در حالیکه اتاق های فکر در چند سال اخیر به «پدیده جهانی» تبدیل شده اند، اتاق های فکر موجود در آمریکا از دو جهت با دیگر همتایان خود در سایر کشورها متفاوت هستند. اول اینکه، توانایی مشارکت مستقیم و غیر مستقیم در سیاست گذاری دارند و دیگر، اقبال سیاست گذاران به آنها برای مشاوره های سیاسی است .
زمانیکه حوادث 11 سپتامبر 2001 به وقوع پیوست، مدیران شبکه ها و روزنامه نگاران در ایالات متحده در صدد یافتن کارشناسان امور سیاسی برآمدند که بتوانند به دو سوال اساسی پاسخ دهند:
اول اینکه، چرا دو نماد مهم نظامی و اقتصادی آمریکا - مرکز تجاری جهانی و پنتاگون - مورد حمله قرارگرفتند؛ و دیگر اینکه، در نهایت امر چه کسی مسئول سازمان دهی و هماهنگی این عملیات وحشیانه بود ؟
در حقیقت حتی پیش از شوک اولیه ناشی از آنچه که رخ داده بود، کارشناسان امور سیاسی در برخی از اتاق های فکر پیشرو در امور دفاعی وخارجی آمریکا در شبکه های مهم تلویزیونی این کشور به تبادل نظرات و افکار خود می پرداختند. در طی هفته ها و ماه های پس از وقوع این حملات، حضور کارشناسان در رسانه ها افزایش یافت.
اشتیاق اتاق های فکر برای حضور در رسانه ها در زمان پر التهاب 11 سپتامبر به هیچ عنوان موجب شگفتی کارشناسان نشد ، چرا که پیش از این نیز شاهد حضور فزاینده آنها در فرایند سیاست گذاری بودند. از آنجا که فعالیت اصلی اتاق های فکر، بسط ، شکل دهی مجدد ، و ارائه نظرات به مردم و سیاست گذاران است ، بعید بود فرصت اظهار نظر در مورد یکی از تاریخی ترین روزهای تاریخ معاصر آمریکا را از دست بدهند. دسترسی به رسانه ها تنها یکی از راهبردهایی است که اتاق های فکر با تکیه بر آن ،به شکل دهی افکار عمومی و سیاست دولت می پردازند.
هدف من تنها تشریح فعالیت های اتاق فکر در ایالات متحده و یا گمانه زنی در مورد میزان نفوذ این نهاد ها نیست بلکه تکامل وگسترش اتاق های فکر آمریکا و راهبرد های گوناگونی که این اتاق ها با تکیه بر آن به تصمیم گیری های سیاست خارجی کمک می کنند ، مورد بررسی دقیق قرار خواهند گرفت.
بنابرآنچه در این مقاله مرد بررسی قرار خواهد گرفت پاسخ به دو سوال اساسی است: اول اینکه که چرا اتاق های فکر در ایالات متحده به چهره اصلی ترسیم دورنمای سیاسی کشور تبدیل شده اند و دیگر اینکه چرا سیاست گذاران در کنگره ، قوه مجریه ، و مقامات اداری فدرال غالبا برای انجام مشاوره سیاسی به آنها روی می آورند.
تاریخچهای کوتاه از اتاقهای فکر در آمریکا
صاحب نظرانی که رشد و توسعه اتاق های فکر آمریکا را مورد بررسی قرار داده اند ، بر این نظر اجماع دارند که عواملی همچون ماهیت بیش از اندازه غیر متمرکز نظام سیاسی آمریکا و نیز نبود نظم و انضباط حزبی و تزریق عظیم منابع مالی از طرف موسسات خیریه ، موجب گسترش اتاق های فکر شده است. اما با این حال این کارشناسان در مورد زمان تشکیل اولین اتاق فکر در ایالات متحده آمریکا و عوامل تشکیل دهنده چنین مجموعه ای اتفاق نظر ندارند. از این رو صاحب نظران به جای تلاش در جهت تعریف ماهیت اتاق های فکر - که به جهت تنوع و تعدد آن امری دشوار است - در صدد شناسایی امواج و دوره های اصلی رشد این اتاق ها هستند. با این حال تلقی من در این مقاله از اتاق های فکر ، نهاد هایی تحقیق محور ، غیر حزبی ، غیر انتفاعی (که البته این به معنای نداشتن ایدئولوژی نیست) می باشد که از اهداف اولیه آنها تاثیر گذاری بر افکار عمومی و سیاست های دولت است.
در اینجا باید یک سری ملاحظات را در نظر گرفت . اول اینکه واژه «اتاق فکر» برای اولین بار در ایالات متحده طی جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفت . در آن زمان اتاق فکر به محیط یا اتاق امنی اطلاق می شد که در آن متخصصین امور دفاعی و طراحان نظامی برای تبیین راهبرد های مورد نظر خود دور هم جمع می شدند، اما کاربرد این واژه هم اکنون طیف گسترده تری را در بر می گیرد و به 2000 سازمان فعال در امر تجزیه و تحلیل سیاست در آمریکا و همچنین نزدیک به 2500 نهاد مشابه دیگر در سراسر دنیا اطلاق می شود. ممکن است یک اتاق فکر تصاویر گوناگونی از سازمان های مختلف را در ذهن انسان تداعی کند . گاهی اوقات به سازمانی همانند «رند» (RAND) اطلاق می شود که یکی از مهم ترین نهاد های تحقیقاتی در زمینه سیاست دفاعی و خارجی است که بیش از 1000 کارمند و بودجه سالانه بالغ بر 100 میلیون دلار دارد ، و در برخی از موارد هم معرف سازمان سیاسی کوچکی است که کمتر از 24 کارمند دارد و بودجه آن در حدود 1 تا 2 میلیون دلار می باشد .
در وقایع نگاری اتاق های فکر آمریکا به خصوص مواردی که در زمینه مطالعات سیاست خارجی فعالیت دارند ، توجه به تعدد و تنوع بیش از اندازه اتاق های فکر حائز اهمیت است. تشخیص این امر ضروری است که اگر چه اشتیاق اتاق های فکر برای شکل دهی افکار عمومی ، اولویت های سیاسی و انتخاب های تصمیم گیران به یک میزان است، اما نحوه و چگونگی تلاش آنها در جهت تاثیر گذاری سیاسی به اولویت ها ، منابع و ماموریتهای محوله نیز بستگی دارد.
نسل اول : کارکرد اتاقهای فکر بعنوان نهادهای تحقیقاتی در امر سیاست
اولین موج عمده اتاق های فکر فعال سیاست خارجی در ایالات متحده طی سال های اولیه قرن بیستم شکل گرفت. دلیل آن هم تمایل روشنفکران پیشرو و افراد خیری بود که سعی داشتند با ایجاد موسساتی، صاحب نظران و رهبران بخش های دولتی و خصوصی را برای بحث و مناظره پیرامون موضوعات جهانی گرد هم بیاورند. در دهه های ابتدایی قرن بیستم حضور سه نهاد بیش از سایرین به چشم می آمد.
این اتاق های فکر همراه سایر اتاق های فکر دیگر که طی دهه های اول قرن بیستم بوجود آمدند ، به استفاده ازتخصص علمی خود در موضوعات سیاسی متعهد بودند . کارکرد برخی از اتاق های فکر همانند کارنیج اندومنت و بروکینگز - بنا به گفته کنت ویور از کارشناسان بروکینگز که از این مراکز به عنوان دانشگاه بدون دانشجو یاد می کند - در واقع اولویت بخشی به انجام تحقیقات دانشگاهی با کیفیت بالاست . از جمله اقدامات این اتاق ها انتشار کتاب، مجله و سایر اطلاعات مورد نیاز «مخاطبان هدف» می باشد. اگر چه کارشناسان این نهاد ها در ابتدای تاسیس این مراکز به سیاست گذاران خدمات مشاوره ارائه می کردند ، اما هدف اولیه آنها تاثیر گذاری مستقیم بر تصمیم گیری ها نبود بلکه کمک به آموزش و اطلاع رسانی به سیاست گذاران و مردم در مورد پیامد های بالقوه اجرای برخی از گزینه های سیاست خارجی مد نظر آنها بود . میتوان گفت که که تمایل اتاق های فکر تحقیق محور در دور نگه داشتن خود از فعالیت سیاسی به دلیل تعهد آنها درحفظ استقلال فکری و سازمانی ناشی می شود ، امری که بسیاری از اتاق های فکر کنونی آن را نادیده می گیرند .
نسل دوم: ظهور پیمانکاران دولتی
در دوره پس از جنگ جهانی دوم ، نیاز به مشاوره های مستقل در زمینه سیاست خارجی برای سیاست گذاران امریکا پر رنگ تر شد . تصمیم گیران در واشنگتن که به دلیل قدرت خود در نظام دو قطبی با مسئولیت های بیشتری مواجه شده بودند ، نیاز بیشتری به دانش و تخصص اتاق های فکر پیدا کردند چرا که این اتاق ها در انخاذ سیاست های منسجم تر و معقول تر امنیت ملی به آنها کمک می کردند . سیاست گذاران در 1948 می دانستند که باید به چه مراکزی مراجعه کنند . موسسه رند در سال 1948 به منظور ارتقا و همچنین حمایت از منافع امنیتی ایالات متحده در دوران عصر اتمی تاسیس شد . شرکت مذکور علاوه بر پر کردن خلا موجود در جامعه تحقیقاتی سیاست خارجی ، نسل جدیدی از نهاد های تحقیقاتی - پیمانکاران دولتی - را نیز ایجاد کرد. این نهاد ها عمدتا از سوی سازمان ها و بخش های دولتی تحقیق کننده در زمینه موضوعات مورد نظر سیاست گذاران تامین مالی می شدند . در سالهای بعد این شرکت الهام بخش تشکیل چند پیمانکار دولتی از جمله موسسه هودسون (Hudson) و اوربان (Urban) شد .
نسل سوم: ظهور اتاقهای فکر حمایتی
در سه دهه اخیر هیچ یک از سایر اتاق های فکر به اندازه اتاق های فکر به اصطلاح حمایتی ، از پشتیبانی رسانه ها برخوردار نبوده اند . این گروه با تلفیق تحقیقات در زمینه سیاست با شیوه های تهاجمی - کارکردی که در آن با سایر گروه های ذی نفع اشتراک دارند - ماهیت و نقش اتاق های فکر را دچار تغییر و تحول کرده اند . بر خلاف اتاق های فکر موجود در سال های اولیه قرن بیستم که تمایلی به درگیر شدن در مباحثات سیاسی نداشتند ، برخی اتاق های فکر همچون مرکز مطالعات استراتژی بین المللی ، موسسه هریتیج (Heritage) و کاتو (CATO) از فرصتی که برای اثر بخشی بر مسیر و محتوای سیاست خارجی بوجود آمده بود به خوبی بهره بردند . به دلیل اینکه صنعت اتاق های فکر در آمریکا رقابتی تر شده است اکثر این مراکزبه اهمیت جلب نظر عموم مردم و ذهن سیاست گذاران بیش از پیش واقف شدند .
نسل چهارم : اتاقهای فکر میراث محور
جدیدترین نوع اتاق های فکر که در نهاد های سیاست گذاری خارجی به وجود آمده است ، اتاق های فکر میراث محور است . این مراکز همانند مرکز کارتر در آتلانتا و مرکز صلح و آزادی نیکسون در واشنگتن دی سی در زمره اتاق های فکری هستند که توسط رئیسان جمهور پیشین ایجاد شدند با این هدف که در زمینه سیاست خارجی و داخلی از خود میراثی ماندگار بر جای بگذارند. این اتاق های فکر نظریات و ایده های متنوعی ارائه می کنند ، کارگاه ها و سمینار های مختلفی برگزار می کنند و در عرصه های گوناگون سیاست تحقیقات گسترده ای انجام می دهند.
اعمال نفوذ سیاسی، راهبرد اتاقهای فکر یالات متحده
اتاق های فکر به گسترش و بسط ایده ها می پردازند و همانند شرکت های بخش خصوصی منابع قابل توجهی را برای بازار یابی محصولات خود اختصاص می دهند . اما تفاوت اتاق های فکر با سایر شرکت ها در این است که بر خلاف شرکت ها ، موفقیت های خود را با ما به التفاوت سود مورد ارزیابی قرار نمی دهند (چرا که به عنوان سازمان های غیر انتفاعی مستقل ثیت شده اند) آنچه که برای اتاق های فکر مهم است میزان تاثیر گذاریشان در شکل دهی افکار عمومی و سیاست های دولت است . بدین معنا اتاق های فکر شبیه گروه های ذی نفع یا گروه های فشار می باشند که در میان سایر سازمانهای غیر دولتی برای کسب اعتبار و قدرت سیاسی رقابت می کنند. به رغم وجود تفاوت های قابل توجه میان اتاق های فکر و گروه های ذی نفع در طی زمان ویژگی های متمایز کننده این دو گروه تا حدودی مخدوش گردیده است .
اتاق های فکر به لحاظ بزرگی ، تعداد کار مندان و منابع سازمانی با هم تفاوت های بسیاری دارند اما همگی آنها برای اعمال نفوذ سیاسی خود تا حدی به کانال های خصوصی و دولتی وابسته اند . از میان نزدیک به 2 هزار اتاق فکر موجود در ایالات متحده نزدیک به 25% آنها مستقل یا خودکفا هستند و بسیاری از آنها به بخش های دانشگاهی وابسته هستند.
اتاق های فکر برای انتقال نظرات خود به مردم و سیاست گذاران از راهبرد های خاصی استفاده می کنند که من در اینجا به برخی موارد اشاره می کنم: برگزاری سمینارها وهمایشهای گوناگون در زمینه های مختلف سیاست های خارجی ، تشویق کارشناسان بومی برای سخنرانی در دانشگاه ها و ارائه نظرات در برابر کمیسیون های مجلس و همچنین افزایش حضور در رسانه های الکترونیکی و نوشتاری ، انتشار تحقیقات و ایجاد صفحات وب در اینترنت .
اما کارشناسان در اتاق های فکر به طور غیر علنی نیز به شیوه های مختلف در سیاست خارجی مشارکت دارند . این موارد عبارتند از: پذیرش سمت در کابینه یا کابینه فرعی و یا پذیرش سایر سمت ها در دولت فدرال (بسیاری از سیاست گذاران برای استفاده از خدمات دولتی به اتاق های فکر بر می گردند) و فعالیت بعنوان مشاور در انتخابات ریاست جمهوری یا در گروه فشار ، هیئت های مشاوره کنگره و ریاست جمهوری ، دعوت از سیاست گذاران نخبه از وزارت دفاع ، امور خارجه ، شورای امنیت ملی ، سیا و گرد هم آوردن سازمان ها و برای مشارکت در سمینار ها و کارگاه های خصوصی وهمچنین تهیه گزارشات سیاسی و مطالعات مرتبط در زمینه موضوعات جاری در خصوص سیاست خارجی برای سیاستگذاران در کنگره و دولت فدرال. موسسه هریتیج بزرگترین اتاق فکر حمایتی آمریکا است.