تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۷  ، 
کد خبر : ۱۰۷۰۴۰

فتنه قتل‌ها


مقام معظم رهبری در خصوص تلاش دشمن برای ایجاد تفرقه بین رهبری و دولت آقای خاتمی که در سخنرانی تفرقه افکنانه آقای منتظری نیز به نحو بسیار زشتی ابراز شده بود، فرمودند:
«اول کسی که در مقابل این حرف ها در این چند روز - این یکی دو هفته - وارد میدان شد و حرف زد، رئیس جمهور عزیزمان جناب آقای خاتمی بود. در مصاحبه خود به شکل بسیار دقیق و هوشمندانه، آنچه را که می خواستند در ذهن مردم القا کنند، ایشان از ذهن مردم، پاک کرد، رفت و در مقابل این توطئه قرار گرفت، آنها هم خیلی عصبانی شدند.
بعد از انتخابات ریاست جمهوری امسال که برای مردم، یک حادثه شیرین بود - سی میلیون جمعیت در انتخاباتی شرکت کنند، رئیس جمهوری را با بیست میلیون رأی انتخاب بکنند، بعد دولت تشکیل بشود. مجلس شورای اسلامی به تمام وزرا رأی بدهد، وزرا بدون هیچ دغدغه ای در سرتاسر کشور مشغول کارشان بشوند و به موقع گزارش بدهند. این ها کارهای کوچکی نیست، این ها برای مردم چیزهای شیرینی است - به همین نسبت برای دشمن، تلخ بود. نتوانستند تحمل کنند. فهمیدند که این انسجام، این حرکت صحیح و عمومی و مردمی، کانونی دارد. کانون آن، وحدت ملت است، کانون آن انسجام است، کانون آن اعتقاد است، خواستند این اعتقاد، این ایمان و این همبستگی مردم را از بین ببرند، این طور وانمود بکنند که در نظام جمهوری اسلامی تشتّت هست.
الان کسانی که به رادیوهای بیگانه گوش می دهند - که غالب این تحلیل های غلط هم از رادیوهای بیگانه است - متأسفانه آدم های ساده دل، عین همان را که دشمن القا و پول خرج می کند تا آن را به ذهن های مستمعین خود برساند قبول می کنند. اگر کسی به این رادیوها گوش بدهد خواهد دید که غوغا می کنند تا ثابت کنند الان در نظام جمهوری اسلامی اختلاف، دودستگی، دوجریانی و دشمنی هست، همدیگر را تحمل نمی‌کنند.
بیچاره‌ها! نه ملت ایران را شناختید، نه انقلاب را شناختید، نه روحانیت را شناختید، نه مسئولین را شناختید، با همین جهل و بی خبری بود که در انقلاب، شکست خوردید. با همین جهل و تحلیل غلط بود که هجده سال است دارید شکست می خورید. به فضل الهی با همین اشتباهی که می کنید در این دفعه هم به دست مردم شکست خوردید و تا آخر همیشه شکست خواهید خورد.
دشمن سعی کرد بگوید دو جریان است، با هم مخالفند و بر سر اختیارات با هم اختلاف دارند، نخیر، ایشان در مصاحبه، قشنگ تشریح و روشن کردند. معلوم شد که روابط، کاملاً تعریف شده و مشخص است. همه می دانند که تکلیف و وظیفه شان چیست. با همکاری و با محبت، کارهای خودشان را پیش می برند، دشمن این جا ناکام شد. »268
منتظری پس از این ماجرا، با تصمیم شورای عالی امنیت ملی، تحت حفاظت و مراقبت ویژه قرار گرفت تا مبادا قربانی توطئه ای دیگر شود و آتش آن، بار دیگر دامنگیر امنیت نظام و انقلاب گردد. هر چند حتی در این مدت نیز ساکت ننشست و از طریق مصاحبه با رسانه های خارجی و ارتباط با عناصر ضد انقلاب و معلوم الحال داخلی و نیز از طریق پاسخ به استفتائات و تألیف کتب، اهداف خود را تعقیب می‌کرد.
مهم ترین اثری که در این دوره از ایشان به رشته تحریر در آمد، کتاب خاطرات ایشان است که در آن با طرح مطالب موهن و بی اساس، بسیاری از ارکان نظام، نهادهای انقلابی و حتی اقدامات امام راحل را به شدت زیر سؤال برد.
2. قتل‌های زنجیره‌ای
در پاییز 1377 تنها چند ماه پس از گذشت انتخابات ریاست جمهوری، قتل هایی توسط چند عضو خودسر وزارت اطلاعات روی داد که به قتل های زنجیره ای معروف شد. مقتولین نوعاً وابسته به طیفی موسوم به ملی گرا و از منتقدین نظام جمهوری اسلامی بودند. حلقه های این زنجیره را چهار تن به نام های داریوش فروهر و همسرش، پروانه اسکندری، محمد مختاری و جعفر پوینده تشکیل می‌دادند.
کشف قتل های زنجیره ای بازتاب وسیعی را در افکار عمومی در پی داشت و حساسیت های زیادی را در داخل و خارج کشور برانگیخت. خبر مذکور همچنین برای سازمان های بین المللی حقوق بشر که همواره ایران را زیر ذربین نگاه خود داشتند، خبر بسیار خوشایندی بود و می توانست محکومیت شدید ایران اسلامی را در عرصه بین المللی در پی داشته باشد.
نوع رفتار مدعیان اصلاح طلبی و جریان جبهه دوم خرداد نیز با این پدیده زشت و بی سابقه، بسیار تأمل برانگیز بود. چرا که این جریان، در تمامی این مدت کوشید تا عناصر ارزشی نظام را به عنوان مسبب و مباشر این قتل ها معرفی کند. بی پروایی این جریان به آن جا رسید که به نوعی پیکان آمریت این قتل ها را به سوی ولی فقیه و سپس به سمت ارگان های مرتبط با آن، مانند سپاه و بسیج گرفتند. جریان اصلاح طلب برای جا انداختن این موضوع در اذهان، از هیچ تلاش و اتهام و جنجالی فروگذار نکرد و کشور را تا آستانه بحران پیش برد.
عزت الله سحابی از عناصر ملی - مذهبی، در حالی که هنوز موضوع قتل های زنجیره ای در حاله ای از ابهام قرار داشت، انگشت اتهام را مستقیماً به سوی جناح موسوم به راست نشانه گرفت و گفت:
«انتساب جنایت های اخیر (قتل های زنجیره ای) به جناح انحصار، غیر قابل انکار است. چرا که نظریه پردازها، مبلغ ها، مجوز شرعی صادرکن ها و فتوا بده ها، همه در این جناح مقابل قرار دارند. » 269
آقای منتجب نیا، عضو مجمع روحانیون مبارز هم در یکی از اظهارات خود گفت:
«همه مردم می دانند که این مسایل از طرف جناح مخالف خاتمی به وجود آمده است. جناح راست بیش از دو سال است که از طریق مصاحبه ها و خطبه های نماز جمعه، زمینه های چنین اعمال وحشیانه ای را فراهم کرده است. » 270
روزنامه های مدعی اصلاح طلبی نیز، سهم بزرگی در بحرانی کردن فضای کشور داشته اند. آنان به دروغ تلاش کردند تعداد دیگری از اشخاصی که به طور طبیعی یا در اثر سوانحی، جان خود را از دست داده بودند را به لیست مقتولین قتل های زنجیره ای اضافه کنند.
به عنوان نمونه عمادالدین باقی در سی ام دی ماه 1377 در ضمن مقاله ای هجده نفر دیگر را به چهار مقتول مورد اشاره اضافه می کند و اکبر گنجی نیز این رقم را به 120 نفر رسانده و ادعا می‌کند:
«در ذیل پروژه قتل عام درمانی، در دهه گذشته به طور متوسط در هر ماه یک نفر به قتل رسیده است. » 271
مصاحبه ها، تحلیل های جهت دار، و حتی نظر سنجی های جعلی، از دیگر اقدامات مطبوعات برای دامن زدن به این بحران بود. به عنوان مثال روزنامه خرداد در یازدهم بهمن 1377 نوشت:
«42 درصد از پاسخگویان، برخی احزاب و گروه ها و شخصیت های وابسته به جناح راست را عامل یا مباشر ترورها می‌دانستند. » 272
سیل اتهامات علیه رقیب سیاسی ادامه داشت و مطبوعات زنجیره ای، با تمام توان همچنان بر آنها می تاختند، تا این که در تاریخ 21 دی 1377 آقای روح الله حسینیان، رئیس سابق مرکز اسناد انقلاب اسلامی که در جریان انتخابات ریاست جمهوری 76 از طرفداران و از مبلغین آقای خاتمی بود، با گفتن چند جمله به یک باره اوضاع را به کلی دگرگون ساخت.
حسینیان در بخشی از تحلیل خود، که از تلویزیون به طور مستقیم پخش می شد، نفس این قتل ها را محکوم کرده و آن را برخلاف مصالح نظام اسلامی عنوان کرد. در عین حال مدعی بود که باید برای ریشه کنی این قضایا جسارت اعلام واقعیت ها را داشته باشیم تا بتوانیم راه صحیح پیشگیری از آن را به دست آوریم. حسینیان در این برنامه، با تأکید بر این مطلب که درصدد ارزش گذاری مسأله نبوده و صرفاً در پی ارائه یک تحلیل واقع بینانه از موضوع است، مدعی شد:
«نیروهایی که مرتکب چنین قتل هایی شدند، نیروهای مذهبی بوده و از لحاظ سیاسی از طرفداران جناح چپ استحاله شده و از هواداران جدّی رئیس محترم جمهوری بوده اند و تا آنجایی که من از سوابق ممتد آنها اطلاع دارم، مسئول این جریان آدم اهل فکری بود. مقتولان نیز از مخالفان نظام بودند، به طوری که بعضی از آن ها حتی مرتد بودند و عده ای دیگر ناصبی بوده و نسبت به ائمه اطهار جسارت می‌کردند. » 273
این مصاحبه هر چند توانست شدت حملات علیه مدافعان نظام و ولایت فقیه را فرو بنشاند، اما میدان دیگری را بین صدا و سیما و آقای حسینیان از یک سو و جریان مدعی اصلاح طلبی از سوی دیگر گشود. جریان اصلاح طلب در این آشفته بازار تلاش می کرد تا سعید امامی (اسلامی) را به عنوان متهم اصلی قتل های زنجیره ای معرفی کند. اقدام غیر قانونی روزنامه سلام که منجر به فتنه بزرگ و بی نظیر دیگری در تاریخ انقلاب شد274 نیز در این راستا صورت گرفت، اما این اتهام هرگز ثابت نشد. حسینیان نیز ضمن رد این ادعا، بر این نکته که سعید امامی در این ماجرا، قربانی یک توطئه شده است، اصرار می ورزید و معتقد بود که اصلاح طلبان می خواهند با متهم کردن نیروهای انقلابی و برخی از فقها و حتی مقام معظم رهبری به عنوان مباشر و مسببان قتل ها، نقش اعضای اصلی قتل ها، که از نظر فکری به جناح سیاسی دوم خرداد تعلق دارند را پنهان کنند. او در حالی که به خاطر این اظهارات، تحت سخت ترین حملات و تهدیدها قرار داشت، اما هرگز از گفته هایش دست نکشید و مدعی بود که: «من حاضرم در هر محکمه ای ادعاهای خود را ثابت کنم.» 275

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات