک کرد.
واضح است که روابط خارجی کشورها براساس منافع ملی است و دوستی ها و دشمنی ها نیز در همین چارچوب قابل تبیین است، لهذا انگشت گذاشتن بر یک نقطه خاکستری و درشت نمایی آن نمی تواند نافی روندی باشد که در 16 سال دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و خاتمی در روابط خارجی ایران شکل گرفت و روند رو به رشد اعتمادسازی با جهان را با حفظ اصول و ارزش ها ولی درک واقعیت های جهان عینیت بخشید.
سه اصل عزت، حکمت و مصلحت که از سوی رهبر معظم انقلاب به عنوان محورهای اصلی حاکم بر روابط خارجی کشورمان به کارگزاران سیاست خارجی اعلام شد، طی سالهای گذشته همچون چراغ فروزانی بود که کارگزاران و دست اندرکاران سیاست خارجی کشور آن را آویزه گوش قرار داده و تمسک خود را در سیاستگذاری و اعمال دیپلماسی در عرصه عمل به اثبات رساندند، کما اینکه چشمان تیزبین رهبری نیز هرگونه رودربایستی را برنتابیده و با تذکرات خود آن را به مسیر اصلی که همان مسیر انقلاب اسلامی بود، برمی گرداندند. بنابر این اگر دیدگاههای تندروانه چپ یا راست را کنار بگذاریم و از حب و بغض های شخصی که متاسفانه بر برخی از افراد و جناح ها حاکم شده است، بگذریم روند سیاست خارجی کشور با افت و خیزهایی که ناشی از شرایط حاکم بر دنیا و منتج از اولویت منافع ملی کشورهاست، روندی رو به تکامل و در راستای ارتقای جایگاه و منزلت انقلاب و جمهوری اسلامی ایران در جهان بوده است. می توان مثالهای متعددی را بر این مدعا گواه گرفت که از حوصله این بحث و ظرفیت این ستون خارج است، ولی فقط به عنوان نمونه و اشاره ای گذرا می توان به مدیریت حکیمانه مسئولین سیاسی کشورمان در بحرانهایی مانند افغانستان، عراق، خاورمیانه و مساله هسته ای اشاره کرد. بدیهی است هرگونه تندروی و یا عدول از مواضع انقلاب می توانست نتایج دیگری را در مدیریت این بحرانها به دنبال داشته و کشور را دچار مشکل کند. برخلاف آنچه که برخی ادعا می کنند، حفظ اصول و ارزشهای انقلاب لزوماً بازگشت به روش های سال 1357 نیست و اگر کسی این ادعا را داشته باشد در حقیقت یا دچار ساده لوحی شده و یا متاسفانه باید گفت که عوامفریبی را پیشه خود کرده است. تصور کنید اگر کسی رویدادی که در سال 1358 اتفاق افتاد و طی آن لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام(ره) اشغال شد را اقدامی قابل تکرار در شرایط کنونی بداند در مورد او (منظور جریان سیاسی است) چه می توان گفت؟
یکی از مسئولین ارشد سیاست خارجی کشورمان که در رویه به اعتدال و تدبیر معروف است و کارنامه موفقی نیز از خود به یادگار گذاشته است، همواره می گفت که جریان رابطه سازی و اعتمادآفرینی در روابط خارجی، مسیری دشوار و سنگلاخ است که همواره باید با دقت و وسواسی از آنان چونان طفلی مراقبت کرد؛ زیرا همواره کشورهایی که منافعشان در این مساله دچار مخاطره شده، در صدد ضربه زدن به آن هستند، ولی برعکس تخریب روابط و از بین بردن پل های اعتماد ممکن است با تندروی یک فرد و یا یک جریان سیاسی در اقدام نسنجیده به سرعت اتفاق افتد.
شرایط کنونی جهان اقتضا می کند که جمهوری اسلامی ایران به سرعت تدابیری را برای بازگشت به روند اعتمادسازی و تنش زدایی با کشورهای جهان و با اولویت منطقه و به خصوص همسایگان اتخاذ کند. برای تحقق این هدف ضروری است:
1 از ایراد خطابه هایی که به روند اعتمادسازی با کشورها لطمه زده و جوی از سوءظن را بر روابط ایران با همسایگان حاکم می کند، پرهیز کرد. برقراری آرامش در محیط پیرامونی می تواند توطئه های دشمنان انقلاب را در نطفه خفه کند. اگر ایراد این خطابه ها برای مصارف داخلی و تهییج افکار عمومی است، باید بپذیریم که مردم نیز اکنون در پی آرامش و پیشرفت کشور در سایه برقراری آن هستند. تاثیرات خارجی این گونه خطابه ها لاجرم بسته شدن فضای عمومی جهان به روی ماست.
2 به مصداق <اول دار ثم الجار> روابط با همسایگان باید در اولویت قرار گیرد، درست است که انقلاب اسلامی رسالتی جهانی دارد، ولی حکمت و مصلحت اقتضاء می کند که این کار با تدبیر و برنامه ریزی و با حفظ اولویت ها انجام پذیرد. ما نمی توانیم در حالی که دشمن در حال تخریب دیوارهای ما با همسایگان است، به تعریف خود در خانواده دیگری که هزاران کیلومتر با ما فاصله دارد، بپردازیم.
این کار بخش بزرگی از توان و امکانات محدود ما را می بلعد و به طور طبیعی ما را در جایی که در اولویت نیست، مشغول می کند.
اشتباه است اگر تصور کنیم حضور قدرتمند ما در اقصی نقاط جهان، خیمه زدن در قلب اردوگاه دشمن است.
باید ارزیابی دقیقی از توان این کشورها در مقابله احتمالی با دشمنان انقلاب اسلامی داشته باشیم.
3 شعار برقراری <عدالت در مناسبات بین المللی> شعار بسیار خوبی است که گوش های فراوانی برای شنیدن آن وجود دارد و دلهای بسیاری از محرومان و آزادیخواهان جهان با آن است. اتخاذ یک رویه و استراتژی صحیح برای بیان این مواضع نه تنها رویکردی مسئولانه، بلکه یک ضرورتی انکارناپذیر در شرایط ناعادلانه جهان کنونی است و به طور طبیعی زیاده خواهان و قلدرهای جهان را به چالش خواهد کشید.
در حالیکه مصادیق بسیاری برای متقاعدکردن افکار عمومی و حقانیت انقلاب وجود دارد، ولی در همین مساله نیز ظرافتهای باریکتر از مویی نهفته است که غفلت از آن نتایج معکوسی را در پی خواهد داشت. محور قرار دادن مواردی مانند هلوکاست که نه در اولویت سیاست خارجی ماست و نه ضرورتی برای نبش قبر آن احساس می شود، نتیجه ای جز ایجاد تردید در حقانیت مصادیق دیگری که در افکار عمومی از روز نیز روشن تر است، نخواهد داشت.
ضمن اینکه حتی برای بیان این گونه موارد، زمینه سازی و بیان درست مواضع و یارگیری در بین دوستان قبل از بیان علنی مواضع، ضرورتی انکارناپذیر است.