تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۱  ، 
کد خبر : ۱۰۷۱۲۳

آمریکا و سناریوی خروج از عراق


قاسم غفوری
در حالی که آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم و برقراری دموکراسی درگیر جنگ عراق گردید و پس از آنکه به رغم ادعای مقامات کاخ سفید جنگ عراق به نبردی طولانی‌مدت با تلفات بالا مبدل شد، تحولاتی نظیر: ناتوانی آمریکا در ایجاد دولت و کشوری همسو با اهداف خود در عراق (در حالی که برخلاف تصور آنها جایگاه ایران در این کشور بیش از پیش تحکیم یافت)، بحران اقتصادی در ایالات متحده در حالی که دولت با هزینه کردن بودجه امور اجتماعی در مقابله با حوادث طبیعی و حتی امنیت داخلی ناتوان ماند، ناتوانی در اجرای طرح اصلاحات خاورمیانه که سرانجام منجر به روی کار آمدن گروه‌های اسلام‌گرا نظیر اخوان المسلمین در مصر، مجاهدین در پارلمان افغانستان گردید، ظهور قدرت‌های جدید در عرصه بین‌المللی و ائتلاف‌های صورت گرفته در شرق آسیا، آمریکای لاتین، آفریقا در برابر آمریکا که امروز روند تغییر نظام تک قطبی به نظام چندقطبی را تسریع بخشیده، استمرار بحران در سرزمین‌های اشغالی در حالی که آمریکا با طرح نقشه راه خود را پایان بخش این درگیری‌ها معرفی می‌کرد، چالش‌های ایجاد شده در روابط واشنگتن با اتحادیه اروپا که سرانجام منجر به تخلیه پایگاه‌های نظامی این کشور و افزایش انتقادها از سیاست‌های آن گردید در حالی که اروپایی‌ها در طی دو سال اخیر توانسته‌اند به عنوان بازیگری بزرگ در برابر آمریکا قرار گیرند، ناتوانی آمریکا در حل پرونده هسته‌ای ایران و کره شمالی، مخالفت سازمان ملل در برابر خواسته‌ها و اهداف آمریکا (واشنگتن نتوانست رضایت سازمان ملل در قبال عراق را کسب نماید در حالی که بسیاری از طرح‌های آمریکا برای اصلاح این سازمان نیز مردود گردید) و ... سبب شد تا موجی از انتقادات از سوی افکار عمومی و حتی سیاستمداران کهنه‌کار ایالات متحده، علیه سیاست‌ها و کارکردهای نومحافظه‌کاران کاخ سفید ایجاد نماید.
چنانکه بر اساس نظرسنجی‌های صورت گرفته، ‌70 درصد مردم آمریکا بر این عقیده‌اند که سیاست‌های بوش و اصرار وی برای ماندن در عراق، موجب تزلزل جایگاه کشورشان در معادلات جهانی و تغییر چهره نظام بین‌الملل از یک قطبی به چند قطبی و اخلال در مناطق نفوذ آمریکا گردیده که در نهایت پایان‌بخش هژمونی آمریکایی خواهد بود. همچنین منتقدانی نظیر آلبرایت، چامسکی، پاول، بوش را عامل قرار گرفتن آمریکا در سراشیبی سقوط معرفی و خواستار تغییر عملکرد کشورشان در قبال عراق شده‌اند.
در چنین شرایطی در طی هفته‌های اخیر، مقامات آمریکایی از اجرای طرح کاهش و خروج نظامیان از عراق بر اساس جدول زمان‌بندی شده تا سال 2007 خبر داده‌اند. (مقاماتی نظیر رامسفلد، بوش، رایس در طی بازدیدهای خود از عراق بر خروج از این کشور تاکید کرده‌اند.)
با توجه به اینکه امروز آمریکا در عراق و عرصه بین‌المللی با انتقادات شدیدی مواجه می‌باشند و از سوی دیگر سناریوی از پیش طراحی شده آنها برای استمرار حضور در عراق در ابهام قرار دارد، ارائه طرح خروج سربازان از عراق از چند منظر قابل تامل می‌باشد:
1- از چالش‌های آمریکا در عراق، مسائل پیرامون نظامیان خود و اختلافات شدید میان سربازان و فرماندهان می‌باشد، چنانکه بر اساس اخبار منتشره تاکنون صدها سرباز خودکشی و یا به اختلالات روانی دچار شده‌اند، در حالی که بسیاری از آنها جنگ عراق را دیوانگی بوش و امری غیرمنطقی تلقی و خواستار بازگشت به کشور می‌باشند. با توجه به اینکه استمرار این روند می‌تواند ضربات شدیدی بر پیکره ارتش و سیاست‌های آمریکا وارد سازد، لذا طرح بازگشت نیروها به کشور می‌تواند ضمن ارتقاء روحیه سربازان برای ادامه حضور در عراق از حجم مخالفت‌های آنها با فرماندهان بکاهد. (بر اساس برخی گزارشات بخشی از تلفات ارتش آمریکا را سربازانی تشکیل می‌دهد که به دلیل تمرد از دستورات بدست فرماندهان خود کشته شده‌اند).
2- مردم آمریکا مدت‌هاست که خواستار بازگشت فرزندانشان به کشور می‌باشند چنانکه تاکنون صدها تظاهرات در این زمینه برگزار گردیده، از سوی دیگر دولتمردان کاخ سفید با کاهش هزینه‌های اجتماعی و اختصاص آن به بودجه نظامی اعتراضات بیشتری را برای خود به ارمغان آوردند. بر این اساس آنها با اعلام طرح خروج از عراق از یک سو رضایت افکار عمومی را جلب و از سوی دیگر افزایش هزینه‌های جنگ را به دلیل کاهش نیروها توجیه می‌کنند (این در حالی است که آنها پیش از انتخابات، 20 هزار نیرو به عراق اعزام کردند و حال برای خروج از 7 هزار نفر سخن می‌گویند).
3- آمریکایی‌ها امروز به عملیات‌های نظامی گسترده در سراسر عراق بویژه در مرز سوریه می‌پردازند که در اکثر آنها از موارد رادیو اکتیو و اورانیوم استفاده می‌کنند، با توجه به انتقادهای صورت گرفته با این‌گونه فعالیت‌ها، آنها اجرای طرح خروج از عراق و لزوم برقراری امنیتی را عامل این فعالیت‌ها عنوان می‌دارند.
4- اشغالگران به خوبی می‌دانند که مخالفان و معارضان با آنها صرفا گروه‌های القاعده و بعثی‌ها نیستند، بلکه بسیاری از مردم عراق و گروه‌های ملی مذهبی خواستار خروج آنها بوده که با برپایی تظاهرات و عملیات‌های ضد آمریکایی خواست خود را مطرح می‌نمایند. بر این اساس واشنگتن با ارائه طرح خروج از عراق سعی دارد تا از یک سو گروه‌های سیاسی را به پذیرش حضور افراد و گروه‌هایی که خط مشی غربی و لائیک و مورد حمایت آمریکا هستند در دولت متقاعد نماید و از سوی دیگر با این اقدام از مخالفت‌های مردمی بکاهد که می‌تواند پیروزی بزرگی برای آنها در اجرای طرح به اصطلاح برقراری امنیت و ثبات در عراق قلمداد گردد. (این در حالی است که آمریکایی‌ها خود با تشدید اختلافات میان گروه‌های سیاسی بر استمرار بحران دامن می‌زنند تا بتوانند به مداخلات خود ادامه دهند)
5- آمریکا یکی از سیاست‌های خود را مبارزه با تروریسم عنوان نموده بود. با توجه به اینکه بخش اصلی این گروه‌ها به ادعای آمریکا به عراق انتقال یافته‌اند، کاهش نیروهای حاضر در عراق که به معنی برقراری ثبات و امنیت است را باید تلاش برای اعلام پیروزی کاخ سفید در راه مبارزه با تروریسم دانست. (بسیاری از ناظران سیاسی اعتقاد دارند که آمریکا از مسیر مبارزه با تروریسم خارج و صرفا به ظاهرسازی می‌پردازد)
با تمام این تفاسیر باید در نظر داشت که در شرایط کنونی که آمریکا نتوانسته است دولتی همسو و هماهنگ با خود (لائیک و سکولار) و اجرای طرح اصلاحات در عراق به عنوان نماد و الگویی برای خاورمیانه، حذف ایران و سوریه به عنوان بازیگران تحولات عراق و... دست یابد، خروج آنها از عراق نمی‌تواند چاره‌ای برای آنها باشد. چرا که این اقدام در شرایط کنونی به معنی پایان هژمونی جهانی و انزوای آنها در معادلات جهانی خواهد بود، بویژه اینکه آنها در سایر نقاط جهان نیز نتوانسته‌اند به خواسته‌های خود دست یابند و بسیاری از منافع خود را از دست داده‌اند بر این اساس آنها سعی دارند تا مطرح کردن مساله خروج از عراق صرفا از فشارهای نظامیان مستقر در عراق و افکار عمومی جهان و منتقدان به سیاست‌های خود بکاهند، در حالی که امروز عراق برای آنها به بن‌بستی مبدل گردیده که حضور در آن به معنی استمرار مخالفت‌ها و چالش‌ها با افکار عمومی و افزایش تلفات و هزینه‌های آنها و خروج از آن پایان نظام تک قطبی و انزوای ابدی کاخ سفید می‌باشد. لذا آنها بر سر دو راهی قرار گرفته‌اند که آنها هنوز نتوانسته‌اند برای انتخاب یکی از راه‌های آن گامی بردارند و صرفا با سیاست‌های کوتاه‌مدت سعی دارند تا به مدیریت بحران‌های کنونی بپردازند تا تحولات آینده سرنوشت آنها را تعیین کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات