به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامهی القدس العربی - چاپ لندن - در تحلیلی به قلم عبدالباری عطوان، مدیر مسوول این روزنامه تحت عنوان " آشتیهای سرد در تابستان گرم" به ارزیابی نشستهای مشترک رهبران مصر، عربستان و سوریه طی دورههای اخیر و اهداف آنها از این دیدارهای پیاپی پرداخته است.
عطوان مینویسد: فصل تابستان برای اعراب همواره با اقدامات و تحولاتی غافلگیرکننده همراه بوده است. اکثریت انقلابها و کودتاهای نظامی در ماه ژوئیه روی داده، همانطور که اکثر جنگها نیز طی سه ماه ژوئن، ژوئیه و اوت در تابستان اتفاق افتاده است؛ اما تابستان امسال با تابستانهای قبلی تفاوت دارد، زیرا تابستان جنگ نیست بلکه تابستان آشتی و مصالحه است و این امر را به وضوح میتوان از رایزنیهای سیاسی در حال جریان بین محور ریاض - قاهره دریافت.
در ادامهی این تحلیل آمده است: حسنی مبارک، رییس جمهور مصر، نشست اتحادیهی آفریقا در شهر "سِرت" لیبی را به شکلی مرموز و پیچیده تحریم میکند و در سفری غیر منتظره به عربستان میرود تا با ملک عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه این کشور دیدار کند. علاوه بر آن در یک اقدام غافلگیر کنندهی دیگر و یک روز پس از این دیدار، نشست مشترکی بین این دو مقام در شرم الشیخ مصر برگزار میشود که علامتهای سوال زیادی را بر جای گذاشت. همچنین قرار است که پادشاه عربستان امروز (دوشنبه) برای دیدار با بشار اسد، رییس جمهور سوریه به دمشق برود. مهمترین عنوانی که برای این رایزنیهای سیاسی مطرح شده، بهبود روابط و فضای حاکم بر جهان عرب جهت تحقق آشتی بین کشورهای عربی است که از حاشیهی نشست اقتصادی سران عرب در کویت و نشست چهار جانبهی ریاض آغاز شده است اما به نظر میرسد سران عرب اهداف مهمتری را در ورای این رایزنیها دنبال میکنند.
این تحلیلگر عرب مینویسد: دو مسالهی مهم و اساسی وجود دارد که میتوان آن را محور تلاشها برای تحقق آشتی بین کشورهای عربی و سفرهای متقابل مقامات این کشورها به ویژه رهبران عربستان و مصر دانست. مسالهی اول، تلاش برای پایان دادن به بحران لبنان و کمک به سعد حریری، نخست وزیر جدید این کشور جهت تشکیل دولتی توافقی است که بتواند رضایت تمامی طرفهای داخلی، منطقهیی، عربی و خارجی را به خود جلب کند. دومین مساله نیز پایان دادن به مذاکرات داخلی فلسطین است که تحت ریاست مصر برگزار میشود و باید به توافقنامهای جهت پایان دادن به شکاف داخلی فلسطین و تشکیل دولت توافقی فلسطین منجر شود که چه بسا تحقق این امر بازگشایی گذرگاه رفح و آغاز بازسازی غزه را نیز به دنبال داشته باشد.
عطوان میافزاید: به قولی دیگر میتوان گفت که هدف اساسی از این تلاشها، بازگشایی گذرگاه رفح و نیز ایجاد تسهیلات برای تشکیل دولت حریری در لبنان است که در این میان حمایت واشنگتن از تلاش مصر در مسالهی اول و تلاش عربستان در موضوع دوم را نباید فراموش کرد. این تلاشها با این هدف صورت میگیرد که جنبش حماس، بازگشت حکومت رامالله به غزه را بپذیرد و تلاشهای عربستان نیز به تشکیل دولتی با حضور احزاب اصلی لبنان از جمله معارضان بدون در نظر گرفتن شرط آنان مبنی بر احراز یک سوم پستهای کابینه منجر شد.
در ادامهی این تحلیل میخوانیم: لبنان امروز در شرایط نزدیک به حکومت موروثی حاکم بر جهان عرب به سر میبرد که تا حدودی نسبت به حکومتهای موروثی گذشته محدودتر است و به وراثت در پست نخست وزیری منحصر شده است و این بار این پست از پدر به پسر منتقل میشود. تا پیش از این که حریری پسر رسما مامور تشکیل دولت لبنان شود، بحث وراثتی در لبنان تنها به بخشهایی خاص ازجمله ریاست و رهبری احزاب و برخی پستهای وزارتی منحصر بود؛ اما اکنون دایرهی این امر گستردهتر شده و پس از پست نخست وزیری، چه بسا به زودی به ریاست پارلمان نیز برسد. عربستان سعودی به عنوان یک کشور عربی مهم که جایگاهی برجسته را در جهان عرب، اسلام و جامعهی جهانی دارا است و به دلیل صادرات نفتیاش بزرگترین اقتصاد کشورهای منطقه را در اختیار دارد، قصد دارد تا پس از سالها تیرگی روابط، از طریق سفر پادشاهش به دمشق و دیدار با بشار اسد، رییس جمهور سوریه وی را نسبت به ایجاد تسهیلات برای تشکیل دولت حریری قانع سازد تا به این ترتیب ضمن کمک به همپیماناش (لبنان)، دیگر ماموریت مهمی که از نشستش با رییس جمهور مصر مبنی بر پایان دادن به مذاکرات ملی فلسطین بر دوش وی نهاده شده را با موفقیت به اتمام برساند و در این راستا از نقش تاثیرگذار اسد بر جنبش حماس استفاده کند.
عبدالباری عطوان مینویسد: اما انتظار ما از رهبران مصر و عربستان در سایهی این تلاشها چیزی بیشتر از بازگشایی گذرگاه رفح و یا تشکیل دولت در لبنان است، زیرا با وجود بحران در روابط آمریکا با ایران و وجود دولت راست افراطی اسراییل که همچنان به شهرک سازیهایش ادامه داده و با خطرهایش همه را تهدید میکند، چنانچه تلاش کشورهای عربی بخواهد به این مرحلهی محدود منحصر باشد، اساسا باید آن را شکست خورده دانست. از سوی دیگر از آنجا که در گذشته آشتی بین کشورهای عربی با هدف سازماندهی جهان عرب برای آمادگی در جنگها و دفاع از کرامت ملت عرب و مسایل مهم آنها صورت میگرفت، نمیتوان امروز چنین اهداف محدودی را از این رایزنیها و تلاشها پذیرفت.
این تحلیلگر عرب میافزاید: اکنون توپ در زمین رهبران سوری است که ببینیم چگونه در دفاع از منافع و اصول ملی اعراب در قبال پاسخگویی به درخواستهای عربستان و مصر عمل میکنند و این فرصتی مناسب است که رهبران عرب باید اهمیت آن را دریابند. ما با ایجاد تسهیلات برای تشکیل دولت سعد حریری مخالف نیستیم، همانطور که با کاهش موانع جهت بازگشایی گذرگاه رفح از طریق قانع نمودن جنبش حماس نسبت به همکاریهای بیشتر در این خصوص مخالف نیستیم، اما رایزنیهای عربستان و مصر چه راهکاری را در قبال مهمترین مسالهی جهان عرب یعنی تهدید اسراییل ارایه خواهد کرد؟ آیا سوریه میتواند همتای سعودیاش را نسبت به این امر قانع سازد که دشمن حقیقی اعراب که خاک آنها را اشغال نموده و به کرامت آنها توهین کرده است، اسراییل است نه ایران؟
در پایان این تحلیل آمده است: ما خواهان ایجاد آشتی عربی براساس اصول اسلامی و ملی، احیای طرح پویای عربی جهت دستیابی به ابزارهای قدرت و متمایز نمودن دشمنان از دوستان بر اساس معیارهای اسلامی و عربی هستیم، نه معیارهای آمریکایی. ما مصالحهای را که برای بازگشایی رفح و تشکیل دولت لبنان صورت گیرد، نمیخواهیم زیرا آن را نوعی اهانت به ملت عرب میدانیم و معتقدیم که فضای حاکم بر جهان عرب به دلیل عدم تشکیل دولت سعد حریری و یا ادامهی بسته بودن گذرگاه رفح تیره و تار نیست، بلکه دلیل این تیرگی ناتوانی مقامهای رسمی عرب و انحراف آنها از اهداف مهم و حیاتی ملتهایشان و پرداختن به مقولهی سرزنش یکدیگر جهت شانه خالی کردن از مسوولیتها است؛ به همین دلیل است که تمامی ملتها به جز ملت ما پیشرفت کردهاند و تمامی رهبران جهان به جز رهبران ما موفق به ایجاد پیشرفت و شکوفایی در کشورهایشان شدهاند و این را باید دلیل اصلی این خلل و شکاف دانست.