مهدی مروتی
در حالی که تنها یک سال از تصرف مجدد کاخ سفید توسط جمهوریخواهان جنگطلب کاخ سفید میگذرد استراتژیستهای احزاب جمهوریخواه و دموکرات ایالات متحده آمریکا زمینهسازیهای خود برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 را آغاز کردهاند. برگزاری میتینگها و جلسات بحث و سخنرانیهای مختلف توسط اعضای برجسته هر یک از این احزاب مهر تأییدی بر این ادعاست.
در حال حاضر بحث بر سر کاندیداتوری کاندولیزا رایس در محافل داخلی آمریکاییان آمده است و ممکن است وزیر امور خارجه آمریکا در سال 2008 از سوی نومحافظهکاران خود را برای رقابت با نامزد دموکراتها آماده کنند. البته از اکنون نمیتوان اظهار کرد که حضور رایس در انتخابات آینده قطعی است یا خیر. آن چه میخواهیم در خصوص آن اشارهای داشته باشیم شخصیت رایس است.
پس از این که کالین پاول در دوران اول ریاست جمهوری بوش پسر نتوانست خواستههای رئیسجمهور آمریکا مبنی بر فشار نظامی بیشتر بر روی کشورها و جریانهای کاخ سفید را به طور کامل اعمال کند بوش در دوران دوم ریاست جمهوری خود از کاندولیزا رایس استفاده کرد. وی در دوره قبل مشاور امنیت ملی کاخ سفید بود و در پشت پرده با ارائه بسیاری از طرحهای نظامی و اقتصادی علیه کشورهایی مانند عراق، افغانستان، کره شمالی، ایران، کوبا و... بوش را نسبت به ادامه پیروی از استراتژی اصلی نومحافظهکاران یعنی دخالت در امور همه کشورهای جهان ترغیب میکرد.
رایس در دوران اول ریاست جمهوری بوش به همراه ریپارد پول و پل ولفوتیس مثلث مخفی جنگ را در معادلات پشت پرده کاخ سفید ترسیم کرده بودند و همین موضوع باعث شده بود تا بوش پسر در بسیاری از مواقع عنان و اختیار سیاست خارجی آمریکا را به دست این سه نفر بسپارد. اختلافات پشت پرده میان رایس با افرادی مانند پاول و دیویدکی باعث شد تا این دو از دنیای سیاست کنارهگیری کند.
رایس در دوران جدید ریاست جمهوری بوش به همراه دیک چنی و دونالد رامسفلد افکار واحدی را بر پیکره کاخ سفید و جامعه آمریکا تزریق میکنند. رایس سعی دارد تا با القای مفهومی متفاوت از تروریسم در نزد شهروندان و افکار عمومی آمریکا آنها را از لحاظ ذهنی تحت سیطره جمهوریخواهان قرار دهد.
کاندولیزا رایس در سفر جدید خود به اروپا سعی کرد تا مقامات اروپایی را در زمینههایی مانند تعریف مشترک از تروریسم با خود همراه سازد ولی این طرح او با شکست مواجه شد. افرادی مانند شیراک و فیشر در این زمینه با مخالفت خود بار دیگر وقایعی مانند جنگ عراق را در حضور وزیر امور خارجه جدید ایالات متحده آمریکا به چالش کشیدند. و در صورتی که رایس به عنوان نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 برگزیده شود باید در مقابل بسیاری از دموکراتهای مخالف قرار بگیرد. ولی در حال حاضر بر اثر وقایعی مانند طوفان کاترینا و ضعف دولت بوش در مهار این بحران به دنبال توجیهی منطقی میگردد که هنوز آن را بدست نیاورده است!
از سوی دیگر افرادی مانند دیویوکی و کالین پاول در اظهارات خود علامت سوال بزرگی را در برابر جنگ عراق ایجاد کردهاند. عدم دستیابی صدام به سلاحهای کشتار جمعی، عدم دخالت صدام حسین در حادثه 11 سپتامبر 2001 در نیویورک و ... از جمله مسائلی بودند که رایس در دوران قبلی ریاست جمهوری بوش از مدافعان و تصدیقکنندگان آنها به شمار میرفت.
ولی اکنون تمامی آنها از سوی مقامات قبلی حزب جمهوریخواه و از جمله اخیراً در جریان محاکمه یکی از اعضای ارشد دفتر دیک چنی مورد انکار مستقیم قرار گرفتهاند. مسلماً این سوالها در آینده از سوی اعضای حزب دموکرات نظیر "مادلین آلبرایت"، "هوارد دین"، "جان کری" و "ال گور" مورد سوال قرار خواهند گرفت و رایس هیچ گونه پاسخ قانعکنندهای در برابر آنها نخواهد داشت.
در صورت نامزدی رایس در انتخابات بعدی ایالات متحده آمریکا باید در انتظار چالشهای جدیدی در بدنه حزب جمهوریخواه ماند.