کریم دهکردى
علل محدثه حوادث پس از انتخابات از سوى اصلاح طلبان به صورت یک تناقض آشکار مطرح مى شود.
بدین معنى که بخشى از آنان خصوصاً آقاى ابطحى، مهدوى و... موسوى را متوهم اطلاعات اشتباه مى دانند و از طرفى بر طراحى قبلى نیز تاکید مى کنند. به طور مثال ابطحى در دادگاه علنى ۱۰مرداد مى گوید:« شاید (این) انتخاباتى بود که دو تا سه سال براى آن کار شده بود و تصور مى کنم که اصلاح طلبان پس از شکست در سه انتخابات براى به نوعى محدود کردن مقام معظم رهبرى و اعتقادات مردم حرکت کردند.»
اگرچه سخنان موسوى در مصاحبه با نشریه تایمز در تاریخ ۲۱/۳/۸۸ مطالب فوق را تایید مى کرد اما بعید به نظر مى رسد قهرمان داستان این طراحى دو یا سه ساله موسوى بوده است زیرا مشارکتى ها و مجاهدین تا اسفندماه به صورت جدى با خاتمى به میدان آمده بودند، اما باز هم مى توان باور کرد که آنان مجرى مناسبى مى خواستند و تفاوتى نمى کرد که موسوى باشد یا خاتمى. موسوى به خبرنگار تایمز مى گوید:« حرکت هاى خیابانى (قبل انتخابات) موجب فشار بر رهبرى و عقب نشینى نسبت به افکار عمومى خواهد بود.» بنابراین جمله موسوى با جمله ابطحى که از دو یا سه سال پیش جهت محدود کردن مقام معظم رهبرى و اعتقادات مردم کار شده بود تطبیق دارد.
اگرچه اسنادى که نشان از طراحى مى دهد مستدل تر از اسناد توهم است اما در این نوشتار به چند عامل از عوامل اصلى توهم موسوى که در بیان اصلاح طلبان آمده اشاره مى کنیم و توهم را هم به عنوان یک فرض مد نظر قرار مى دهیم.
۱- مهم ترین عامل متوهم بودن موسوى تصویر «فراخود» از خویش است. دعوت و رد دعوت ۲۰ ساله موسوى باعث شده بود که موسوى به این توهم برسد که افکار عمومى از او تصویرى اسطوره اى دارند و ملت منتظر ظهور منجى هستند. موسوى براى تایید جایگاه اجتماعى خویش هیچ سندى نداشت، ضعف موسوى نسبت به مسؤولان دیگر نظام این است که موسوى هیچ موقع در معرض انتخاب شدن قرار نگرفته بود. لذا معلوم نبود یک من ماست او چقدر کره دارد. اما او تصویرى از خود داشت که او را به باور پیروزى مى رساند، همین تصویر باعث شد که به محض ورود به میدان انتخابات از مردم بخواهد تا هیچگونه عکسى از وى چاپ نکنند و اعلام کرد نیاز به این امور ندارد.
۲- آنگونه که ابطحى مدعى است هم قسم شدن موسوى، خاتمى و هاشمى مساله د یگرى است که توهم وجود پشتیبان را براى موسوى رقم مى زد و در عین حال او را بر سر قسمى که خورده بود براى ادامه مسیر متعهد مى ساخت.
۳- مهدوى از اعضاى سازمان مجاهدین که داوطلبانه و بدون اینکه یک دقیقه بازداشت شده باشد به ایسنا رفت و آنچه مى دانست را بیان کرد، وى درباره توهم موسوى به نظرسازى هایى اشاره مى کند که با تظاهر به دقت علمى آن به موسوى ارائه مى شد و امید موسوى به پیروزى را دو چندان مى کرد.
نکته ظریفى که در اینجا وجود دارد این احتمال است که شاید موسوى از طراحى مشارکتى ها و مجاهدین بى خبر بوده است و آنها طورى موسوى را هدایت مى کردند که طرح دو یا سه ساله مد نظرشان را به خوبى اجرا کند و متوجه طراحى هم نشود.
۴- آن طور که در کیفرخواست مطروحه در دادگاه ۱۰/۵/۸۸ آمده، ابطحى اعلام کرده است: «در جلسه اى که با حضور کروبى داشتیم، موسوى لارى اعلام کرد در انتخابات تقلب قطعى است» و از آنجا که موسوى لارى، وزیر کشور بوده و انتخابات سال ۱۳۸۴ ریاست جمهورى را برگزار کرده است این احتمال وجود دارد که وى در آن انتخابات تقلب کرده باشد و به عنوان کارشناس و متخصص مربوطه مورد اعتماد آقاى موسوى واقع شده باشد و سخن او مورد پذیرش قرار گرفته باشد و این اعتماد بخشى از پازل توهم را تکمیل کرده است.
۵- ابطحى معتقد است:« محتشمى پور ضربه بزرگى به مهندس موسوى وارد کرد. او در جلسه ۲۳ خرداد مجمع اعلام کرد من به مهندس موسوى گفته ام که نگران نباش، ما آنقدر سند در مورد تقلب داریم که مى توانیم مسیر انتخابات را تغییر دهیم. آقاى مهندس موسوى به دلیل بى تجربگى و دور بودن از صحنه سیاسى زود تحت تاثیر قرار مى گیرد.» بنابراین محتشمى پور که از سه ماه قبل به عنوان مسؤول کمیته غیرقانونى صیانت از آرا مشغول کار شده بود و هر ازگاهى مانند خروس بى محل یک بیانیه صادر مى کرد به دلیل تجربه خدمت در وزارت کشور نیز مى تواند مورد اعتماد موسوى قرار گرفته باشد و احتمالاً مدل ورود امام (ره) به انتخابات مجلس سوم را با موسوى مرور کرده باشند و احساس کرده باشد که مى توان آن مسیر را با اندکى تغییر طى کرد.
به رغم اسناد فوق اسناد بیشترى است که اصل توهم را رد مى کند، توهم را زمانى مى توان پذیرفت که بپذیریم طراحان پشت پرده که اکنون در زندان به سر مى برند واقعاً تصمیمات و نیات شوم خود را از موسوى مخفى کرده و صرفاً باور وى به تقلب را تقویت کرده باشند.
ظبه استناد به سخنان مازیا بهارى خبرنگار هفته نامه نیوزویک در تهران مى توان این نظر را رد کرد: او مى گوید از مصاحبه اى که با آقاى خاتمى انجام دادم و از اعلام رسمى پیروزى توسط موسوى قبل از شمارش آرا فهمیدم که آنان به دنبال «الگوى کلاسیک انقلاب رنگى» در کشور هستند.
جمله زیر از موسوى نیز توهم را رد مى کند و نشان مى دهد موسوى از طراحى انقلاب مخملین کاملاً مطلع بوده است، فقط آنچه طرح کودتاى آنان را به هم ریخته است این است که در کشورهاى مشابه که انقلاب مذکور رخ داده است فاصله آراى جناح بیرون و درون قدرت حدود دو درصد یا حداکثر پنج درصد بوده است. موسوى و دوستانش پیش بینى اختلاف بیش از ۳۰ درصد را نکرده بودند لذا طراحى آنان به کلافى سردرگم تبدیل شد.
جان کلام که آگاهى موسوى از طرح مذکور را ثابت مى کند در جمله زیر است که یک روز قبل از برگزارى انتخابات به خبرنگار تایمز مى گوید.
سؤال خبرنگار: اگر انتخابات را ببازید به این جوانانى که رقص کنان و شاد از شما حمایت مى کنند چه خواهى گفت، به همه طرفدارانت چه خواهى گفت؟
موسوى: پیام من قبلاً به آنان رسیده است، تغییر از مدتى قبل شروع شده است، تنها بخشى از این تغییر به پیروزى در انتخابات برمى گردد، بخش هاى دیگر ادامه پیدا خواهد کرد و هیچ عقب گردى در کار نخواهد بود! تحلیل این جمله را به مدعیان دو آتشه خط امام(ره) مى سپاریم و از توهم دیگران متوهم نمى شویم.