تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۵  ، 
کد خبر : ۱۰۷۱۹۷
نگاهی به انتخابات ریاست جمهوری فرانسه؛

«بایرو»، رهبر جریان سوم


«فرانسوا بایرو» نامزد انتخابات ریاست جمهورى امسال فرانسه از جبهه راست ها و رهبر حزب دست راستى «یوو.دى.اف» است.
بایرو هر بار با فرا رسیدن انتخابات ریاست جمهورى فرانسه نامزد مى شود اما با کسب تعداد راى قابل توجه به پشت جبهه باز مى گردد و به پشتوانه همین آراى بدست آمده به عنوان وزنه سیاسى در میدان سیاست فرانسه اثرگذار مى‌شود.
حزب بایرو به نزدیکى با یهودیان بیشتر شهرت دارد و بطور خاص به عنوان یکى از لابى هاى حزبى صهیونیزم در فرانسه شناخته مى‌شود.
این حزب با همه کوچکى نسبت به دو حزب اصلى فرانسه، 14درصد از یهودیان فرانسوى را در خود جاى داده است.
بایرو این بار هم به میدان آمده است تا در برابر «نیکلا سارکوزى» رهبر حزب حاکم فرانسه (یو.ام.پ) قد علم کند و هواداران حزب خود را از داشتن یک نامزد مستقل ناامید نکند. اما داستان این بار کمى متفاوت است وآن این است که نامزد راست ها با کسانى رقابت مى کند که تازه نفس اند و نبرد سختى را براى او پیش‌بینى کرده‌اند.
«سگولن رویال» که از حزب سوسیالیست به میدان آمده است تا اینجاى کار چشم و دل بخش مهمى از شهروندان فرانسوى را ربوده است و در بسیارى از نظر سنجى ها پیشتاز است. کار بایرو از این جهت قابل اهمیت است که بسیارى از کارشناسان سیاسى با توجه به مواضع چند سال اخیر او مى پندارند که وى آمده تا قاعده بازى را برهم زده و معادله اى نو در صحنه انتخابات اندازد.
به عقیده این کارشناسان در واقع بایرو نماینده آن دسته از کسانى است که مى خواهند دوئل میان رویال و سارکوزى را برهم زده و وزن تازه اى بر این دو مدعى عرصه انتخابات تحمیل کنند. فرانسوا بایرو آدم با تجربه اى است، پیش از این، چند بار وزیر بوده و بطور ممتد نمایندگى مردم در مجلس را هم عهده دار بوده است. خرد سیاسى عملگرا اقتضا مى کرده تا بایرو با آمدن جناح راست بر اریکه قدرت که از سال 2002میلادى ریاست جمهورى و هم نخست وزیرى را پس از دولت ژوسپن در اختیار دارد، در قدرت شریک شود ولى او این کار را نکرده است. «ژاک شیراک» رییس جمهورى فرانسه حتى چندین بار به او پیشنهاد نخست وزیرى را داده است ولى او هر بار با یک ژست مخالف نپذیرفته است. بایرو نمى خواسته در نظر عموم مردم شریک خطاهاى شیراک و دولت هاى منتخب او شناخته شود، از همین روى او ترجیح مى داده تا به عنوان رهبرى نق زن، یک حزب سیاسى را هر چند از جبهه متحد رییس‌جمهورى رهبرى کند.
این بازى بایرو جدید نیست و دستکم مى توان این مواضع را از زمان نامزدى «ادوارد بالادور» نخست وزیر پیشین براى ریاست جمهورى دنبال کرد، او همیشه نه داخل بوده است و نه بیرون!
به گزارش ایرنا بایرو به عنوان مردى از نسل پیشین با همین وضع تاکنون ادامه حیات سیاسى داده است و با کسب حدودا 10درصد آراى مردمى، کمابیش همیشه وزن خود را تحمیل کرده است و گاه اسباب ریشخند هم قطاران سیاسى خود نیز شده است.
«فرانسوا میتران» که از باند سیاسى بایرو هم نبوده بارها مواضع او را تحسین کرده است. نکته اى که براى سیاسیون جناح راست فرانسه هم چندان عجیب نبود چرا که بازیهاى سیاسى میتران هنوز به عنوان شگردهایى بدیع و نوآور در ذهن فرانسویان مانده است.
بله، میتران با تحسین بایرو مى توانسته راست ها را دو پاره کند و از طرفى بلند پروازى این جوان آن روز میدان سیاست را ارضا نماید! بایرو براى «بودن» و فقط براى بودن، حتى زمانى متحد راست افراطى شده است، زمانى که او در سال 1998میلادى براى داشتن یک صداى ویژه در کنار «ژان مارى لوپن» رهبر نه چندان محبوب راست‌هاى افراطى ایستاد.
این کار او که با عدم پذیرش اتحاد با شیراکى ها همراه بود خشم شیراک به عنوان رییس حزب «آر.پ.آر» آن روز و «یو.ام.پ» امروز را برانگیخت.
فرانسوا بایرو در گفته هاى خود به صراحت به تشکیل حکومت و دولتى مستقل از احزاب کلان سیاسى (منظور او دو حزب حاکم بر کشور است) اشاره مى کند و نیاز کشور را تصمیم مردم به انتخاب رییس جمهورى مستقل از جریانهاى سنتى حزبى (منظور خود او) مى‌داند.
از نظر او بر سر کار آمدن سارکوزى یا رویال چیز زیادى را تغییر نمى‌دهد و این دو نماینده دو طایفه جدید در سیاست این کشور هستند. طایفه شیراک مى رود تا طایفه سارکوزى جاى او را بگیرد و همینطور طایفه رویال ـ اولاند بجاى طایفه میتران مى‌آید!
بایرو دو علت سیاسى و ذهنى را به دلایل عمده عدم موفقیت انجام اصلاحات درفرانسه مى داند و معتقد است: درزمینه سیاسى، مصالح کشور در جدالى دایمى میان دو حزب اصلى راست و چپ کشور خلاصه شده و مانع اصلاحات پایدار است. دومین علت، ذهنى است و به نبود پشتوانه لازم و کافى ذهنى و ارادى از سوى دولت براى حمایت از افراد توانمند خلاصه مى شود که کشور را به سوى فقر مى کشاند. به نظر او درست از همین روى است که فرانسه دیگر نمى تواند افرادى بزرگ به جامعه و دنیا تحویل دهد. بایرو معتقد است هر رییس جمهورى که از هر حزب راست یا چپ روى کار آمده، علیه معضل بیکارى شعارهایى سر داده است ولى تا امروز این شعارها نتیجه محسوسى نداشته است. خبرنگارانى که بیرحمانه از بایرو درباره وضعیت فردى و تک روى اش در سیاست فرانسه سخن مى گویند، از او مى پرسند که در این زمانه انتخابات، او به امید چه کسى است؟! و چه کسى به بایرو خواهد پیوست؟!
بایرو جواب مى دهد: «هر کس که فکر کند فرانسه به سارکوزى و رویال خلاصه نمى شود، هر کس که سیاستى بدیع و نوآور، برتر و بازتر بخواهد و هر کس که بیش از نوک بینى اش را ببیند و هر کس که بداند جنگ راست ها علیه چپ ها یا به عکس راه به جایى نمى برد» فرانسوا بایرو این روزها سخت درگیر انتخابات از راه هاى نوین اینترنتى است و بخش مهمى از وقت خود را صرف نوشتن و خواندن مطالب سایت و وبلاگ‌اش مى‌کند.
بایرو در گفته هاى خود به صراحت به تشکیل حکومت و دولتى مستقل از احزاب کلان سیاسى اشاره مى کند و نیاز کشور را تصمیم مردم به انتخاب رییس جمهورى مستقل از جریانهاى سنتى حزبى (منظور خود او) مى داند. از نظر او بر سر کار آمدن سارکوزى یا رویال چیز زیادى را تغییر نمى دهد و آنها نماینده دو طایفه جدید در سیاست این کشور هستند، طایفه شیراک مى رود تا طایفه سارکوزى جاى او را بگیرد و همینطور طایفه رویال-اولاند بجاى طایفه میتران مى آید! به نظر بایرو دو علت عمده را مى توان به عنوان موفق نبودن اصلاحات در کشور ذکر کرد: اولین علت سیاسى است و آن اینکه مصالح کشور در جدالى دایمى میان دو حزب اصلى راست و چپ کشور خلاصه شده و مانع اصلاحات پایدار است.
دومین علت ذهنى است و به نبود پشتوانه لازم و کافى ذهنى و ارادى از سوى دولت براى حمایت از افراد توانمند خلاصه مى شود که کشور را به سوى فقر مى کشاند و به نظر او درست از همین روى است که فرانسه دیگر نمى تواند افرادى بزرگ به جامعه و دنیا تحویل دهد.
برخى آمارها در پایگاههاى اطلاع رسانى شخصى او مبالغه آمیز به نظر مى رسد بطورمثال او مقبولیت خود را در نظر سنجى ها از 10درصد به 14درصد رسانیده و بیش از آنچه هست خود را نمایانده است شاید بتوان از این راه مشتریان بیشترى جلب کرد.
بایرو در واقع بزرگ شده همین جناح راست است و همین جناح و شخص شیراک بود که از سالها پیش جبهه بایرو را تقویت مى کردند تا در برابر آدمى چون ژان مارى لوپن بایستد و در واقع سپر بلاى راست ها باشد.
حتى این باور در میان سیاسیون فرانسه وجود دارد که شیراک با بزرگ کردن بایرو مى خواسته به گونه اى جبهه طرفداران سارکوزى را نیز تضعیف نماید و شاید با همین اعتقاد بوده است که سارکوزى در زمانى که رهبرى حزب راست حاکم را بدست مى گرفته زیرکانه به بایرو پیشنهاد ائتلاف علیه شیراک را مى دهد ولى او نمى‌پذیرد.
اگر بتوان انتخابات ریاست جمهورى سال 2007میلادى را با دور قبل مقایسه کرد باید گفت، بایرو در میان راست ها همان نقشى را بازى مى کند که ژان پى یر شونمان در میان چپ ها بازى کرد و شونمان با ورود در انتخابات ریاست جمهورى گذشته اسباب شکست نامزد رسمى سوسیالیست ها یعنى ژوسپن را فراهم نمود، با این تفاوت که بایرو در کار حزبى از شونمان استادتر است و حزب او نیز دیرپاتر از حزب نوپاى آن روز شونمان است. ازنظر کارشناسان سیاسى نباید بایرو را دستکم گرفت، او مى تواند آراى سانتریست هاى چپ و راست را به سوى خود جلب کند.
به عقیده این گروه ازکارشناسان بسیارى از افراد در میانه انتخابات مردد مى شوند و یا آراى هرز دارند و بایرو مى تواند این نوع از آراى هر دو جناح را جمع کند البته اگر ژان مارى لوپن به او اجازه بالا آمدن را بدهد! درهرصورت بایرو از نظر برخى ناظران سیاسى خطرناک است ولى نه تا آن اندازه که بتواند کرسى الیزه را در اختیار بگیرد. او به اندازه اى آقاى مخالفت و رهبر جریان سوم شده است که برخى صاحب نظران گمان مى کنند که او بیش از آنکه یک بازیگر فعال عرصه سیاسى باشد یک مفسر سیاست فرانسه شده است.
طرفداران بایرو از نظر سنتى، چون هیچ وقت نمى توانند با قدرت کنار بیایند بنا براین یک موقعیت خارج از قدرت را حفظ مى کنند. روانشناسى تاریخى این گروه مى گوید که آنان از همین روى به دیدگاههاى مردمى نزدیک تر مى شوند و سخن نو دارند، مردمى که نمى خواهند شریک قدرت باشند و همیشه نق زن در کناره میدان باقى مى مانند. فرانسوا بایرو در این مرحله از انتخابات دو وظیفه پیش روى خود دارد: اول اینکه مدام به مردم نشان دهد که قدرت میان این دو طیف غالب قدرت راست سارکوزى و سوسیالیست ها تقسیم شده و دوم اینکه این بازى را چنان ماهرانه اداره کند تا نتیجه بازى به نفع لوپن تمام نشده و به سود خود او ختم شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات