تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۸  ، 
کد خبر : ۱۰۷۲۱۱

شوراى ایدئولوژى اسلامى


صالح اسکندری
هفته گذشته توفیقى حاصل شد تا با اعضاى “شوراى ایدئولوژى اسلامی” Council of Islamic Ideology دولت پاکستان دیدارى داشته باشم.
علامه عقیل‌ ترابى فرزند علامه شهیر رشید ترابی، سیددامن على‌شاه (سجاده‌نشین) از صوفیان قادریه و سیدمحمد خالد سیف حافظ کل قرآن از برادران اهل حدیث به عنوان سه تن از اعضاى شوراى ایدئولوژى اسلامى پاکستان از طرف پرویز مشرف رئیس جمهور این کشور به ایران‌آمده بودند تا از تجارب قانونگذارى در ایران پس از انقلاب اسلامى استفاده کنند.
شوراى ایدئولوژى و یا مجلس فکر اسلامى در پاکستان که عملکردى شبیه به شوراى نگهبان در کشور ما دارد در سال 1962 به عنوان “شوراى مشورتی” تاسیس شد. در سال 1973 با ایجاد برخى تغییرات در قانون اساسى شوراى مشورتى به شوراى ایدئولوژى اسلامى تبدیل شد.
این شورا که بخشى از قانون اساسى کشور پاکستان است سعى مى‌کند با تذکر به نمایندگان پارلمان، مسئولین کشورى در سطوح مختلف و حتى رئیس جمهور مانع تصویب و اجراى قوانین خلاف شرع مقدس اسلام در پاکستان شود.
تفاوت کلیدى این شورا با شوراى نگهبان در کشور ما الزام‌آور بودن این تذکرات و نقش تعیین‌کننده شوراى نگهبان است که نقش مجلس فکر اسلامى پاکستان را در حد یک نهاد مشورتى تقلیل داده است.
حاصل دیدار دو ساعته ما با این گروه پاکستانى نکات در خور توجه زیادى داشت که مجالى را براى بیان آنها مى‌طلبید.
نکته اول؛ حضور یک هیئت پاکستانى به پیشنهاد پرویز مشرف رئیس جمهور این کشور در صدمین سال قانونگذارى در ایران براى استفاده از تجارب نهاد پویاى شوراى نگهبان قانون اساسى جمهورى اسلامى است.
در واقع تمایل دولت پاکستان در جهت انطباق قوانین مصوب پارلمان با شرع مقدس اسلام امرى در خور توجه است. در آستانه قرن بیست و یکم موج دوم انقلاب اسلامى توفنده‌تر از موج اول این انقلاب در حال حرکت است. تاثیر و قدرت نفوذ این توفان در حدى است که دولت‌هاى کشورهاى اسلامى مانایى و پویایى را در اسلام‌خواهى مى‌بینند. این موج حتى در تبلیغات انتخاباتى دولت‌ها در کشورهاى اسلامى خود را نشان مى‌دهد و معمولا جریان‌هاى اصولگرا با شعارهاى اسلامى پیروز نهایى انتخابات‌ها هستند. به هر حال این اقدام پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان حکایت از نگاه هوشمندانه وى به مسائل کشورش دارد و امرى در خور توجه و پسندیده است.
نکته دوم در خصوص اعضاى شوراى ایدئولوژى اسلامى پاکستان است که از فرقه‌هاى مختلف موجود در این کشور گزینش شده‌اند.
اگرچه ما در ایران، پاکستان را کشور هفتادو دو ملت مى‌دانیم، اما این دیدار نافى تمام تصورات پیشین من از پاکستان بود. هیئت سه نفره اعزامى به ایران که یکى شیعه، دیگرى سنى و سومى صوفى بود، نوعى تعامل تعریف‌شده داشتند و اختلافات مذهبى در تفکر سیاسى و اجتماعى آنها دخیل نبود. آنچه که براى اعضاى مجلس فکر اسلامى پاکستان مهم بود تنها انطباق مصوبات پارلمان با دین مبین اسلام بود. آنها در زمینه رعایت شرع مقدس اسلام در قوانین به تفاهمات جدى رسیده‌ بودند و اختلافات را به حداقل کاهش داده‌اند. وقتى من از علامه عقیل ترابى درباره تقریب مذاهب در پاکستان پرسیدم او به شدت از این “ترکیب واژه” استقبال کرد و تاکید نمود که فرقه‌هاى مختلف موجود در پاکستان اعم از شیعه، سنی، مسیحی، هندو و... همگى به نقطه‌اى رسیده‌اند که تنها با تفاهم و تعامل مى‌توان در کنار هم زندگى کرد و تلاش هرچه بیشتر فرق مختلف تاکید بر اشتراکات است.
نکته سوم؛ جهانى اندیشیدن درباره جمهورى اسلامى است. امروز در آغاز قرن بیست و یکم و پس از گذشت 27 سال از انقلاب اسلامى به جد مى‌توان گفت که نمى‌توان در جهانى بودن تفکر حضرت امام خمینى (ره) شک کرد.
دوستداران بنیانگذار جمهورى اسلامى در نقاط مختلف جهان به انحاء مختلف نسبت به امام خمینى (ره) و انقلاب اسلامى ابراز ارادت مى‌کنند و موج دوم انقلاب اسلامى حاصل این تفکر است.
آیا نباید درباره حاصل این تفکر یعنى نظام جمهورى اسلامى که در قالب مردم سالارى دینى با تجربه‌اى بیش از ربع قرن صورت عینى‌یافته نیز جهانى اندیشید.
بى‌شک گرایشات اصولگرایانه جهان اسلام که منجر به روى کارآمدن دولت‌هاى اسلامى مانند حماس در فلسطین، ائتلاف یکپارچه در عراق و افغانستان و قدرت یافتن احزاب اسلامى مانند حزب الله لبنان، اخوان المسلمین مصر شده است، الزامات و احتیاجات فکرى و تشکیلاتى دارد که تجربه 27 ساله جمهورى اسلامى مى‌تواند در این زمینه براى کشورهاى مختلف مثمرثمر باشد. بى‌تردید جمهورى اسلامى در ساختار فرهنگى و جمعیتى ایران محقق شده است اما به هر حال دولت‌هاى اسلامى در طراحى مدل‌هاى بومى براى کشورهاى خود مى‌توانند از این تجربه استفاده کنند.
دیروز مقام معظم رهبرى در دیدار با مسئولان بلندپایه نظام به تبیین شاخص‌هاى اصولگرایى پرداختند. به نظر مى‌رسد راه اصلى مانایى و پویایى انقلاب اسلامى پافشارى روى اصول و اصرار بر این راه تا جهانى‌شدن اسلام و فتح قله‌هاى پیشرفت و ترقى است.
بشریت تاکنون راههاى زمینى بسیارى را تجربه کرده و به جایى نرسیده است. اراده مردم و به ویژه نخبگان بر این تعلق گرفته که راههاى نجات و رستگارى آسمانى را هم تجربه کنند. آنها راهى جز پیمودن راه ایران و انقلاب اسلامى را ندارند.
امروز اصولگرایى و تاکید بر اصول ناب اسلامى صرفا تفکر یک حزب و یا جناح سیاسى در ایران نیست. اصولگرایى یک تفکر جهانى است و مستلزم لوازمى است که شاید عمده بار این مسئولیت خطیر بر عهده نظام جمهورى اسلامى به عنوان پرچمدار اصولگرایى باشد. به تعبیر مقام معظم رهبرى امروز “باید با نوآورى دینى واستخراج روشمند افکار و ایده‌هاى جدید از گنجینه‌ منابع اسلامی، هویت اسلامى را به دور از هرگونه خرافه و انحراف، به ملت‌ها و اندیشمندان مسلمان عرضه کرد و با برافراشتن پرچم برادرى امت اسلامى و گسترش فضیلت‌هاى اخلاقی، جریان اصولگرایى را در جهان اسلام تقویت نمود.”(1)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات