تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۹  ، 
کد خبر : ۱۰۷۰۶۴

کدام حلقه پوسیده است؟


حسین شریعتمداری
1- «-این قرارداد (با طرف خارجی ) را بدون مناقصه و یا در جریان یک مناقصه صوری به شرکت شما واگذار می کنیم. در این قرارداد چند صد میلیون دلار بیشتر از آنچه معمول است نصیب شما خواهد شد و البته برخورداری از این سود انبوه و بادآورده بدون هزینه نیست، هزینه ای که در مقایسه با سود کلان شما بسیار اندک است!...- اما، اگر ماجرای این زد و بند فاش شود و...؟!... - نگران نباشید!... سخت نگیرید... برخی از کسانی که قرار است با چشمان باز مراقب اینگونه قراردادها باشند و از منافع ملی کشورشان پاسداری کنند، قابل خریداری هستند و اگر در روز مبادا کاری از آنها ساخته نبود باز هم جای نگرانی نیست، افشاکنندگان به «برخورد سیاسی»! و «انتقام گیری جناحی»! متهم می شوند... و چنانچه این سنگ اندازی در مسیر پی گیری ماجرا نیز کارساز نباشد، چرخه رسیدگی به پرونده در پیچ و خم های اداری و ترفندهای قانوندانان قانون شکن پنچر می‌شود و...»
2- اموال و زمین هایی که یکی از غارتگران در دوران طاغوت از بیت المال به غارت برده بود، مصادره شده و به کیسه ملت بازگشته بود. فرزند همان غارتگر که خود نیز در دادگاه انقلاب به دلیل جرایم و جنایات جداگانه به اعدام محکوم شده بود بعد از تخفیف اعدام به حبس ابد و سپس عفو از زندان آزاد شده و با زد و بند و رشوه کلان به این و آن، اموال مصادره شده را دوباره تصاحب می کند و صدا از کسی درنمی آید زیرا برخی از آنها که قرار بود از بیت المال حراست کنند، شریک دزد بوده اند اگرچه ادعای دوستی با قافله را داشتند... وقتی کیهان با دستیابی به اسناد این غارتگری چند صد میلیارد تومانی صدا به اعتراض بلند می‌کند، تازه حساسیت دستگاه قضایی برانگیخته می شود و یکی از مسئولان محترم و بلندپایه قضایی که برای ایشان بازگشت اموال غارت شده به غارتگر غیرقابل تصور بود، بعد از مشاهده سند انتقال که در نهایت به امضای خود ایشان رسیده بود، انگشت حیرت به دندان می گزد و البته در بازگرداندن چند صد میلیارد تومان اموال غارت شده به بیت المال درنگ نمی‌کند.
اما... غارتگر یادشده مسیر طولانی بازپس گیری اموال مصادره شده را چگونه طی کرده است؟ چه کسانی و در کدام مسئولیت حساس و اثرگذار در این فساد کلان اقتصادی با او همراهی کرده اند؟ در قبال این همراهی چه دستمزدی گرفته اند؟!... فقط یک سوی سکه است و سوی دیگر سکه که موضوع نوشته حاضر است، این که غارتگر محکوم به اعدام از شرایط موجود چه برداشتی داشته است که با خیالی آسوده، جرأت ورود به این عرصه را پیدا کرده است؟... کجای کار لنگ است و...؟!
3- با سروصدای فراوان سخن از تأسیس یک دانشگاه وابسته به دانشگاه «هاوایی» آمریکا در میان است. این دانشگاه در رشته های مختلف دانشجو می پذیرد. دانشجویان این دانشگاه بی آن که به گذران دوران پرپیچ و تاب و معمولا پرالتهاب دانشجویی نیازی داشته باشند، مدارک تحصیلی لیسانس، فوق لیسانس و دکترا می گیرند، بعد از مدتی -باز هم کیهان- متوجه می شود که این دانشگاه از اساس غیرقانونی و مدارک آن تقلبی است. گزارش مستندی در این باره نوشته می شود. صدای مردم و مخصوصاً کسانی که با تحمل مشقت فراوان در دانشگاه های کشور به تحصیل مشغولند، درمی آید. دستگاه قضایی به میدان می آید. دانشگاه هاوایی را غیرقانونی اعلام می کند. قرار می شود مدارک تقلبی کسانی که از این دانشگاه غیرقانونی اخذ شده و براساس آن به استخدام درآمده و یا ارتقاء رتبه یافته اند، باطل اعلام شود... بعد از مدتی، دستگاه محترم قضایی دست اندرکاران این دانشگاه غیرقانونی را تبرئه می کند! و احتمالا مدارک قلابی هم تبدیل به مدارک معتبر می شوند و...
روی دیگر سکه آن است که چگونه یک دانشگاه قلابی با آن همه سروصدا شکل می گیرد؟ و مثل نقل و نبات مدرک تقلبی صادر می کند؟!... به نام برخی از آنان که از این دانشگاه مدرک قلابی گرفته اند، نگاه کنید؟... آیا شماری از آنها در شکل گیری این دانشگاه قلابی دست داشته‌اند؟... خدا می داند... اما سؤال این است که کدام حلقه از زنجیره امور کشور پوسیدگی داشته و کدام دروازه بی دروازه بان بوده که راه بر راهزنان گشوده شده است؟
... و دهها ناهنجاری و پلشتی دیگر نظیر اخذ وام های چند میلیارد تومانی از بانک ها درحالی که مردم محروم برای دریافت وام های چند صد هزار تومانی، غریبانه به این در و آن در می زنند... رشوه خواری، اعمال غیراخلاقی و خلاف عفت عمومی و...
4- این پلشتی ها و ناهنجاری ها در هر جامعه ای -حتی جوامع دینی نظیر ایران اسلامی- احتمال وقوع دارد، مخصوصا جمهوری اسلامی ایران که از هر سو مورد هجوم دنیای استکبار است. اما در این باره باید به دو نکته اشاره کرد که اولی افتخارآمیز و امیدوارکننده و دومی نگرانی آفرین است و آن دو نکته این که؛
الف: در نظام اسلامی، تمامی این ناهنجاری ها و پلشتی ها غیرقانونی است و در صورت وقوع و بروز، مقابله با آنها بیشتر و پیشتر از آن که دغدغه مردم باشد -که هست- دغدغه مسئولان جمهوری اسلامی ایران است. به عنوان مثال در جوامع دیگر از جمله رژیم گذشته نیز مفاسد اخلاقی و اقتصادی به فراوانی وجود داشت اما این پلشتی ها در آن رژیم ها جرم تلقی نمی شدند و اگر هم ظاهراً آن را عمل مجرمانه می دانستند، انگیزه ای برای مقابله نداشتند، بلکه به گواهی اسناد موجود از این ناهنجاری ها و زشتی ها حمایت هم می کردند. به بیان دیگر، در نظام اسلامی اینگونه زشتی ها یک «عارضه» تلقی می شود که با مبانی نظام ناهمخوان بوده و در تضاد است و به همین علت مقابله با آنها بخشی از مطالبات مردم بوده و خواهد بود.
ب: اما، نکته نگران کننده، کم توجهی برخی از مسئولان محترم و مراکز نظام در برخورد سخت و پشیمان کننده با مجرمان است به گونه ای که مفسدان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از تکرار جرم به سختی پشیمان شوند و آنان که در پی ارتکاب جرایم مشابه هستند، با عبرت گرفتن از عاقبت کار مجرمان، جرأت دست اندازی به حریم اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ملت را نداشته باشند.
5- و بالاخره، «قدرت ملی» مجموعه امکانات و توانمندی های یک کشور است، نظیر ایمان راسخ ملت، موقعیت جغرافیایی، منابع زیرزمینی، نیروی متخصص، جمعیت جوان، برخورداری از یک نظام سالم حکومتی، مسئولان دلسوز و فداکار، توان نظامی، قدرت صنعتی و... اما، آنچه برای یک ملت حیات آفرین است، «اقتدار ملی» است و اقتدار ملی، بهره گیری از عناصر تشکیل دهنده قدرت ملی برای تحقق بخشیدن به خواست مردم از جمله تامین عزت و آسایش آنان از طریق یک نظام حکومتی مؤمن و مردمی است، یعنی دقیقاً آنچه در جای جای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر آن تأکید شده و بارها رهبر معظم انقلاب با نگاه حکیمانه و الهی خویش از ضرورت اعمال این اقتدار سخن گفته‌اند.
همه شواهد حکایت از آن دارد که مردم بی صبرانه در انتظار اعمال اقتدار نظام برای مقابله با زشتی ها و پلشتی ها هستند و تحقق این خواسته را چندان دشوار نمی دانند. باید دست مسئولان مردم دوست از آستین همت بیرون آید و کاری بکند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات