تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۹  ، 
کد خبر : ۱۰۵۱۳۴

اکنون کجا هستیم؟


ابوالقاسم قاسم‌زاده
هشت ماه قبل در سه مقاله با یک عنوان <دو سال خطرناک>، دو سال پایانی از دو دوره ریاست جمهوری جرج بوش را، سالهای خطرناک شرح و تفسیر کردم، که در آن رئیس جمهور آمریکا با اتخاذ سیاست <فرار به جلو> یا <نواختن یک نت بالاتر> شمایلی از پیروزی را برای کارنامه دولت خود ترسیم و جستجو می کند. میدان این طرح برای پیروزی، هر چند نسبی را، در منطقه بحران زده خاورمیانه دیده اند. در حالی که اصلی ترین و محور ی ترین شعار از تئوری نومحافظه کاران که <جرج بوش> رهبری آنها را به عهده دارد، در جمله <جنگ پیشگیرانه> خلاصه و توصیف شده است.
در آغاز مسیر پایانی از هشت سال ریاست جمهوری جرج بوش، بسیاری از اهل نظر و اندیشمندان سیاسی در آمریکا، برنامه های نومحافظه کاران را شکست خورده نامیدند. جرج بوش در فضای سختی از افکار عمومی و از نقدهای منفی درباره سیاست خارجی دولت خود، قرار گرفت و با دو شکست سنگین در میدان سیاسی مواجه شد.
اول، انتخابات سراسری کنگره آمریکا را به رقیب و حزب مخالف، دمکرات ها باخت. دوم، شکست در اداره عراق و عدم ایجاد ثبات و امنیت در این کشور با رشد آمار کشته شدگان از سربازان و افسران آمریکایی آنچنان علنی گردید و آشکار شد که دیگر نه قابل انکار بود و نه قابل دفاع.
رئیس جمهور آمریکا از دو اهرم برای سیاست فرار به جلو استفاده کرد. اول، درباره موضوع پرونده انرژی هسته ای ایران، تا آنجا که می توانست تبلیغات وسیع و بزرگنمایی کرد. در تلاش همه جانبه دیپلماتیک با اتحادیه اروپا و به خصوص سه کشور اصلی آن فرانسه، انگلیس و آلمان، و همراه سازی مسکو و پکن، موفق به تصویب قطعنامه 1737 علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل شد. دوم، همزمان برای گزارش <بیکر هامیلتون> قبل از آنکه علنی گردد، تبلیغ همه جانبه شد تا برای رئیس جمهور شکست خورده در انتخابات سراسری آمریکا، فضای مانور فراهم آید. این گزارش پس از انتشار در حد یک سند سیاسی و یا کارشناسی خیلی زود کنار زده شد و جرج بوش اعلام کرد که استراتژی جدیدی را با محوریت ما ناچاریم در خاورمیانه <عراق> پیروز شویم، پیش کشید. آنچه که او به عنوان استراتژی جدید وعده داده بود، در سخنرانی خود به صورت یک ترمیم در افزایش سربازان آمریکایی و روانه سازی بیست ویک هزار نفر دیگر به عراق و فضاسازی کامل جنگی در حوزه خلیج فارس که ایران را در جهت گیری اصلی خود دارد و شدت بخشیدن تهدید سوریه و حزب الله لبنان، همچنین ایجاد جنگ داخلی در فلسطین اشغالی میان <حماس> و <نیروهای فتح> با کمک اسرائیلی ها، در طرح جدید او قرار گرفت. <رایس> وزیر خارجه <جرج بوش> راهی خاورمیانه شد و از عربستان، کویت، اردن و مصر دیدار کرد و در مصاحبه خود، خواهان ائتلافی از این کشورها برای حمایت از طرح جدید رئیس جمهور آمریکا با عنوان ثبات و امنیت برای عراق شد.
سعودیها گرچه می گویند که در هیچ ائتلافی علیه ایران شرکت نخواهند کرد، ولی نگرانی و نارضایتی خود از عراق و لبنان امروز را در هر مصاحبه و یا موضع گیری خود بیان می کنند و ایران را مقصر اصلی موقعیت کنونی در عراق و لبنان معرفی می نمایند و از این طریق بهترین خوراک تبلیغی برای جنگ روانی آمریکا و اسرائیل علیه ایران را فراهم می آورند.
اکنون ما اینجا هستیم که در نامه سرگشاده یکی از برجسته ترین سیاستمداران اروپایی، <یوشکا فیشر> وزیر خارجه قبلی آلمان خطاب به جرج بوش آمده است. او در این نامه موقعیت کنونی را در نقد فاجعه آمیز خواندن طرح جرج بوش برای همه جهان، چنین نوشته است:
<... بوش با لجبازی هرچه تمام تر یک استراتژی سیاسی نظامی را در مورد عراق جنگ زده پیگیری می کند. روش جدید او را می توان در سه عنوان خلاصه کرد:
1 افزایش تعداد نیروهای آمریکایی، پذیرفتن مسئولیت سنگین تر از سوی عراق و آموزش نظامی بیشتر به نیروهای عراقی توسط آمریکایی ها. با این روش، تقریباً به تمام پیشنهادات گروه مطالعات عراق (lSG) بی توجهی شده است. با در نظر گرفتن بحران کنونی عراق، انتخاب این روش ساده‌انگارانه است.
2 سیاست جدید بوش و تمرکز او روی همسایگان عراق بیشتر باعث تعجب می شود. بوش، ایران و سوریه را متهم به مداخله در عراق کرده و تمامیت ارضی آنها را تهدید کرده است. اگرچه با چنین کاری نیروهای آمریکایی را به خطر می اندازد و مهمتر از آن، متحدان آمریکا در منطقه از بوش رویگردان خواهند شد، اما در شرایط کنونی ایران در دیدرس آمریکا قرار گرفته و رویکرد جدید <جرج بوش> و مراحل اولیه حمله به عراق با تمام جزئیاتش را متبادر می سازد.
3 افزایش تعداد ناوهای هواپیمابر در حوزه خلیج فارس، استقرار موشک های ضدهواپیما در این حوزه و اعزام 21 هزار سربار به عراق که کاملاً برخلاف خواسته شخصیت های رده بالای آمریکایی است، و همزمان همه تلاش خود را بکار گرفته است تا افکار عمومی را برای جنگ علیه ایران آماده سازد. اگرچه شروع چنین جنگی، نتیجه اش فاجعه برگشت ناپذیر خواهد بود. طرح جدید آمریکا در پی ایجاد یک ائتلاف جدید ولی اعلام نشده است که با چند کشور عرب (سنی) و اسرائیل بنا نهاده شده است>.
<فیشر> که از شخصیت های مشهور سیاسی جهان است در نامه سرگشاده خود به جرج بوش هشدار می دهد که اجرای طرح جدید جرج بوش، نتایج فاجعه آمیزی برای منطقه خاورمیانه، اروپا و جهان خواهد داشت و می نویسد: <حمله به ایران، عراق را امن تر نکرده و منطقه را نیز بی ثبات تر خواهد کرد>.
اکنون ما اینجا هستیم. جرج بوش با قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران معتقد است که به اجماع بین المللی علیه ایران دست پیدا کرده است و هدف او در این مرحله علیه ایران در این عناوین خلاصه می شود؛ الف: محاصره نظامی، ب: تحریم اقتصادی، پ: بایکوت سیاسی. رئیس جمهور آمریکا می خواهد تا از این طریق حلقه محاصره جمهوری اسلامی ایران را کامل سازد.
در آینده باز در این باره مطالبی در اختیار خوانندگان محک قرار خواهد گرفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات