خبرهای ناگوار
پس از آن که گروه پزشکی معالج حضرت امام(ره)، خبرهای مأیوس کننده ای از حال ایشان به مسؤولان عالی رتبه نظام دادند و این که ایشان چند ساعتی بیشتر در بین ما نخواهند بود، جلسه ای با حضور برخی از اعضای شورای بازنگری قانون اساسی، رؤسای قوای سه گانه و برخی دیگر از شخصیتها، نزدیک محل بستری شدن حضرت امام(ره) تشکیل شد. اعضای حاضر در این نشست، که در بعد از ظهر روز سیزدهم خرداد 1368 انجام شد، عبارت بودند از: حضرات، آقایان خامنه ای، مشکینی، موسوی اردبیلی، امینی، هاشمی رفسنجانی، طاهری خرم آبادی، خلخالی و حاج سیداحمد خمینی. این افراد، پیش از هر چیز، بر ضرورت تدوین برنامه ای منسجم و منظم، برای رویارویی با حادثه ای که وقوع آن، دور از انتظار نبود، به ویژه برای رهبری پس از امام تأکید کردند.
در این جلسه، هر یک از این افراد، دیدگاه خود را در این باره مطرح کردند. برخی برای رهبری، نام افرادی را که به ذهنشان می رسید، مطرح می کردند، اما توافقی در این باره حاصل نشد. سرانجام به این نتیجه رسیدند که چون فردی را که مانند حضرت امام باشد در میان خود سراغ ندارند، باید از راه دیگری، که قانون اساسی پیش بینی کرده است. یعنی «شورای رهبری» استفاده کنند. با وجود آن که آیة الله امینی (عضو کمیسیون رهبری در شورای بازنگری قانون اساسی) در همان جلسه، بیان می کند که مسأله شورای رهبری، در کمیسیون مربوط در شورای بازنگری قانون اساسی رد شده است، اما دیگر اعضا با این استدلال که در شرایط کنونی راهی جز این نداریم و تنها راه ممکن، «شورای رهبری» است، بر نظر خود پافشاری کردند.
نخستین موضوعی که در دستور کار این اجلاسیه قرار گرفت، بررسی مسأله استعفای قائم مقام رهبری بود. هر چند در این باره حضرت امام(ره) نظر قطعی خود را بیان فرموده بودند و دیدگاه ایشان برای اعضای خبرگان، محترم و معتبر بود، اما به هر حال، این مسأله باید از طریق رسمی خود، که اصل شکل گیری آن از آن جا بود، انجام پذیرد. اگر خبرگان، این مسأله را فیصله نمی دادند، ممکن بود بعدها از سوی افرادی شبهه پراکنی شود که خبرگانی که وی را به قائم مقامی رهبری برگزیده اند، انتخاب خود را ملغی و باطل اعلام نکرده اند. این موضوع به بحث گذاشته شد و اکثریت قریب به اتفاق اعضای حاضر در جلسه، استعفای قائم مقام رهبری را که طی نامه ای (17/1/68) به حضرت امام(ره) اعلام کرده بود، پذیرفتند. پس از آن مذاکرات درباره چگونگی تشکیل منصب رهبری و این که به صورت فردی باشد یا شورایی آغاز شد و حدود دوازده نفر (نیمی در موافقت با رهبری فردی و نیمی در دفاع از شورایی بودن آن) به سخنرانی و طرح دیدگاههای خود پرداختند که سرانجام، با رأی آوردن رهبری فردی و سپس تعیین شخص آیة الله خامنه ای- دام ظله العالی- این مذاکرات به پایان رسید.
در این جلسه، تقریباً شش نفر از اعضا در موافقت با شورایی بودن رهبری، به بیان دیدگاههای خود پرداختند که از آن جمله، حضرات آقایان آیة الله خامنه ای، هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی، و طاهری خرم آبادی بودند. دلایلی را که این افراد، برای نظر خود ارائه می دادند، این بود که در شرایط حساس کنونی، که هنوز نظام نوپای اسلامی، استحکام و ثبات کافی پیدا نکرده است، فردی که مانند حضرت امام(ره) باشد و از آن نفوذ کلمه، قاطعیت در رهبری و جامعیت برخوردار باشد، سراغ نداریم اگر منصب رهبری به صورت شورایی اداره شود، این امر موجب جبران نواقص افراد خواهد شد. ضمن آن که شورایی بودن رهبری، وجهه قانونی هم دارد و در قانون اساسی آمده است.
در مقابل کسانی که طرفدار رهبری فردی بودند، چنین استدلال می کردند که ولایت فقیه، ادامه ولایت رسول خدا(ص) و ائمه اطهار(ع) است و در آن جا سابقه شورایی نداریم. در فقه شیعه نیز منصب ولایت، به صورت شورایی تعریف نشده است و بنابر همین استدلال، کمیسیون رهبری شورای بازنگری قانون اساسی نیز به این نتیجه رسید که ذکر این مسأله در قانون اساسی، وجهه شرعی ندارد. ضمن آن که تجربه مدیریت شورایی، از آغاز انقلاب، که مناصب گوناگون به این صورت اداره می شد (مانند شورای عالی قضایی، صدا و سیما و اقتصاد) آثار و تبعات ناموفقی را به دنبال داشته است. تمرکز رهبری در یک فرد، موجب وحدت، قدرت، قاطعیت و توانایی بیشتر و سریع تر در حل بحران ها و اداره امور خواهد بود؛ همان گونه که درباره حضرت امام(ره) نیز شاهد بوده ایم. افزون بر این، رهبر می تواند از بازوهای مشورتی و متخصص در امر اداره کشور، در امور مختلف بهره بگیرد.
سرانجام، پس از مذاکرات نسبتاً طولانی، یکی از اعضا، پیشنهاد کفایت مذاکرات را مطرح کرد که این پیشنهاد به رأی گذاشته شد و به تصویب رسید، آن گاه تصمیم بر آن شد که صرف نظر از این که چه افرادی برای «شورای رهبری» یا «رهبری فردی» مطرح باشند، اصل شورایی یا فردی بودن آن به رأی گذاشته شود که پس از رأی گیری، رهبری فردی رای آورد.
انتخاب شایسته
سرانجام، خبرگان پس از بحث و بررسی های مفصل، با اکثریت قاطع، به رهبری حضرت آیة الله خامنه ای رأی دادند. در این جلسه، از مجموع 74 عضو حاضر در جلسه، 60 نفر در موافقت با رهبری ایشان قیام کردند؛ یعنی بیش از دو سوم اعضای حاضر در جلسه که 9/80 درصد حاضران بودند، به رهبری ایشان رأی دادند.
آیة الله هاشمی رفسنجانی درباره دلایل رأی آوردن بالای ایشان می گوید: «اول این که اوضاع خطرناک بود و خبرهایی هم از جبهه رسیده بود که نیروهای صدام حرکت کردند و به جلو می آیند. همه نگران بودیم که خلاء وجود رهبری، آن هم پس از رحلت امام، مشکل آفرین شود. دوم، همین حرفهایی را که پنج نفری از امام(ره) شنیده بودیم، مطرح کردیم، سوم، نقل نظر امام(ره) که شرط مجتهد کافی است و احتیاج به شرط مرجع نیست. چهارم، آن حرفهایی هم که نقل کردند، امام (ره) پای تلویزیون گفتند، مؤثر بود، پنجم که مهمتر از همه است، شخصیت و صلاحیت خود آیة الله خامنه ای دام ظله العالی است که برای خبرگان شناخته شده بود و اصلح از ایشان کسی را نمی شناختند.» (1)
اما تاییداتی که آیة الله هاشمی رفسنجانی از حضرت امام(ره) در این باره نقل کردند، چنین بود:
«در جلسه ای که با حضور رؤسای سه قوه و برخی از آقایان خدمت امام رسیده و نگرانی خود را از خلاء رهبری ابراز کردیم، امام(ره) فرمودند: «خلاء رهبری پیش نمی آید، شما آدم دارید.» گفتیم چه کسی؟ ایشان در حضور آقای خامنه ای فرمودند: «همین آقای خامنه ای» که بعد از آن، آیة الله خامنه ای خدمت امام(ره) عرضه داشتند که نقل مطالب این جلسه را بر ما تحریم کنید و حضرت امام نیز چنین کردند. بعدها در جلسه ای که تنهایی خدمت امام(ره) رسیدم، مطالب خود را با صراحت بیشتر بیان کرده و گفتم: آقا با وضعیت به وجود آمده، درباره رهبری چه کنیم؟ ما کسی را نداریم و... حضرت امام(ره) فرمودند: «با وجود آقای خامنه ای چرا این قدر به خود تردید راه می دهید؟»(2)
حجة الاسلام و المسلمین مرحوم حاج سیداحمد خمینی نقل می کند: «وقتی آیة الله خامنه ای در سفر کره (شمالی) بودند، امام گزارشهای آن سفر را از تلویزیون می دیدند. منظره دیدار از کره، استقبال مردم و سخنرانی ها و مذاکرات آن سفر، خیلی جالب بود. امام بعد از آن که اینها را مشاهده کردند، فرمودند: «الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند.»(3)
خانم زهرا مصطفوی، دختر گرامی حضرت امام(ره) می گوید: «من مدتها شخصاً از محضر امام درباره رهبری پس از ایشان پرسیدم و ایشان از آیة الله خامنه ای نام بردند و پرسیدم که آیا شرایط مرجعیت و اعلمیت، در رهبری لازم نیست؟ ایشان نفی کردند. از مراتب علمی ایشان پرسیدم. صریحاً فرمودند که «ایشان اجتهادی را که برای ولی فقیه لازم است، دارد.»(4)
ویژگیهای ممتاز
آیة الله خامنه ای- دام ظله العالی- نزد همه کسانی که با مسایل انقلاب آشنا بودند، همواره با چهره ای متعهد، مؤثر و فعال در همه عرصه های انقلاب اسلامی، شناخته شده بودند خبرگان رهبری، کارآمدی، تدبیر و مدیریت ایشان را در مسؤولیتهای خطیری که برعهده داشتند، از نزدیک دیده بودند سوابق درخشان ایشان، در جبهه های جنگ، شورای عالی انقلاب، مجلس خبرگان و رهبری، مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری دیده بودند و به خوبی می دانستند که توان این کار را دارند. بسیاری از اهل تشخیص و فقیه شناسان خبره با قاطعیت بیان کرده بودند که در میان علمای داخل و خارج از کشور، هیچ کس به اندازه ایشان توانایی بر عهده گرفتن این مسؤولیت را ندارد.
احراز شرایطی چون مدیریت، تدبیر، آگاهی به زمان، بینش درست سیاسی و اجتماعی و قدرت کافی برای رهبری، با توجه به شایستگی های بالایی که از آیة الله خامنه ای - دام ظله العالی- در مواضع متعدد و مناصب مختلف دیده شده بود، برای اعضای خبرگان، در حد کاملی از قطعیت و یقین قرار داشت.
درباره شرط اجتهاد و فقاهت نیز کسانی که آشنایی بیشتری با ایشان داشتند و در دوران تحصیل، همراه و همگام ایشان بودند. از ذهن سرشار و استعداد بالا و پشتکار فراوان آیة الله خامنه ای - دام ظله العالی- به خوبی آگاه بودند و می دانستند که ایشان سالها پیش به درجه اجتهاد رسیده اند و این، نکته ای نبود که نزد آقایان خبرگان ابهامی داشته باشد. از این رو، در اجلاسیه فوق العاده خبرگان، هیچ شک و شبهه درباره آن وجود نداشت و به عقیده اکثریت قاطع آنان وجود شرط اجتهاد در آیة الله خامنه ای، محرز و یقینی بود.
افزون بر آن که طبق سیره دیرینه علما و فقهای سلف، که همواره اجتهاد افراد، توسط استادان و مراجع تأیید می شد، حضرت امام(ره) بارها اجتهاد و دیگر شرایط رهبری را در آیة الله خامنه ای تأیید کرده بودند. مرحوم حاج سید احمد خمینی، در بخشی از نامه خود، که پس از انتخاب آیة الله خامنه ای برای ایشان ارسال کرد، چنین می نویسد:
«... حضرت امام بارها از جنابعالی به عنوان مجتهدی مسلم و نیز بهترین فرد برای رهبری نظام اسلامی مان نام می بردند.(5)
البته حضرت امام(ره) بارها صلاحیتها و صفات والای شخصیت ایشان را در تعابیری مختلف بیان کرده بودند، از جمله:
«جناب عالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می دانم و شما را چون برادری، که آشنا به مسایل فقه و متعهد به آن هستید و از مبانی فقه مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانبداری می کنید، می دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی، از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید، روشنی می دهید.(6)
«جناب عالی که بحمدالله به حسن سابقه موصوف و در علم و عمل شایسته هستید، به امامت جمعه تهران منصوب می باشید. (7)»
«خداوند متعال بر ما منت نهاد که افکار عمومی را برای انتخاب رئیس جمهوری متعهد و مبارز، در خط مستقیم اسلام و عالم به دین و سیاست. هدایت فرمود...(8)
و بیانات دیگری که همگی نشان از عمق نگاه حضرت امام(ره) به شخصیت آیة الله خامنه ای داشت.(9)
این در حالی بود که دیگر مراجع نیز با پذیرش ولایت ایشان، عملاً به اجتهاد و وجود دیگر شرایط رهبری در ایشان اذعان کردند. ضمن آن که علما و فقها، ائمه جمعه و... نیز پس از اعلان رهبری آیة الله خامنه ای از سوی مجلس خبرگان، با اعلام وفاداری خود به رهبری ایشان، وجود ویژگیها و صفات رهبری را در شخص آیة الله خامنه ای تأیید کرده، ایشان را تنها گزینه و بهترین فرد جامع شرایط رهبری و ولایت امر دانستند.
شرط مرجعیت
در قانون اساسی پیش از بازنگری، در دو اصل 107 و 109 ، سخن از شرط مرجعیت به میان آمده بود. خبرگان رهبری پس از بحث فراوان در این باره که آیا مراد از این ویژگی، مرجعیت بالفعل است یا صلاحیت مرجعیت، با اکثریت آرا به این نتیجه رسیدند که این دو اصل، ظهور در مرجعیت فعلی دارند؛ یعنی منظور از کلمه «مرجع» در قانون اساسی، شخصی است که بالفعل نزد مردم، مرجع تقلید شناخته شده باشد.
اما با توجه به بیانی که حضرت امام(ره) در پاسخ به نامه آیة الله مشکینی (رئیس شورای بازنگری قانون اساسی) در این باره داشتند، فرمایش ایشان به عنوان حکم حکومتی، سند محکم و دلیل متقنی برای انتخاب خبرگان به شمار آمد و خبرگان با وجود آن چه در قانون اساسی ذکر شده بود، مبادرت به انتخاب رهبر کردند که از صلاحیت مرجعیت و ویژگی اجتهاد برخوردار بود، اما مرجع بالفعل نبود. حضرت امام(ره) در آن نامه می فرمایند:
«من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط مرجعیت لازم نیست، مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور، کفایت می کند.(10)
بنابراین، مجلس خبرگان در زمان انتخاب مقام معظم رهبری، به واسطه حکم حکومتی حضرت امام(ره)، نه شرعاً و نه قانوناً ملزم به رعایت شرط مرجعیت بالفعل درباره رهبر نبودند.
بازتاب داخلی
پس از این انتخاب، مراجع بزرگوار تقلید، علما و شخصیتها، هر یک در پیامها، سخنرانیها، مصاحبه ها و... با تمجید فراوان از این انتخاب. آن را «هدایتی الهی»، «انتخابی شایسته»، «مایه دلگرمی و امیدواری ملت ایران و یأس دشمنان» شمرده، از ایشان با عنوان «شخصیتی ممتاز»، «واجد همه شرایط رهبری» و «صالح ترین فرد برای این منصب» نام بردند.
مرحوم آیة الله العظمی گلپایگانی در بخشی از پیام خود خطاب به ایشان چنین نوشت:
«... از خداوند متعال مسألت دارم که تأییدات خود را بر شما در منصب حساس رهبری جمهوری اسلامی مستدام بدارد... » (11)
مرحوم آیة الله العظمی میرزا هاشم آملی(ره) نیز چنین بیان داشت:
«...انتخاب شایسته شما از سوی مجلس خبرگان، موجب امید و آرامش گردید، چرا که شما شخصیتی متفکر، صاحب درایت و تدبیر هستید...»(12)
آیة الله العظمی اراکی(ره):
«...انتخاب شایسته حضرت عالی، مایه دل گرمی و امیدواری ملت قهرمان ایران است...» ( 13)
همچنین مرحوم آیة الله العظمی بهاء الدینی (ره) : «... از همان زمان، رهبری را در آقای خامنه ای می دیدم، چرا که ایشان ذخیره الهی برای بعد از امام بوده است. باید او را در اهدافش یاری کنیم. باید توجه داشته باشیم که مخالفت با ولایت فقیه، کار ساده ای نیست.» (14)
آیة الله مهدوی کنی:
«این الهامی بود از الهامات الهی و هدایتی بود از هدایت معنوی روح حضرت امام...» (15)
«آیة الله یوسف صانعی:
آیة الله خامنه ای، نه تنها مجتهد مسلم می باشد، بلکه فقیه جامع الشرایط و واجب الاتباع می باشد.»(16)
آیة الله هاشمی رفسنجانی:
«تمامی مناصبی که آیة الله خامنه ای قبول کردند، با اصرار فراوان دیگران بوده و در قلب این مرد، غیر از اطاعت خداوند و خدمت و ادای فریضه الهی، چیز دیگری وجود ندارد.» (17)
آیة الله صالحی مازندرانی:
«حضرت آیة الله خامنه ای، بهترین، پاکیزه ترین و گواراترین ثمره ای است که شجره طیبه مجلس خبرگان، به امت اسلامی تقدیم کرده است. کسی انتخاب شد که مرد دیانت و سیاست و مرد جهاد و اجتهاد است و از شجره طیبه رسالت و ولایت می باشد.» (18)
آیة الله سید کاظم حایری:
«آن چه برای من خیلی مشخص بود، مسأله اخلاص ایشان است که ایشان جز خدا چیزی را در نظر ندارد. اخلاص ایشان خیلی روشن است برای من، ایشان به بهترین وجه ممکن، الان دارد کشور را اداره می کند.» (19)
موارد بسیار دیگری نیز در این باره وجود دارد که نقل همه آنها مجال دیگری را می طلبد.
جناحها و احزاب سیاسی داخل کشور نیز، با وجود تفاوتهایی که در مواضع خود درباره مسایل مختلف داشتند، در برابر این تشخیص شایسته و به حق خبرگان، موضعی کاملاً متفق و هماهنگ با یکدیگر داشتند و با رهبر معظم انقلاب، به عنوان ولی فقیه واجب الاطاعه بیعت کردند.(20)
واکنش دشمنان
با این حال، دشمنان و مخالفان جمهوری اسلامی ایران ادعا کردند که مراجع تقلید رهبری آیة الله خامنه ای را نخواهند پذیرفت و به زودی اختلاف و درگیری میان ایشان و دیگر مراجع تقلید شدت خواهد گرفت. تایمز لندن در این باره چنین نوشت:
«گزینش آیة الله خامنه ای آشکارا اقدامی مصالحه آمیز برای پرکردن خلاء قدرت، در دوران عزاداری بود. جدال واقعی قدرت. به بعد موکول شده است.
رادیو اسرائیل نیز همان زمان ادعا کرد: «جدال قدرت در ایران احتمال دارد به گسترش عملیات تروریستی بینجامد.» روزنامه لوموند، چاپ فرانسه نیز طی مقالاتی ادعاهای یاد شده را تکرار کرد و مطبوعات و رسانه های گسترده ای که در سراسر جهان، تحت سلطه دشمنان انقلاب اسلامی بودند، به بیان این گونه تبلیغات بی اساس پرداختند؛ اما به فاصله اندکی، همه آرزوهای پوشالین آنها نقش بر آب شد. مراجع، علما، شخصیتهای کشوری و لشکری، اقشار مختلف مردم، احزاب، مطبوعات و... حمایت و پشتیبانی بی دریغ خود را از رهبر معظم انقلاب اعلام کردند و ایشان را به عنوان جانشین شایسته انقلاب اسلامی، امام(ره) و مقتدای خود دانستند.