ابراهیم بهشتی
انتخابات خبرگان رهبری، میاندورهای مجلس و شوراهای اسلامی و شهر و روستا در شرایطی برگزار شد که مانند دیگر انتخاباتها آرایش تازهای از نیروهای سیاسی شکل گرفت. هر چند رقابت اصلی در نهایت بین جناح محافظهکار (اصولگرا) و تحول خواه (اصلاحطلب) رقم خورد، اما انتخابات 24 آذر برای اصولگرایان همراه با اختلافات درونگروهی حاد گردید. آرایش نیروهای سیاسی در آستانه انتخابات به گونهای رقم خورد که سه ائتلاف عمده در شوراهای اسلامی شهر و روستا کاندیداهای خود را در معرفی انتخاب افکار عمومی قرار دادند.
اصلاحطلبان پس از تجربه شکست در انتخابات دوم شوراها، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم ضرورت ائتلاف را درک کرده و با تشکیل ستاد ائتلاف اصلاحطلبان به همراه حزب تازه تاسیس اعتماد ملی بر روی فهرست 15 نفره برای شورای شهر تهران به توافق رسیدند، اما اصولگرایان پس از رایزنیهای بسیار و حتی تشکیل شورای معتمدین و بزرگان نتوانستند به اجماع برسند و به نوعی به سرنوشت اصلاحطلبان در انتخابات نهم ریاست جمهوری دچار شدند. ائتلاف بزرگ اصولگرایان با محوریت مهدی چمران، رییس شورای شهر فعلی تهران و حمایت از قالیباف به عنوان شهردار خود و ائتلاف <رایحه خوش خدمت>که حامی رییس جمهور هستند با محوریت خواهر رییسجمهور و مهرداد بذرپاش،مشاور 26 ساله مستعفی احمدینژاد دو فهرست عمدهای بودند که از طرف جناح اصولگرا با یکدیگر و اصلاحطلبان به رقابت پرداختند.
اختلافات درون گروهی اصولگرایان تا بدانجا پیش رفت که در دو فهرست یاد شده تنها یک نامزد مشترک (حمزه شکیب) به چشم میخورد. سرانجام انتخابات با شکست سنگین حامیان احمدینژاد که مدعی پیروزی بودند با راهیابی اصولگرایان معتدل و اصلاحطلبان به شوراهای شهر به پایان رسید. از آنجا که ستاد انتخابات کشور در اعلام نتایج تعلل کرد، تحلیلها و اظهارنظرهای متفاوتی درخصوص پیامدها و پیامهای رای مردم در 24 آذر از سوی کارشناسان و فعالان سیاسی مطرح گردید. اکثر تحلیلهاپیرامون شکست حامیان دولت در چرخش است.
انتخابات مذکور از طرفی اولین آزمون جدی دولت نهم در برگزاری انتخابات بود و از سوی دیگر به رغم هشدارها و توصیههای مسوولان بلندپایه مبنی بر عدم دخالت دولتیان در روند انتخابات به گفته عماد افروغ عضو فراکسیون اصولگرای (گفتوگو با خبرگزاری مهر) اطرافیان رییسجمهور با تشکیل ستادهای حامی دولت غیرمستقیم وارد انتخابات شده وعملا توصیههای بزرگان را نادیده گرفته بودند. این موارد در کنار موارد دیگری چون بیتوجهی دولت به کارکرد احزاب، و بخشی از طیف سنتی جناح اصولگرا از جوانان پیرامون رییسجمهور و حضور جدی اصلاحطلبان بر حساسیت هر چه بیشتر انتخابات افزوده است. در همین راستا اکثر رسانههای معتبر جهان 24 آذر نمایندگان را به ایران اعزام کرده بودند تا در بحبوحه آخرین رایزنیهای هستهای مخرب برای اعمال تحریمهای علیه ایران، میزان همراهی مردم با سیاستهای دولت نهم را ارزیابی کنند.
رویترز در اولین تحلیلهای خود پس از انتخابات و اعلام نتایج اولیه، از عدم تمایل مردم به سیاستهای رییسجمهور خبر داد و در گزارش تحلیلی این گونه نتیجه گرفت که رای بالا هاشمی رفسنجانی در خبرگان رهبری از حوزه انتخابی استان تهران و عدم راهیابی چشمگیر حامیان دولت به مجلس خبرگان و شوراها نشانهای از تمایل افکار عمومی به سیاستهای میانهرو ومخالفت با سیاستهای تندروانه است. به هر حال انتخابات روز جمعه حاوی پیامها و پیامدهای متفاوت و متعددی است که به چند نمونه آن اشاره میشود. نفی رادیکالیسم: محمود احمدینژاد در طول یکسال و چند ماه جلوس خود بر کرسی ریاست جمهوری سعی نموده است در قامت سیاستمداری عملگرا و مردمی ظاهر شود، اما این عملگرایی که بیشتر رنگ آرمانگرایی به خود گرفته است نه تنها نارضایتی اکثر کارشناسان و فعالان سیاسی،اقتصادی را در پی داشته است،بلکه موجب رنجش خاطر برخی از شاخصترین چهرههای اصولگرا نیز شده است. حمله به مجموعه مدیریت 16 ساله گذشته و متهم نمودن مدیران و مسوولان سابق کشور به انواع و اقسام کوتاهیها و نقایص اثبات نشده که نه تنها اسباب رنجش مدیران دوران سازندگی و اصلاحات را در پی داشته که نارضایتی بزرگان طیف اصولگرا را نیز به همراه آورده است. این در حالی است که ائتلاف رایحه خوش خدمت که با شعار حمایت از رییس جمهور پا به عرصه رقابت خبرگان و شوراها گذاشته بود نوید تداوم و اجرای سیاستهای دولت را در مدیریت شهری به مخاطبان خود داده بود و بر اساس گمانهزنیهای خود در باب محبوبیت احمدینژاد،انتظار داشت با اقبال گستردهای رو به روشود، اما نتیجه انتخابات خلاف این تصور را در برداشت زیرا فهرستهای مورد حمایت آنها نه در تهران که در شهرستانها هم با اقبال نسبی مواجه نشد.انتخاب مردم حول محور اصولگرایان و اصلاحطلبان چرخیده است که اتفاقا منتقد سیاستهای افراطی دولت هستند.
لذا یکی از پیامهای انتخابات 24 آذر نفی رادیکالیسم و اقبال به مشی میانه روی از سوی مردم بوده است. با این حال رادیکالیسم در آستانه انتخابات نمایندگان دیگری نیز داشت.برخی نیروهای تحول خواه و اپوزیسیون خارجی نیز در پیروی از این سیاست البته با کیفیتی بسیار متفاوت حکم به تحریم انتخابات دادند. تحریمکنندگان با این ادعا که انتخابات در جمهوری اسلامی ایران فاقد شرایط لازم است و اساسا شرکت در این قبیل انتخابات آب بر آسیاب جریان محافظهکار ریختن است، حکم بر عدم شرکت و ماندن در خانهها دادند. دعوای لفظی و قلمی این دسته از سیاسیون البته با اصلاحطلبان است تا محافظهکاران،چه آنها معتقدند،اصلاحطلبان با حضور خود درعرصههای انتخاباتی و کشاندن مردم به پای صندوقهای رای به امید رسیدن به حداقل امتیازات،تحولات اساسی پیش روی ایران را به تعویق میاندازند.اما آن چه در دنیای واقعی از دل این افکار بیرون آمده است چیزی جزانفعال،دل بستن به اتفاقات غیرقابل پیشبینی و واگذاری عرصه به رقیب نبوده است.تجربه دومین دوره انتخابات شوراها که منجر به فتح کرسیهای شورای شهر پایتخت توسط آبادگران شد و انتخابات ریاست جمهوری نهم که دولت اصولگرای احمدینژاد را روی کار آورد گویای این واقعیت است که در این دوران فضای فعالیت برای همین منتقدان تنگ تر و تنگتر شده است.تجربیات اصولگرایان هفتم در شورای دوم، مجلس از نگاه مردم غیرقابل قبول است ملاک عینی و قابل لمسی بود برای آنها که در 24 آذر بر سر دو راهی شرکت - تحریم مانده بودند.حضور نزدیک به 60 درصدی مردم در پای صندوقها گواه این مدعی است که در کش و قوس ایدهآلها و واقعیتها،برنده اصلی واقعبینی بوده است.شرکت در انتخابات ولو با شرایط حداقلی و انتخاب گزینههای میانهرو و معتدل تصمیم عقلانی است که اکثریت ایرانیان در نهایت به آن رسیدند.این حضور پیامی بود برای آنها که فهم،شعور و درک سیاسی مردم را با هر توجیه و یا استدلالی به سخره گرفته بودند،چه آنهایی که با شعارهای پوپولیستی خواستار صرف حضور و تبعیت کورکورانه مردم بودند و چه آنهایی که با امیدهای واهی و دور از دسترس منکر تاثیرگذاری ولو حداقلی مردم و خواستار تحریم بودند.
به هر روی انتخابات 24 آذر یک پیام مشترک به دو طیف از نیروهای سیاسی مخابره کرد:رادیکالیسم باهر توجیه و منطقی از نگاه مردم غیرقابل قبول است،چه با ادعای ساختن دنیای بهتر به قیمت سلب امنیت وآرامش اقتصادی،اجتماعی و سیاسی باشد و چه به قیمت دل بستن به اتفاقات غیرقابل پیشبینی در آن طرف مرزها و یا تن دادن به تحرکات کور و بینتیجه در مقابل میانهروی راهی است که عقل سلیم و شرع مقدس نیز بر آن تاکید مینماید:چنانچه در جریان شمارش آرا و نحوه اعلام آن تعلل شود و ملت احساس کند رای واقعیاش خوانده نمیشود پیام چنین احتمالی بیتردید کمک به گروه و یا گروههایی است که در هر انتخابات مردم را به تحریم و عدم مشارکت دعوت میکنند است.