* آیا تا به حال شده که آقای خاتمی با شما در خصوص وبلاگتان صحبت کنند؟
** اوایل که به روی همدیگر نمی آوردیم، تا پس از یک ماه که وی در یکی از مصاحبه های مطبوعاتی خود در سوئیس، گفته بود: «معاون بنده وبلاگ دارد.» یکبار هم در زمان اوج فیلترینگ صحبت به میان آمد و ایشان گفت: «با این هجمه ای که شده است، با سایت چه می خواهی بکنی؟» آن موقع، دکتر معتمدی، وزیر سابق وزارت ارتباطات، داشت از پله ها پایین می آمد که آقای خاتمی رو به او کرد و گفت که سایت ابطحی را به عنوان سایت مستهجن نمی بندی؟ معتمدی هم گفت: «نه، اما فلانی دست نمی کشد و مرتب در رابطه با بسته شدن سایت وی نامه نگاری می کند> در موارد دیگر هم که آقای خاتمی بحث های مهمی می کردند و می دیدند که من یادداشت برمی دارم، داد می زد که این را یک موقع در سایت ننویسی. یک شب هم موقع بازدید از موزه تاریخ عبرت، در سلولی که هاشمی نژاد، دایی بنده زندانی بودند و ماکتی از آن را درست کرده بودند، آقای خاتمی گفت که بیا و بایست، موبایلت را هم بده که عکست را برای وبلاگت بگیرم.
* آیا تا به حال شده که آقای خاتمی هم مجاب شود که وبلاگ بنویسد؟
** تا کسی نداند که وبلاگ چیست و با آن ارتباط برقرار نکند، نمیتواند.
* مگر کسی به شما آن را معرفی کرد؟
** بالاخره فرد باید در مقطعی قرار بگیرد تا بنویسد.
* آیا امکان دارد که وی این کار را انجام دهد؟
** خدا کند انجام دهد، چرا که استعداد وبلاگ نوشتن خوبی دارد.
* شما برای ترغیب وی چیزی نمیگویید؟
** البته آقای خاتمی خیلی سریع و در عین حال ادیبانه و بی غلط می نویسد. به عبارتی راحت تر است که بنویسد تا صحبت کند که این هم نعمت بزرگی است. روحیه وی طوری است که اگر کسی غلط حرف بزند، اعصابش بهم می ریزد. حتی در جلسات بسیار مهم که موضوع مهمی را در حال بحث بود، اگر فردی یک جمله غلط را حتی غلط رایج ادا می کرد، سریعا به وی تذکر میداد.
* بالاخره فکر می کنید خاتمی وبلاگ نویس بشود یا خیر؟
** خیلی پیش بینی نمیکنم.
* وبلاگ نویسی وزرا در چه حال بود؟
** اساسا وزرا، به واسطه فرزندان خود، با وبلاگ هم آشنا شدند و به نقل از آنها می گفتند که در وبلاگم چه نوشته ام و یا چه عکسی گذاشته ام حتی خرازی یکبار گفت که این چه چیزی است راه انداخته ای که پسرم هم مرا برای راه اندازی آن ترغیب می کند. یا فرد دیگری می گفت: فرزندم می گوید چرا عکس همه را گذاشته، الا تو.
در سالن سینمایی هم که عصرهای پنج شنبه، مختص مسئولان و خانواده های آنها بود، این بحث زیاد مطرح میشد.
* از خاطراتتان از دوران وبلاگ نویسی حکومتی بگویید؟
** یادم هست که یکی از وزرا گفت که می خواهد سایت راه بیندازد. گفتم خوب است و او هم گفت به مسوول فنی گفتم که سایت را درست کند، فلانی هم اطلاعات را جمع کند. گفتم خودت چکار می خواهی بکنی، گفت: خودم که نمی رسم، اما مهم است که سایتی راه می افتد. یکبار دیگر هم یکی از وزرا در جایی مرا صدا زد و گفت که قیافه اش خیلی به درد وبلاگم میخورد.
اغلب هم موبایلم دستم بود، به همدیگر اشاره می کردند که قیافه غیر عادی نداشته باشند، چونکه فلانی عکس می گیرد. تاکنون هم به جز یک مورد، فردی از دولتی ها دلگیری از وبلاگم نداشته است.
* آیا از سمت «معاون اینترنت باز رئیس جمهور» دلگیر نشده اید؟
** نه اصلاً.