نویسنده: پل کریگ رابرتر
مترجم: محمدمهدی کوهکن
چگونه جنگ را تمام کنیم؟
جورج دابلیو بوش یک دورغگوی بالفطره است. او با دروغ ما را درگیر جنگ کرد و حالا هم دروغ میگوید تا ما در آن نگه دارد. رییسجمهور ایالات متحده در سخنرانی اکتبر خود در جمع نئومحافظهکاران با نام هدیه ملی برای دموکراسی گفت: هماکنون بیش از 80 گردان نظامی عراقی، دوشادوش نیروهای ما با شورشیان مشغول نبرد هستند.
هشتاد گردان عراقی، در حرفش این طور نشان میداد که ایالات متحده تها یک دست یاری به سوی عراق دراز کرده است من از خودم میپرسم کنگره و فرماندهان نظامی آمریکا در عراق وقتی شنیدند هشتاد گردان عراقی به نیروهای آمریکایی در مبارزه با شورشیان کمک میکنند، چه فکری کردند؟ فقط چند روز پیش از سخنرانی بوش ژنرال کیسی و ژنرال ابوزید در کنگره گفتند در واقع تنها یک گردان عراقی که قابلیت به عهده گرفتن عملیات ضد شورشیان را داراست، وجود دارد.
من همچنین از این تناقضگویی بزرگ در سخنرانی بوش تعجب میکنم از یک طرف او قاطعانه ادعای پیشرفت به سوی آزادی و دموکراسی در عراق را دارد و از طرف دیگر او حمایت افکار عمومی برای جنگ تا مدت نامعلوم را جستجو میکند در سخنرانی پرینستون، کاندولیزا رایس تصریح کرد که عراق فقط نقطه شروع است: ما میخواهیم به مردم خاورمیانه در تغییر حکومتهایشان کمک کنیم. حالا زمان تردید کردن یا ضعف نشان دادن نیست.
در پنجم اکتبر دیک چنی معاون رییسجمهور ما را از زمان باقی مانده تا پایان این درگیری آگاه کرد: مانند سایر مسئولیتهای بزرگ طول تاریخ، این نیز به چند دهه تلاش صبورانه نیاز خواهد داشت.
چه کسی میخواهد بهای این چند دهه جنگ که کابینه بوش دارد آمریکاییها را در آن گرفتار میکند بپردازد. در حال حاظر ایالات متحده، هفت میلیارد دلار در ماه فقط صرف جنگ در عراق میکند. سرویس تحقیقات مستقل کنگره میگوید اگر جنگ عراق پنج سال دیگر ادامه یابد حداقل 570 میلیارد دلار (تا سال 2010) هزینه در بر خواهد داشت.
جنگ بوش تاکنون قیمت بنزین و انرژی خانگی را دو برابر کرده است آمریکاییها در شرکتهای مختلف کار خود را از دست میدهند و جای خود را به نیروهایی از چین، هند و اروپای شرقی میدهند.
در کنار گیر افتادن نیروهای آمریکایی در افغانستان (از هفتم اکتبر 2001) و عراق (از 20 مارس 2003) بوش در حال نقشه کشیدن برای تعویض حکومت در سوریه و توطئه بر علیه حکومت ایران است. آیا یک نفر در دفتر برنامه بودجه، وزارت دارایی ایالات متحده یا بانک مرکزی فدرال وجود ندارد که فکر کند ایالات متحده که اکنون غرق در بدهکاری است آیا منابع لازم جهت ادامه جنگ برای چند دهه را داراست؟ سربازان از کجا تامین میشوند، ایالات متحده نمیتواند کمبودها در عراق را جبران کند. ما درباره 2000 سرباز آمریکایی کشته شده اطلاع داریم اما چیزی درباره شمار زیاد مجروحین نشنیدهایم. مارتین سیف خبرنگار Upi در هفت اکتبر گزارش داد که مجروحین ایالات متحده از 3/16 در روز در آخر ماه سپتامبر به 5/28 نفر در روز در اوایل اکتبر رسیده است. اگر این عدد را در 30 روز ضرب کنید به عدد 885 مجروح در ماه میرسید. جراحت تقریبا نیمی از این افراد جدیتر از آن است که بتوانند دوباره به صحنه مبارزه بازگردند.
آیا یکنفر در کابینه به بوش چنی و رایس گوشزد کرده که برای چند دهه باید انتظار چنین تلفاتی را داشت! شورشیان، پرسنل امنیتی عراق که با اشغالگران آمریکایی همکاری میکنند را به میزان 200 تا 300 نفر در ماه میکشند. آمار مجروحان بیش از این است ماه قبل 481 عراقی در بمبگذاریهای انتحاری کشته شده و 1074 نفر مجروح شدند. آیا یک نفر در کابینه این ارقام را کنار هم قرار داده است؟ از قرار معلوم، نه! اگر فقط یک بار این ارقام روی کاغذ برود حتی نویسندگان سخنرانیهای کابینه بوش هم نمیتوانند نوشتههای سرشار از زبان بازیهای خود در توجیه این جنگ و جنگهای بیشتر را ادامه دهند. دولت نئومحافظهکار بوش از چیزهایی به خود میبالد که پایه و اساس واقعی ندارد. واقعیتهایی که از طریق توهمات و فریبکاریهای کابینه به دست میآیند. 80 گردان نظامی عراقی بوش مانند سلاحهای محترمانه هیتلر هستند. آنها وجود خارجی ندارند.
عراقیها نمیتوانند با آمریکاییهای منفور یا با دولت آلت دستی که ایالات متحده برای آنجا میخواهد همکاری کنند. از روی ناچاری بعضی این کار را انجام میدهند اما هرگز رضایت قلبی از آن ندارند. اندک عراقیهایی وجود دارند که میخواهند در مبارزه برای ایالات متحده یا رژیم صهیونیستی کشته شوند. وقتی که دومین گردان عراق در ششم ژانویه سال 2004 از اردوگاه آموزشی آمریکاییها ترخیص شدند، مشاور رامسفلد وزیر دفاع و فرمانده نظامی آمریکا در عراق ژنرال ریکاردو سانچز سطح بالای توقعات را به کار بردند آن سربازان عراقی، به قول ژنرال میتوانند به ما کمک کنند تا امنیت و ثبات را به این کشور بازگردانیم.
سه ماه بعد وقتی گردان دوم برای پشتیبانی حمله آمریکا به فلوجه فرا خوانده شدند، گردان از مبارزه خودداری نمود و به مواضع خود بازگشت. سربازان میگفتند ما برای مبارزه با عراقیها استخدام نشدهایم.
خوانندگان میگویند: به ما بگویید چه کاری میتوانیم بکنیم در ظاهر به نظر نمیرسد بتوان جلوی بوش را در ویران کردن کشورمان گرفت. انتخابات میاندورهای کنگره یک سال بعد است علاوه بر این دموکراتها به عنوان یک حزب مخالف شکست خورده با پشتیبانی از جنگ موافقت کردهاند. بوش سه سال دیگر فرصت دارد که آمریکا را گرفتار جنگ گستردهتری کند. اگر بوش در برپایی جنگهای دیگر در خاورمیانه موفق شود، جانشین او نیز درگیر آن خواهد بود. دموکراتهای کنگره و جمهوریخواهان مانند هم، ثابت کردند که میخواهند تظاهرات و افکار عمومی را نادیده بگیرند.
مطبوعات و برنامههای تلویزیونی، نشان دادند که هیچ گزارشی که کابینه بوش را مسئول فریبکاریها و حقه بازیهایش قرار دهد وجود نخواهد داشت. اما هنوز یک راه برای آوردن واقعیت به سوی کابینه بوش وجود دارد. جامعه اینترنت را دارد. آیا تحرکات ضد جنگ به اندازه کافی سازمان یافتهاند تا از طریق اینترنت امضا برای عریضههایی در زیر سوال بردن آن جمعآوری کنند؟ شاید یک عریضه برای هر ایالت هم کافی باشد. چندین میلیون امضا میتواند بوش را قبل از همه در جهان ناراحت کند و میتواند نمایندگان ما را برای عدم موفقیت در انجام وظایفشان دچار عذاب وجدان کند.
اگر هم هیچ کس در کنگره بر روی عریضهها کار نکند تمام سخنوریها درباره جنگ برای دموکراسی زیر سوال خواهد رفت و روشن خواهد شد که دموکراسی در آمریکا وجود ندارد. اگر ردای دموکراسی به کلی کنار گذاشته شود جنگ برای دموکراسی بوش ماجراجوییهای خارجی یک انسان خود بزرگبین به نظر میرسد. پوشش تبلیغاتی بوش از بین میرود و مقبولیت در داخل و خارج برای جنگ بوش از بین خواهد رفت و اگر بوش باز هم پافشاری کند مطرود خواهد شد. ممکن است آمریکاییها فکر کنند که نمیتوانند رییسجمهور را در حین جنگ تضعیف کنند. در آن صورت آمریکاییها باید برای چند جنگ آماده باشند.