تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۶  ، 
کد خبر : ۱۰۶۳۸۲

گفتمان‌هاى راهبردى در حوزه امنیت ملى

على کریم‌زاده مقدمه: در شماره گذشته با اشاره اى کوتاه به مفهوم امنیت و توجه انسان از بدو خلقت تاکنون سه گفتمان مطرح در جوامع بدوى، سنتى و فراسنتى را مورد بررسى اجمالى قرار دادیم. این مجال را به اشاره اى کوتاه به گفتمان هاى مدرن، فرامدرن و گفتمان امنیت ترکیبى اختصاص مى دهیم.

گفتمان امنیتى مدرن
در گفتمان مدرن، امنیت تنها به نبود تهدید تعریف نمى شود بلکه علاوه بر آن به وجود شرایط مطلوب براى تحقق اهداف و خواسته هاى ملى نیز مدنظر قرار مى گیرد.
پژوهشگران گفتمان مدرن اعتقاد دارند امنیت تنها در وضعیتى وجود دارد که جامعه به سطح قابل قبولى از اطمینان براى تحصیل و پاسدارى از منافع ملى اش دست یافته باشد. مطابق این تفسیر مفهوم امنیت حتى نسبت به منافع ملى نیز از اولویت برخوردار است چراکه تحقق یا عدم تحقق منافع ملى در گرو بود یا نبود امنیت است. بر این اساس جامعه اى که در عین نبودن تهدید خارجى یا داخلى توان لازم براى دستیابى به منافع ملى اش را نداشته باشد در وضعیت امنیت نبوده و ناامن ارزیابى مى گردد.
درگفتمان مدرن امنیت ملى، جایگاه دولت در عین مهم بودن، همواره اساسى ترین نقش را دارا نیست. بر عکس در این مرحله بر کوچک سازى و محدود نمودن کنترل دولتى تاکید شده و به جاى آن پایه هاى اجتماعى دولت عامل اصلى در ملاحظات امنیت ملى کشورها تلقى مى شود. در این برداشت، حاکمان نمایندگان جامعه به شمار رفته و مسؤولیت دولت در قبال جامعه نیز پیامدهاى خاص خود را دارد که در نهایت به پیدایش جامعه قوى در برابر دولت ضعیف منجر مى شود. به تبع این اصل تهدید نظامى مهم ترین تهدید بالقوه کشور محسوب نمى گردد بلکه به جاى آن آسیب پذیرى هاى داخلى و زمینه هاى درونى تهدید مورد دقت نظر جدى قرار مى گیرد. این تحول باعث مى گردد تا نقش نیروهاى نظامى در تامین امنیت پایدار به مانند گذشته جامع و مانع تلقى نگردد بلکه با فراهم سازى چارچوب هاى فیزیکى نظم و امنیت به کمک این نیروها، ماهیت سیاست ها و راهبردها در پرتو کارکرد سایر نیروهاى ملى بر روندهاى ملى و میزان تحقق امنیت اثرگذار خواهند بود.
در گفتمان مدرن امنیت ملى که مخصوصاً در مناطق توسعه یافته قابل تحقق مى باشد، تهدیدهاى مرزى خارجى در نگرانى هاى ملى سهم اندکى خواهند داشت. به جاى آن تحقق زمینه هاى درونى امنیت که پاسخگوى توانایى هاى ضرورى براى رقابت هاى بیرونى در عرصه هاى غیرنظامى باشد مشغله اساسى دولتمردان و اجتماع ملى را تشکیل مى دهد.
مجموع این تحولات باعث مى گردد تا در گفتمان مدرن به جاى سلبى نگرى درباره امنیت بیشتر به بعد ایجابى و تاسیسى آن پرداخته شود. ماهیت تاسیسى امنیت، بر وجود اطمینان خاطر نزد شهروندان دلالت دارد، بر این اساس امنیت ملى مجموعه توانمندى هاى یک نظام براى نیل به منافع ملى را شامل مى شود که نبود تهدید صرفاً مقدمه آن محسوب مى گردد. در امنیت اطمینان بخش ابعاد مختلف زندگى فردى و اجتماعى یک ملت مورد توجه قرار مى گیرد و از این رو جایگاه سایر عوامل تاثیرگذار مانند عوامل اقتصادى، سیاسى، فرهنگى، اجتماعى و زیست محیطى به هیج وجه کمتر از عوامل نظامى تصور نمى شود. در واقع نگاه مدرن به امنیت، نگاهى چندسویه است که بر اساس آن چه در سطح عوامل امنیت زا و چه در سطح عوامل امنیت زدا موضوعات متنوعى اثرگذار هستند.
اگر بخواهیم محورهاى اصلى گفتمان مدرن امنیت را برشماریم مى تواند با مارک سومر و جوان گالتنگ همزمان باشد که به ایده امنیت اطمینان بخش قائل هستند که جوهره آن را طراحى امنیت ملى براساس اصول جارى در حوزه طبیعت شکل مى دهد و به ۱۲اصل که در طبیعت جارى است و منجر مى شود تا موجودات احساس ایمنى کنند و معتقد به به کارگیرى آنها در حوزه امنیت جوامع انسانى هستند.
گفتمان امنیتى فرامدرن
تا پیش از شکل گیرى دولت مدرن اعتقاد بر این بود که نبود حاکمیت ملى عامل اصلى ناامنى است. برهمین اساس گفتمان مدرن با جوهره حاکمیت در چارچوب مرزهاى ملى شکل گرفت اما با گذر زمان و با تلاش دولت هاى ملى براى کسب قدرت در صحنه بین المللى، نزاع و کشمکش جایگزین صلح و همکارى شد و حاکمیت هاى ملى که براى تامین امنیت شکل گرفته و تقویت شده بودند، خود به عامل ناامنى مبدل شدند. کشمکش بر سر قدرت در صحنه بین المللى که نتیجه برداشت رئالیستى از قدرت و امنیت بود واکنش هایى را برانگیخت.
براى حل این مشکل عده اى ضمن پذیرش محوریت دولت از گسترش همکارى به واسطه ایجاد نهادهاى بین المللى سخن گفته یا برداشتى انترناسیونالیستى مبتنى بر همگرایى و نهادگرایى، جانبدار ایجاد نهادهاى بین المللى براى کاهش منازعات شدند که در تکمیل چنین برداشت هایى عده اى با برداشت هاى ایده آلیستى به این نتیجه رسیدند که عامل اصلى تهدید، دولت هاى ملى هستند و تا زمانى که افراد جامعه بشرى به وسیله مرزهاى مصنوعى تعریف شده و حاکمیت هاى ملى از یکدیگر متمایز باشند، صلح و امنیت پایدار معنادار نخواهد بود بنابراین باید مرزهاى مصنوعى از میان برداشته شوند و جامعه اى جهانى زیر حاکمیت دولتى جهانى شکل بگیرد تا جنگ و ناامنى از میان برود. این مطالب به این منجر شد که مسائل امنیتى به سمت و سوى امنیت جهانى و بین المللى با گفتمانى جدید به پیش برود.
گفتمان امنیت ترکیبى
در گفتمان امنیتى مدرن که امنیت را فراتر از امنیت نظامى به امنیت سیاسى، اقتصادى، اجتماعى فرهنگى و زیست محیطى توسعه داد و وجود شرایط مطلوب براى تحقق اهداف و خواست هاى ملى علاوه بر نبود تهدید را ضرورى دانست، ولى با توجه به شرایط حاکم بر نظام بین الملل که ذکر آن گذشت گفتمان مدرن براى کشورهاى جهان سوم به ویژه کشورهاى اسلامى پاسخگو نیست، زیرا عامل نظامى در بحث امنیت دوباره اهمیت فوق العاده اى پیدا کرده و در منظرى دیگر نگرش سنتى امنیت که مبتنى بر قدرت برتر نظامى بود به نحوى دوباره احیا گردیده است. هر چند که در گفتمان مدرن به عامل نظامى به عنوان یکى از اصول ۱۲ گانه امنیت، تحت عنوان تقویت روحیه دفاع اشاره شده، ولى این عامل در برابر دیگر عوامل امنیت کمرنگ مى باشد. گفتمان ترکیبى پیشنهادى علاوه بر وجود شرایط مطلوب براى تحقق اهداف و منافع ملى و توسعه امنیت در ابعاد گوناگون، گریزى جز تقویت بازدارندگى نظامى و دستیابى به تکنولوژى و علوم برتر روز به عنوان معیارهاى کسب قدرت ملى در جهان امروز وجود ندارد و هر کشورى بدون دستیابى به این پارامترها در معرض خطر و نابودى قرار دارد. به ویژه اینکه آن کشور خود داراى الگویى ویژه و متفاوت با نظام جهانى در زمینه هاى گوناگون سیاسى، اجتماعى، فرهنگى و ایدئولوژیکى نیز باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات