روز 11 آذر سالروز شهادت میرزا کوچک خان و پایان نهضت جنگل است.
به این مناسبت زندگی سیاسی میرزا کوچک خان و اهداف نهضت جنگل در پی آمده است.
میرزا کوچک خان که یونس نام داشت، متولد 1260 (ه.ش) در حوزه علمیه صالحآباد رشت و محوریه تهران تحصیل کرده بود. پدرش به میرزا بزرگ مشهور بود و او از دوران طلبگی به میرزا کوچک ملقب شد.
میرزا کوچک خان فعالیت سازمان یافته خود را که سال 1294 هجری ـ شمسی (1915 میلادی) با تشکیل کمیته اتحاد اسلام در حوالی تالش آغاز کرد.
نابسامانی ایران و محرومیت و فقر و تسلط روسیه تزاری و استعمار انگلیس بر کشور و قرارداد 1919 در پدید آمدن نهضت جنگل نقش داشت.
هدف نهضت جنگل اخراج نیروهای بیگانه، برقراری امنیت، رفع بیعدالتی و مبارزه با خودکامگی و استبداد اعلام شده بود.
روزنامه جنگل که ارکان نهضت جنگل بود در شماره 28 اهداف نهضت را اینگونه توضیح داد: ما قبل از هر چیز طرفدار استقلال مملکت ایرانیم و استقلالی به تمام معنی کلمه یعنی بدون اندک مداخله هیچ دولت اجنبی ـ اصلاحات اساسی مملکت و رفع فساد تشکیلات دولتی که هر چه بر سر ایران آمده از فساد تشکیلات است. ما طرفدار یگانگی عموم مسلمانانیم.
مشی سیاسی و هدف اصلی نهضت جنگل در مرامنامه آنها مشهود است.
در مرامنامه نهضت جنگل آزادی و تساوی افراد مورد تاکید قرار گرفته است.
آسایش عمومی و نجات طبقات زحمتکش ممکن نیست مکر به تحصیل آزادی حقیقی و تساوی افراد انسانی بدون فرق نژاد و مذهب در اصول زندگانی و حاکمیت اکثریت.
در مرامنامه نهضت جنگل آمده است: حکومت در دست نمایندگان ملت جمع خواهد شد. قوه مجریه در مقابل منتخبین مسئول بوده، کلیه افراد از حقوق مدنی مساوی بهرهمند خواهند بود و کلیه امتیازات باید لغو شود. در بخش حقوقی مدنی در مرامنامه، نهضت جنگل، آزادی فکر، عقیده، اجتماعات، مطبوعات، کار و تساوی زن و مرد در حقوق مدنی و اجتماعی مورد تاکید قرار گرفته است.
نهضت جنگل در مرامنامه خود در بخش انتخابات بر متناسب، مساوی و تقسیم بودن آن تاکید کرده است. همچنین در این مرامنامه حداقل سن رای دادن 18 سال و سن انتخاب شدن 24 سال تعیین شده است.
این مرامنامه در بخش اقتصاد بر ممنوعیت انحصار، احتکار ارزاق و سرمایه و تبدیل مالیاتهای غیر مستقیم به مستقیم تاکید کرده است.
مجانی و اجباری بودن آموزش در مقطع ابتدایی و در مقطع متوسطه و عالیه برای افراد که استعداد داشته باشند، از دیگر مواردی بود که مرامنامه نهضت جنگل درج شده است.
در مرامنامه نهضت جنگل همچنین به ممنوعیت کار برای افراد زیر 14 سال، تعیین 8 ساعت کار در روز و تاسیس بیمارستانهای عمومی و مجانی اشاره شده بود.
نهضت جنگل یک حرکت و اعتراض مسلحانه علیه بیگانگان و مزدوران داخلی آنان بود. نبرد نهضت جنگل هفت سال ادامه یافت. در حالی که منطقه فعالیت جنگلیها از سوی نیروهای رضاخان محاصره شده بود، میرزا کوچک خان قصد داشت از ماسوله به سمت خلخال برود که در منطقهای به نام گیلوان راه را گم میکند و در محاصره بورانی شدید قرار میگیرد. ساعتی بعد جسد میرزا کوچک خان شناسایی میشود. (11 آذر 1300 هجری ـ شمسی ـ سوم دسامبر 1921) در همان روز سر میرزا را از تن وی جدا میکنند و برای رضاخان به تهران منتقل میکنند. سر میرزا کوچکخان را در گورستان حسنآباد تهران دفن کردند، بعدها توسط یکی از یاران میرزا به رشت حمل شد و در کنار پیکرش در سلیمان داراب رشت دفن شد.
به بهانه تنهاییهای میرزا کوچک جنگلی
این روزها برخی از مسئولان ادارات و نهادهای گیلان در تلاش برای برگزاری برنامهای برای 11 آذر در پاسداشت سالروز شهادت میرزا کوچک جنگلی هستند. این تکاپو که همچون سالهای گذشته از یکی دو هفته باقی مانده تا 11 آذر آغاز شده است، تلاش میکند تا در این روز به باور مردم ایران و گیلان بشناساند که سرزمین جنگل و دریا و مهد تشیع ایران نامی چون میرزا کوچک جنگلی را هم در کنار سرداران ملی ایران در خود جای داده است.
اما، شاید یکی از مظلومیتهای میرزا کوچک این سردار قیام جنگل همین به سادگی گذشتن از کنار نام او و تمام آنچه که این شخصیت مبارز تاریخ معاصر انجام داده است، باشد.
به راستی چه تعداد از جمعیت هفتاد میلیونی ایران یا کمی منطقیتر همین جمعیت دو میلیون و 500 هزار نفری استان گیلان نام میرزا کوچک جنگلی را شنیدهاند و میدانند که او کیست.
شاید مظلومیت دیگر میرزا معرفیهای ناجوانمردانه او باشد که موجب شد تا این چهره نامی نهضت آزادیخواهی ایران مصادره عقاید و اهداف بسیاری از مغرضان شود.
بیشک گذشتن از نام میرزا و میرزاهای دیگر که برای آزادی این مرز پرگهر جان ارزشمند و عقیده پاک خود را شهید کردهاند، گذشتن از هویت ملیمان میباشد.
از غربت میرزا کوچک جنگلی همان بس که در تقویم و روزشمار ایرانی هیچ نشانی از او نیست.
اگر روزشمار را در آذر امسال نگاه کنی میبینی که زیر تاریخ 11 آذر هیچ نامی از میرزا نیست.
در این ارتباط امروز بسیاری از نخبگان و دلسوزان این خاک سرخ از آنچه به مظلومیت میرزا کوچک جنگلی ختم میشود نگران هستند.
آنان در جمعشان حتی مسئولان عالی رتبه سیاسی گیلان هم وجود دارد خواهان نگاهی ملی به میرزا کوچک جنگلی هستند زیرا این چهره نامی و سردار بزرگ مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی ناشناخته در بین مقامات عالی رتبه کشور نیست اما برخی دستهای ناپیدا او را ناشناخته مینویسند و بینشانش میکنند.
میرزا کوچک خان جنگلی یونس فرزند میرزا بزرگ در سال 1298 هجری قمری در محله استاد سرای رشت متولد شد.
وی پس از طی تحصیلات مکتبی در مدرسه محمودیه تهران در ابتدا به امید نجات مشروطه به مجاهدین پیوست و در فتح قزوین و تهران به دست مجاهدین مشروطه شرکت داشت که در مبارزه با قوای استبداد مجروح شد و مدتی را در بادکوبه باکو و تفلیس گذراند.
وی در برگشت به رشت به دلیل فعالیتهای بیگانهستیز خود به تهران تبعید شد و در سال 1334 هجری قمری رسما برای مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی کمیتهای را در تالش به نام اتحاد اسلام با 34 ماده و 9 فصلنامه تشکیل داد.
نهضت جنگل پس از هفت سال مبارزه به دلیل شهادت و دستگیری یاران و خیانت برخی از افراد به نقطه پایان رسید و میرزا در دامنه کوه گیلوان در برف، بوران و سرما جان باخت. این سردار ملی ایران و سردار قیام جنگل هماکنون هشتاد و چهار سال است که در سیلمانداراب رشت جاودانه آرمیده است و مقبرهاش زیارتگاه عاشقان است.