تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۴  ، 
کد خبر : ۱۰۷۰۵۲
نهادی برای پیوند قانون و جامعه ؛

و أمرهم شورا بینهم...


محمدرضا هادیلو
شورا پیش از آن که کانونی برخاسته از قانون باشد مفهومی است که عقل و دین بر آن صحه گذاشته است. از این رو مطالعه در مورد شورا در منابع دینی و از بعد چالشهای نظری جذابیتهای خاص خود را دارد.
به راستی مفهوم شورا چیست و قوانین حاکم بر آن کدام است. به عبارت دیگر، آیا صرفاً با جمع شدن چند نفر دور هم بحث بر سر یک موضوع می توان گفت با یک شورا مواجهیم؟ در شورا چگونه باید حرف زد و چگونه باید شنید؟ پس از این گونه بررسیهای نظری می توان در مورد شوراهای اسلامی شهر و روستا پرسید که در دنیای امروز چگونه می توانند کارایی داشته باشند، در چه اشکالی از حکومت وجود آنها مورد تأیید است و تصمیماتشان از چه طریقی صورت عملی به خود می گیرد؟
شورا در منابع اسلامی
و آنان که کارشان را به مشورت یکدیگر انجام می دهند... (قرآن کریم، شوری، آیه مبارکه 38)
ای پیامبر! در کارها با ایشان مشورت نما، اما آنچه خود تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام بده (آل عمران، آیه مبارکه 159)
مشورت دژی در مقابل هجوم پشیمانی و مایه ایمنی از سرزنش است. (پیامبر اکرم(ص))
پیش از تصمیم گیری، مشورت کن و پیش از عمل بیندیش. (امیرالمؤمنین علی(ع))
هیچ قومی با یکدیگر مشورت نکردند مگر آن که به راه پیشرفت خود رهنمون شدند. (امام حسن(ع))
در مشورت نخستین کسی مباش که نظر می دهد و از اظهارنظر ناپخته بپرهیز. (امام صادق(ع))
کسی که مشورت کند، اگر کارش را درست انجام دهد، مردم او را بستایند و اگر به خطا رود، معذورش دارند. (امام کاظم(ع))
به اعتقاد دین پژوهان و صاحبنظران، دین مبین اسلام بیش از هر مکتب آسمانی و فلسفه زمینی دیگری بر مفهوم شورا تأکید دارد، چنانچه توصیه به شورا صرفاً حالت پند و نصیحت نداشته و در هر عبارت از آیات قرآن کریم و یا سخنان پیامبر(ص) و ائمه(ع) به یکی از اصول و قواعد و نیز تبعات این امر اشاره شده است.با مروری بر آیات و احادیثی که بر آنها اشاره رفت این چند نکته قابل توجه است:
با مشورت می توان جلوی پشیمانی را گرفت و از سرزنش دیگران ایمن شد، بدان معنا که حتی اگر در اثر مشورت نتیجه چندان درستی حاصل نشد باز حسن کار در آن است که نمی توان یک شخص خاص را مورد اتهام قرار داد و مسؤولیت بر عهده جمع خواهد بود. با چنین پیش فرضی، از آن جا که تمامی مشورت کنندگان- به خصوص در ساختار یک نهاد اجتماعی- خود نیز ذی نفع هستند سعی خواهند کرد که کمترین اشتباه را مرتکب شوند.
در حدیث امام حسن(ع) که فرموده اند «هیچ قومی با یکدیگر مشورت نکردند مگر آن که به راه پیشرفت خود رهنمون شدند.» به ابعاد اجتماعی مشورت به وضوح اشاره شده و آن را به عنوان یک نهاد و کانون اجتماعی معرفی کرده است.
در سخن امام صادق(ع) نکته ای باریکتر از مو مطرح می شود و آن این که «سعی نکن در مشورت نخستین کسی باشی که نظر می دهی» در این عبارت پر مغز بر شنیدن بیش از گفتن در مشورت تأکید شده است. اگر قرار است شورا جایی برای اظهارنظر شخصی صرف باشد و به همان اندازه برای شنیدن سخن دیگران اهتمام وجود نداشته باشد همان مثل معروف پیش می آید که «نشستند و گفتند و برخاستند».
به طور قطع نشستن، گفتن و برخاستن مشکلی را حل نمی کند و کسی که بر سر موضوعی مورد مشورت قرار می گیرد و یا مشورت دیگران را طلب می کند باید با مغز استخوان این نکته را درک کرده باشد که اصل «شنیدن» بیش از «گفتن» اهمیت دارد و این همان مفهوم متعالی دینی است که امروزه از آن با اصطلاح «گفتمان» یاد می شود.
مشورت در زندگی شغلی
شما به عنوان یک فرد تا چه اندازه به مشورت اعتقاد دارید؟
محمدرضا همتی کارمند آموزش و پرورش در این باره می گوید: برای من مشورت بار مثبت روانی دارد و وجود مرا پر از انرژی می کند. به هر حال ما در زندگی با مشکلات بسیاری رو به رو می شویم که اگر خود تنها به جنگ این مشکلات برویم، علاوه بر آن که امکان شکست وجود دارد و خود را از اظهارنظر دیگران محروم کرده ایم، در طول مدتی که با موضوع درگیر هستیم با مشکلات متعدد روحی و روانی هم دست و پنجه نرم می کنیم. در این گونه موارد خانواده و دوستان نزدیک، بهترین کسانی هستند که می توانند ما را از تحمل بیش از حد مشکلات رها کنند، اصلاً کمترین خاصیت و اثر مشورت این است که لااقل وقتی برای دیگران حرف می زنیم، سبک می شویم.
وی در ادامه می افزاید: انسان یک موجود جمعی است و ماهیت او در جمع تعریف می شود و به اعتقاد من، گرایش به مشورت اولین قدم به سمت جمع گرایی و دور شدن از ماهیت خویش است و اگر غیر از این بود، آدمها دور هم جمع نمی شدند و نهاد خانواده و اجتماع را تشکیل نمی دادند. بنابراین وقتی در جمع قرار می گیریم، یعنی این که مشکل دیگران مشکل ماست هر چند نیاز به مشورت صرفاً در شرایط دشواری زندگی بروز پیدا نمی کند، انسان برای ترقی هم نیاز به مشورت دارد، همچنان که برای تقویت وضعیتهای خوب زندگی و تقویت نشاط و سرزندگی اش به این مهم نیازمند است. میرزاپور شهروند تهرانی در این زمینه عنوان می کند: «اول این که مشورت به انسان امنیت خاطر می دهد، یعنی هم از این بعد که با مطرح کردن مسایل اندکی آرام می شویم. دوم آن که مطمئن می شوید راهی که پیش پای شما گذاشته شده به راه صواب نزدیکتر است به خصوص این که مشورت در خانواده باعث می شود که همه اعضا از موضوع مطلع باشند و برای بهبود وضعیت تلاش کنند و یا این که اگر تبعات بدی در انتظار باشد، آن را تحمل نمایند.
البته این را هم باید عرض کنم، کسی که درباره موضوعی از دیگران مشورت می خواهد در نهایت باید خود دست به انتخاب و عمل بزند، مگر در مواردی که حرکت و عمل شکل دسته جمعی به خود می گیرد، مثل یک مشکل خانوادگی و یا یک مسأله کاری در محل کار، اما وقتی مسأله به فرد مرتبط است، آن فرد باید تمامی نظرها را جمع کند، آنها را با هم مقایسه نماید، تجربه های مشابه را در نظر بگیرد و بعد از جمع آنها و یا از میان آنها به یک نتیجه برسد.»
برخی از شهروندان مشورت را نوعی شخصیت قائل شدن برای دیگران و نوعی احترام به تعقل خویش می دانند.
محمدیان دانشجوی رشته تاریخ در این زمینه می گوید: وقتی در مورد موضوعی با کسی مشورت می کنید دانش خود را افزایش می دهید، چون آدمهای خودرأی و دیکتاتور همیشه جزو احمق ترین آدمها بوده اند، اصلاً به همین خاطر هم هست که هیچ گاه حکومتهای دیکتاتور نتوانسته اند قدم مثبتی بردارند و هر گاه هم از بین رفته اند همیشه در ذهن ملتها به عنوان خاطره ای تلخ از آنان یاد شده است.
بعد دیگر مشورت این است که شما برای فرد یا افرادی که مورد مشورت قرار داده اید شخصیت قائلید و سلامت عقل و روح و روان آنها را تأیید می کنید. از قدیم هم گفته اند که احترام، احترام می آورد و وقتی شما با مشورت خود، دیگران را تأیید می کنید آنها هم شما را تأیید خواهند کرد و این یعنی یک تعامل مثبت که اگر به صورت یک فرهنگ فراگیر دربیاید، بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی حل خواهد شد.
شورا یک کانون اجتماعی
هنگامی که در اصل ششم قانون اساسی، در بیان اصول کلی حاکم بر نظام جمهوری اسلامی، شیوه اداره امور کشور مبتنی بر آرای عمومی و روش آن برگزاری انتخابات دانسته شده، به موازات اشاره به انتخاب رئیس جمهوری و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، از انتخاب اعضای شورای اسلامی نیز به عنوان ابزاری برای تحقق حاکمیت مردم و تجلی اراده عمومی یاد شده است. به علاوه این قانون، در اصل هفتم نیز شوراها را از ارکان تصمیم گیری و اداره امور کشور یاد کرده است، بنابراین طبیعی است وقتی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصول کلی خود شورا را به عنوان ابزار تجلی اراده مردم و نهاد سیاسی تصمیم گیرنده مورد پذیرش قرار داد، در اصول بعدی بیشتر به آن توجه کند.
بر همین اساس، فصل هفتم این قانون به شوراها اختصاص یافته است. در این فصل طی اصول یکصدم تا یکصد و ششم، وظایف، چگونگی انتخاب و سایر مسایل مربوط به شوراها مشخص شده است.
با این همه، نهاد شورا با آن درجه از اهمیت عقلی و اسلامی و این میزان از تأکید قانون اساسی بر نقش و ضرورت آن در اداره امور جامعه به دلایل مختلف در 20 سال اول پس از پیروزی انقلاب چندان مورد توجه قرار نگرفت تا آن که اولین انتخابات رسمی شوراها در چارچوب اجرای قانون اساسی روز هفتم اسفند 1377 یعنی 20 سال بعد از پیروزی انقلاب در راستای برنامه توسعه سیاسی و گسترش نهادهای مدنی و مشارکت عمومی برگزار شد و حدود 185 هزار نفر اعضای اصلی و علی البدل در شهرها و روستاها از سوی مردم برگزیده شدند و سرانجام در روز نهم اردیبهشت 1378 شوراها به طور رسمی دوره چهارساله مسؤولیت خود را برای تحقق بخشی از حاکمیت مردم آغاز کردند. و اما اصول یاد شده در قانون اساسی راجع به نهاد شوراها که مرور آنها به لحاظ بازنگری در جایگاه این نهاد در موازین قانونی و حقوقی جالب توجه است.
در اصل یکصدم قانون اساسی آمده است: امور رفاهی از طریق همکاری مردم با توجه به مقتضیات محلی، اداره امور هر روستا، بخش، شهر، شهرستان یا استان با نظارت شورایی به نام شورای ده، بخش، شهر، شهرستان و یا استان صورت می گیرد که اعضای آن را مردم همان محل انتخاب می کنند. شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان و حدود وظایف و اختیارات و نحوه انتخاب و نظارت شوراهای مذکور و سلسله مراتب آنها را که باید با رعایت اصول وحدت ملی و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی و تابعیت حکومت مرکزی باشد، قانون معین می کند.
در اصل یکصد و یک آمده است: به منظور جلوگیری از تبعیض و جلب همکاری در تهیه برنامه های عمرانی و رفاهی استانها و نظارت بر اجرای هماهنگ آنها، شورای عالی استانها مرکب از نمایندگان شوراهای استانها تشکیل می شود. نحوه تشکیل و وظایف این شورا را قانون معین می کند. اصل یکصد و دوم: شورای عالی استان ها حق دارد در حدود وظایف خود طرحهایی تهیه و مستقیماً یا از طریق دولت و مجلس شورای اسلامی پیشنهاد کند. این طرحها باید در مجلس مورد بررسی قرار گیرد.
اصل یکصد و سوم: استانداران، فرمانداران، بخشداران و سایر مقامات کشوری که از طرف دولت تعیین می شوند در حدود اختیارات شوراها ملزم به رعایت تصمیمات آنها هستند.
اصل یکصد و چهارم: به منظور تأمین قسط اسلامی و همکاری در تهیه برنامه ها و ایجاد هماهنگی در پیشرفت امور در واحدهای تولیدی، صنعتی و کشاورزی، شوراهایی مرکب از نمایندگان کارگران، دهقانان و دیگر کارکنان و مدیران و در واحدهای آموزشی، اداری، خدماتی و مانند اینها شوراهایی مرکب از نمایندگان اعضای این واحدها تشکیل می شود. چگونگی تشکیل این شوراها و حدود وظایف و اختیارات آنها را قانون معین می کند.
اصل یکصد و پنجم: اصل تصمیمات شوراها نباید مخالف موازین اسلامی و قوانین کشور باشد.
اصل یکصد و ششم: انحلال شوراها جز در صورت انحراف از وظایف قانونی ممکن نیست.
مرجع تشخیص انصراف و ترتیب انحلال و تشکیل مجدد آنها را قانون مشخص می کند.
همان گونه که ملاحظه فرمودید نهاد شورا در بستر اجتماع پیش از هر چیز از آن جهت مورد تأکید و توجه است که می تواند مردم سالاری را تحقق بخشد.
سید امیر حسینی کارشناس مسایل اجتماعی در این زمینه می گوید: جامعه شناسان می گویند که هر گاه پارلمانی به اندازه کل جمعیت یک کشور وجود داشته باشد، آن زمان مردم سالاری واقعی تحقق پیدا کرده است. البته این گفته نوعی اغراق است که می خواهد میزان اهمیت نقش مردم در سرنوشت اجتماعی شان را نشان دهد، اما همه می دانیم که چنین چیزی امکان پذیر نیست و هیچ گاه نمی توان مجلسی طراحی کرد که برای هر یک از افراد جامعه در آن یک صندلی در نظر گرفته شده باشد. بنابراین انتخابات برگزار می شود تا نخبگان به نمایندگی مردم وارد مجلس شوند، در همین راستا شوراها نیز با انتخابات مردم شکل می گیرند تا به شکلی ملموس تر مشکلات هر ناحیه شناسایی و انعکاس داده شود. این نکته هم حایز اهمیت است که بدانیم در یک جامعه مدنی به هر اندازه انتخابات مختلف برگزار شود و تشکلهای متفاوتی شکل گیرد به همان اندازه نقاط ضعف و خلاهای موجود پوشش داده می شود که انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، شوراهای استان، شهر و روستا در همین راستاست.
وی وجود شورا را به مانند پلی میان بدنه حکومت و مردم ارزیابی می کند و می گوید: همان طور که اشاره شد، یک شورا در شهر یا روستا به شکل ملموس و عینی تری به مشکلات منطقه آگاه است و راه حلها را هم به عنوان یک تشکل بومی بهتر می داند، بنابراین به مثابه یک حلقه واسط که از وجاهت قانونی نیز برخوردار است می تواند نقش یک پل مطمئن میان مردم و مسؤولان اجرایی و نیروهای فکری جامعه را بازی کند.
شورا و آموزش شهروندی
بسیاری از کارشناسان مسایل اجتماعی اعتقاد دارند، آشنایی شهروندان به حقوق و وظایف خود به همان اندازه اهمیت دارد که برخورداری ایشان از یک نهاد اجتماعی به نام شورا. چرا که رابطه دو سویه این دو مقوله با هم می تواند بهبود وضع اجتماعی را سبب شود. بدان معنی که اگر خود شهروندان به حقوق و وظایف خویش آشنا نباشند کمتر می توان شاهد توفیق شوراها شد و بالعکس. موضوع مهم دیگر آن که اطلاع رسانی از سوی مطبوعات می تواند نقش ارزنده و حیاتی در این زمینه داشته باشد تا آن جا که بسیاری از اعضای شوراهای شهر و روستا از خلا اطلاع رسانی رنج برده و داد سخن برمی آورند، چرا که آنها به خوبی درک کرده اند که تسریع عملکرد مثبت شوراها و تذکر نسبت به نقاط ضعفشان از یک سو با آموزش شهروندی و ترغیب شهروندان به بهبود وضعیت اجتماعی دو مقوله ای است که صرفاً با حلقه واسط مطبوعات به دست خواهد آمد.
چندی پیش یکی از اعضای شورای شهر در این زمینه گفته بود: شهرنشینی دارای فرهنگ خاص خود است که اگر زوایای مختلف آن از سوی رسانه ها شناسانده نشود، مشکلات شوراها و شهرداریها افزایش می یابد. به عبارت دیگر تصمیمات شوراها و شهرداریها و ارتباط آنها با رسانه ها همچون حلقه هایی هستند که اگر به هم پیوند نخورند، استحکام نخواهند داشت.
البته منظور ما از فرهنگ شهروندی صرفاً ترویج فرهنگ شهرنشینی نیست که در نقل قول بالا آمده است، چرا که هر فرد در جامعه فارغ از آن که در پایتخت زندگی می کند یا روستا، یک شهروند است.
در راستای همین موضوع چندی پیش در خبرها آمده بود که شورای شهر همدان کارکنان شهرداری این شهر و نیز شهروندان را آموزش شهروندی می دهد.
یک شهروند مسؤول باید به درستی بداند که چه برخوردی با ارباب رجوعش داشته باشد، با او چگونه حرف بزند و چگونه راهنمایی اش بکند و از همه مهمتر آن که چگونه اطلاعات، تواناییهای علمی و کاری خود را طبق نیازهای روز جامعه بالاتر ببرد تا بتواند یک شهروند مفید به حال اجتماع باشد و از سویی دیگر یک شهروند عادی و یا شهروند فارغ از مسؤولیتهای رسمی اجتماعی باید به حقوق، نقش اجتماعی و وظایف خود آگاه باشد. یکی از طراحان این برنامه در شورای شهر همدان می گوید: گسترش شهرنشینی و افزایش تعامل میان مردم نیازمند آموزش های خاص فرهنگی و اجتماعی است که در همین راستا شورای شهر همدان و شهرداری اقدام به آموزش شهروندان می کند. آشنایی شهروندان به حقوق خود، معرفی وظایف شهرداری، نحوه ارتباطات شهروندان در مجتمع ها، پرداخت عوارض شهرداری و روند ساخت و سازهای شهری از جمله مواردی است که در بحث آموزش شهروندی به آن توجه خواهد شد. بنابراین همچنان که ملاحظه کردید، شوراها در جامعه ایران می توانند مهمترین نهادهای اجتماعی در جهت تحقق مردم سالاری ایمنی باشد. برای تعالی شوراها باید به تعالی فرهنگ شهروندی پرداخت.
برای به دست آمدن هر دو نتیجه فوق باید مطبوعات و نقش آنها را به عنوان یک حلقه واسط جدی گرفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات