تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۸  ، 
کد خبر : ۱۰۵۱۹۰

نقد امامت پژوهی کدیور (بخش بیستم)

بهزاد حمیدیه مقدمه: گروه سیاسی، جمع‌بندی نهایی: در این شماره، جمع بندی از کلیت آنچه در نقد مقاله آقای دکتر محسن کدیور تحت عنوان “بازخوانی نظریه “علمای ابرار”، تلقی اولی اسلام شیعی از اصل امامت، قرائت فراموش شده”(1) گذشت ارائه می شود.

لب نظریه دکتر کدیور
دکتر محسن کدیور در نوشتار خویش تحت عنوان “بازخوانی نظریه علمای ابرار”، تلقی اولی اسلام شیعی از اصل امامت، قرائت فراموش شده”(2) در پی یک توصیف تاریخی برآمده است. رئوس این توصیف تاریخ را در اینجا به شیوه ای رده بندی کرده ایم تا تصویری کامل از مقصود و مراد جناب دکتر کدیور به دست دهد (همه عباراتی که در داخل پرانتز آورده می شود، عین عبارات دکتر محسن کدیور در نوشتار مورد اشاره یا با حداقل تغییرات صرفا ادبی است:)
الف) چارچوب مفهومی:
1. دو رویکرد نسبت به امام می توان داشت: یکی رویکرد و قرائت “بشری” و دیگری رویکرد “فرابشری”.
2 .رویکرد “بشری” به امامت، همان رویکرد “علمای ابرار” است که شهید ثانی در “حقایق الایمان”، به راویان و شیعیان معاصر ائمه نسبت می دهد.
3. رویکرد “فرابشری” به امامت عبارت است از اعتقاد به عصمت ائمه، عدم امکان صدور سهو از آنان، تفویض امور به ائمه، معجزات، امور خلاف عادت، منزه بودن ایشان از بسیاری نواقص، علم غیب، قدرت ائمه و نصب الهی ائمه به امامت.
4. رویکرد “بشری” به امامت عبارت است از نفی صفات “فرابشری” پیش گفته. رویکرد “بشری” عبارت است از این اعتقاد که ائمه، “فاقد علم لدنی یا علم غیب هستند” و “معارف دینی را به شیوه اکتسابی از امام قبل به دست می آورند و با رای و اجتهاد واستنباط، احکام شرعی را تحصیل می کنند و همانند دیگر آدمیان، خطاپذیرند اگرچه کم خطاترین هستند.” به علاوه، “عصمت در میان آدمیان منحصر به شخص پیامبر است” و ائمه فاقد عصمتند. عصمت مزبور که از ائمه نفی می شود عبارت است از: “سرشتی متفاوت از دیگر آدمیان” که بر حسب آن، امام “به شیوه ای ویژه و فرابشر از معصیت برکنار شده باشد.”
ب) چارچوب نظری:
5. ائمه مانع از انتساب صفات “فرابشری” به خویش بوده اند، دکتر کدیور می نویسد: “این تلقی، از سوی ائمه و علمای شیعه طرد [می شده است.]”
6. تا قرن چهارم، رویکرد غالب و حاکم، همان رویکرد “بشری” بوده است. در این دوران، قرائت “فرابشری” که از اوایل قرن دوم پدیدار شده بود، “به صورت یک قرائت مرجوح و یک دیدگاه مطرود به حیات خود ادامه [می داده است.]”
7. با کم شدن حضور ائمه علیهم السلام در جامعه و خصوصا با شروع عصر غیبت، قرائت “فرابشری” تقویت می شود. “در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم با بازسازی عقلی تلقی فرابشری از امامت در بغداد، رویکرد بشری از امامت به حضیض رفته تا آنجا که از نیمه قرن پنجم، تلقی فرابشری امامت به اندیشه اصلی تشیع، تبدیل و آن رویکرد بشری، عملا حذف می شود.
ج) چارچوب استدلالی:
8. سه شاهد از توصیفات و تحلیلات متاخرین رجالی، چارچوب نظری را حمایت و تائید می کنند: اول، عبارتی از کتاب تنقیح المقال فی معرفه علم الرجال نوشته علامه مامقانی است: “آنچه امروزه در مورد اوصاف ائمه علیهم السلام جزء ضروریات مذهب شمرده می شود، سابقات جزء غلو شمرده می شد.” دوم، عبارت استاد الکل، وحید بهبهانی در الفوائد الرجالیه است: “ظاهر آن است که بسیاری از قدما خصوصا قمیین و غضائری بر حسب اجتهاد و رایشان، برای ائمه علیهم السلام، منزلت خاصی از رفعت و جلالت و مرتبه معینی از عصمت و کمال قائل بودند و تجاوز از آن را جائز نمی شمردند و تجاوز را ارتفاع و غلو به حساب می آوردند.” سوم، عبارت شهید ثانی در “حقایق الایمان” “... بنابر آنچه از حال راویان و شیعیان معاصر ائمه در احادیثشان ظاهر می شود، بسیاری از ایشان به عصمت ائمه اعتقاد نداشته اند به واسطه مخفی ماندن این امر از آنها بلکه معتقد بودند که ائمه، علمای ابرار هستند.”
9. سه شاهد نیز در متقدمین وجود دارد که چارچوب نظری فوق را اثبات می نماید: اول، مکتب قمیین. به نظر دکتر کدیور، “مشایخ قم با شاخصیت احمدبن محمدبن عیسی اشعری را در قرون سوم وچهارم می توان به عنوان اندیشه غالب شیعی... دانست. ایشان ائمه را علمای ابرار می دانستند. دوم غضائری در قرن پنجم که با توجه به توصیفات رجالیون متاخر مانند مرحوم کلباسی در سماءالمقال و کتاب الضعاء خود غضائری که در خلاصه الاقوال علامه حلی مندرج است، معلوم می شود که “انتساب شئون فرابشری از قبیل علم غیب، قدرت خارق العاده، معجزه، تفویض، امور تشریعی و تکوینی را خروج از حد مجاز اعتدال مذهبی و منجر به ارتفاع در مذهب یا غلو می دانسته و خود را شرعا موظف به مبارزه با این گونه زیاده روی ها می دانسته است.” سوم ابن جنید اسکافی در قرن چهارم که به نقل شیخ مفید در المسائل السرویه، علم ائمه را ناشی از اجتهاد و نه علم غیب آنها دانسته است و اختلاف اخبار و روایات را بدین امر تعلیل کرده است. سید مرتضی نیز در الانتصار، از ابن جنید نقل کرده که او میان علم نبی و امام فرق نهاده و علم امام را لدنی نشمارده است.
پیامدهای نظریه دکتر کدیور
اگر نظریه دکتر محسن کدیور را یک توصیف تاریخی صرف بدانیم بدین معنا که ایشان بدون ارزش گذاری و اسناد حقانیت به یکی از دو رویکرد “بشری” و “فرابشری” صرفا وضعیت تاریخ شیعه را براساس مستندات خویش ترسیم کرده اند، آنگاه شاید پیامد خاصی نتوان برای این نظریه قائل شد.
اما به نظر می رسد براساس گزاره شماره 5 فوق الذکر، دکتر کدیور به ارزش گذاری نیز پرداخته اند و رویکرد “بشری” را دارای حقانیت و منطبق بر نظر خود ائمه علیهم السلام دانسته اند. بنابراین، به نظر ایشان رویکرد “فرابشری” نادرست و خلاف واقع است و در عرصه تاریخی، به زور و تحمیل خود را بر رویکرد درست که همان رویکرد “بشری” است غالب نموده است. در این صورت، پیامدهای خاصی بر نظریه دکتر محسن کدیور، به نحو تلازم، مبتنی خواهند شد که گریزی از پذیرش آنها در صورت پذیرش نظریه دکتر کدیور نخواهد بود:
1 .در عرصه فقه: با فرض اجتهادی و خطاپذیر دانستن اقوال ائمه علیهم السلام، حجیت آنها به عنوان یکی از منابع فقهی شیعه، مخدوش خواهد شد. زیرا با لحاظ فرض مزبور، نهایت چیزی که از اقوال ائمه ایفاد می گردد، ظن به حکم الله است و الظن لایغنی من الحق شیئا. هرکس اندک آشنایی با فقه شیعه داشته باشد، درخواهد یافت که با کنار نهادن اقوال ائمه، تقریبا کل فقه شیعه یا بخش اعظم آن، تعطیل و فاقد اعتبار خواهد شد.
2. در عرصه سیاست: با فقدان حجیت اقوال ائمه و انکار نصب الهی آنان، ولایت فقیه نیز به عنوان نظامی منصوص از سوی امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و حکومتی منصوب از سوی خداوند متعال، مردود شناخته شده، بالکلیه فاقد اعتبار خواهد شد.
3. در عرصه کلام: با پذیرش نظریه دکتر کدیور، امور “فرابشری” غیبت، طول عمر بیش از هزار سال، امامت در طفولیت، توسل، شفاعت، رجعت،... و بسیاری امور مسلم دیگر، از کلام و اندیشه شیعی حذف خواهد شد. همچنین از آثار دیگر پذیرش این نظریه، نفی واقعه غدیرخم به تفسیر شیعی آن (نصب الهی امام علی علیه السلام) خواهد بود و لاجرم باید آن را همانند اهل سنت به اعلام دوستی و مودت میان پیامبر و امام علی علیه السلام (آن هم در میان دشواری های جوی و منطقه ای و زمانی همچون دمای بسیار بالا، خستگی بازگشت از حج، دشواری جمع نمودن گروه های متفرق مردم و...) تفسیر نمود!!!
در شماره بعد که شماره آخر است به جمع بندی چشم انداز انتقادی و سخن آخر خواهیم پرداخت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات