تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۴  ، 
کد خبر : ۱۰۷۱۷۴

شورش ژنرال‌ها و مذاکره با ایران


پروفسور حمید مولانا
ریچارد آرمیتاژ قائم مقام سابق وزارت خارجه آمریکا اخیراً اظهار داشت: «وقتی که قوای نظامی اسرائیل که برترین ارتش را در منطقه دارد، نتواند لبنان (حزب الله) را ساکت کند، درباره استفاده از این الگو در مورد ایران، با جمعیت 70میلیونی و عمق استراتژیک، باید تأمل کرد.»
دو رویداد جدید در چند هفته اخیر در آمریکا رخ داده که تا امروز در بین نخبگان ارشد نظامی و سیاسی آن کشور سابقه نداشته است: یکی شورش گروهی از ژنرال های آمریکا علیه سیاستگذاری جنگ در عراق و خاورمیانه و دیگری توصیه سیاستمداران ریش سفید دو حزب جمهوریخواه و دموکرات به دولت «جرج بوش» در مورد ضرورت مذاکره آمریکا با ایران است. هر دو رویداد به هم ارتباط دارد و نموداری از بحران توسعه طلبی نظام آمریکا و محوریت جدید و قدرت روزافزون ایران در خاورمیانه است. این تحولات اخیر همچنین دریچه ای برای درک ماهیت و روند کار برای هیئت حاکمه و الیگارشی آمریکاست.
اختلاف نظر بین نخبگان آمریکا در دولت بوش درباره رویاروئی با ایران در چند هفته اخیر وارد مرحله تازه ای شده است. «گروه مطالعات عراق» به ریاست دو سیاستمدار ارشد آمریکا، «جیمز بیکر» وزیر خارجه اسبق آن کشور در دولت بوش (پدر) و عضو حزب جمهوریخواه و «لی همیلتون» عضو سابق کنگره آمریکا و کمیته امور بین المللی مجلس نمایندگان از حزب دموکرات و هشت نفر دیگر از اعضای این گروه، که از بازدید چهارروزه خود از عراق به واشنگتن مراجعت کرده به رئیس جمهور آمریکا توصیه کرده است که آمریکا باید با ایران درباره عراق و مسئله فن آوری هسته ای گفت وگو کند. «گروه مطالعات عراق» که اعضای آن از طرف کنگره آمریکا و دو حزب جمهوریخواه و دموکرات انتخاب شده است، قرار است ماه آینده (نوامبر) گزارش جامعی از وضع نظامی و سیاسی آمریکا در عراق را تسلیم کنگره (مجلس نمایندگان و سنای آمریکا) کند.
همزمان با فعالیت «گروه مطالعات عراق»، شورش و اعتراض در بین افسران ارشد بازنشسته ارتش آمریکا علیه سیاستگذاری جنگ دولت بوش آغاز شده است. این گروه از افسران ماجرای حمله به عراق و اشغال آن کشور و هرج و مرج حاصله از ادامه حضور قوای آمریکا در آن سرزمین را صفحه جدیدی به مانند جنگ ویتنام می بینند که آمریکا با شکست و افتضاح مجبور به ترک و خروج از آن شد. در بین مخالفان جنگ عراق دو نفر از ژنرال هائی هستند که فرماندهی قوای جنگی حمله به عراق و تسخیر آن کشور را به عهده داشتند: «ژنرال چارلز سوانک» فرمانده لشکر نیروی هوائی و ژنرال «جان باتیسته» فرمانده لشکر یک پیاده زمینی. این دو ژنرال اخیرا با اعتراض به مدیریت جنگ عراق از سمت خود استعفا داده و بازنشسته شده اند. ژنرال «باتیسته» ماه گذشته در نشستی که در واشنگتن بود به شدت «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع آمریکا و یکی از معماران اصلی جنگ عراق را مورد انتقاد قرار داده و از اینکه حقایق از نظر مردم آمریکا دور نگاهداشته شده صحبت کرد و از بی لیاقتی مدیریت جنگ سخن گفت.
این ژنرال های آمریکائی خواستار برکناری «رامسفلد» وزیر دفاع هستند، امری که در تاریخ جنگ های آمریکا سابقه نداشته است. یکی دیگر از ژنرال های بازنشسته آمریکا، «ویلیام اودوم» جنگ عراق را بدترین اشتباهات استراتژیک در تاریخ ایالات متحده می داند. این اعتراض ها و شورش علنی علیه سیاستگذاری جنگ دولت بوش اکنون فقط در بین ژنرال های بازنشسته و افسرانی است که به جهات مختلف استعفا داده و یا خود را از صحنه جنگ عراق خارج کرده‌اند.
اعتراض ژنرال های بازنشسته دیگری مانند «گریگوری نیوبولد»، ژنرال «پال ایتن» و ژنرال «باری مگ کفاری» در مقالات و گزارش هائی که اخیرا در مجلات و مطبوعات مختلف در آمریکا منتشر شده است همه حکایت از این دارد که قوای نظامی آمریکا در شرایط کنونی به قدری کوچک است که این کشور نمی تواند حفاظت و مدیریت نقاط مختلف دنیا را به عهده بگیرد و ارتش آمریکا توانائی جنگ در چند جبهه بین المللی را در آن واحد ندارد. گرچه امروز عده قابل توجهی از نخبگان آمریکا می خواهند به خود و همردیفان خود بفهمانند که قدرت و امنیت آمریکا در صحنه جهانی تنها با قدرت نظامی میسر نیست ولی هزینه های مصوبه برای جنگ و تسلیحات جدید نظامی تنها روند و جریان ملموسی است که این روزها در واشنگتن آشکار است. هفته گذشته کنگره آمریکا مبلغ 70میلیارد دلار برای هزینه های اضطراری و ادامه جنگ عراق و افغانستان تصویب کرد.
بودجه و هزینه کل آمریکا برای وزارت دفاع و وزارت امنیت و کمک های خارجی برای سال آینده (2007میلادی) حدود 585 میلیارد دلار است که نسبت به بودجه فعلی 6/3 درصد اضافه شده است. از تاریخ حملات تروریستی به آمریکا یعنی از 11 سپتامبر 2001 تا به امروز، دولت آمریکا بالغ بر 507 میلیارد دلار برای جنگ در افغانستان و عراق و دفاع ملی خرج کرده است.
تشدید حملات مسلحانه در عراق و افزایش تلفات آمریکا، ناامنی و وخامت اوضاع داخلی در افغانستان، مقاومت موفقیت آمیز حزب الله لبنان در مقابله با تجاوز اخیر اسرائیل، ایستادگی و سیاست قاطع دولت محمود احمدی نژاد در برابر فشارهای وارده در مورد فن آوری هسته ای، دولت بوش و نخبگان سیاسی و نظامی ایالات متحده را بیش از هر موقع دیگر در نگرانی قرار داده است. تخلفات قانونی و فساد و رسوائی های اخیر اخلاقی در کنگره کاخ سفید که در این چند هفته در مطبوعات و رسانه های آمریکا افشا شده است، به ویژه در آستانه انتخابات کنگره که ماه آینده صورت می گیرد، پایه های الیگارشی آمریکا را سست تر کرده است.
در این میان حتی صدای نارضایتی دولتمردانی که آمریکا از رژیم آنها حمایت می کند در کریدورهای سازمان ملل بلند شده است. وزیر خارجه دولت «حسنی مبارک» مصر که سالیانه 2 میلیارد دلار کمک های اقتصادی و نظامی از واشنگتن دریافت می کند رسما از تریبون سازمان ملل اعلام می کند «ما اکنون می بینیم که برخی (یعنی آمریکائی ها) مفاهیم خود را با قدرت نظامی تحمیل می کنند... آنها با این پیش فرض اقدام می کنند که ارزش ها و فرهنگ های آنان بر دیگران برتری دارد و بنابراین ارزش این را هم دارد که به دیگران تحمیل شود.» بزرگترین دریافت کنندگان کمک های خارجی و نظامی آمریکا به ترتیب اسرائیل (3/2 میلیارد دلار، مصر 2 میلیارد دلار، پاکستان 300 میلیون دلار و اردن 206 میلیون دلار هستند.)
از موقعی که دولت آمریکا پس از شکست در جنگ ویتنام خدمت اجباری سربازی را لغو کرده و از طریق استخدام و پرداخت حقوق، قوای نظامی خود را تأمین می کند، هیچ شهروند آمریکائی مجبور نیست که به جبهه جنگ برود و عده بسیار کمی از آمریکائی ها تجربه جنگ و تعلیمات نظامی را دارا هستند. سنگینی خطرناک جنگ اکنون به دوش آن عده از محرومان جامعه افتاده است که این مأموریت را به خاطر شغل و نیاز اقتصادی و یا خدمت داوطلبانه قبول کرده اند. با مأموریتی که آمریکا در دنیا برای خود می بیند این سؤال مطرح است که مسئولیت سیاسی، ملی و پاسخگوئی دولتمردان و شهروندان در چه وضعی است؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات