قم، محسن غرویان
در روزگار ما و برای پارهای از ما شرقیان هر جا و هر زمان سخن از اختراع و ابتکار رود بیدرنگ دیار غرب و مغرب زمینیان تداعی میشوند. تو گویی در زمین فرنگ جز ابتکار و اختراع نمیروید و این دو نیز جز در آن دیار رشد نمیکنند!
طمطراق موشکهای قارهپیما، سفینههای فضایی، سلاح هستهای، دانش کمپلکس کامپیوتر و تکنولوژی اعجابانگیز قرن بیستم چنان هیمنه و هیبتی به هم زده است که مجالی برای روییدن علامت سوال و زمینههای درنگ و تامل پیرامون آنها در زمین ذهن بسیاری از ما مشرقیان باقی نگذاشته است!
ما هرگز قصد انکار این واقعیتها را نداریم ـ که واقعیت انکارنشدنی است ـ اما از این واقعیت هم نباید غفلت کنیم که محور همه این پدیدههای نوین و تحقیقات و مطالعات گسترده، طبیعت مادی و بعد جسمانی انسان است و مدار همه ابتکارات و اختراعات پژوهشگران غربی طبیعت مادی و جهان ماتریالیستی است. انسان در فضای اندیشه اندیشمندان و دانش دانشیان دیار غرب چونان ماشینی تلقی میشود که میبایست هر چه بیشتر آن را مجهز نمود تا با استهلاک کمتر تولید افزونتری داشته باشد!
او این، تحقیر ماشین نیست، بل تحدید و ـ بالطبع ـ تحقیر انسان است! میپرسید ما چه داریم؟ آیا در دیار شرق هم اختراع و ابتکاری روییده است، آیا عالمان واندیشمندان ما هم دست آوردی برای انسان معاصر و برای عرضه دارند؟ آیا فیلسوفان، عالمان و محققان ما نیز سخنی بدیع و ابتکاری تازه برای ارایه دارند؟ پاسخ مثبت است. اما باید دانست مخترعات اندیشمندان ما نه از آن مقولت است. مگر هر اختراع و ابتکاری میبایست به هیاتی مادی درآید و فقط چشمان ظاهر را خیره کند؟ مگر لزوما اختراع و ابتکاری میبایست آب و رنگی ظاهری و فریبنده داشته و چشمها را پر کند؟! آیا در جهان معقول ابتکار رخ نمیدهد؟
آیا حل معضلات حیات معقول نوآوری نیست؟ آیا در عالم ریاضیات، هندسه، منطق، فلسفه، انسانشناسی و... سخن تازه گفتن اختراع نیست؟ حکیمان شرق و اندیشمندان مسلمان ما در هر یک از این مقولات سخن بدیع فراوان دارند و نکات مخترع بسیار آوردهاند. بر پژوهشیان حوزه و دانشگاه است که این بدایع را با زبانی بروز به جهان معاصر عرضه کنند و این مخترعات نامرئی را برای ارباب بصیرت مرئی سازند.
اگر میخواهیم هویت فرهنگی و اسلامی خویش را ـ کما هو حقه ـ بازیابیم، اگر جویای استقلال فکری و فلسفی هستیم و اگر میخواهیم حقیقتا به خودباوری برسیم و روحیه ذلتآور از خود باختگی در برابر فرهنگهای بیگانه را از جامعه خویش ـ به ویژه از طبقه تحصیلکردگان و روشنفکران ـ بزداییم بدون شک میبایست سرمایههای فکری و علمی خود را بشناسیم و قدر و ارج آنها را باور کنیم و این، جز به سرپنجه عالمان پژوهشگر و محققان کاوشگر میسور نیست. نستوهانی که با دقت و حوصله در زوایای کتابخانهها و مراکز تحقیق به کار پژوهش بپردازند و درهای ناب و درخشنده و گوهرهای نایاب را در اعماق فلسفه، عرفان، فقه، اصول، تفسیر، روانشناسی، اخلاق، تعلیم و تربیت، علوم سیاسی، حقوق، تاریخ، جامعهشناسی، اقتصاد و سایر رشتههای علوم انسانی و اسلامی به چنگ آورند و به ساحلنشینان اقیانوس "معرفت" عرضه نمایند. انشاءالله