تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۴  ، 
کد خبر : ۱۰۵۲۵۴

راه بی بازگشت


حسین شریعتمداری
یک گروهک ضد انقلابی کوچک و کم اهمیت بود در دهه 60، عمری به کوتاهی عمر پشه داشت که به قول سعدی نمی دانست «این باغ از کجا است» چرا که در بهاران زاده شده بود و مرگش در «دی ماه» همان سال بود. این گروه کوچک که مثل همه گروه های ضد انقلاب از «کنگر» آمریکا تغذیه می کرد، آن سال ها در پاریس «لنگر» انداخته بود. امروزه وقتی نگارنده به مواضع آن روزهای گروهک مورد اشاره می نگرد و این مواضع را با مواضع آمریکا مقایسه می کند بدون کمترین اغراق و گزافه، مواضع آن گروهک ضد انقلاب کوچک و فکسنی را بارها پخته تر! و سنجیده تر از مواضع آمریکا می بیند! سرکرده این گروهک ضد انقلاب به دلیل چند دهه حضور در ایران- دوران طاغوت- و آشنایی با فرهنگ دینی این مرز و بوم وقتی می خواست برای گروهک خود امتیازی قائل شده و آن را به رخ سایر گروه های ضد انقلاب بکشد، روی یکی از رخدادهای داخلی که وقوع آن به آسانی و با قاطعیت قابل پیش بینی بود، انگشت می گذاشت و از چند روز قبل اعلام می کرد که از هواداران داخلی خود خواسته است در فلان روز به نشانه حمایت از این گروه دست به فلان کار بزنند! مثلا- این نمونه ها واقعی است- چند روز مانده به سالروز شهادت یکی از ائمه اطهار(ع) با سر و صدا از طریق رادیوهای فارسی زبان بیگانه که در خدمت جریانات ضد انقلاب بود- و هست- اعلام می کرد از هواداران داخلی خود خواسته است به نشانه حمایت از این گروه و ابراز مخالفت با جمهوری اسلامی ایران، در آن روز پیراهن مشکی بپوشند و بر سردر مغازه های خود پرچم سیاه نصب کنند...!!... دقیقاً شبیه آن که از هواداران خود خواسته باشد به نشانه اعتراض علیه نظام اسلامی ایران، شب ها پابرهنه بخوابند! و هنگام خواب چشم های خود را ببندند!... احمقانه است؟! ولی گروهک یاد شده در کارنامه عمر کوتاه خود نمونه های فراوانی از این دست دارد که هرچند مضحک است اما از برخی مواضع آمریکایی ها مخصوصاً، توصیه های آنان به مردم ایران! در جریان انتخابات سنجیده تر است!... چرا؟! برای آن که گروهک مزبور از مردم چیزی را می خواست و دست زدن به اقدامی را به عنوان حمایت درخواست می کرد که وقوع آن قطعی بود! مردم مسلمان ایران به روال همیشگی و به علت شیفتگی خود به اهل بیت (ع) در سوگ هر یک از امامان معصوم(ع) لباس مشکی می پوشند و پرچم سیاه بر فراز خانه ها و مغازه ها نصب می کنند و در انجام این وظیفه فارغ از خواسته این و آنند. اما آمریکایی ها در آستانه انتخابات از مردم چیزی را می خواهند و انجام کاری را توصیه می کنند که با آموزه ها و باورهای دینی و ملی مردم فاصله ای طولانی دارد و این فاصله، گاه در حد تضاد و تناقض است و صد البته، پاسخ منفی مردم به این درخواست ها نیز پیشاپیش قابل پیش بینی است و هم از این روی می توان گفت، مقامات ارشد آمریکایی از یک گروهک چند نفره دست نشانده خود نیز کودن تر هستند.
مروری بر تبلیغات رسانه ای آمریکا و متحدانش در آستانه هر انتخابات حکایت از آن دارد که همواره از مردم خواسته اند در انتخابات شرکت نکنند و از این طریق بر طبل مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ایران بکوبند! ولی در تمامی موارد- بدون استثناء- نتیجه ای معکوس گرفته اند و بعد از ناکامی نیز، هیچگاه نیازی به توضیح درباره تحلیل غلط و برداشت غیرواقعی خود ندیده و در این باره سکوت کرده اند و یا بدون آن که به روی نامبارک خود بیاورند، ساز دیگری را به مخالفت کوک کرده اند.
و اما، تبلیغات آمریکایی ها در آستانه انتخابات سه گانه اخیر، چرخش محسوسی داشت که موضوع این نوشته است. این بار رسانه های آمریکایی و جریانات وابسته یا نزدیک به آنان، از تحریم انتخابات سخن چندانی به میان نمی آوردند، بلکه برخلاف گذشته در بسیاری از موارد، مردم را به حضور در انتخابات نیز تشویق می کردند و از آنها می خواستند برای مقابله با «اصولگرایی» به نامزدهای «جبهه اصلاحات» رأی بدهند! این چرخش یکصدوهشتاد درجه ای اگرچه هرگز به مفهوم- خدای نخواسته- همخوانی جبهه اصلاحات با دشمنان خارجی نیست ولی به وضوح نشان می دهد که اضطراب و سراسیمگی دشمن از فراگیری گفتمان اصولگرایی واقعیتی انکارنکردنی است، چرا که اصولگرایی مطابق تعریف دقیق و حکیمانه رهبر معظم انقلاب که بسیار فراتر و وسیع تر از تعریف این یا آن گروه اصولگراست، بازگشت به خط اصیل انقلاب و آموزه های اسلام ناب محمدی (ص) است که امام راحل ما (ره) بنیانگذار آن، رهبر معظم انقلاب پرچمدار و توده های مردم راهیان راه آنند.
این بار و در انتخابات سه گانه اخیر، هرچند که آمریکایی ها در تبلیغات خود از تحریم انتخابات به شرکت در انتخابات- به منظور مقابله با اصولگرایی- تغییر تاکتیک داده اند ولی این تغییر تاکتیک در حالی است که اصولگرایی طی چند سال اخیر به یک استراتژی پایدار در نگاه مردم و مسئولان نظام تبدیل شده است به گونه ای که با توجه به شواهد و قرائن غیرقابل انکار با جرأت می توان گفت کشور در مسیر اصولگرایی با گام های بلند پیش می رود و مسیری بی بازگشت را طی می کند.
اگرچه هنوز نتایج انتخابات اخیر به طور کامل مشخص و اعلام نشده است ولی آخرین خبرها از سراسر کشور و حوزه تهران حکایت از آن دارد که اصولگرایی- تاکید می شود که اصولگرایی با تعریف حکیمانه و جامع رهبری- پیروز این میدان است.
و بالاخره، بی آن که قصد جسارت به خواهران و برادران حاضر و فعال در جبهه اصلاحات در میان باشد و یا خدای نخواسته درپی تخویف آنان باشیم باید به یک حقیقت روشن و خالی از ابهام اشاره کرد. با این توضیح که؛ هرچند مدعیان اصلاحات هنوز تعریف مشخصی از اصلاحات مورد نظر خود ارائه نکرده اند و هریک در تعریف اصلاحات، ساز جداگانه ای می نوازند ولی چنانچه تعریف ناقص و نامفهوم آنان نیز پذیرفته شود باید گفت که اصلاح طلبان می توانند رقیب اصولگرایان باشند ولی اصلاح طلبی هرگز رقیب اصولگرایی نیست و اصولگرایی به روایت رهبری- که خود کلید بازگشت آن را زده و با تدبیر و حکمت مدیریت کرده اند- در بستری قرار دارد که اصلاحات به معنی واقعی- و نه مفهوم ناقص و رایج آن- تنها در این بستر قابل تعریف است نه آن که مقوله ای جداگانه در نقطه مقابل اصولگرایی باشد و البته اگر دوستان مدعی اصلاحات به این واقعیت توجه نمی کنند و گاه در تعریف اصلاحات، بیرون از دایره آموزه های اسلام و انقلاب گام برمی دارند، گناه اصولگرایی چیست؟ این دوستان قبل از هر چیز باید دیدگاه خویش را اصلاح کنند تا از قافله اصولگرایی که به گفتمان فراگیر در کشور تبدیل شده و با شتاب پیش می رود باز نمانند که این گفتمان و این راه غیرقابل بازگشت است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات