تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۹  ، 
کد خبر : ۱۰۵۲۳۶

مهندس در نقش مدیر

دکتر محمدحسین بنی اسدی اشاره: موضوع این مقاله، تبیین مهندس بازرگان در نقش مدیر است. تاکنون زندگی و عملکرد مهندس بازرگان از ابعاد مختلف مورد تامل قرار گرفته است. مهندس بازرگان به عنوان مبارز، سیاست مدار، استاد دانشگاه و معلم، نواندیش دینی، آزادی خواه، مؤسس سازمان های مدنی و. . . مورد بررسی و ارزیابی و نقد قرار گرفته است; ولی مهندس به عنوان یک «مدیر» تبیین و تحلیل نشده است. بازرگان، با وجود این که متفکر و نویسنده و تئوری پرداز بود، اهل عمل و اجرا بود و از این رو زندگی او وارد حوزه مدیریت شد و با وجودی که مهندس بود، به عنوان مدیر، مسؤلیت های متعددی را به عهده گرفت و در این نقش عامل خدمات برجسته ای شد.

نقش و روش بازرگان در مدیریت
تربیت اخلاقی و اسلامی بازرگان در یک خانواده اهل دین، ایمان و اخلاق در یک سو و مسافرت او به فرانسه با اهداف و انگیزه های اجتماعی و اسلامی، از سوی دیگر، حساسیت و دردمندی او را نسبت به عقب افتادگی و فقر و فساد جامعه ایران در سال های 1300 تشدید کرد. تحصیلات درخشان او در رشته مهندسی ماشین و مشاهدات و تجارب علمی و فرهنگی در اروپا و مهم تر از همه تلاش خستگی ناپذیر و مستمر او در جهت خدمت و پاسخ گویی به نیازهای جامعه و حل مسایل اجتماعی، فرهنگی و فنی جامعه ایران، منش و روش او را در مدیریت، به شدت تحت تاثیر قرار داد و از او یک مدیر عاقبت نگر ساخت.
آثار این تاثیر را در سطوح مختلف مدیریت او می توان بررسی کرد:
مدیریت برخود، مدیریت بر خانواده، مدیریت بر سازمان ها و انجمن های مدنی و سـیاسی، مدیریت بر سازمان های آموزشی، علمی و تربیتی، مدیریت بر سازمان های مهندسی، فنی، صنعتی و اقتصادی و مدیریت کلان بر دولت موقت انقلاب اسلامی ایران، آموزه های ارزش مندی برای همه، به ویژه مدیران و نسل جوان، خواهد داشت. ذیلاً سعی می شود به طور خلاصه توضیحاتی در هر مورد ارایه و به پاره ای از آموزه های مربوط اشاره گردد.
مدیریت بر خود
مدیریت بر خود را براساس تعاریفی که از مدیریت کردیم می توان «استفاده مؤثر از امکانات و استعدادهای فرد برای تحقق اهداف و خواسته هایش» تعریف کرد. این اهداف و خواسته ها درحالت مطلوب، پرورش و توسعه توان مندی های خود و دیگران است.
برای مدیریت مؤثر بر خود، شناخت نـقاط قوت و ضعف خود، از جمله چگونگی یادگیری، همکاری با دیگران، شرایط عملکرد بهینه و چگونگی رشد و تعالی پیدا کردن، لازم است.
با توجه به نکات فوق، برای مدیریت مؤثر بر خود، شخص باید نقش و رسالت خود را به خوبی بشناسد و مشخص کند. با خود این پرسش سخت را مطرح کند که: «روزی که از این جهان می روی، می خواهی که چه اثر یا آثاری جای گذاشته باشی؟» پاسخ به این سوال به زندگی فرد معنا می بخشد و کمک می کند تا شخص برنامه یادگیری، اصلاح خود (خودسازی) و یاری کردن به دیگران و تحقق بخشیدن به رسالتی را که برای خود تعریف کرده است، تعریف و تنظیم کند و در اجرای آن بکوشد.
بازرگان در مدیریت بر خود عملکرد کم نظیری داشت; با رعایت نظم و استفاده مؤثر از زمان و امکانات خدادادی موفق به تولید صدها اثر و محصول فرهنگی، اسلامی، علمی، صنعتی، اقتصادی. . . شد. تالیف حدود 400 اثر دلالت بر بهره وری فردی او دارد.
از جدول زمان بندی کارهای روزانه جداً تبعیت می کرد و به راحتی در راس ساعت مربوط از کاری به کار دیگری می پرداخت. روزهای جمعه از کار احتراز می کرد و به استراحت، صله رحم،گردش در طبیعت و بازسازی خود می پرداخت. با صبوری و تحمل و استمرار و پشتکار و نظم و آرامش بدون تبلیغ و سر و صدای زیاد، کار خود را دنبال می کرد و به نتیجه می رساند.
اخلاق بر عملکرد او نسبت به خود و دیگران حاکم بود. مهربانی و دوستی با دیگران، بر عدالت و سختگیری هایی که از اجرای عدالت کامل ناشی می شود، غلبه داشت. تعادل را در همه امور شخصی رعایت می کرد.
در برابر سختی ها و ناگواری ها سعه صدر و تحمل فراوان داشت و به توصیه حضرت علی (ع) دایر بر عادت دادن نفس خود به شکیبایی در برابر ناگواری ها (عود نفسک التصبر علی المکروه) عمل کرده بود.
فعال و عامل اثر گذار بود و کشتی بادبان افراشته ای بود که هدف خود را در شرایط متلاطم و طوفانی دریای جامعه با تلاش و سرسختی و مهارت دنبال می کرد.
مدیریت بر خانواده
اعمال مدیریت بر خود راحت تر از اعمال مدیریت بر خانواده است، زیرا که روابط خانوادگی عمدتاً بر عواطف و محبت متقابل استوار است و نظم پذیری آن تحت الشعاع عواطف و روابط غیررسمی قرار می گیرد. با وجود این، بازرگان در این امر تا حدودی موفق بود. وظایف اداره خانه بین فرزندان تقسیم شده بود; یک نفر مسوول آب دادن به گل های باغچه، یک نفر مسوول شستن خودرو، یک نفر مسوول مثلاً خرید نان و. . . در ایامی که آزاد بود همگی شام را ساعت هشت صرف می کردند و به نوعی تبادل نظر و رسیدگی به کارهای جاری می شد. عصرهای پنجشنبه کلاس آموزش قرآن برای فرزندان بود (یادداشت ها و تمرین های همین کلاس ها بود که به تدریج جمع آوری و سه جلد کتاب های آموزش قرآن را تشکیل داد که اخیراً بنیاد فرهنگی بازرگان تحت عنوان مجموعه آثار شماره پنج به چاپ رسانده است. )
متاسفانه با زندان های مکرر برنامه فوق دچار اختلال می شد; با وجود این، از اعضای خانواده خواسته بود شرح وضع روزانه را برای او بنویسند تا در جریان باشد و از داخل زندان نیز نامه نگاری مرتب با هر یک از اعضای خانواده داشت و مدیریت و برنامه ریزی خانواده را از درون زندان هم، در حد ممکن انجام می داد; حتی مراجعه فـرزنـدان بـه پـزشک و دندان پزشک برنامه ریزی می کرد. در فصل تابستان یک بار فرزندان را به طور دسته جمعی برای کسب تجربه و استقلال و ایران گردی و آشنا شدن با کشور به سفر فرستاد. فرزند خود، مهندس عبدالعلی بازرگان، که آن روزها محصل دبیرستان بود در دو تابستان متوالی برای کارآموزی اش در شرکت یاد که اجرای ساختمان کارخانه روغن کشی زیتون را در نزدیکی شهر رودبار به عهده داشت، مامور کرد. روزهای جمعه را اغلب با فرزندان در دامنه کوه های البرز و در دامن طبیعت می گذراند و از آن برای تقویت و تحکیم پیوندهای دوستی و محبت استفاده می کرد. آقـای مهنـدس عبدالعلی بازرگان در خاطرات خود می نویسد: «راستش «درس ورزش» و دوست شدن طبیعت را نیز از پدر فرا گرفته ام که از همان دوران کودکی، هر صبح جمعه، ما را به کوه می برد تا جسم و جانمان را به جاذبه های طبیعت بسپاریم و کمی جست وخیز کنیم! حتی زمان امتحانات هم اگر می خواستیم خانه بمانیم، می گفت: «جمعه که روز درس خواندن نیست، بسه دیگه، سوسک می شید! برین بیرون سری به فامیل بزنین!»
چه خاطره های زیبایی با خواهران در روزهای برفی زمستان در ارتفاعات شمال تهران به همراه پدر برای من باقی مانده است و چقدر یادآوری مسؤلیت هایی که برای جمع آوری هیزم، درست کردن چای، کباب کردن سیب زمینی و. . . به هر یک از ما می داد شیرین است. »
آقای مهندس عبدالعلی بازرگان در خـاطـرات خـود مـی نـویسـد: «اصلاً نمی دانستم ایراد سخنرانی چه آداب و اصولی دارد؟. . . وقتی که یک بار در مدرسه برای سخنرانی نوبت ام رسید با کمال شرمندگی گفتم، نتوانستم چیزی برای گفتن تهیه کنم!
قاعدتاً وضع به همان منوال باید ادامه پیدا می کرد، ولی (همراه با برنامه های پدر برای من) دست تقدیر الهی رقم رحمتی زد و راه ها را به تدریج هموار کرد. و امروز که به توفیق آن که قلم و بیان را آموخت، سفیر سیاری شده ام که با بضاعت اندک خود و خرده نانی که از خورجین پدر و مربیانی هم چـون طالقانی و شریعتی و سحابی برگرفته ام، سفره سخنان خدایی آن ها را در سفر به سرزمین های دور به سلیقه خود پهن می کنم; شکر رزقی را که رب رحیم ارزانی کرد می گذارم. »
مدیریت بر سازمان‌ها و انجمن‌های مدنی و احزاب سیاسی
بازرگان از مشاهدات و مطالعات خود، آموخته بود که یکی از مهم ترین اسرار پیشرفت و توسعه جوامع اروپایی همکاری و مشارکت اجتماعی آن ها ست. از این رو با نگرشی بلندمدت و با عشق و علاقه به ترویج و تاسیس انجمن های مدنی همت گماشت و بخش مهمی از اوقات عمر خود را صرف همکاری، تاسیس و راه اندازی آنـها، در شرایط نامطلوب استبدادی دهه های 1320، 30 و 40 کرد; از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: «همکاری با کانون اسلام و آشنایی با آیت الله طالقانی 13200)، همکاری با انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه تهران13211)، تاسیس کانون مهندسین ایران 13211)، تاسیس مکتب تربیتی اجتماعی عملی (م. ت. ا. ع یا متاع) در سال1334 که به تاسیس انجمن اسلامی مـهندسین، انجمن اسلامی پزشکان، شرکت سهامی انتشار، انجمن اسلامی بانوان، انجمن اسلامی معلمان و موسسه اسلامی نارمک، شرکت صنعتی ایرفو، و شرکت کارآموز (هنرستان کارآموز) در دهه 30 انجامید.
تاسیس این انجمن ها نه تنها آگاه ساختن نسل جوان نسبت به جهان بینی و ارزش های اسلامی و اخلاقی بود، بلکه تربیت اجتماعی آنان و آماده ساختن آنان برای مشارکت در امور اجتماعی و تحول فرهنگی جامعه ایران بود.
مدیریت بازرگان در این انجمن ها نوعی مدیریت مشارکت آمیز در جهت تربیت و ساختن انسان اجتماعی مورد نیاز جامعه بود. به عنوان مثال در مورد نحوه تعیین رییس برای این سازمان ها اعتقاد به گردش مسؤلیت بین همه اعضا را داشت. یک بار در برابر اصرار اعضا برای ادامه ریاست انجمن اسلامی مهندسین گفته بود که اگر این مقام افتخار است اجازه دهید که هر سال نصیب یکی از اعضا گردد و اگر زحمت است نیز بگذارید بین همه اعضا تقسیم شود(تا قدر همدیگر را بهتر بدانند) .
در جلسات این انجمن ها بود که جوانان با نحوه کار دسته جمعی، تصمیم گیری گروهی، اداره جلسات و مسایل جامعه، مـشارکت در حل آن ها و کارکردهای دموکراتیک، آشنا شدند و ذخایری برای تحولات دهه های بعدی شدند; همین شیوه مدیریت را بازرگان در تشکیلات سیاسی مانند نهضت آزادی تشویق و ترویج می کرد.
مدیریت بر سازمان‌های فنی، صنعتی و اقتصادی
بازرگان طی دهه های 20، 30، 40 و 50 به مدت 40 سال مسؤلیت مدیریت سازمان ها و دستگاه های بزرگ آموزشی، اقتصادی، عمومی و بالاخره مدیریت دستگاه های اجرایی کشور( به عنوان نخست وزیر دولت موقت انقلاب) را به عهده گرفت. ریاست دانشکده فنی، معاونت وزارت فرهنگ، ریاست هیات مدیره شرکت نفت، ریاست سازمان آب تهران، تاسیس و مدیریت شرکت یاد و تاسیس و مدیریت شرکت صافیاد از جمله سازمان ها و شرکت هایی بودند که طی این مدت بازرگان در مدیریت آن ها حضور و مشارکت جدی داشت. شیوه مـدیریت مشارکتی و جلب همکاری همکاران و ایجاد فضای دوستی و تعاون و رشـد و پیشرفت وجه مشترک اغلب سازمان های فوق در دوران مدیریت بازرگان در آنهاست. به عنوان مثال در ارتباط با ریاست دانشکده فنی که در دو دوره از سال 1324 تا 1329 ادامه داشته است و با رای استادان دانشکده هر دوبار به این سمت انتخاب شد، در کتاب خاطرات چنین می نویسد: «در دور دوم، به اتفاق آرای شورای دانشکده به ریاست انتخاب شدم. این نشانه رضایت و تایید از مدیر تیم بود، به خاطر این که به کار «تیمی» اعتقاد داشتم، مسایل و امور مهم دانشکده را درشورا مطرح می کردم و از نظر استادان بهره می گرفتم. خلاصه شیوه کار دموکراتیک بود، روشی که در گذشته به آن توجهی نمی شد. کار به شیوه دموکراتیک نتایج سودمندی به بار آورد. دو دستگی از میان رفت...»
انجمن فارغ التحصیلان دانشکده فنی نیز که نیز بخشی از برنامه تربیت اجتماعی جامعه ایران بود به همت بازرگان در این دوره تاسیس شد.
ریاست هیات مدیره شرکت نفت
جریان ملی شدن صنعت نفت، خلع ید از شرکت نفت انگلیس و سپس ریاست هیات مدیره شرکت نفت ایران و اداره و بهره برداری از پالایشگاه نفت آبادان و... بسیار مفصل است. در این جا به طور بسیار مختصر به آنچه که به این بحث ما، یعنی مدیریت مشارکت آمیز و اخلاقی و نتیجه بخش بازرگان مربوط می شود، را مطرح می کنم.
پس از خلع ید و نشستن بازرگان روی صندلی مدیر انگلیسی قبلی شرکت نفت، کارکنان و متخصصین انگلیسی شرکت نفت، بدون سر و صدا و اقدامات حاد، به طور ناگهانی ایران را ترک می کنند و اداره و مدیریت و بهره برداری از تاسیسات عظیم پالایشگاه آبادان را با خلا شدیدی- که خبر از بحران بزرگی در صنعت نفت می داد- روبه رو می سازند.
بــازرگـان، بـا استفـاده از شیـوه مشارکت آمیز و اخلاقی وارد کار می شود; بهره برداری از تاسیسات و مدیریت عمومی و فنی پالایشگاه آبادان را با موفقیت پشت سر می گذارد و موجب شگفتی بسیاری از محافل در داخل و خارج از کشور می گردد. از زبان بازرگان سر موفقیت مدیریت او به این ترتیب است: «افتخار و دل خوشی من فقط یک چیز است، چیزی که می توانید آن را در عین حال بسیار کوچک تلقی کنید و هم بسیار بزرگ: اعمال مدیریت، اما نه مدیریتی استبدادوار و انحصارطلب که همه چیز را در قبضه و اختیار خود قرار داده باشد. وظیفه و عمل بنده. . . این بود که خواستم و گذاشتم هر کس کار خود را بکند. مانع از این نشدم (یا باعث این شدم) که هر کارگر و کارمند و متخصص ایرانی با حداکثر علاقه و علم خود در پستی که قرار دارد، لیاقت و امکاناتش را بروز دهد و احـتـرام و حقش رعایت گردد... به شخصیت و ارزش آن ها احترام گذارده شده بود و میدان عملی در اختیارشان قرار گرفته بود. مدیریت به طریق دموکراتیک اجرا شده بود و با حقیقت و صمیمیت نه دروغ و حرف. بنده مدیریت را این طور فهمیده بودم و می فهمم.»
البته پس از انجام موفقیت آمیز خلع ید و بهره برداری از تاسیسات و تجهیزات صنعت نفت به دست متخصصین ایرانی و از طریق مدیریت مشارکت آمیز و دموکراتیک بازرگان، اختلافات داخلی و تندروی ها آغاز می شود و آن، این بود که در داخل شرکت نفت ایران باید پاکسازی شود و کسانی که در شرکت نفت سابق دارای مقاماتی بوده و با مدیریت انگلیسی همکاری می کرده اند باید اخراج و احیاناً محاکمه و تنبیه شوند (ولو به قیمت از هم پـاشیـدن صنعت نفت ملی شده و دستاوردهای حاصله.) بازرگان در مقاله ای که در آن زمان در روزنامه چاپ می شود و آثار گسترده ای به جای می گذارد، با عنوان «از نفت قیمتی تر» اظهار می دارد: «این کینه توزی ها و تصفیه حساب ها حق نیست زیرا که پیوندهای اجتماعی ما را می گسلد و فضای کینه توزی را جایگزین می نماید وتوان فنی و کارشناسی ما را برای مـقـاومت در برابر استعمار کاهش می دهد». او همکاری و اتحاد حاصله را ارزش مندتر از نفت به شمار می آورد.
سپس در نامه مفصل خود به حسین مکی- که طرفدار و رهبر جناح تندرو و عملیات سیاسی مربوط بود- جمله ای را که دقیقاً چکیده هدف مدیریت جدید است، منعکس می کند: «بنده به کارمندان ایرانی به اعتبار استفاده ای که باید دستگاه در آینده از آن ها بکند نگاه می کنم. . . به جمع و نوع خیلی اهمیت می دهم و خیلی مایلم که کارمندان دلگرم و در امن و امان بوده، بدانند که به حرف و گفته اشخاص و اتهام های ناروا یا روا حیثیت و سوابق و شخصیت و حقوق آن ها به باد نخواهد رفت. . .»
بازرگان در اعتراض به تندروی ها، دخالت های ناروا، سوء استفاده ها و مشکل اخلاقی و فرهنگی که پس از پیروزی با آن روبه رو شد و همچنین حسادت ها، بـرتری جویی ها، رقابت های ناسالم، فـرصت طلبی ها و منفعت طلبی های شخصی که راه های مدیریت و خدمت را مسدود کرد، پس از 9 ماه مدیریت موفق، استعفا می دهد و علت پیروزی یا شکست در امور اجتماعی و مدیریت را عمدتاً «مسایل انسانی و ایمان و اخلاق» اعلام می دارد.
مدیریت سازمان (لوله کشی) آب تهران
بازرگان پس از استعفا از ریاست هیات مدیره شرکت نفت بنا به دعوت مرحوم دکتر مصدق مدیریت سازمان آب تهران را با قصد و نیت خدمت به مردم تهران برای دست یافتن به آب سالم به عهده می گیرد و با حداقل منابع مالی 166 میلیون تومان) شبکه بندی توزیع آب تهران را انجام می دهد; او برای اولین بار آب بهداشتی را از چاه های عمیق تهران به منازل بخش هایی از خیابان های تهران می رساند و مردم را امیدوار می کند. در این عمل نیز همکاری و مشارکت مهندسین سازمان و نظم و دقت و جدی گرفتن کار و رعـایت جنبه های اخلاقی اسباب موفقیت لازم را فراهم می آورد. پس از کـودتـای 28 مرداد و شرکت او در فعالیت های نهضت مقاومت ملی و اعتراض به انتخابات دوره هیجدهم مجلس شورای ملی، از طرف حکومت کودتا مجبور به استعفا می شود. در خـاطرات خود در پاسخ به تیمسار جهانبانی که او را متهم می کند، مخالفان حکومت را سرکار می آورد و تقویت می کند، پاسخ می دهد:
«اعضای سازمان آب همان ها هستند که قبلاً بودند و سوابق عمل من در آن جا و دانشکده فنی نشان می دهد که هیچ گاه اعمال نظرهای شخصی و سیاسی و مذهبی در کارهای اداری [ بخوانید مدیریتی] نکرده و نمی کنم.»
اظهارات بازرگان نشان می دهد که در مدیریت او ملاحظات مذهبی و اسلامی از طریق «اخلاق» اثرگذار بوده است. به عبارت دیگر، رابطه دین داری بازرگان و مدیریت او، یک رابطه شکلی و صوری و رسمی و حقوقی نبوده است، بلکه رابطه ارزشی و اخلاقی (مبنی بر تقوا، محبت و عدالت) و منبعث و یا هماهنگ با دین و اسلام بوده است.
مدیریت بر شرکت‌های بخش خصوصی
بازرگان اعتقاد به بخش خصوصی داشت و طی دوران کاری خود با مشارکت و همکاری مهندسان، علاقه مندان و دوستان دست به تاسیس شرکت های مـهندسی و صنعتی زد. شرکت های مهندسی اما، شرکت یاد و شرکت صافیاد از جمله شرکت های قابل ذکر است. در این شرکت ها ضمن کاربرد همان اصول همکاری و تعاون و مشارکت و رعایت مبانی و موازین اخلاقی در مدیریت خود، بیش تر نقش مهندسی و فنی ایفا می کرد. ضمن رعایت عدالت در توزیع منافع و دستاوردهای کار در مقابل زورگویی و فشار غیراصولی کارکنان و شوراهایی که تحت عناوین مختلف (به ویژه پس از انقلاب) ایجاد شده بودند، می ایستاد. برخلاف آنچه در بخش خصوصی رایج است که هدف مؤسس یا مدیر تامین حداکثر سود و برداشت هر چه بیش تر منافع مالی است، هدف بازرگان کمک به ارتقا صنعت و تولید محصولات فنی ابتکاری، متناسب با نیاز کشور و ایجاد اشتغال مفید بود و حقوقی که برای خود برداشت می نمود از حقوق بعضی از مهندسین و کارکنان کمتر بود. این در حالی بود که بیش ترین کارآیی و اثربخشی (بهره وری) را برای شرکت ها داشت و در بعضی موارد به تنهایی نقش «دفتر فنی» شرکت را ایفا می کرد و از طراحی محصول تا نظارت بر ساخت و آزمـایـش و نصـب و بهـره برداری از دستگاه های تاسیساتی را شخصاً انجام می داد.
مهندس بازرگان تا واپسین روزهای عمر با حضور خود در کارخانه صافیاد، امور فنی را تحت نظارت کلی داشت و حتی بخشی از آخرین شب حیات خاکی خود را صرف تکمیل یک مقاله علمی درباره دستگاه تهویه مطبوع بومی که خود اختراع یا طراحی کرده بود (زتکا) کرد.
مدیریت کلان کشور
در سال 1357 نیز ماموریت خطیری، هم چون ماموریت خلع ید از شرکت نفت انگلیسی و ریاست هیات مدیره شرکت نفت ایران، البته بسیار بزرگ تر و پیچیده تر و مهم تر، برای تشکیل دولت موقت انقلاب به بازرگان داده شد. ماموریت بازرگان از طرف رهبر فقید انقلاب عبارت بود از:
1. ترتیب اداره امور مملکت 2. انجام رفراندوم درباره تغییر نظام سیاسی کشور به جمهوری اسلامی 3. تشکیل مجلس مؤسسان از منتخبین مردم جهت تصویب قانون اساسی جدید و 4. انتخاب مجلس نمایندگان ملت بر طبق قانون اساسی جدید.
شرایط متلاطم و انقلاب شدید محیط و دستگاه های اجرایی متلاشی شده یا از کار افتاده، اعمال هرگونه مدیریتی را تقریباً غیرممکن می ساخت. با وجود این، بازرگان براساس تقسیم وظیفه کلی که قبلاً در آبان ماه در فرانسه صورت گرفته بود و طبق آن قرار بود که دولت موقت به امور اداری و مدیریتی و عده ای دیگر (شورای انقلاب) به ادامه و اداره نهضت (انقلاب) بپردازند، نهایت تلاش را به عمل آورد و وظایف خود را با امکانات قلیلی که در اختیار داشت تا آن جا که امکان بود انجام داد.
در انجام وظایف خود به عنوان رییس دولت موقت، همان موازین و اصول ارزشی که به آن ها پایبند و متعهد بود را رعایت کرد و از آن ها تخطی نکرد. براساس اصول اخلاقی در فروردین ماه 1358 تقاضای عفو عمومی کرد و هرگز اقدامی در جهت محدود کردن آزادی ها و مشارکت نظام یافته مردم به عمل نیاورد و در برابر بی نظمی ها و خشونت ها و فرصت طلبی و اعمال خلاف اخلاق و قانون و عدالت صریحاً ایستادگی کرد.
در طول مدیریت بازرگان، دستگاه های اجرایی (وزارتخانه ها) و سازمان های مـختلـف بازسازی و راه اندازی شد; رفراندوم تغییر نظام صورت گرفت; انتخابات مجلس مؤسسان (خبرگان) انجام شد; و پیش نویس قانون اساسی تهیه و به تصویب شورای انقلاب رسید، ولی انتخابات مجلس نمایندگان ملت باقی ماند. تجربه ماموریت خلع ید و شرکت نفت تکرار شد. کارشکنی ها و تندروی ها و تعارضات به نقطه ای رسید که ادامه پـیشرفت کار و مدیریت صحیح را غیرممکن ساخت و همان طورکه در ماموریت خلع ید از انگلیسی ها، پس از انجام موفقیت آمیز ماموریت محوله از طرف مرحوم دکتر مصدق به علت برخی تندروی ها و خودخواهی ها، پس از 9 ماه استعفا داد در این ماموریت نیز پس از 9 ماه به همان دلایل و علل مشابه استعفا کرد. در هر دو مورد، علت استعفا را دخالت ها، تعارض ها و ناهماهنگی هایی ذکر کرد که مانع مدیریت و اداره درست امور می شد. استعفا را به نفع مملکت تشخیص داده بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات