کریم افتخاری
دولت عدالتمحور دکتر محمود احمدینژاد با چالشهایی روبرو است که اگر در آنها غافل بماند چه بسا با مشکلات حادی روبرو خواهد شد. هر چند در مقابله قبلی به برخی از آن چالشها اشاره نمودم. اما حالا جا دارد به برخی دیگر از آنها بپردازیم:
یکم: کمبود کادر توانمند
با توجه به اینکه دولت عدالتمحور دولتی حزبی نیست که از قبل به کادرسازی بپردازد و نیروهای لازم را جهت گماردن در مسئولیتها تربیت و پرورش دهد. اما با این وجود استفاده از ظرفیتهای موجود انسانی در درون جریان اصولگرا میتواند این معضل را حل نماید. در این میان لازم است در سطوح مدیران استانها که نبض دولت را به هر شکل در اختیار دارند. اصل شایستهسالاری و تعهد و تخصص رعایت گردد. بنابراین جهت ایجاد و پر نمودن کادر توانمند و شناسایی نیروهای مخلص و متعهد لازم است.
در هر استان کمیتهای فارغ از هر گونه جریان و جناح و باند و رفیقبازی تشکیل گردیده و به شکلی واقعبینانه ظرفیتهای انسانی را شناسایی نماید. در هر حال نفوذ اشخاص همچون برخی مقامات دولتی در کمیتهها کار کمیتهها را با مشکل مواجه میسازد. طی سالیان اخیر نفوذ برخی مسئولین بخصوص در سطوح نمایندگی مجلس این اجازه را به دولتها نداده است، تالار کادر توانمند و متخصص و متعهد خود در مدیریت کشور استفاده شود. وقتی نماینده مجلس با فشار بر وزیر شور یا هر وزیری دیگر سعی در تحمیل نیروهای مورد توجه خود به بدنه دولت فارغ از تخصص و ... لازم را داشته باشد. چگونه میتوان گفت مدیریت یک نهاد موفق است! چرا ما از گذشتگان عبرت نگیریم!؟ بنابراین زمانی میتوانیم دارای مدیریت توانمند در سطوح مختلف وزارتخانهها باشیم که اصل تفکیک قوا رعایت شود. من توصیه میکنم به برخی نمایندگان محترم که فرق میان نظارت و دخالت را به دقت مطالعه نمایند.
دوم: افزایش مطالبات
یکی از چالشهایی که جبهه دوم خرداد با آن مواجه بود. طرح شعارهای توقع را از سوی برخی چهرههای آن جریان نزد افکار عمومی بوده است میگویند: «هر کس باری بیش از توان خود بردارد شاید هرگز آن بار به منزل نرساند.»
بنابراین همانطور که رئیسجمهور محترم فرمودند، که اگر در همین حد که قانون اختیار داده، عمل کنیم خیلی کار هم انجام دادهایم، لازم است شعارهایی مطرح شود که زیاد توقعزا نباشند. زیرا بالا بردن سطح توقعات باعث عدم مشروعیت مردمی میگردد.
سوم: شتابزدگی در طرحها
معمولا شتابزدگی در کارها نشانه عدم برنامهریزی دقیق است. لازم است دولت در سرمایهگذاری و تصویب طرحها مطالعات کارشناسانه لازم انجام دهد و آنها را با پشتوانه علمی لازم مورد بررسی قرار دهد و بودجه لازم را جهت اجرای طرحها پیشبینی نماید و چه بسیار طرحهایی که بدون پشتوانه علمی اجراء شدهاند اما بازدهی اقتصادی نداشتهاند.
چهارم: غفلت از نخبگان
غفلت از نخبگان هر کشور گناهی نابخشودنی برای هر دولت است. لازم است دولت محترم نخبگان دلسوز و پرکار و کم توقع را شناسایی نموده و نقد مشفقانه آنها را مورد بررسی قرار دهد.
نخبگان هر جامعه آئینه تمامنمای آن جامعه هستند. چه بسیار نخبگانی که هر یک میتوانند نقش بسیار حائز اهمیتی در پیشرفت کشور داشته باشند. اما متاسفانه حسادت برخی دوستان آنها را در کنج خانه زمینگیر نموده است.
پنجم: بخشنگری و غفلت از طرحهای ملی
هر چند دولت عدالتمحور و اصولگرا اولین دولتی در عمر نظام جمهوری اسلامی است. که توجه خاصی به استانها و مناطق محروم کشور دارد و از نزدیک با ظرفیتهای مختلف آنها آشنا میشود. اما لازم است دولت محترم نسبت به طرحهای ملی غافل نماند و فرصتی برای فرصتطلبان و افرادی که نان به نرخ روز میخورند نگذارد.
ششم : نبودن یک محوریت اجرایی
عقلای اصولگرا توجه داشته باشند که یکی از عوامل مهم در شکست جبهه دوم خرداد نبود رهبری و عدم وجود یک محوریت اجرایی در درون این جبهه بودم است. توصیه میشود و بپذیرند که پرچمدار عدالتمحوری در درون جریان اصولگرا آقای دکتر محمود احمدینژاد باشد. مقام معظم رهبری در جایی اشاره مینماید. که رئیسجمهور محترم اگر رای هم نمیآورد اما شعار عدالتمحوری ایشان دل مردم را زنده نگه میداشت بنابراین اگر برخی از جریان اصولگرا حسادت را کنار بگذارند و محوریت جریان اصولگرا بر عهده یک نفر بگذارند میتوانند تا مدتها توفیق خدمتگزاری به مردم را داشته باشند. در هر حال وجود صداقت میتواند آینه تمامنمای موفقیت جریان اصولگرا باشد متاسفانه وجود یک سری ملاحظات سیاسی باعث عدم صداقت برخی عوامل جریان اصولگرا شده است.
جریان اصول با شناسایی افراد مغرض و افراطی در درون خود و در انزوا قرار دادن افراد فرصتطلب و کسانی که ماندن در قدرت را به هر بهاء و قیمتی میپذیرند این موقعیت مهم و طلایی خدمت به مردم را از دست ندهند. من به چشم خود میبینم که کسانی که هیچ اعتقادی به شعارهای آقای دکتر احمدینژاد نداشتهاند. در استانها در صف اول قرار گرفتهاند و با قدم فرسایی در مقابل برنامههای دولت در رده مدیریتی شروع به سهمخواهی مینمایند. سهمخواهی برخی جریانات سهم مهلکی است. که میتواند یک جریان را نابود سازد. من تعجب میکنم از مسئولی که در انتخابات هیچ اعتقادی به برنامههای دولت عدالت محور نداشته است اما حالا در صف اول قرار میگیرد و سهمخواهی مینماید بدانید مردم جلوتر از ماها هستند. در یک استان به سبب سهمخواهی برخی نمایندگان مدیریت استان در بن بست قرار گرفته است.
هر روز با غوغاسالاری و شانتاژ تبلیغاتی مردم را نسبت به برنامههای دولت دلسرد مینمایند. من تعجب میکنم از برخی نمایندگان که از مدیرانی حمایت میکنند که در میان افکار عمومی سابقه خوبی ندارند در هر حال خداوند ما را به راه راست هدایت فرماید.