دکتر حشمتالله فلاحتپیشه
بیانات مقام معظم رهبرى در مورد «ناتوى فرهنگی» اشارهاى ظریف به شرایط بینالمللى کنونى بود. تشکیل مجدد کمیته فرهنگى سازمان سیاى آمریکا، تصویب برنامههاى نفرتزدایى وزارت امور خارجه آن کشور، دستکارى در متون فرهنگى و ادبیات سیاسى کشورهاى اسلامی، تاسیس و تقویت رسانهها به ویژه شبکههاى ماهوارهاى رادیویى تحت نظارت سیا و کنگره آمریکا جهت ایجاد امواج خبرى علیه کشورهاى هدف، تصویب بودجه 70 میلیون دلارى براى دخالت در امور داخلى ایران و سیاستهاى مشابه دیگر، شاخصه «ناتو»ى فرهنگى در نظم نوین بینالمللى مىباشند. تحولات بینالمللى بعد از جنگ سرد به گونهاى شکل گرفته که در واکنش به آن به تدریج ناتو، از قالب صرفا نظامى خارج شده و کار ویژههاى دیگرى را براى خود تعریف نماید.
سازمان پیمان آتلانتیک شمالى (ناتو)، در سالهاى آغازین جنگ سرد در واکنش به پیمان نظامى بلوک شرق (ورشو) شکل گرفت. این سازمان کاملا متاثر از استراتژى «آمریکا محور» تقابل با شرق بود و در سلسله مراتب سازمانى آن، مقامات اول تا سوم باید آمریکایى باشند. بر اساس میثاق ناتو اگر خاک یکى از کشورهاى عضو هدف حمله دشمن قرار گیرد، این تهاجم به منزله جنگ علیه همه اعضاى ناتو است و...
پس از فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى سابق و بلوک شرق، دیگر امکان تعریف دفاعى از ناتو وجود نداشت. چرا که حتى لهستان که اتحادیه ورشو برگرفته از نام پایتخت آن بود، از نخستین کشورهایى بود که درخواست همکارى با ناتو و عضویت در اتحادیه اروپایى را تقدیم نمود.
از طرفى آمریکا و طرفهاى غربى پیروز جنگ سرد، به روال قدرتهاى پیشین، جهت جلوگیرى از شکلگیرى قدرتهاى رقیب در آینده سیاست گسترش به شرق را در پیش گرفتند. براى این منظور به دو بال اقتصادى و سیاسى غرب یعنى اتحادیه اروپایى و ناتو ماموریت تازهاى داده شد. اما اتحادیه اروپایى با ناتو یک تفاوت ماهوى دارد و آن اینکه کشورهایى که به سختى به عضویت اتحادیه در مىآمدند، به واسطه مشکلات اقتصادى متعدد، بیشتر از این اتحادیه بهرهبردارى کرده و به رفع مشکلات اقتصادى خود مىپرداختند، اما ناتو به راحتى و تنها با اعطاى یکسرى امتیازات کلی، قلمرو خود را گسترش مىداد. بنابراین گسترش «ناتو محور» با سرعت بیشترى شکل گرفت. طرح «مشارکت براى صلح» ناتو منجر به انعقاد توافقنامههایى از شرق اروپا تا شرق آسیا گردید. به عنوان نمونه، کل کشورهاى همسایه ایران از قفقاز و آسیاى مرکزى تا شوراى همکارى خلیج فارس و حتى روسیه، طرح فوق را امضاء کردند و رزمایشهاى نظامى مشترک در دستور کار قرار گرفت.
اما در شرایط تسلیم بلوک شرق، ناتو نمىتوانست تنها رویکرد نظامى داشته باشد. لذا در سلسله جلسات ابتداى دهه 1990 میلادی، اساسنامه ناتو با یکسرى اصلاحات سیاسى و فرهنگى تغییر یافت. از لحاظ نظامى «دفاع» جاى خود را به امکان اساسنامه «مداخله نظامی» براى حل بحرانها داد و در مواردى همچون کوزوو، عراق و افغانستان سالهاى 1991 تا 1995م و تحولات اخیر، آمریکایىها آن کار ویژه را در قالب شاخصهاى «مداخله پیشدستانه» تعریف کردند.
از طرفى بیانیههاى حقوق بشرى و مداخلات بشردوستانه و صدور کالاهاى فرهنگى نیز در دستور کار قرار گرفت و کمیته فرهنگىسازمان سیا که بعد از جنگ سرد دچار رکود شده بود، اکنون دامنه کار خود را به حوزه صرفا نظامى ناتو نیز گسترش داد. این کمیته در دوران جنگ سرد، فرماندهى جنگ سرد فرهنگى را برعهده داشت. شمارى از نویسندگان و هنرمندان مشهور غرب آگاهانه یا ناخودآگاه با بودجه سیا بلوک شرق را نشانه گرفته بودند و اکنون نیز کار بر روى روشنفکران در دستور کار قرار گرفته است.
کتابهاى «قلعه حیوانات» و«1984» جرج اورول نویسنده مشهور شده غرب و جهان سوم متاثر از همان ایده بود. در دو کتاب فوق سیر افساد نظامهاى شرق کمونیستى در قالبى رمانتیستى و جذاب توصیف شده است. «میلوان جیلاس» کتاب «طبقه جدید» را نوشت که محتواى آن شکلگیرى طبقه رانتى جدیدى بود که با سوء استفاده از شعارهاى انقلابى و بىتفاوتى مردم، از درون نظام بدون طبقه کمونیستى شکل گرفته بود.
ناتوى جدید بعد از جولان نظامى در منطقه بحرانى خاورمیانه، از فقر مردم، بىثباتى کشورها و تطمیع قدرت سیاستمداران حداکثر استفاده را مىبرد. سه عامل فوق الگوهاى سیاسی ـ دینى دنیاى اسلام را نشانه رفته است. جالب اینکه بهانه باز شدن پاى ناتو به خاورمیانه الگوهاى فاسدى چون بعث و طالبان بودند که با هدف افساد الگوى حکومت اسلامى با ایفاى نقش افسران اطلاعاتى سیا شکل گرفته بودند.
در افغانستان که حاکمیت اشغال آن برعهده ناتو است، رواج کالاهاى فرهنگى مستهجن و مصرف و صدور کالاهاى تخدیر و فساد جوانان در تاریخ این کشور بىسابقه است. شبکههاى ماهوارهای، رادیویى و مطبوعات که ارزشهاى مورد نظر مهاجمان را بپذیرند از حمایت مالى برخوردار مىشوند و جالب اینکه رسما از برخى کشورهاى اسلامى خواسته مىشود که بخشهاى انقلابى و آزادیبخش ادبیات درسى و سیاسى خود را تعدیل نمایند. این روند، در استراتژى جنگ تمدنها، «تحمیل اقتدارآمیز ارزشهاى غربی» نام گرفته است.
بنابراین برخلاف «ناتو»ى نظامی، «ناتو»ى فرهنگی، تهاجمی، مداخلهگر، خزنده و توام با استراتژىهاى تفرقهانداز بوده و میدان عمل آن «فرهنگی» است. البته به میزان شکست استراتژى تهاجمى کلى غرب در خاورمیانه، ظرفیتهاى تاثیرگذارى فرهنگى آن در این منطقه اسلامى کمرنگ مىشود. در آنجا که به رفتارهاى مردمى مربوط است، دنیاى اسلام با خیزش متفاوتى خلاف انتظار جهان غرب مواجه است. روز به روز بخشهاى مختلفى از این منطقه از قلمرو استراتژیک غرب خارج مىشود و ارزشهاى تحمیلشده غربى به خاطر استانداردهاى دوگانه رفتارى آن، نفوذ خود را از دست مىدهند. البته هنوز شمارى از سیاستمداران دنیاى اسلام حاملان اصلى آن ارزشها هستند، اما هر جا مجالى براى مردم فراهم شده، شرایط متفاوتى شکل گرفته است و در واقع به همین دلیل در قلمرو فرهنگى «ناتو»، آزادى سیاسى مورد تبانى قرار گرفته است. دنیاى اسلام نیازمند الگوهاى سیاسی ـ حکومتى بومى است که به خاطر همخوانى با واقعیات منطقهاى موجود، در مقابل تهاجمات بیرونى تضعیف نشود. راهکارى که پردازش آن از حوصله این مقاله خارج است.