جلیل محبی
تاریخ صدر اسلام، بهدلیل گستردگی حوادثی که در خود دارد، باتوجه به تکرارپذیری عوامل تاریخی همواره میتواند سرمشق عبرتآموزی، عبرتآموزان باشد. همه این حوادث تلخ که برجستهترین آن واقعه عاشورا و مهمترین آن سلب حق ولایت از امیرالمؤمنین علیهالسلام است، همانند دانههای تسبیحی به هم متصل است و پیونددهنده این دانهها «انحراف خواص جامعه از اصل ولایتپذیری» است.
نقل است زبیر، پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله در زمانی که علی علیهالسلام از ناحیه برخی به حضرت رسول دچار تضیقاتی شد، برخلاف کسانی چون سلمان که برای تشخیص تکلیف چشم به لبان علی علیه السلام دوخته بودند، شمشیر به دور سر میگردانید و داد حمایت از جان علی سر میداد. شاید همین عدم تعادل وی بود که عاقبتی ضلالتبار را نصیب وی نمود.
با این تحلیل بهراحتی میتوان خوارج نهروان را سمبل مناسبی از «عدم تعادل منجر به عدم تمکین از ولایت» دانست. کسانی که معیار حق را در چیزی غیر از ولایت میجستند عملاً به دامان تفسیری نادرست از آیهای از قرآن کریم افتادند و به ترور امام مسلمین دست یازیدند.
ولایتپذیری فرد مسلمان از ولی امر در کنار عامل اصلی که «ایمان» است ممکن است تحت تأثیر عوامل جانبی چون شخصیت کاریزمای ولی و عدم وجود بحران در شرایط سیاسی جامعه قرار گیرد. طبیعی است که در شرایطی چون دهه اول هجرت که جهان اسلام حداکثر به چند شهر خلاصه میشد و اتحاد مسلمین در اوج خود بود اطاعت از شخصیتی کاریزمایی همچون پیامبر صلی الله علیه و آله که بیش از شصت سال از عمر شریفش میگذشت برای افرادی که از استحکام ایمانی کمتری برخوردار بودند، بسیار آسانتر از زمانهایی بود که علی علیهالسلام در اوج جوانی به توصیه پیامبر صلی الله علیه و آله به جانشینی نبوت رسیده و یا جهان اسلام دارای آنچنان گسترهای شده بود که هر فرد ضعیفالایمانی ممکن بود به انحاء مختلف به طمع ثروت یا قدرت مرتکب هر خطایی شود و هر عقل سلیمی اینگونه حکم میکند که ایمان قویتر ایمانی است که در این شرایط بحرانی انسان را به اطاعت از امر ولی سوق دهد.
این مسئله را در زمان حاضر شاید به عینه بتوان لمس نمود. به آسانی می توان دریافت که ولایتپذیری دوران حضرت امام (ره) ذیقیمتتر است یا اطاعت از ولی امر امروز. شرایط و وحدت جامعه پس از انقلاب اسلامی بهنحوی بود که هر مخالفی با کلام و راه امام به گوشهای طرد میشد و چه بسا منفعت عدهای فرصتطلب در اطاعت ظاهری از فرمان ایشان بود. اما در تلاطمات امروز است که سره از ناسره مشخص میگردد و جوهر ایمانی مدعیان به سنگ محک سپرده میشود ...
ای کاش ولی زمان ما نیز فرماندهانی چون مالک اشتر میداشت که فرمان علی علیه السلام او را هنگام کندن خیمه دشمن به عقبه میکشاند. اما افسوس که مااکثر العبر و اقل الاعتبار.