اسماعیل احمدی، قائم مقام شورای سیاسی استان کردستان
پیروزی انقلاب اسلامی ملت ایران در برههای از زمان شکل گرفت که معادلات جهانی و تفکر غالب در جهان هیچگاه به خود اجازه پذیرفتن ذهنی آن را هم نمیداد اما به دلایلی از جمله زیربنای غنی فکری توانست معادلات زیادی را به هم ریزد. موج بیداری سراسری در میان ملل تحت ستم در اقصی نقاط جهان که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفت. حکایت از داشتن پیام و استعداد نظریهپردازی برای کل جهان توسط انقلاب اسلامی داشت.
اگرچه این مهم دچار اوج و فرودهایی بوده ولی در هر حال انقلاب اسلامی حرکتی رو به جلو داشته است.
اکنون مواضع مترقی و شجاعانه ریاست جمهوری و مجموعه تیم سیاست خارجی در عرصه جهانی سبب احیا تفکر ناب محمدی که زیربنای فکری جریان انقلاب اسلامی میباشد شده است به نحوی که انحراف فکری و ترس کسانی را که اینگونه حرکت را بر ضد منافع ملی ما تعبیر میکنند در چالش بسیار بزرگی قرار داده است.
جدا از آرا بر صاحبان خرد و نظر در خصوص نحوه تعامل دستگاه سیاست خارجی و یا اینکه روابط بینالملل چگونه باید به مدیریت منافع بپردازد آنچه که واضح و مبرهن است این میباشد که اگر ما در مقابل هجمه سنگین استکبار جهانی به انکار ماهیت فکری خود بپردازیم بعد از مدتی بعلت خودسانسوری مدام چیزی از هویت فکری ما باقی نخواهد ماند چرا که معیار را استکبار و رضایت او قرار دادهایم و این ما هستیم که باید خود را با او تطبیق دهیم و علاوه بر این تا زمانی که ما را استحاله نکند دست از سرمان برنخواهند داشت و این همان مزاح مشهور است که فلانی از ترس مرگ خودکشی کرد.
جامعه جهانی پتانسیل بالایی دارد که میتواند آزاد شود در راستای منافع ملی ستمدیدگان مورد لحاظ قرار گیرد منتها مراکز قدرت اجازه نهادینه شدن حضور غیرابرقدرتها را در گفتمان فکری و سیاسی جهان را نمیدهند لیکن بیداری سراسری جهانی و استفاده از روند جریان تبادل آزاد اطلاعات این فرصت را مهیا کرده است که بتوان در خصوص استثمار جهانی از بشر تاثیرگذار بود.
موضع ما در قبال مسایل جهانی که متناسب با نص صریح اسلام میباشد در خصوص حق و دفاع از حقوق مظلوم کاملا مشخص میباشد ما از حقوق پایمال شده ملت مظلوم فلسطین از آن جهت حمایت میکنیم که مظلوم واقع شدهاند و اگر غیر از ملت مسلمان فلسطین هر قوم دیگری هم بود ما همین موضع را خواهیم داشت در مورد جریان افسانه گونه هولوکاست و یهودی سوزی هیتلر در صورت اثبات آن ما این عمل را غیرانسانی دانسته و از حقوق ملت مظلوم یهود باید دفاع کنیم. این همان رویه بیطرفی است که اکنون دولت اسلامی ما خود را ملزم به رعایت آن میداند.
بنابر این باید گفت مواضع اخیر جمهوری اسلامی نه تنها تاثیر منفی بر روند مذاکرات هستهای ایران نخواهد گذاشت بلکه سبب نزدیکی دوستان زیادی خواهد شد که یاران ما در نیروهای فکری آتی میشوند و یا اینکه وزیر خارجه ما نگرانی خود را در مورد عدم رعایت حقوق بشر در آمریکا وقتی ابراز میدارد قطعا تاثیرات مثبتی خواهد داشت.
در حسن ختام این بحث باید گفت اینکه ما سکوت اختیار کنیم و هیچ تحرک سازنده روشنگرانه نداشته باشیم تا دشمن تراشی برایمان نشود یک ایده بسیار متزلزل و شکست خورده است چرا که اولا حداقل در قبال این سکوتها در مورد پرونده هستهای باید نتایج مثبتی از آنها میگرفتیم لیکن هر چه کوتاهتر آمدیم آنها گستاخی بیشتر نموده و ما را محدودتر کردند و در ثانی دشمنان ما مشخص هستند و به چیزی جز به خیال خام خود دست برداشتن ما از اسلام به تعبیر امام رحمت الله علیه راضی نیستند پس دیگر از چه بترسیم؟