بسم الله الرحمن الرحیم
ریاست محترم دادگاه
در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و وقایع پس از ان متاسفانه حوادثی رخ دادکه قلب همه دلسوزان سرنوشت کشور را بدرد اورد از شعارهای وهن الود بگیر تا قانون شکنی های اشکار وصدمه به اموال شخصی وعمومی وحتی قتل وجرح تا کنون در هیچ انتخاباتی سابقه نداشته وسایه کدورت خود را بر زلال چهل میلیون رای مردم افکند ودشمنان این مرز وبوم را به طمع خام انداخت که شاید بتوانند از این وضع گل الود ماهی مراد را صید کنند من به شخصه خود را از این همه جور وعدوان که بر مردم ونظام اسلامی مان رفته بری میدارم وانزجار وتنفر خود را از کلیه تحرکات که امنیت کشور را به خطر انداخته ابراز میکنم کشور عزیزمان ایران در منطقه پر تلاطمی قرار دارد ولااقل دو جنگ خانمان سوز در شرق وغرب کشورمان در جریان است.
از سویی دیگر بسیاری از کشورها مدارج توسعه وپیشرفت را با شتاب طی می کنند ودریغ است ایران که از نعمت امنیت در این منطقه اشوب زده برخوردار است هم پای دیگران تعالی وترقی نیابد دشمنان با تحریم ها وتحریک های متعدد تلاش دارند مانع این روند شوند اما وظیفه ما حفظ وحدت وانسجام ملی است وباید هوشیارانه مانع رخنه در صفوف ملت شویم.
هر یک از ما اگر پارا از یک انتخابات سالم فراتر گذاشته ونعمت امنیت را که پشتوانه توسعه اقتصادی است متزلزل کنیم نزد وجدان خود ونسل های اینده واز همه بالاتر پروردگار عالمیان باید انابه کنیم وطلب بخشایش نماییم من هم در این انتخابات با ارائه تحلیل های ناصواب مرتکب خطاهای سهمگین شده ام که از انها تبری میجویم چون قطعا مورد رضای محبوب عالمیان نیست وموجب ندامت است من به خاطر این تحلیل های ناصواب که مبنای بسیاری از اعمال نادرست قرار گرفته از ملت عزیز ایران عذر خواهی می کنم.
هرچه گفتیم غیر از صحبت دوست در همه عمر از ان پشیمانیم امیدوارم این سخنان که از دل بر امده بر دل بنشیند اما این کافی نیست ومن در تعاملات تنهایی خود ریشه ها وعلل موضع گیری های خود را واکاوی کرده ام که به طور اختصار به عرص میرسانم طی ده پانزده سال اخیر مقالاتی از من به چاپ رسیده که حاوی بعضی از نظریات نامربوط به شرایط کشورمان بوده که قصد دارم بعضی از مهم ترین انها را درین مجال بشکافم وعلت انحراف این مواضع را تشریح کنم یکی از مهمترین این نظرات انطباق شرایط کشورمان با تئوری ماکسوبر در باره ی سلطانیسم است که معتقد است بر بسیاری از امپراطوری های شرقی این شیوه از حکومت جاری بوده ویک حاکم پاتریمونیال تیولدار وتعدادی حامیان وی که هر کدام خیل عظیمی از تحت الحمایگان را یدک میکشیده اند نظام سلطه را در سراسر قلمرو سرزمین مستقر کرده بودند قبل از اینکه به نقد این نظریه در خصوص انطباق ان با شرایط ایران بپردازم لازم میدانم نکاتی را متذکر شوم.
1- متاسفانه در ایران با ضعف علوم انسانی بخصوص در رشته های جامعه شناسی وعلوم سیاسی مواجه ایم وعلیرقم گسسترش مراکز اموزشی عالی وکثرت دانشجو در رشته های علوم انسانی متون ان از عمق چندانی بر خوردار نیست ومطالب با ترجمه های اغلب ناقص و بدون نقد در اختیار دانشجویان گذاشته می شود .
2- حجم وسیعی کتاب بعد از انقلاب ترجمه شده که بسیاری از انها جنبه ایدئولوژیک دارند ودر کنه انها می توان ردپای مکاتب مختلف از مارکسیسم ارتدوکس تا نئولیبرالیسم را مشاهده کرد واین کتباست باشند اما عده ای از فعالان سیاسی عالما عامدا با توجه به پیامدهای یک نظریه انرا در سطح دانشگاه احزاب وجامعه اشاعه می دهند که اینجا بر مسئولین ذیربط است که با پیگیری شواهد وقرائن ردپای این گونه افراد را پیگیری کنند وقانون را در مورد انها اجرا نمایند مثلا در حوادث اخیر شعارهایی سر داده شد که هر کس ذرهای عرق وطن پرستی ودغدغه وحدت ملی وشرم از خون شهدا داشته باشد ونگران ترقی وتوسعه کشور باشد انها را بر نمی تابد ومنزجر می شود معلوم است وقتی همه دلسوزان نظام از بعضی حرکات وسخنان وشعارها مشمئز می شوند لابد محرکین این ماجراها حرکتی دشمن شاد کن انجام داده اند اگر نگوئیم خود از دشمن دستور گرفته اند.
نتیجه گیری
از مجموعه مباحث پیش گفته شده می توان استنتاج کرد که احساس رعب در نزد اندیشمندان غربی موجب ذلت نفس و پذیرش بی قید وشرط نظریات انان می شود وحضرت امام زه به ما اموختند که روی پای خود بایستسم ومقهور شرق وغرب نشویم ورمز توفیق ما تا کنون همین بوده است البته ما در علوم تجربی ودقیقه این نکته را خوب یافته ایم و دانشمندان جوان از زمان جنگ به این سو دستاوردهای چشمگیری داشته اند اما در زمینه علوم انسانی انچنان که باید وشاید فعالیتی نکردهایم ویکی از روزنه ها ورخنه های فرهنگ وارداتی و حتی ضربات دشمنان از این ناحیه بوده است که به هر حال جزو اسیب پذیری های نظام علمی کشور محسوب می شود البته موضوع اگر فقط یک نقیصه علمی بود قابل تحمل می نمود اما خطر انجاست که نظریات علوم انسانی حاوی حربه های ایدئولوژیک هستند و قادرند به استراتژی وتاکتیک تبدیل شوند ودر مقابل ایدئولوژی رسمی کشور صف ارایی کنند وان را به چالش بکشند.
زمانی مارکسیسم به عنوان اخرین دستاورد علمی مبارزه در مقابل اسلام صف کشیده بود و امروزه نئولیبرالیسم ندای پایان تاریخ را سر می دهد وخود را بعنوان برترین دستاورد در تاریخ بشریت قالب می کند اگر بناست ما در مقابل این مدعیان سرخم کنیم چه احتیاجی به انقلاب و مقاومت هشت ساله در مقابل دشمن بعثی بود در ضمن اگر قرار است نظرات امثال پارسونز ماکسوبر یا هابرماس اثاری از خود بجا بگذارد که در حوادث اخیر دیدیم که هم امنیت ملی را به خطر انداخت و هم در ارکان توسعه اقتصادی تزلزل ایجاد نمود قطعا باید تجدید نظری در راه طی شده انجام دهیم ونقاط اعوجاج وانحراف را شناسایی کنیم اگر این کارها صورت نگیرد با گردنههای صعب العبورتری روبرو وخدای ناکرده به فتنههائی دچار خواهیم شد که گرد وغبار ان اندکی اهل بصیرت همه را کور خواهد کرد فتنههایی که به تعبیر قران واتقوا فتنه لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصه واعلموا ان الله شدید العقاب سوره انفال ایه 25 ویا به تعبیر دیگر الفتنه اشد من القتل سوره بقره ایه 191 در اینجا لازم می دانم دونکته را در انتهای عرایضم بعنوان تکمله ذکر کنم.
دوستان مطلعند که من از ابتدای تاسیس حزب مشارکت عضو شورای مرکزی ان بوده ام ودر کنگره یازدهم این حزب نیز عضویت داشته ام وشاید یکی از مراجع فکری ونظریه پردازان این حزب به شمار بروم از انجا که نظرات و ارا؟ من اثار خود را در مواضع حزب وبخصوص جزوه تاملات راهبردی سیاسی ت عقیدتی بجای گذاشته ومن در تاملات تنهایی خود ان را منافی ومغایر با مشی حضرت امام زه وقانون اساسی ومرامنامه حزب یافته ام وهمین امر را موجب انحراف حزب بخصوص در ایام انتخابات اخیر میدانم استعفای خود را از حزب مشارکت اعلام داشته ودیگر حزب را جایگاه مناسبی برای خود نمی بینم و نکته دوم انکه لازم می دانم التزام عملی خود را به قانون اساسی و فرمایشات مقام معظم رهبری اعلام کرده واگر از سر تقصیر یا قصور به ارکان نظام جسارتی روا داشتهام حلالیت بطلبم و بار دیگر از ملت بزرگ ایران که این انحرافات واشتباهات موجب وارد امدن خسارات بزرگی به انان گردید بخواهم که همه ی ما را به بزرگواری خود ببخشند واز اینکه ریاست محترم دادگاه به اینجانب فرصت دادند که عرایضم را مطرح نمایم تشکر وافر دارم.
واخر دعوانا ان الحمد الله رب العالمین
سعید حجاریان