«دشمنان ملت ایران از رسانه های خود، علنا برای گروههای غافل و نادان اغتشاشگر، دستورالعمل چگونگی ایجاد ناامنی، تخریب و درگیری پخش می کنند و از طرف دیگر مدعی می شوند که در امور داخلی ایران دخالت نمی کنند در حالیکه آشکارترین دخالت ها را انجام می دهند.»
بیانات رهبر معظم انقلاب 29تیر 1388 همزمان با مبعث پیامبر اکرم(ص)
ایران اسلامی به علت موقعیت ممتاز ژئوپلتیک و حساس در منطقه خاورمیانه و جهان اسلام و با داشتن ذخایر معدنی و ثروت های فرهنگی غنی و گسترده همواره مورد توجه و طمع استعمارگران به ویژه انگلیس بوده است.
بررسی روابط انگلیس با ایران قبل از انقلاب و پس از پیروزی انقلاب اسلامی هیچ گاه دوستانه و خیرخواهانه نبوده است. انگلیسی ها هرگز صادقانه با ایران برخورد نکرده اند. رفتار آنها با ایران همواره رفتاری مغرضانه، منفعت طلبانه، خلاف و دون شأن دیپلماتیک بوده است. آنها برای دستیابی به اهداف استعماری خود تنها شکل و شیوه خود را تغییر داده اند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تغییر منافع خود و برای از دست ندادن پایگاه مهمی چون ایران با ریاکاری و گستاخی بیشتر سعی نمودند تا به اهداف خود دست یابند. از زمان روی کار آمدن دولت اسلامی ایران در سال 1357 تا کنون دولت انگلیس بارها در مسائل داخلی و خارجی ایران دخالت داشته است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، کشور انگلیس منافع استعماری خویش را در ایران از دست داد و این امر سبب شد تا آنان از طرفی کینه این ملت را به دل بگیرند و از طرف دیگر سعی کنند در ایران وضعیت را به گونه ای پیش ببرند که بتوانند مجدداً به اهداف استعماری خود نایل شوند. روابط این کشور با ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به ندرت سالم و بی دغدغه و با حسن نیت بوده است. «انگلیس در سال 1359 رابطه خود را با تهران به خاطر تعطیل شدن لانه جاسوسی آمریکا و به خواست واشنگتن قطع کرد و این وضعیت تا سال 67به مدت 8سال ادامه داشت. سپس به محض از سرگیری روابط با ایران، علناً پشت سر سلمان رشدی مرتد قرار گرفتند و با سلاح وی به مقدسات اسلامی اهانت نمودند، در نتیجه، این رابطه پس از سه ماه از بازگشایی مجدداً قطع شد و پس از مدتی از سر گرفته شد.
دخالت های انگلیس در ایران در قبل و بعد از انقلاب کتابی قطور و پیچیده است. اما برای نمونه می توان به حمایت نظامی انگلیسی ها از عراق در طول جنگ تحمیلی اشاره داشت. مسئله ای است که امروزه انگلیسی ها خود نیز به آن اعتراف و بعضاً آن را اشتباه قلمداد می کنند.
دخالت های اخیر این کشور در مسائلی چون موضوع هسته ای ایران نمونه ای دیگر است. این کشور به همراه دو کشور دیگر اروپایی یعنی آلمان و فرانسه همواره با فعالیت های هسته ای ایران مخالفت کرده اند و با دخالت های خود زمینه پیشرفت دانشمندان ایرانی را در این عرصه گرفته اند. علی رغم تأکید مکرر ایران بر مسالمت آمیز بودن برنامه های هسته ای اش، کشورهای اروپایی و به خصوص انگلیس با اعمال فشار علیه ایران، خواستار لغو تمامی فعالیت های هسته ای ایران هستند. این کشورها می خواهند که ایران همواره نیازمند کمک آنان باشد و نتواند پیشرفت کند.
از موارد مهم و پرشمار دخالت های این کشور در مسائل داخلی ایران می توان به موضوع انتخابات اشاره کرد. سیاستمداران انگلیسی همواره از انتخابات در ایران ناراضی بوده و سعی کرده اند تا با اظهار نظرهای تند و صریح مخالفت خود را به شیوه انتخابات و حتی نتایج آن اعلام کنند. به طور نمونه، بعد از انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی، وزیر خارجه انگلیس، جک استراو، مدعی شد «انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی ایران یک انتخابات ناقص بود. همه می توانند به راحتی قضاوت کنند که این انتخابات از ابتدا مشکل داشت، چرا که از همان ابتدا حداقل نیمی از نامزدهای اصلاح طلب به صحنه رقابتی انتخابات دعوت نشدند.» از آنجایی که دولت مردان انگلیس هم چنان خواب تجدید مداخلات استعمارگرانه و قدیمی خود را در ایران می بینند و برای فرمان روایی مجدد بر کشوری که از زمان قاجار تا آخرین روزهای حکومت رژیم فاسد پهلوی بر آن فرمانروایی می کردند، وسوسه می شوند، در سال های گذشته تلاش کرده اند همان راه قدیمی خود را در پیش بگیرد و به شکل های مختلف به خیانت های خود علیه ملت ایران ادامه دهد و با انقلاب و نظام جمهوری اسلامی دشمنی و کینه توزی کند. در انتخابات اخیر نیز کشورهای اروپایی و آمریکا با استفاده از عناصر داخلی و خارجی خود سعی کردند تا با موضعگیری های تند و صریح و حمایت از اغتشاشات و ناآرامی های تهران ناخرسندی خود را نسبت به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران نشان دهند. در این میان نقش و رویکرد انگلیس و رسانه های این کشور بسیار برجسته تر از سایر کشورها بود. تاکتیک انگلیس قبل، حین و بعد از انتخابات ایجاد موج نرم علیه حاکمیت و نظام اسلامی در جهت عدم توفیق احمدی نژاد و برپایی انقلاب مخملی طراحی شده بود.
اما چرا انگلیس چنین رویکردی را اتخاذ کرده است؟
انتخابات 84 نشان داد مردم سالاری دینی مورد اقبال عمومی قرار دارد و پیروزی جریان انقلابی در ایران در منطقه بسیار تأثیرگذار بود و از آنجا که در انتخابات عراق، لبنان، فلسطین و بحرین که پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم برگزار شده بود، جریان ضدآمریکایی متأثر از پیروزی جریان ضدآمریکایی در ایران به پیروزی رسید، غربی ها نمی دانستند که در آن شرایط باید چه کنند. براین اساس در انتخابات اخیر، غربی ها با توجه به سابقه ذهنی و تاریخی که داشتند، تلاش کردند فعالانه و آماده تر برخورد کنند. از حدود چند ماه قبل برای جلوگیری از روی کارآمدن جریان اصولگرا و ضدغربی، مشارکت مردم را که از قبل مشخص بود خیلی گسترده و هدف گرفتند و با فضاسازی تلاش کردند آن را کمرنگ کنند.
در طول چهارسال گذشته دولت انگلیس برای مقابله با دولت احمدی نژاد از هیچ کوششی فروگذار نکرد. از آنجایی که استمرار ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد از جهات مختلف به ضرر آنها بود، تصمیم گرفتند تا در پروژه ای، اجرای انقلاب مخملی یا رنگی را در جهت دستیابی به اهداف خود به اجرا گذارند. برای روشن شدن نقش انگلیس و رسانه های انگلیس در اغتشاشات اخیر و دامن زدن به آن، رویکرد آنها را در چند گزینه مورد بررسی قرار می دهیم.
1) طراحی و به اجرا گذاری انقلاب مخملی
از مهم ترین مؤلفه های ثابت انقلاب های مخملی یا رنگین، غربی بودن آنهاست و کسانی که در ایران در تجمعات اخیر شرکت می کردند، خواسته های اجتماعی و فرهنگی همسو با استانداردهای غربی داشتند. انقلاب های رنگین در واقع با الگوبرداری از لیبرال دموکراسی پیگیری می شوند. مؤلفه دیگر انقلاب های رنگین رسانه ای بودن آن است و رسانه های بین المللی زمینه ساز چنین انقلاب هایی هستند و بدون حضور رسانه ها وقوع چنین انقلاب هایی امکانپذیر نیست و فعالیت های رسانه ای در این عرصه نیز از طریق نظرسازی و نظرسنجی و تولید خوراک برای کسانی که براندازی نرم را پیگیری می کنند، صورت می گیرد. رسانه های غربی جزءلاینفک از ماشین سرمایه داری و حکومت های لیبرال دموکراسی غرب هستند. بنگاه سخن پراکنی انگلیس BBC و شبکه خبری آمریکایی CNN و یورونیوز، نیویورک تایمز و نیوزویک نمونه هایی از این رسانه ها هستند که همواره در زمینه جریان سازی و تولید خوراک برای جریانات خواهان انقلاب های رنگین فعالیت دارند.
2) تقویت جنگ رسانه ای
خبرنگاران خارجی در ایران در راستای اهداف کودتای مخملی، در زمان انتخابات و پس از آن کار جنگ روانی، شایعه سازی، القاء دروغ و خبرپراکنی و از طریق جاسوسان خود با عناصر مؤثر ارتباط برقرار کرده و پروژه مورد نظرشان را دنبال می کردند.
طی ماه های گذشته شبکه های خبری وابسته به دولتهای غربی همچون صدای آمریکا و شبکه بی بی سی فارسی و انگلیسی چالش های نرمی را در زمینه مقابله با اصول انقلاب ایران تدارک دیدند. رسانه های خارجی به ویژه B.B.C خط ایجاد آشوب، ابطال انتخابات و ارتباط عناصر کانون فتنه در داخل، خارج را دنبال کرد، در نهایت در آن شرایط خبرنگار این شبکه از ایران اخراج شد.
اما شبکه بی بی سی فارسی با دو تاکتیک وارد فضای انتخابات ایران شد. نخستین تاکتیک، حواس پرتی جمعی (mass distraction) بود که براساس آن سعی شد پیام ها از محتوا تهی شده و ارزش های خبری دیگری در اذهان شکل بگیرد. تاکتیک دیگر هم تزریق زیرپوستی (hypodermic needle) بود که طی آن تلاش شد برخی از پیام های هدف گذاری شده با دزهای مختلف به بینندگان و مخاطبان القا شود.
3) مقابله، انتقاد و مخالفت با دولت نهم چند ماه قبل از برگزاری انتخابات
گردانندگان رسانه های غربی قبل از برگزاری انتخابات با تاکید بر پیروزی کاندیدای مورد نظر خود، تلاش کردند حدس و گمان و تحلیل خود را نه در قالب آنچه احتمال وقوع دارد بلکه درقالب خبر از 2ماه قبل از انتخابات به جامعه القا کنند رسانه های انگلیسی به ویژه بی بی سی انگلیس و فارسی در طول چندماه گذشته چند رویکرد که همه در راستای استراتژی مقابله با دولت نهم بود را دنبال کردند. برجسته ساختن انتقادات علیه دولت و بیان این نکات که:
«دولت موجود در سیاست هسته ای خود موفق نبوده»، «وضعیت اقتصادی نامطلوب»، «خرافه گرایی»، «افتتاح نمایشی پروژه ها»، «دروغ گویی دولت» و... از عمده محورهایی بود که به همان شیوه تزریق زیرپوستی در برنامه های این شبکه دنبال شد.
فعالیت های آنها در ابتدا جهت فضاسازی متناسب با تحولات صحنه شکل گرفت اما هدف اصلی سوق دادن مردم به سمت بی تفاوت سازی و عدم اهمیت برگزاری انتخابات پیگیری شد. این پروژه تا زمان نزدیک به انتخابات ادامه داشت ورسانه های انگلیس، بعنوان ابزار اجرایی سیاست های مداخله جویانه آن کشور فعالیت می کردند.
4) طرح بحث تحریم و عدم مشارکت مردم
با توجه به گنگ بودن فضای انتخابات و احتمال حضور کاندیداها درعرصه رقابتها همچون سایر انتخابات گذشته، دولت انگلیس تلاش می کرد تا میزان مشارکت مردم دراین انتخابات بالا نرود و با فضاسازی، مردم به سمت بی تفاوتی حضور در انتخابات سوق دادن داده شوند تا از نتیجه آن اعتماد مردم به نظام به چالشی جدی دراین زمینه تبدیل شود. آنها انتخابات را تحریم و مردم را برای شرکت در انتخابات دلسرد می کردند.
5) القاء بحث تقلب و ایجاد شبهه در انتخابات آزاد
پس ازفضاسازی درخصوص زیرسؤال بردن مشروعیت نظام و عدم مقبولیت مردمی و با توجه به گسترش تب و تاب انتخابات در کشور و حضور چهره های سیاسی با آراء و نظریات سیاسی متفاوت، ناچار به تغییر رویکرد وتلاش برای مصادره فضای سیاسی کشور در جهت اهداف خود شدند. آنها سعی کردند تا با القاء بحث تقلب و فرمایشی بودن انتخابات در ایران و با دادن اخبار و تحلیل های غیرکارشناسی، بحث تقلب را تئوریزه و بر آن پای فشاری کنند تا چنانچه احمدی نژاد رأی بیاورد شکی درتقلب وجود نداشته باشد. به موازات اعلام آرای احمدی نژاد، بر حملات و تثبیت و تلقین تقلب در انتخابات افزودند به صورتی که نزدیک صبح و تا ظهر شنبه همه گزارش های رسانه ای آنها دستور حمله و اغتشاش و افزایش نارضایتی بود.
6) ورود عناصر رسانه ای و غیررسانه ای انگلیسی به ایران
با گذر زمان و حرکت به سمت لحظات سرنوشت ساز انتخابات، مجموعا 55 خبرنگار از رسانه های انگلیس تحت عنوان پوشش انتخابات به ایران سفر کردند. در اینجا باید به این نکته اشاره کرد که یک وجه مشترک در سیاست انگلیس برای انتخابات لبنان و ایران وجود دارد که قابل توجه است.
در جریان انتخابات لبنان 4یا 5 هواپیمای بزرگ چارتر وظیفه انتقال لبنانی های مقیم انگلیس را به بیروت جهت شرکت در انتخابات ازسوی دولت انگلیس برعهده دارد و سه هفته به 22 خرداد پروازهای ایران ایر با وجود جایگزین شدن پروازهای بزرگ بازهم با کمبود جا مواجه می شوند. آنها سعی کردند با افزایش اعزام مسافرانی با اهداف خاص به ایران و با استفاده از آموزه های اطلاعاتی خود بر انتخابات تاثیرگذار باشند. این گروه 55 نفره رسانه ای بعد از پایان برگزاری انتخابات به دلیل اینکه نتیجه آنچه که آنها انتظارش را می کشیدند نبود، عهده دار مسئولیت تغذیه، رسانه ای انگلیس شدند و نقش سخنگویی جریان اعتراض و سپس اغتشاش را ایفا کردند. بی بی سی فارسی در این مقطع زمانی با استفاده از تصاویر دوربین های غیرحرفه ای اغتشاش گران، دامنه تبلیغات آنهارا به حوزه های بین المللی کشاند و زمینه را برای اظهارنظر مقامات انگلیس که همه امور رسانه ای را در پنهان مدیریت می کردند و سایر مقامات گستاخ اروپایی هموار ساختند. آنها در برنامه های خود ضمن برگزارساختن میزگردهای مختلف نظرات کارشناسان را همچون تاکید بر آمدن به خیابان ها برای بیان اعتراضات، کوتاه نیامدن در برابر کودتا و تقلب در انتخابات و... به اذهان القاء وبرعدم انقیاد، به قانون تصریح می کردند.
7) آغاز جنگ روانی و تبلیغ نافرمانی مدنی
شبکه های فارسی و انگلیسی بی بی سی، پس از اعلام نتایج انتخابات موج جدیدی را با هدف مشوش نشان دادن نتایج انتخابات و ضربه به مشروعیت نظام و انتخابات آغاز کرد. دور جدید جنگ روانی سیاسی با گسترش اخبار کذب و تحریک کننده به همراه تبلیغ جهت شرکت در برنامه ها و تظاهرات غیرقانونی به راه افتاد. در راستای این جنگ روانی تجهیزات شبکه فارسی بی بی سی قبل از آغاز تظاهرات عده ای در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن (و حتی قبل از حضور پلیس) نصب می شود اما از ده هزار نفری که در انتخابات شرکت کرده اند تنها چندصدنفر که چهره بسیاری از آنها به عنوان معاندان نظام شناخته شده است حضور می یابند اما شبکه های بی بی سی فارسی لحظه به لحظه برای مشوش نشان دادن نتایج انتخابات آن را پررنگ پخش می کنند.
در همین راستا روزنامه تایمز که مواضعی نزدیک به دولت انگلیس دارد 25/3/88 می نویسد: «آنچه که در ایران رخ داده کودتایی علیه کودتا بوده است.» میلیبند وزیر امور خارجه این کشور 23/3/88 می گوید: «ایران را باید همچنان در قبال دل نگرانی های بین المللی درگیر نگه داشت.» (تحت فشار گذاشت)» وی در اظهاراتی بی ادبانه و گستاخانه که دخالت در امور داخلی ایران است می گوید: «ملازمات حوادث اخیر در ایران را با نگرانی جدی دنبال می کنیم.»
8) حمایت از اغتشاشات و اعتراض به روند انتخابات
تجمعات غیرقانونی یکی دیگر از اساس و ستون انقلاب های رنگین هستند. در هر کجا که بخواهند چنین انقلابی صورت بگیرد. ابتدا تجمعات غیرقانونی برپا می شود. آنچه برای طراحان و عاملان انقلاب های رنگین اهمیت دارد، این است که تجمعات پوشش رسانه ای داشته باشند آنها براین باورند که رشد فزاینده تجمعات غیرقانونی باعث افزایش پوشش خبری آنها شده و پوشش خبری بیشتر موجب می شود تجمعات گسترده تر شوند و این حرکت به شکل تصاعدی رشد می کند و از آنجا که معمولاً برپا کننده و هدایت گر تجمعات یک منبع است، خبرها به صورت یکجانبه به نفع او منتشر و طرف مقابل بایکوت خبری می شود. براساس همین دستورالعمل سردمداران انقلاب مخملی تلاش کردند با القاء تقلب در انتخابات مردم را به خیابان ها بکشانند و آنها را به برگزاری تجمعات غیرقانونی تشویق کنند.
9) استفاده از نیروهای محلی برای ایجاد اغتشاشات
سفارت انگلیس در جریانات و اغتشاشات اخیر، هم از طریق رسانه ها و هم از طریق نیروهای محلی خود نقشی بسیار سنگین داشته است. سفارت انگلیس تحت پوشش نیروهای محلی، افرادی را بین اغتشاش گران فرستاده و مطالب مورد نظر خود را به آنها و به جامعه القا می کرد. آنها با استفاده از بعضی اغتشاش گران اخباری را در این زمینه جمع آوری و برای شبکه های خبری خود ارسال می کردند. در پی بروز دخالت های افراد سفارت انگلیس در همان روزها 8 تن از کارمندان سفارت خانه دستگیر شدند تا نقش مبهم آنها در حوادث اخیر آشکار شود. عصبانیت و واکنش مقامات انگلیسی پس از دستگیری کارمندان سفارت انگلیس در تهران می تواند ناشی از ترس آنها برای فاش شدن مسائل پشت پرده در خصوص دخالت های بیشمارشان در قضایای اخیر در ایران باشد.
در خاتمه باید گفت: یکی از دستاوردهای عظیم انقلاب اسلامی، قطع دستهای آلوده بیگانگان و استقلال همه جانبه ملت ایران از دخالتهای خارجی بوده است. بی شک عملکرد دولت انگلیس در انتخابات اخیر در حافظه تاریخی ملت ایران باقی می ماند و در تعاملات و روابط آینده به طور آشکار و پنهان نتایج خود را نشان خواهد داد به نحوی که رؤیای دخالت مجدد را حتی در خواب نیز به تکرار ننشینند.