هادی مجیدی کارشناس روابط بینالملل در گفتگو با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس در ارزیابی خود از سیاست خارجی دولت نهم و اولویتهای سیاست خارجی دولت دهم، گفت: تلاش دولت نهم در استفاده از امکانات دیپلماتیکی همچون استفاده از ابزار رسانهای و یا دیپلماسی پنهان که در دوره اصلاحات کار آمدی لازم را نداشتند، از ویژگیهای سیاست خارجی دولت نهم بود.
وی توجه به دو عنصر عزت و حکمت در تعامل با غرب را از دیگر ویژگیهای دولت نهم دانست و افزود: در موضوع هستهای این عناصر مورد توجه قرار گرفتند که حاصل آن زمینه سازی پذیرش فعالیتهای هستهای ایران از سوی غرب بود.
مجیدی گسترش روابط با شرق و آمریکای لاتین را از دیگر شاخصههای سیاست خارجی دولت نهم برشمرد که به طور جدی مدنظر دولت نهم قرار گرفت.
این کارشناس روابط بینالملل گفت: اقتدار و استمرار در فعالیتهای هستهای مهمترین بخش سیاست خارجی دولت نهم بود که سیاستهای غرب در قبال ایران را بیتاثیر کرد.
وی در عین حال یادآور شد که دولت دهم باید از این نقطه عبور کرده و به تثبیت این وضعیت بپردازد.
مجیدی تقویت ابزارهای سیاست منطقهای را از ویژگیهای دیگر دولت نهم خواند و یادآور شد: بخش مهمی از موفقیتهای سیاست خارجی دولت نهم را باید در استفاده از این ابزارهای منطقهای جستجو کرد.
این کارشناس روابط بینالملل همچنین ضعف ساختاری در وزارت امور خارجه را از نقاط ضعف دولت نهم خواند و افزود: ساختارهای سیاست خارجی متناسب با جایگاه ما نبود و به همین جهت ما از تمامی ظرفیتهای ایجاد شده نتوانستیم استفاده لازم را داشته باشیم.
مجیدی بخشی از این ضعفها را مربوط به توانمندی افراد دانست و افزود: گاهی رئیس جمهور تنها محور اصلی در سیاست خارجی بود و عدم تسلط و هماهنگی رئیس جمهور با سایر نهادها از جمله نقاط ضعف دولت نهم در بخش سیاست خارجی بود.
وی ادامه داد: عقبه ساختاری که برنامهریزی دقیق برای پیشبرد سناریوهای سیاست خارجی را بر عهده داشته باشد موضوعی مهم است که در دولت دهم باید به آن پرداخته شود.
این کارشناس روابط بینالملل عدم استفاده از یک سیاست پرقدرت در تعامل با شرق همچون روسیه و چین را از نقاط ضعف دیگر دولت نهم دانست و اظهار داشت: ادبیات و کلید واژهها برای تعامل با این قدرتها از دقت لازم برخوردار نبود، در حالیکه از نگاه روسیه ما در اولویت هفتم دکترین سیاست خارجی روسیه هستیم، ما تلاش کردیم تا بدون ملاحظه همواره روابط خود را راهبردی قلمداد کنیم در صورتیکه چنین مفهومی از طرف روسها پذیرفته شده نبود.
مجیدی ادامه داد: ما باید یا زمینههای لازم برای شکل گیری روابط راهبردی با روسیه را فراهم کنیم و یا در سطح مناسبات با روسیه مبالغهای صورت ندهیم و اگر سیاست محاسبه شدهای در سیاست خارجی شکل گیرد نیازی به هزینههای اضافی در تعامل با شرق نیست که لازمه آن توازن بین ظرفیتها و فرصتهایی است که گاهی در غرب بوجود میآید.
وی در خصوص نحوه تعامل با آمریکا نیز گفت: تصور میکنم که ما باید سیاست رسانهای را تقویت کنیم و از ناکارآمدی که وضعیت فعلی رسانههای ما به ویژه در بخش خارجی وجود دارد رها شویم و در یک گام بلند این رسانهها را به ابزار قوی در جهت پیشبرد سیاست خارجی تبدیل کنیم.
این کارشناس روابط بینالملل با بیان اینکه نگاه به شرق، پیرامون و سپس غرب باید در اولویتهای ما قرار داشته باشد، افزود: در رابطه با کشورهای غربی باید تفکیک پذیری صورت پذیرد و متناسب با هرکشور و نوع تعامل با جمهوری اسلامی ایران وضعیتهایی تعریف شود تا رفتار ما در قبال آنها مشخص باشد.
مجیدی در خصوص سیاست خارجی دولت دهم در قبال برنامه هستهای هم گفت: سیاست دولت نهم را باید در چارچوب ضوابط و مقررات آژانس بینالمللی انرژی اتمی ادامه و هیچگونه عقب نشینی نباید صورت گیرد.
وی با ذکر اینکه در کنار این فعالیتها موضوع مذاکره باید به نحو مناسبی در دستور کار قرار گیرد، اظهار داشت: این مذاکرات صرفاً نباید به موضوع هستهای محدود شود و باید قابلیتها و ظرفیتهای جمهوری اسلامی ایران مدنظر قرار گیرد.
این کارشناس روابط بینالملل اظهارداشت: آمریکاییها تلاش میکنند تا موضوع هستهای را با دیگر ظرفیتها و قابلیتهای ایران همراه کرده و بهبود وضعیت ایران در موضوعات مختلف را به پیشرفت در موضوع برنامه هستهای گره بزنند، بنابراین تداوم فعالیتهای هستهای باید با دقت و قدرت ادامه یابد ولی مذاکرات با غرب میتواند به شرایطی که برای جمهوری اسلامی ایران مطلوبتر است منجر شود.
مجیدی در خصوص نحوه تعامل ایران با کشورهای اروپایی در دولت دهم گفت: کشورهای اروپایی از یک انسجام موضع برخوردار نیستند و تنها چند کشور اروپایی، سردمدار مواضع این کشورها هستند، در عین حال بین این چند کشور اروپایی نیز تفاوتهایی وجود دارد.
وی ادامه داد: به عنوان مثال آلمان حاضر نیست سطح مبادلات تجاری خود با ایران را به سیاستهای انگلیس گره بزند، اگر چه یک حداقل توافق بین سه کشور انگلیس، آلمان و فرانسه در مورد ایران وجود دارد ولی تفاوتها و تمایزاتی بین آنها در تعامل با ایران است و لذا با در پیش گرفتن سیاست تفکیک پذیری میتوانیم سیاستهای بهتری در قبال آنها داشته باشیم، ضمن اینکه باید از یکجانگری در قبال غرب پرهیز شود.
این کارشناس روابط بینالملل با اشاره به لابی صهیونیستی در آمریکا و اروپا که تلاش میکنند مذاکره با ایران را یک تعامل غیر موفق جلوه دهند، اظهار داشت: تصور میشود که در بین نخبگان آمریکایی افراد زیادی وجود دارند که تلاش میکند تا عقلانیت را به سیاستهای اوباما بازگردانند. باید گفت که اوباما گرفتار شرایط دوگانه در درون مراکز تصمیم گیریهاست که از یک سو به عقلانیت دعوت میشود و از سوی دیگر به افراط گرایی دوره بوش، لذا ما در تعامل با آمریکا نیز باید به این شرایط و قابلیتهای درون سیستم تصمیمگیری آمریکا توجه کنیم و متناسب با آن در تعامل با آمریکا و غرب دست به اقدامات مناسب بزنیم.
مجیدی در خصوص اقدامات لازم در دولت دهم جهت دستیابی ایران به جایگاه شایسته خود در محیط بینالمللی گفت: من تصور میکنم که با توجه به منطق هزینه و فایده که در تعامل با کشورهای دنیا وجود دارد باید از نقاط ضعف غرب و سیاستهای آن در سطح مختلف جهانی بهره برده و چالشهای اصلی سیاستهای غربی در درون خود و در محیط بینالمللی را مورد توجه قرار دهیم که در این راه نقش دیپلماسی رسانهای و ابزارهای دیپلماتیک دیگر پررنگتر خواهد شد.
وی ادامه داد: گام دیگر مربوط به سیاستهای انرژی است که با شرایط موجود و نگاه به انرژی برای مصرف آن وجود دارد، ما باید سیاستهای مناسبی را برنامهریزی و به اجرا در آوریم به نحوی که اقتصاد انرژی به عنوان بخشی از دستاوردهای سیاست خارجی قرار گیرد تا نتیجه آن ارتقاء جایگاه منطقهای و بینالمللی ایران شود.
این کارشناس روابط بینالملل گسترش روابط با شرق بر اساس برنامهریزیهای دقیق و پرهیز از نگاه به شرق بر اساس سیاستهای گذشته را از دیگر موارد ارتقای جایگاه ایران دانست و افزود: باید روابط با شرق را بر اساس منطق قابل استدلال و حفظ دستاوردهایمان پایهریزی کنیم.
مجیدی حضور فعال جمهوری اسلامی ایران در مجامع بینالمللی و برخورد فعال با بحرانها و چالشهای جهانی را از جمله گامهایی برشمرد که موجب ارتقای جایگاه ایران اسلامی خواهد شد.
وی در عین حال افزود: در بحران مالی غرب هنوز سیاست خارجی ما به یک جمعبندی کامل نرسیده و از ظرفیتهایی که این بحران در اختیار ما قرار داده بهره کافی برده نشده است، همچنین در بحرانهای سیاسی، امنیتی و نظامی در نقاط مختلف دنیا تلاش در جهت دخالت فعال وجود ندارد در صورتیکه ظرفیت، امکانات و شرایط جمهوری اسلامی ایران میتواند رسیدن به این موقعیت را برای ما فراهم آورد.