تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۱  ، 
کد خبر : ۱۰۶۷۴۵

سرچشمه‌های نژادپرستی (بخش اول)


نویسنده : ماکان عیدى‌پور / کارشناس مطالعات جنگ
زمانی که یک فرآیند آغاز می‌شود، خودش راهش را پیدا می‌کند و ادامه می‌دهد، اما درباره فرایند نژاد‌پرستی باید گفت این حس جزء نزدیک‌ترین تفکرات و ایدئولوژى‌ها به غرائز انسانى است.
مارکسیسم حسى است بر اساس عدالت و ساختار شکنى و این با غرایز انسان بیگانه است. حتى ادیان هم همواره سعى در کنترل و محدود کردن غریزه و هدایت انسان به سمت نیک اندیشى و نیک انگاری داشتند به همین دلیل مارکسیسم به نوعى در مقابل غریزه قرار گرفته است.
در ایدئولوژى‌ها، مارکسیسم در مقابل غریزه قرار دارد. آن ایدئولوژیى‌ای که در راستاى غرایز در حرکت است و تقریباً انسان احتیاج به هیچ اغناء روحى و روانى براى تبعیت از آن ندارد، نژاد‌پرستى است.
یک انسان مى‌تواند با هدایت غریزه‌هاى شخصى بدون آموزش‌هاى خاص به سمت نژاد پرستى برود.حس بیگنانه ستیزى (Xenophobia) حسی بسیار بنیادین و منطقى در انسان است و انسان اساساً با آنچه که به نظر او ناشناخته است، حالت دفاع به خود مى‌گیرد.
این وجه فلسفى تمایز نژاد‌پرستى با ایدئولوژى است. اینکه ایدئولوژى‌ها معمولاً در تعارض با نفس انسان هستند، اما نژاد‌پرستى در راستاى نفس حرکت مى‌کند.
برترى دیگر بحث بروز جنگ‌ها و اساساً ناآرامى‌ها است. مسئله امنیت وقتى در یک جامعه اعم از امنیت ملى، امنیت اجتماعى و حتى امنیت فردى، به مخاطره بیافتد اولین واکنش فرد دفاع از خود یعنى صرفاً در نظر گرفتن منافع شخصى است، دومین واکنش سعى در قرار گرفتن در یک گروه و یا جامعه است که پیوندهاى موجود میان افراد آن جامعه ناگسستنى به نظر مى‌آید.
تجربه نشان داده است هیچ پیوندى بین دو انسان محکم‌تر از پیوندى نیست که بر اساس انگیزه واحد و مشترکى به نام بقا به وجود آمده باشد.
این نوع حسِ همکارى نهایتاً به طور ذاتى میل به گسترش و قوى‌تر شدن دارد، بنابراین در صورت امکان در قالب تعریف یک هویت مشترک خودش را به سطح ملى می‌ر ساند و تبدیل به ملى‌گرایى مى‌شود.
از آنجا که ملى‌گرایى هویت خویشتن را در برابر دیگرى تعریف مى‌کند از بدو تولدش محکومِ به گرفتن حالت دفاعى و تلاش براى ادامه حیات به صورت پیکرِ واحد است.
با این تفاسیر دلیل شکل‌گیری فاشیسم اروپایی را می‌توان این‌گونه عنوان کرد که با کنار رفتن مذهب به عنوان هویت مشترک میان اروپایى‌ها و ظهور مدرنیته و سکولاریسم، جوامع اروپایى با یک بحران هویت روبه‌رو شدند. با پیشرفت تکنولوژى و گسترش ارتباطات شهروندان اروپایى کم کم قادر به مشاهده تفاوت‌هاى فرهنگى در مردمان مختلف این قاره شدند.
این مسئله باعث شد تا این تفاوت‌ها تدریجاً مبناى تعاریفى از جمله مردم فرانسوى زبان، آلمانى زبان، و یا اساساً تقسیم‌بندى ملت‌ها بر اساس زبان شود.
مسئله دیگرى که با پیشرفت تکنولوژى نمایان شد، بحث منابع طبیعى بود. وقتى کشورها به سمت صنعتى شدن پیش رفتند نقش منابع طبیعى براى آنها اهمیت بسیارى پیدا کرد. اگر سرزمینى تا پیش از آن صرفاً به دلیل کشور گشایى و گسترش قلمرو به تسخیر قدرت‌هاى بزرگ در‌مى‌آمد، در این دوره با انگیزه دستیابى به منابع احتمالى از جمله آهن و ذغال‌سنگ و یا حتى چوب، مورد تاخت و تاز قرار گرفت.
این رویکردها باعث شد تا کشورها تضمین مالکیت خود در یک قلمرو را با بیش از ابزار نظامى و قدرت تضمین کنند.
یکى از مهم‌ترین راه‌هاى رسیدن به این هدف تعریف هویت ملى براى یک جمعیت است. صورت موفقیت در تعریف یک هویت پایدار و ایجاد تعصب و احساسات وطن‌پرستانه مى‌توان حدود مطمئنى براى یک کشور تعیین کرد.
در قرن نوزدهم این مسائل موجب دامن زدن به روند ملت‌سازى در اروپا شد که نهایتاً منجر به ظهور ناسیونالیسم در اواسط این قرن شد.
ناسیونالیسم‌های اروپایى خیلى زود خودشان را در تعارض با یکدیگر دیدند. یعنى در کشورهاى اروپایى در پایان قرن نوزدهم و پس از تاسیس کشورهاى مختلفى از جمله آلمان، اروپایی‌ها وارد یک رقابت تنگاتنگ و نفس گیر شدند که نهایتاً به جنگ جهانى اول انجامید.
در جریان جنگ جهانى اول به دلیل جنایت‌هاى جنگی و آمار بالای تلفات جانی و صدمات مالی این احساسات نژادپرستانه به طرز شدیدى تقویت شد.
نهایتاً پس از پایان جنگ و در فضاى یأس و ناامیدى حاصل از جنگ جهانى اول نه تنها این رقابت پایان نیافت بلکه تبدیل به آرمانى شد که تقریباً تمام ابعاد غریزی زندگى انسان را تحت شعاع قرار مى‌داد.
چنان‌که در آلمان این احساسات و زخم‌هاى حاصل از جنگ اول سبب شد اکثریت این مردم حول گروهى که نازیسم یا سوسیالیسم ملى‌گرایانه را تنها راه حل براى احیاء آلمان مى دیدند جمع شوند و در کمتر از 6 سال خود را براى بزرگترین جنگ تاریخ بشریت آماده کنند.
چرا که حس نژاد‌پرستى بر گرفته از حس تعلق و علاقه به هم‌نوع و هم خون است و این هم خونی در مرحله اول به خانواده و نزدیکان ارتباط دارد، بنابراین ریشه این حس بسیار غریزی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات