على مومن دوست
بىشک نظام جمهورى اسلامى یکى از مردم سالارترین نظامهاى سیاسى جهان به شمار مىرود به طورى که در آن به طور متوسط سالانه یک انتخابات برگزار مىشود و این در جهان بىنظیر است. این حجم برگزارى انتخابات و حضور گسترده مردمى در آنها تضمین کننده جمهوریت نظام به شمار مىآید. اما در میان کلیه انتخاباتى که در کشور برگزار مىشود، انتخابات مجلس خبرگان رهبرى دچار نوعى فراموشى و غفلت واقع شده است.
این در حالى است که مجلس خبرگان رهبرى یکى از ارکان نظام جمهورى اسلامى به حساب مىآید چرا که نقش کلیدى در تعیین سرنوشت آن بر عهده دارد. این نقش کلیدى انتخاب رهبرى جامعالشرایط براى هدایت نظام اسلامى است که از حساسیتهاى ویژهاى برخوردار است.
از آنجایى که ولایت فقیه طبق قانون اساسى کشور در راس امور قرار مىگیرد، نوع انتخابش از اهمیت بالایى برخوردار است چرا که قواى سه گانه مجریه، قضائیه و مقننه زیر نظر رهبرى نظام فعالیت مىکنند. با این حال این مجلس خبرگان است که وظیفه تعیین رهبر و نظارت بر استمرار شرایط او را بر عهده دارد.
اینکه چرا رهبر بر خلاف رئیس جمهور یا اعضاى مجلس شوراى اسلامى به صورت مستقیم از سوى مردم تعیین نمىشود مجال دیگرى را مىطلبد اما همین قدر مىتوان گفت که انتخاب رهبرى جامعالشرایط که در راس یک نظام اسلامى قرار بگیرد یک امر تخصصى و پیچیده است که صرفا از عهده متخصصان این امر بر مىآید.
اگرچه انتخاب رهبر توسط مجلس خبرگان ناقض حضور مردم و مشارکت آنان در انتخاب رهبرى نیست بلکه مردم به صورت غیرمستقیم رهبر را انتخاب مىکنند.
این انتخاب غیرمستقیم علاوه بر آنکه صفت مردم سالارى نظام را حفظ مىکند، مردم را در انتخاب فردى جامع الشرایط براى هدایت جامعه اسلامى یارى مىرساند و به انتخاب فردى اصلح منجر مىشود. با این حال هنوز با گذشت 27 سال از پیروزى انقلاب اسلامى و استقرار نظام مقدس جمهورى اسلامى این رکن اساسى نظام یعنى مجلس خبرگان رهبرى آن طور که باید و شاید مورد توجه آحاد ملت قرار نگرفته است و به نظر نگارنده علت اصلى را باید در عدم شناخت جایگاه این مجلس در نظام جمهورى اسلامى دانست. اما همین عدم شناخت و آشنایى جامعه با مجلس خبرگان خود دلایل دیگرى دارد که به نظر مىرسد یکى از این دلایل عدم ارتباط تنگاتنگ این مجلس با مسائل روزمره مردم جامعه باشد. ما اگر نگاهى به انتخابات برگزار شده در سالهاى پس از انقلاب داشته باشیم به خوبى در مىیابیم که بیشترین مشارکت و اقبال مربوط به ریاست جمهورى بوده است چرا که نهاد ریاست جمهورى بیشترین تعامل را با زندگى مردم دارد و نوع آن بر کیفیت و کمیت زندگى مردم تاثیر مىگذارد. حجم بالاى اختیارات و قدرت تاثیرگذارى بالایى که این نهاد دارد افکار عمومى را به خود جلب مىکند.
اما آنچه مسلم به نظر مىرسد این است که این موضوع از اهمیت این مجلس نمىکاهد. از آنجایى که این مجلس کاملا تخصصى است به طور طبیعى کمتر از سایر نهادها با زندگى روزمره مردم در ارتباط است اگرچه این مجلس به طور غیرمستقیم در تمامى شئون جامعه تاثیرگذار است چرا که وظیفهاش تعین ولىفقیه جامعه است. اما چه باید کرد تا نگاه روزمرگى را از این مجلس دور نمود و با دیدى عمیقتر به آن نگریست. به نظر مىرسد تغییر این نوع نگاه کمک شایانى به بالابردن مشارکت مردمى در انتخابات خبرگان رهبرى خواهد کرد. لذا به نظر نگارنده پایین بودن میزان مشارکت مردم در انتخابات خبرگان رهبرى نسبت به انتخابات دیگر ناشى از عدم شناخت عمیق نسبت به جایگاه، اهمیت و کار ویژههاى این مجلس است. اطلاعرسانى در این زمینه امرى ضرورى است.
تبلیغات سازنده، مفید و آگاهانه کمک شایانى به برجسته نمودن این مجلس در افکار عمومى خواهد کرد، اگرچه بسیارى از رسانهها به علت قداست خاصى که این مجلس دارد از ورود به این صحنه خود را معاف کردهاند. رسانهها و حتى احزاب مىتوانند با حفظ شان و منزلت این مجلس و اعضاى آن که قطعا از بزرگان و عالمان کشور به حساب مىآید به فعالیت بپردازند تا این مجلس را از ناشناخته ماندن و مغفول واقع شدن نجات دهند. از آنجایى که این مجلس اختیار تعیین بالاترین مقام کشور را برعهده دارد، نوع عملکرد ایشان در سرنوشت همه ملت دخیل خواهد بود. از سوى دیگر علاوه بر انتخاب رهبرى به عنوان عالىترین عنصر نظام، این شورا وظیفه نظارت بر رهبر را نیز بر عهده دارد. مجلس خبرگان به وسیله متخصصان والایى که در درون خود جاى مىدهد، بر نوع عملکرد رهبرى در تمام لحظات نظارت مىکند. این وظیفه خبرگان ملت، مردمسالارى دینى را به نمایش گذاشته است. بنابراین عموم مردم کشور باید به این مهم برسند که اهمیت خبرگان رهبرى به هیچ وجه کمتر از انتخابات ریاست جمهورى نیست چرا که همین رئیس جمهور زمانى مىتواند به وظایف خود در قالب ریاست جمهورى عمل کند که تنفیذ رهبر را که از سوى مجلس خبرگان تعیین مىشود در دست داشته باشد.
رسانههاى جمعی، مطبوعات و نشریات دلسوز نظام در این زمینه وظیفه سنگینى بر عهده دارند. تشریح وظایف و کار ویژههاى مجلس خبرگان، فلسفه وجودى آن، جایگاهش در قانون اساسى و معرفى ویژگىهاى یک فرد خبره از سوى رسانههاى جمعى از جمله صدا و سیما و نشریات مىتواند نقش موثرى در آگاهى افکار عمومى نسبت به مجلس خبرگان داشته باشد.