تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۰۶۴۴۰

جاسوسی یا وظیفه دیپلماتیک


صادق زیباکلام
به دنبال اعلام نتایج انتخابات 22 خرداد و بحران و تنش هایی که به دنبال آن بروز کرد، اعلام شد که شماری از سفارتخانه های غربی در تهران از جمله انگلستان درصدد به راه انداختن کودتای مخملی در ایران بوده اند. 9 نفر از کارکنان ایرانی سفارت انگلستان بازداشت می شوند و یکی از آنها به نام حسین رسام چند روز بعد رسما متهم به جاسوسی می شود و مابقی کارکنان آزاد می شوند. طی تیرماه محافل نزدیک به دولت بارها و بارها به نقش انگلستان در به راه انداختن کودتای مخملی یا نرم یا هماهنگی و همکاری با جریانات اصلاح طلب می پرداختند و می پرداختند. تا اینکه سرانجام روز شنبه 17 مرداد و در جریان دادگاه گروه دوم متهمان حوادث اخیر، حسین رسام به عنوان یکی از متهمان اصلی در آن دادگاه ظاهر شد. نماینده دادستان به تشریح موارد اتهامی علیه مشارالیه پرداخت که اعم آن جاسوسی وی برای دولت انگلستان از طریق سفارت آن کشور در تهران با معاونت اشخاص، سازمان ها و نهادهای دولتی و خصوصی است. با توجه به اینکه اتهام جاسوسی علیه حسین رسام عنوان کرد، کنجکاوی کسانی که وی را می شناختند تحریک می شود که وی کدام اسرار نظامی، امنیتی، اطلاعاتی، هسته ای، طبقه بندی شده و مخل به امنیت ملی را که در دسترسش بوده یا به طریقی که توانسته به آنها دست پیدا کند در اختیار بیگانگان قرار داده؟ بخشی از اتهامات وی حسب کیفرخواستی که علیه اش مطرح شده آن است که او شخصا در اغتشاشات خیابانی روزهای 22، 25 و 28 خرداد ماه حضور داشته و اخبار و اطلاعات این موضوع را پس از جمع آوری به وزارت خارجه انگلستان ارسال می کرده.
گیریم که رسام هم از آن راهپیمایی ها عکس و فیلم گرفته باشد و آن را برای وزارت خارجه انگلستان ارسال کرده باشد، کجای این فعل مصداق دادن اطلاعات و اخبار طبقه بندی شده یا محرمانه به بیگانگان است؟ اما به نظر می رسد که بخش های بعدی اتهامات وی از نظر دادستان جدی تر است. از جمله ملاقات های متعدد رسام با فعالان سیاسی، قومی، نمایندگان احزاب، اقلیت های مذهبی، تشکل های غیردولتی و نیز فعالان حوزه و دانشگاه می باشد. حسین رسام بیش از آنکه از آدم ها اطلاعات، نظر و تحلیل جمع آوری می کرد از مطبوعات، سایت ها، وبلاگ ها و سخنرانی های چهره ها و شخصیت های مذهبی، سیاسی و سکولار معلومات کسب می کرد. آیا همه اینها مصداق جاسوسی و اطلاع رسانی به بیگانه نمی شود؟ می رسیم به مساله اساسی و بنیادی پیرامون جایگاه و نقش یک سفارتخانه در کشوری میزبان. اساسا کارکرد یک سفارتخانه از جمله سفارت انگلستان در تهران چیست؟ از نظر دستگاه دیپلماسی ما که همه چیزش از ساختمان وزارت خارجه در میدان امام به علاوه برخی محافل و مراکز قدرت در تهران دیکته و به سفارتخانه هایمان در اطراف و اکناف دنیا تلکس می شوند که حسب آن عمل کنند، بنابراین ما سفارتخانه در کشوری داشته باشیم یا نداشته باشیم خیلی تفاوتی نمی کند، چراکه اساسا سفارت مجری دستورات تهران است. مثلاما اکنون دوسال است که در کشور مهم بالکان یعنی بلغارستان سفیر نداریم. آب هم از آب تکان نخورده و فرقی نمی کرد. اگر می داشتیم یا وقتی چائوشسکو رهبر سابق رومانی از سفر رسمی به ایران به کشورش بازگشت چندی بعدش اعدام شد.
هیچ کس هم نگفت و نپرسید که پس سفارت ایران در رومانی چه کار می کرد که نتوانسته بود آن تلاطم و توفان به پاخاسته در بخارست را به تهران منعکس کند و به تهران توصیه نماید که چائوشسکو را به ایران دعوت ننمایید؟ اما درکشورهای توسعه یافته که سیاست خارجی شان در خلاو فرضیه های توطئه صورت نمی گیرد، یکی از بنیادی ترین اجزای رویکردشان به کشورهای دیگر بالطبع دفاتر نمایندگی شان در آن کشورها می باشد. تحلیل ها، بررسی ها، ارائه پیشنهادات و رویکردها و نحوه تعیین استراتژی ازجمله وظایف سفارتخانه های یک کشور توسعه یافته در تعیین سیاست های آن کشور با کشور محل ماموریت شان است. به عبارت دیگر، دست کم یکی ازعوامل مهمی که سیاست بریتانیا را در قبال ایران تعیین می کند رهنمودها، گزارش ها و تحلیل های سفارت آن کشور در تهران می باشد. اگر این اصل کلی را بپذیرد در آن صورت طبیعی ترین و عادی ترین کاری که سفارت بریتانیا در تهران (و در هر کشوری دیگری) انجام می دهد آن است که از جمله باید با افراد، شخصیت ها، رهبران سیاسی مختلف نخبگان سیاسی، روشنفکران، روحانیون و سایر گروه ها و جریانات به تعبیر جامعه شناسی، «مرجع» مراوده وگفت وگو داشته باشند. اینها را تجزیه و تحلیل کرده و جزو وظایفشان به لندن ارسال دارند. تمامی آنچه که رسام به هر حال و به هر کیفیتی (و تحت شرایطی) در دادگاه بیان داشتند و برخی محافل حکومتی بلافاصله آن را با بوق و کرنا سند دخالت بریتانیا در امور ایران و تلاش غربی ها برای براندازی نظام ایران اعلام کردند چیزی نبود الااینکه، رسام و سفارت انگلستان در تهران صرفا به وظیفه اصولی و دیپلماتیک خود عمل می کرده اند.
حسین رسام ظرف چند هفته یا چند ماه گذشته که ظرف 5 سال گذشته تمامی این کارها را انجام می داده افراد و چهره های خوشفکر را به مقامات مافوقش در سفارت معرفی می کرد با آنها قرار شام، نهار یا عصرانه با مقامات ارشد سفارت می گذارده و این اساسا شغل وی بوده. او به خاطر این کار در سفارت انگلستان استخدام شده بوده و قبلاهم مشابه این کار را برای سفارت ژاپن در تهران انجام می داده. عین همین کار را حسین رسام های دیگری در سفارت های استرالیا، کانادا، آلمان، فرانسه و ... انجام می دهند. اگر این کارها جاسوسی بوده که پس چرا مقامات اطلاعاتی و امنیتی کشور ظرف 5 سال گذشته متعرض حسین رسام نشدند؟
آیا به راستی مقامات امنیتی کشور نمی دانستند که حسین رسام در سفارت انگلستان در تهران شغلش و کارش چه بوده؟ اگر بگوییم که نمی دانسته اند خیلی بعید است که حسین رسام ظرف 5 سال گذشته با 180 شخصیت و چهره سیاسی بارها و بارها ملاقات داشته و آن وقت مسوولان امنیتی ما متوجه شده باشند که واقعیت آن است که آنان هم دقیقا می دانستند حسین رسام در سفارت کارش چیست و هم تمامی مرتبطان او را به طور کامل می شناختند. می ماند متن سوال و ابهام که پس چه می شود که کاری که ظرف 5 سال گذشته و سال های قبل از آن جاسوسی نبوده بعد از انتخابات 22 خرداد دفعتا مارک جاسوسی بر آن می خورد و می شود بخشی از پروژه های ایجاد انقلاب مخملی توسط انگلستان؟ آیا همه اینها تلاشی نیست برای دست و پا کردن این اتهام واهی که اصلاح طلبان به کمک غربی ها و سفارتخانه های فرانسه و انگلستان می خواسته اند انقلاب مخملی به راه بیندازند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات