اکبر مظفری
در صفحه اول شماره 333 هفتهنامۀ پرتو سخن، مقالهای به قلم حجتالاسلام روانبخش با عنوان «سقوط حزب کارگزاران در گرداب لیبرالیسم» منتشر شد که از جهاتی قابل تأمل است. محور اصلی این نوشته تحلیل و بازشناسی یک انحراف سیاسی میباشد که در جای خود مغتنم، بحق و قابل تقدیر است. اما نویسنده بر حسب سلیقه و تفکر خاص خود که تلاش دارد به بهانههایی از آیتالله هاشمیرفسنجانی انتقاد نماید، در این مقاله نیز جانب احتیاط را فرو نگذاشته و آقای هاشمی را در مظان اتهام قرار داده است. برای نقد و بررسی این مقاله، نخست بخشهای محل تأمل آن را عیناً میآوریم:
«آقای حشین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران میگوید: کارگزاران یک حزب لیبرال- دموکرات مسلمان است. این حزب لیبرال- دموکرات در روزهای ابتدایی، تبلورش آقای رفسنجانی بود که به سازندگی مشهور بود، لذا حزب کارگزاران سازندگی نامگذاری شد.
یک روز پس از این مصاحبه آقای هدایتالله آقایی عضو دیگر کارگزاران اظهار داشت: روند کارگزاران اظهار داشت: روند کارگزاران هم اکنون با تفکرات هاشمیرفسنجانی مغایرتی ندارد.
آن چه در این دو مصاحبه ذکر شده آن هم در روزنامۀ ارگان حزب کارگزاران جای بسی شگفتی است و شگفتانگیزتر از آن این که سخنگوی حزب، تصریح به پایبندی به مکتب لیبرالیسم کرده و حزب خود را یک حزب لیبرال- دموکرات مسلمان معرفی نموده است و عضو دیگر حزب، ادعا میکند روند کارگزاران هم اکنون با تفکرات هاشمیرفنسجانی مغایرتی ندارد و معالاسف دفتر آقای هاشمی رفسنجانی نسبت به این مطلب سؤالبرانگیز هیچ گونه عکسالعملی نشان نداده و در نتیجه در افکار عمومی ممکن است این گونه القاء شود که ایشان هم خدای نکرده با این گونه مطالب موافق است! از دفتر ایشان انتظار میرود که به طور شفاف این گونه ادعاها را تکذیب کند.»
همان طور که از متن مطالب فوق بر میآید، جانمایه حرف نویسنده این است که اعضای کارگزاران در یک زمان، هم بر گرایش لیبرال- دموکراتی حزب متبوع خود تصریح کرده و هم مغایرت روند حزب را با تفکرات آقای هاشمی هم لیبرال- دموکرات مسلمان است که نویسنده در تعریف آن میگوید: «انسان لیبرال عبارت از نفس اماره است که اراده و امیال او جایگزین احکام الهی میگردد.» اما تنها راهحلی که در این نوشته برای دفع توهم پیش پای آقای هاشمی گذارده شده، صدور تکذیبیه توسط دفتر ایشان است.
در پاسخ به ابهاماتی که در این خلاصه به آن دامن زده شده است، میگوییم:
اولاً: در عرف سیاسی چنین رویکردی معمول نیست که شخصیتهای طراز اول سیاسی به صرف ادعاهایی که برخی اشخاص درجه چندم برای حفظ موجودیت خود مطرح میکنند، اقدام به صدور تأییدیه یا تکذیبیه نمایند. ضمن این که آقای هاشمی بارها و بارها نظر خود را دربارۀ حزب کارگزاران صریحاً اعلام کرده است که گویا به هر دلیلی از چشم نویسندۀ محترم پنهان مانده است و لذا از باب مثال یک نمونه از آن را میآوریم.
سالنامۀ شرق سال 83 در صفحه 27 مقالهای از آقای محمد قوچانی سردبیر روزنامه شرق و منتسب به حزب کارگزاران که علیالظاهر باید مدافع پیوند آقای هاشمی و کارگزاران باشد، ناچار به نقل از آقای هاشمی مینویسد: «هاشمیرفنسجانی در پاسخ به سؤال من... گفت: اتفاقاً من از دوستان گله دارم. کجا کارگزاران از سازندگی دفاع کردند. آنها پس از دوم خرداد در جریانهای دیگر ادغام شدند و هیچ دفاعی از سازندگی نکردند و آرمانهای خودشان را فراموش کردند.»
ایشان هم چنین در ادامه بحث، براساس تحلیل خود مینویسد: «هر چه زمان میگذشت داغ دل او از کارگزاران تازهتر میشد؛ از این که از اعتبار او و خانوادهاش برای حزب استفاده کردند اما حاضر نشدند بر سر آرمانهایشان بایستند انتقاد کرد. انتقادات هاشمی از کارگزاران بیسابقه نیست، قبلاً گفته بود در اصل با ایجاد این حزب موافق نبوده است اما وقتی دید که امکان ائتلاف آنها با جامعه روحانیت مبارز وجود ندارد منع خود را از آن برداشت.»
دوم آن که: بر فرض این که نظر نویسنده محترم مبنی بر ضرورت صدور تأییدیه و تکذیبیه درست باشد، در این صورت باید از ایشان سؤال کرد که چرا دفتر آیتالله مصباح یزدی در جریان اغتشاش حرم حضرت معصومه(س) که عمدتاً نام افراد متنسب به مؤسسه زیر نظر ایشان در مظان اتهام بود، علیرغم اعلام مواضع بسیاری از بزرگان، به طور رسمی تکذیبیهای صادر نکرد. در هر صورت همان دلایلی که منجر به عدم صدور تکذیبیه از طرف دفتر آیتالله مصباح یزدی شده است، همان دلایل برای عدم صدور تکذیبیه از طرف دفتر آقای هاشمی کفایت میکند.
به نظر میرسد نویسنده نسبت به آقای هاشمیرفسنجانی دارای سوءتفاهمات جدی است که این نوع نوشتهها از همین سوءتفاهمات و بلکه سوءظنهای وی نشأت میگیرد. و البته کمترین تأثیر سوءظن در مباحث سیایس این است که انسان را از دایره انصاف بیرون میکند.
توضیحات روانبخش
از تذکرات مشفقانه جناب حجتالاسلام و المسلمین اکبر مظفری تشکر میکنم و لکن دربارۀ اظهارات ایشان توجه به چند نکته لازم است:
1. تردیدی نیست که اظهارات آقای حسین مرعشی به عنوان سخنگوی حزب کارگزاران مبنی بر پایبندی این حزب به لیبرالیزم، با آرمانهای امام(ره) و ارزشهای اسلامی در تعارض کامل است.
2. اظهارات آقای هدایتالله آقایی عضو دیگر کارگزاران در فردای آن مصاحبه مبنی بر عدم تغایر تفکرات هاشمیرفسنجانی با حزب کارگزاران نیز سؤالبرانگیز است.
3. در کجای دنیا، درخواست از دفتر یک مسؤول برای توضیح دربارۀ یک خبری که اتهامی به آن شخصیت وارد میسازد توهین محسوب میشود؟!
4. شخصیتها در موضعگیریها متفاوتند، زندگی سیاسی آیتالله مصباح نشان داده است که در مقابل انواع دروغها و تهمتها همواره سکوت اختیار میکند و به ندرت اتفاق میافتد که ایشان یا دفترشان نسبت به دروغپردازیها موضعگیری کنند ولی جناب آقای هاشمیرفسنجانی این گونه نیست. ایشان در مواردی نسبت به شخصیتهایی که از نظر شما شخصیت درجۀ چندم محسوب میشوند پاسخ داده است از جمله پاسخ دفتر ایشان دربارۀ جوابیه اینجانب به آقای کروبی که در روزنامه شرق به چاپ رسید یا پاسخ دفتر ایشان درباره خبری که محافظان ایشان طلاب قم را کتک زدهاند.
سؤال این جاست که چرا این شخصیت طراز اول که به اظهارات شخصیتهای درجه چندم! پاسخ میگوید، نسبت به اظهارات آقایی که ادعا میکند تفکرات هاشمی همان تفکرات حزب کارگزاران است سکوت کرده است؟