تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۲  ، 
کد خبر : ۱۰۵۵۸۶
به مناسبت سومین سالگرد جنگ 33 روزه لبنان

گزارش «کنیست» از جنگ 33 روزه لبنان (بخش دهم)

ترجمه: مرتضی حسینی فاضل تهیه و ویرایش: محمدعلی صمدی

حزب‌الله
نیروی نظامی حزب الله از چندهزار رزمنده ای که به شیوه های ارتش های نظامی ، آموزش دیده اند، فراتر نمی رود. در حزب الله در مراحل مجهز شدن و انجام حمایت های لجستیکی، بر تجهیز به تسلیحات موشکی کوتاه برد، میان برد و دور برد اهتمام جدی گمارد تا اینکه توانست در مجموع چهارده هزار موشک را در اختیار داشته باشد.
بیشتر این موشک ها، کوتاه برد و از نوع کاتیوشا 107 و 122 میلیمتری می باشند. برد این نوع کاتیوشاها بیشت کیلیومتر می باشد. تهیه این نوع موشک به زمان پیش از عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان بر می گردد. در شش سال پس از عقب نشینی اسرائیل به سال 2000 میلادی، و منتهی به جنگ اخیر، حزب الله توانست خود را به موشک های دور برد و سلاح های اتوماتیک مجهز نماید. همچنین در این مدت توانست ابزارهای پیشرفته رزمی ، شبکه های ارتباطی جدید و دیگر تجهیزات را به دست آورد و نیز به حفر تونل های زیر زمینی اقدام نمود.
علاوه بر این، حزب الله تلاش های طاقت فرسایی را برای ساختار نیرویی خود به کار بست. این اقدام از راه ایجاد گروههای رزمی بیشتر، گسترش زمینه فعالیت آنها و عمق بخشی(جغرافیایی) به فعالیت این نیروها در جنوب لبنان و اطراف بیروت انجام شد. به ویژه در این مدت حزب الله در جهت ایجاد خدمات زیربنایی مربوط به زیرساخت های خود اقدام نمود. به این ترتیب، حزب الله توانست با به کاربستن این تلاش ها و استفاده از ظرفیت ها و امکانات، خود را به یک نیروی نظامی درجه اول مبدل سازد.
در کنار تلاش های نظامی، حزب الله با بهره مندی از پشتوانه مردمی از سوی شیعیان که اساساً در جنوب لبنان متمرکز می باشند، در فعالیت های سیاسی داخلی لبنان نیز حاضر شد. اما با این حال، حزب الله وضعیت خود به عنوان یک تشکیلات سری و زیر زمینی را حفظ نمود و فعالیت سیاسی آشکاری را انجام نداد. می توان از طریق مفاد زیر به چهره خارجی حزب الله نگاه نمود:
1. حزب الله از توان نظامی پیشرفته ای بهره مند است. از جمله اینکه از سلاح های موشکی و خمپاره های با برد متفاوت ، شبکه ارتباطاتی، دستگاه دفاعی و پشتیبانی و نیز توزیع مناطق میان فرماندهی های نظامی و ... برخوردار است.
2. حزب الله ، شیوه جنگی شبیه به جنگ های پارتیزانی را انتخاب کرده و به اندازه ممکن از ورود به رویارویی های مستقیم و جنگ های رودر رو پرهیز می کند. به طوری که وارد مرحله تعیین کنندگی و تسلیم نمی شود و در بیشتر موارد به پنهان شدن از دید دشمنانش متوسل می شود.
3. حزب الله همچون دیگر سازمان های مشابه، در هدف قراردادن غیر نظامیان اسرائیلی هیچ مانعی را فراروی خویش نمی بیند. در بسیاری موارد، حزب الله برای حفظ انبارهای تسلیحاتی و نیز مقرهای خود از غیرنظامیان لبنانی استفاده می کند.*(1)
حزب الله توانسته هزاران رزمنده را در دو رسته نظامی و احتیاط به عضویت خود در آورد. همچنانکه بخش بزرگی از این نیروها ، در ایران، تمرین های گسترده و فراوان برای جنگ های پارتیزانی دیده اند. از جمله آموزش یگان های ویژه پرتاب موشک . این یگانها از دستگاههای پیشرفته پرتاب موشک بهره مند می باشند. علاوه بر این، حزب الله در ایجاد شبکه ای گسترده از تونل ها و سنگرهای بزرگ در زیر زمین منطقه جنوب لبنان موفق بوده است. تا از این شبکه گسترده برای اهداف مختلفی بهره برداری نماید که بخشی از این اهداف در جنگ دوم لبنان آشکار شد.
علاوه بر آنچه گفته شد، حزب ا لله شبکه ارتباطاتی پیشرفته ای در اختیار دارد و از فرماندهی کارآمدی برای کنترل در جای جای بیروت بهره مند می باشد. البته این فرماندهی و شبکه ارتباطاتی در حومه جنوبی بیروت که مرکز اصلی حزب الله به شمار می رود، متمرکز شده است. علاوه بر این، حزب الله ، فناوری های نظامی موشکی به ویژه موشک های دریایی از نوع c-802 (ساخت چین) را در اختیار دارد. از عواملی که به حزب الله کمک کرد تا یک جنگ پارتیزانی موفق و سری را انجام دهد می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. شمار نسبتاً کم نیروی رزمنده
2. پنهان سازی توان نظامی خود.
3. سازگار بودن نیروی نظامی حزب الله با وضعیت غیرنظامی و میدانی و به کارگیری این وضعیت برای مأموریت های دفاعی.
4. اقدام به دادن استقلال عمل به فرماندهان نظامی میدانی. این مهم از راه پرهیز کامل از شیوه سنتی و کلاسیک ارتش های عربی که در گذشته اتخاذ می شد، محقق گردید.
5. ایجاد ساختار لجستیکی و فرماندهی به طوری که توان ادامه جنگ در شرایط بسیار سخت و برای مدتی طولانی را ایجاد می کند.
در دوره جنگ دوم لبنان، و در اوج بهره گیری از نیروی نظامی خود، حزب الله بر این مفاهیم و مبانی پایبند بود و بر آن اصرار داشت. چون تمایل جدی به حفظ هدف خود یعنی ضربه زدن به اسرائیل و ارتش این رژیم ، داشت تا بتواند مسأله موسوم به پیروزی در برابر اسرائیل را محقق سازد.
حزب الله بر این باور است که هدف استراتژیک این حزب برای افزایش توان نظامی به منظور ایجاد مرحله تعیین کنندگی با اسرائیل نمی باشد. چون باور دارد با ابزارهایی که پیوسته آنرا در تنگنا قرار می دهد، هرگز نمی تواند تماشاچی باقی بماند. *(2)
ویرانگرترین ابزار تهاجمی حزب الله که از آن به شکل استراتژیک استفاده کرد، همان موشک های بیاری بود که حزب الله در دهه اخیر(منتهی به این جنگ) توانسته با حمایت ایران و وسوریه تولید و تقویت نماید. در آستانه وقوع جنگ اخیر، حزب الله نزدیک به چهارده هزار موشک با بردهای مختلف را در اختیار داشت.
بیشتر این بمب ها و موشک ها (بیش از هفت هزار موشک) پیش از عقب نشینی ارتش اسرائیل از جنوب لبنان به سال 2000 به این حزب رسیده بود. نکته شگفت آور اینکه بخشی از این بمب ها را در انبارهایی که در "بخش امنیتی "توسط ارتش ایجاد شده بود، ذخیره سازی نموده بودند.
بیشتر موشک ها از برد کوتاه یعنی بیست کیلومتری برخوردار بودند. قسمت انفجاری این موشک ها وزنی معادل 7-18 کیلوگرم دارند. به دنبال عقب نشینی اسرائیل از لبنان این بمب ها و موشک ها -به ویژه کاتیوشاهای 107و 122 میلیمتری که تعداد آن به پنج هزار موشک می رسید- در مخفی گاهها و اماکن غیر نظامی ذخیره سازی شدند. یا ا ینکه آنها را در موقعیت هایی قرار دادند که آماده شلیک از جنوب لبنان باشند.
با توجه به برد کوتاه ا ین موشک ها، حزب الله اقدام به استقرار این موشک ها در فاصله کمتر از ده کیلومتری از مرزهای اسرائیل با لبنان نمود. همچنین در جنگ اخیر، بیشتر این موشک ها توسط دستگاه تایمر شلیک شدند به طوری که با تایمر از قبل آماده شلیک می شوند و نیازی به سکوی پرتاب ندارند.
به طور کلی، حزب الله در این جنگ توانست نزدیک به 3500 عدد موشک از این نوع را به سوی اسرائیل پرتاب کند.
علاوه بر آنچه گفته شد، حزب ا لله هزار موشک با برد 40-200 کیلومتری را در اختیار داشت که در این جنگ تعداد هفتصد عدد از این موشک ها را به سوی اسرائیل شلیک کرد. به ویژه اینکه بخشی از این موشک ها وزنی بین 18-600 کیلوگرم داشتند و از انواع سنگین،بزرگ و پیچیده و ترکیبی بودند. به طوری که کارآمدی اینها از موشک های کاتیوشای کوتاه برد، بود. برد این موشک ها به حزب الله این امکان را می داد که از این موشک ها در سکوهای مستقر در مناطق شمالی مانند شهر صور و اماکن دیگر در شمال و جنوب رود لیتانی ، استفاده کند.
آمادگی‌های ارتش در آستانه جنگ در طول مرزهای شمالی
حزب الله در برابر ایجاد توان نظامی و تحکیم بخشی به حضور سیاسی خود در لبنان، گاه اقدام به پاسخ به عملیات های نظامی اسرائیل نموده و گاهی دیگر مبادرت یکجانبه به انجام عملیات های مختلف بر ضد اسرائیل نمود. بیشتر این اقدامات نظامی عبارتند از پرتاب موشک به شمال اسرائیل، کاشت شمار فراوانی بمب و مین و نیز ایجاد کمین های مسلحانه و حتی کسب موفقیت در نفوذ و ورود مسلحانه به داخل اراضی اسرائیل می باشد.
از سوی دیگر، حزب الله با به کارگیری تجهیزات پیشرفته و فناوری ها و نیز نیروی انسانی و اقدام به استفاده از عناصر اسرائیلی ، تلاش فراوانی برای تقویت توان اطلاعاتی خود به کار بسته است. همچنین حزب الله توانسته به خوبی نیروها را آموزش دهد و با برنامه ریزی درست در اقدام به ربودن سربازان اسرائیلی در مرزهای شمالی اسرائیل- به ویژه در فاصله سال های 2005-2006 که توان میدانی و ساختار نظامی خود را در کنار مرزهای اسرائیل گسترش داد، - موفق شود.
به رغم آگاهی منابع اطلاعاتی و نهاد سیاسی اسرائیل از رشد و افزایش توان حزب الله و تمایل فراوان این حزب به ربودن سربازان اسرائیلی، ارتش اسرائیل برای جلوگیری از وخیم شدن وضعیت حاکم میان اسرائیل و حزب الله، تلاش فراوانی به کار بست. استراتژی که پس از خروج از لبنان به سال 2000 در جبهه شمالی اسرائیل اتخاذ شد ، به "نظریه " موسوم گردید. بر اساس این نظریه ، نوعی رابطه با حزب الله باید طرح ریزی شود که یک بازدارندگی میان اسرائیل و حزب الله برای جلوگیری از وخیم تر شدن وضعیت حاکم ، به وجود آید. خاستگاه این نظریه درک این واقعیت بود که هرگونه رویداد محدود و منطقه ای مانند ربودن سربازان، می تواند زمینه گشوده شدن سریع راه بروز یک جنگ با پیامدها و تأثیرات استراتژیک ، را باز نماید.
نتایج حاصل شده از این سیاست ، آسان و بسیط بودند؛ از دستگاه امنیتی خواسته شد ، با وضعیت موجود به گونه ای تعامل داشته باشد که به شعله ور شدن آتش جنگ نینجامد و در صورتی که حزب الله دست به اقدامی آشکار -به هر شکلی- بر ضد اسرائیل بزند، باید اسرائیل به آن پاسخی محدود-اگرچه از راه آتشباری پدافندی- بدهد، آن هم به این شرط که این واکنش به بدتر شدن وضعیت منجر نشود. این سیاست بیش از اینکه به اسرائیل کمک کنند، موجب شد حزب الله اسرائیل را به رویارویی نظامی و وخیم کردن وضعیت بکشاند تا به این ترتیب این سیاست اتخاذ شده، جلوی تحقق هدف مورد نظر را بگیرد.
به عنوان مثال، پس از اقدام[ناکام] حزب الله به ربودن سربازان از روستای «غجر» به سال 2005، رئیس ستاد ارتش اعلام کرد که حزب الله با عملیات خود به دنبال "به هم زدن واقعیت حاکم در طول مرزهای شمالی " بوده است. اقدامات گسترده میدانی فرماندهی منطقه شمال نیز برای ناکام گذاشتن حزب الله و جلوگیری از ناآرام شدن منطقه صورت گرفته است.
مبنای منطقی این سیاست حرکت در میان دو مسأله بود:اول این که: تمایل به جلوگیری از گشایش جبهه گسترده نظامی در زمانی که ارتش تمام اهتمام خود را صرف جنگ در کرانه باختری و غزه نموده بود و آموزش لازم و تجهیز شایسته برای این نوع رویارویی نظامی فراهم نشده بود. و دوم: تمایل برای جلوگیری از رویارویی گسترده نظامی بر اساس شرایط سیاسی و اقتصادی ناخوشایند برای اسرائیل.
اما بنیان اصلی این سیاست از راه موارد زیر موجب "مهار کردن تاکتیکی ارتش " گردید:
1. توقف فعالیت یگان های نظامی در منطقه الجلیل.
2. عقب کشیدن گشتی های ارتش .
3. کاهش حجم عملیات نظامی و کیفیت این عملیات ها در طول مرزهای اسرائیل با لبنان.
4. کامل نشدن استقرار ابزارهای فناوری در منطقه مرزی.
5. ضغف شبکه ضد اطلاعاتی در این منطقه.
به دلیل دور نکردن سربازان از مناطق قابل پیش بینی برای ربایش سربازان، تهدید به ربایش به آسانی به حقیقت پیوست. علت دیگر این امر ، نپرداختن به پیامدهای میدانی این سیاست اتخاذ شده بود.
علاوه بر اینکه حاکمیت سیاسی اسرائیل در طول مرزها مخدوش گردید، و حجم سربازان حاضر در مرزها کاهش یافت، ارتش اقدام به انتقال شهروندان و سربازان اسرائیلی به خط مقدم جبهه نمود و با ا ین کار ، آنان را در معرض خطر ربایش قرار داد. در نتیجه، تلاش برای ضربه زدن به توان حزب الله برای جلوگیری از ربایش سربازان ما، و یا ایجاد بازدارندگی در این زمینه، هرگز مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفت.          ادامه دارد ...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات