تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۹  ، 
کد خبر : ۱۰۷۵۸۶

انقلاب‌های رنگی؛ قدیمی و جدید


به گزارش ایرنا، ویلیام انگداهل در کتاب جدید خود با عنوان " تمام طیف های سلطه: دموکراسی های توتالیتر در نظم نوین جهانی" فرمی تازه از جنگ پنهان آمریکا را که برای اولین بار در بلگراد، صربستان در سال 2000 به کار گرفته شد، توضیح داده است. در حقیقت چیزی که به نظر یک "جنبش" هوشمند سیاسی به نظر می رسید، محصولی از شیوه های پیشرفته به کار گرفته شده در آمریکا بوده است.
در دهه 90 میلادی استراتژیست های موسسه RAND از مفهوم "سیل جمعیتی" در میان زنبورها و دیگر حشرات برای توضیح الگوهای ارتباطی و جنبش هایی که آنها در درگیری های نظامی و دیگر مواقع به کار می بردند، استفاده کردند.
در بلگراد سازمان های کلیدی بنیاد ملی دموکراسی NED، موسسه بین المللی جمهوری خواهان IRI، و موسسه ملی دموکراسی بودند. در حقیقت آنها سازمان هایی بودند که با استفاده از پول دولت آمریکا وانمود می کردند سازمان های غیردولتی هستند و با راه اندازی تظاهرات های گسترده خیابانی، تبلیغات فراوان رسانه ای و هر اقدام دیگر غیرنظامی سعی داشتند تا به صورت نرم رژیم حاکم را تغییر دهند.
انگلداهل در کتاب خود به مقاله های مایکل دابز در واشنگتن پست اشاره کرده که وی در آنها به چگونگی براندازی اسلوبودان میلوسویچ رئیس جمهوری صربستان که در طول جنگ های بالکان در دهه 90 و هفتاد و هشت روز بمباران ناتو در سال 1999، نتوانسته بودند دولتش را ساقط کنند و استفاده بیل کلینتون از تظاهرات های خیابانی برای این مساله، آن را توضیح داده است. بودجه ای 41 میلیون دلاری برای این مساله در اختیار ریچارد میلز سفیر آمریکا در بلگراد قرار گرفته بود. از این بودجه برای هر مساله ای از جمله انجام نظرسنجی های پرطرفدار استفاده می شد.
آماده سازی رهبران مخالفان برای مشارکت در شیوه های مقاومت در سمینارهایی در بوداپست مجارستان در مورد مسائلی مانند سازمان دهی حملات، ارتباط با سمبول ها، غلبه بر ترس و زیر سوال بردن اقتدار یک حکومت دیکتاتوری از طریق راه های غیر خشونت آمیز صورت می گرفت.
متخصصان آمریکایی مسئول به ثبت رساندن جنبه های مختلف این "سیل مردمی" در بنگاه RAND بودند. از تصاویر ماهواره ای GPS برای نشان دادن تظاهر کنندگانی که از دست پلیس یا نیروهای ارتش فرار می کردند، استفاده می شد. در همین حال CNN نیز تصاویر این پروژه را در سرتاسر دنیا نشان می داد که جوانان "معترض" به شیوه های غیرخشونت آمیز علیه دولت اقدام می کردند.
همچنین از کارکردهای مختلف اینترنت مانند اتاق های گفتگو، پیام های کوتاه و سایت ها و بلاگ ها استفاده می شد. وی نوشته است که از تلفن های همراه، SMS و دیگر شیوه هایی که از اواسط دهه 90 میلادی در دسترس قرار گرفتند، استفاده می شد.
میلوسویچ با استفاده از یک کودتای نرم برکنار شد و در زمان رامسفلد این شیوه به نماد سیاست های وزارت دفاع آمریکا-پنتاگون- بدل گردید. این شیوه به دکترین وزارت دفاع بدل شد که در آن گروه های کوچک را با استفاده از اطلاعات و ارتباطات مسلح می کردند.
انقلاب رنگی در بلگراد موجب شد تا این روش در دیگر کشورهای نیز به کار گرفته شود که در بعضی موفق بوده و در بعضی دیگر شکست خورد. در سال 2003 "انقلاب گل سرخ" موجب شد تا ادوارد شواردنادزه برکنار شده و میخائیل ساکاشویلی جایگزین وی شود. انگلداهل در کتاب خود ساکاشویلی را نه تنها توتالیتری فاسد بلکه فردی در ارتباط با ساختارهای اطلاعاتی و نظامی ناتو و اسرائیل معرفی کرده است.
شواردنادزه بعد از آن برکنار شد که سعی داشت تا روابط خود را با روسیه در مورد خط لوله انتقال انرژی و خصوصی سازی آغاز کند. تلاش ها برای برکناری وی به این شیوه دنبال شد که البته شباهت های زیادی هم با اتفاقات ایران بعد از ادعاهایی در مورد وجود تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دارد.
انتخابات پارلمانی در روز دوم نوامبر در گرجستان برگزار شد و ناظران بین المللی طرفدار غرب آن را غیرمنصفانه اعلام کردند. ساکاشویلی اعلام کرد که برنده این انتخابات شده است. وی و دیگر مخالفان دولت بعد از اعلام نتایج خواستار راه اندازی اعتراضات و نافرمانی مدنی شدند. این مساله از میانه ماه نوامبر در شهر تفلیس پایتخت آغاز شد و سپس به سرتاسر کشور گسترش یافت. آنها اعتراضات خود را از روز 22 نوامبر و همزمان با آغاز به کار پارلمان جدید شروع کردند. طرفداران ساکاشویلی در بدو برخورد با نظامیان گل های سرخ را بر روی اسلحه های آنها قرار دادند و با این شیوه موفق شدند تا ساختمان پارلمان را به محاصره خود در آورند.، سخنرانی شواردنادزه را متوقف کنند و وی را مجبور به فرار نمایند. ساکاشویلی با بسیج نیروهای پلیس و ارتش در کشور حالت فوق العاده اعلام کرد و با شواردنادزه و زوراب ژاوینا – رئیس سابق پارلمان و نامزد نخست وزیری- دیدار کرد. وی همزمان از رئیس جمهور گرجستان خواست تا از سمت خود استعفا دهد. بعداز آن جشن هایی برگزار و یک رئیس جمهور موقت تعیین شد. دادگاه عالی گرجستان انتخابات را ابطال نمود و انتخاباتی جدید در روز 4 ژانویه سال 2004 برگزار گردیده و در این انتخابات ساکاشویلی انتخاب و در روز 25 ژانویه به عنوان رئیس جمهور تازه سوگند یاد کرد.
انتخابات جدید پارلمانی نیز در روز 28 مارس سال 2004 برگزار شد. طرفداران ساکاشویلی از شیوه هایی فوق العاده برای به دست گرفتن کامل پارلمان با حمایت های گسترده آمریکا استفاده نمودند. سازمان های غیردولتی که از سوی آمریکا حمایت می شدند از جمله بنیاد جامعه باز جرج سوروس در گرجستان، خانه آزادی، بنیاد ملی دموکراسی نیز در این مساله دخیل بودند.
ریچارد مایلز نیز پس از آنکه از سال 1999 تا 2002 در بلگراد حضور داشت و موجبات سقوط دولت میلوسویچ را برعهده داشت از سال 2002 تا 2005 نیز سفیر واشنگتن در گرجستان بود تا خدماتی را که علیه میلوسویچ انجام داده بود در تفلیس تکرار کند.
"انقلاب نارنجی" اوکراین نیز با شیوه ای مشابه گرجستان و اکنون در ایران دنبال شد. بعد از آنکه ویکتور یاناکویچ در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری 21 نوامبر 2004 بر ویکتور یوشچنکو پیروز شد، وی این نتیجه را رد کرده و ادعای تقلب در انتخابات را مطرح کرد.
یاناکویچ دوستار باز کردن راه به سوی غرب بود اما خود را طرفدار روسیه نشان می داد و در برابر پیوستن به ناتو موضعی خونسردانه می گرفت. یوشچنکو که واشنگتن حامی وی بود، رئیس سابق بانک مرکزی اوکراین بود و همسرش تبعه آمریکا و یکی از مقامات دولت های ریگان و بوش بود. او طرفدار پیوستن به ناتو و عضویت در اتحادیه اروپایی نیز بود و در ستادهای انتخاباتی خود از رنگ نارنجی به صورت گسترده استفاده می کرد. رسانه ها به صورت گسترده اعلام می کردند که یک "انقلاب نارنجی" در برابر رژیم حمایت شده از سوی روسیه در حال انجام است.
بعد از اعلام نتایج انتخابات تظاهرات های گسترده خیابانی و نافرمانی های مدنی برنامه ریزی شد. این مساله با اعلام ابطال انتخابات دور دوم ریاست جمهوری اوکراین توسط دادگاه عالی به پیروزی رسید و این دادگاه تاریخ 26 رسامبر سال 2006 را برای برگزاری انتخابات جدید تعیین کرد. یوشچنکو در این انتخابات پیروز شد و در 23 ژانویه سال 2005 سوگند یاد کرد.
در این کتاب انگلداهل توضیح داده چگونه افرادی که در برنامه ریزی های انقلاب گل سرخ گرجستان نقش داشتند در اوکراین نیز تحت شعار " اکنون زمان آن است" حضور داشتند. وزارت امور خارجه آمریکا 20 میلیون دلار صرف آن کرد تا با کمک سازمان های غیردولتی ذکر شده در انقلاب گل سرخ رای دادگاه عالی اوکراین را برای ابطال انتخابات ریاست جمهوری به دست بیاورد.
در آگوست و سپتامبر سال 2007 "انقلاب زعفران" در میانمار با همان شیوه های به کار گرفته شده در گرجستان و اوکراین آغاز شد اما شکست خورد. این انقلاب با حضور گسترده معترضان و جنبش های دانشجویی ومخالفین دولت آغاز شد و در این انقلاب نیز به مانند گرجستان و اوکراین از اینترنت، پیام های کوتاه و بلاگ ها برای ارتباط دادن گروه های مخالفین استفاده می شد.
بنیاد ملی دموکراسی و بنیاد جامعه باز جرج سوروس با هماهنگی با وزارت امور خارجه آمریکا در این مساله همکاری داشتند. وزارت امور خارجه با همکاری این بنیادها رهبران مخالفان را برای انقلاب زعفران در کنسولگری آمریکا در تایلند آموزش می داد. بنیاد ملی دموکراسی که از رسانه های مخالف از جمله رادیوی صدای برمه حمایت می کرد اعتراف کرده است که تعدادی از معترضین خیابانی را در آمریکا آموزش داده بود.
آمریکا پیش از برگزاری المپیک پکن در چین تلاش داشت تا "انقلاب قرمز" را در تبت صورت دهد. جرج بوش رئیس جمهور سابق آمریکا به صورت عمومی با دالایی لاما در واشنگتن دیدار کرده و مدال طلای کنگره را به وی اهدا نمود و از استقلال و خودمختاری تبت حمایت نمود.
در روز 10 مارس راهبان تبتی به ساکنان چینی هان حمله کردند، همزمان نیز تعداد زیادی از راهبان در شهر لهاسا مرکز تبت تظاهرات کردند. آنها خواستار آزادی راهبانی بودند که پیش از آن بازداشت شده بودند. این راهبان به مناسبت اعطای مدال طلای کنگره آمریکا به دالایی لاما تظاهرات کرده بودند. دیگر راهبان نیز در چهل و نهمین سالگرد قیام مردم تبت برای کسب خودمختاری به معترضین پیوستند. نکته جالب در این رابطه حضور تعدادی از سازمان های غیردولتی آمریکایی از جمله بنیاد ملی دموکراسی و خانه آزادی، به همراه کمیته بین المللی برای تبت بود که تمامی آنها با وزارت امور خارجه و سیا رابطه داشتند.
در این کتاب آمده است تمامی موارد اعلام شده در بالا به دلیل خواست آمریکا برای تسلط بر منطقه اوراسیا بود. آنها قصد داشتند تا روسیه را به صورت نظامی و چین را به صورت اقتصادی از این منطقه حذف کنند.
بعد از برگزاری انتخابات 12 ژوئن-22 خرداد- در ایران و راه افتادن تظاهرات های خیابانی کارشناسان با توجه به سابقه آمریکا در منطقه و تاریخ روابط آن با ایران اعلام کردند که این نیز راهی برای تغییر رژیم حاکم بر تهران است.
خبرنگاران و کارشناسان خارجی مدعی شدند که در این انتخابات تقلب گسترده صورت گرفته و خواستار آن بودند که مانند اوکراین و گرجستان این انتخابات ابطال شود. عناصر مشابهی پیش از برگزاری این انتخابات فعال شده بودند. در 22 می سال 2007 برایان راس و ریچارد اسپوزیتو در شبکه ABC گزارش دادند: سیا تاییدیه ای از جرج بوش رئیس جمهور آمریکا گرفته است تا با راه اندازی یک جریان تبلیغاتی و دادن اطلاعاتی غلط و همچنین سندسازی، پول رایج ایران و همچنین معاملات مالی بین المللی آن را با اختلالاتی مواجه کند.
آنها قصد داشتند تا میان نخبگان سیاسی حاکم بر ایران اختلاف به وجود بیاورند. به گونه ای که محمود احمدی نژاد رئیس جمهور به همراه آیت الله سیدعلی خامنه ای رهبر معظم ایران در یک سوء و میرحسین موسوی، علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور پیشین به همراه آیت الله حسینعلی منتظری در سمت دیگر قرار داشته باشند و این در حالی بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیش از آن از احمدی نژاد حمایت کرده بود. نشانه هایی از دخالت آمریکا در این مورد وجود دارد.
کنت تیمرمن که پیش از این بنیاد دموکراسی برای ایران را ایجاد کرده و خود مدیر اجرایی آن بود در این مساله دخیل بوده است. وی با موسسه آمریکن اینترپرایز و همچنین پروژه قرن جدید برای آمریکا همکاری داشته است.
تیمرسون در پایگاه اینترنتی newsmax.com نوشته است بنیاد ملی برای دموکراسی میلیون ها دلار را در دهه های گذشته برای راه اندازی انقلاب های رنگی در اوکراین، صربستان هزینه کرده و سیاسیون آنها را با تکنیک های سازماندهی و ارتباطات آموزش داده است.
وی همچنین نوشته است که بنیاد ملی دموکراسی از ستاد میرحسین موسوی حمایت می کرده و این اقدام را از راه ارتباط با سازمان های غیر دولتی خارج از ایران انجام می داده است. این سازمان ها آماده بودند تا به محض اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران معترضین را سازماندهی کنند. همچنین موسوی پیش از اعلام رسمی نتایج انتخابات به شکل غیرمنتظره ای اعلام کرد که در این انتخابات به پیروزی رسیده است.
هنری کیسینجر به بی بی سی گفت که اگر انقلاب سبز در ایران به پیروزی نرسد باید اقداماتی از بیرون برای تغییر رژیم در ایران انجام گیرد و منظور وی انجام اقداماتی نظامی برای آن بود. جان بولتون در روز 12 ژوئن در مقاله ای در وال استریت ژورنال اعلام کرد اسرائیل باید برای از بین بردن تهدید هسته ای ایران بدون در نظر گرفتن نتیجه انتخابات در ایران وارد عمل شود و این در حالی است که هیچ مدرکی دال بر تهدید بودن برنامه های هسته ای ایران وجود ندارد.
آمریکا پیش از این در کودتای نظامی 1953 ایران دست داشت و در زمان انقلاب اسلامی 1979 از شاه در برابر مردم حمایت می کرد. در روز 17 ژوئن آسوشیتدپرس گزارش داد ایران به صورت مستقیم آمریکا را در مورد دخالت در عمیق تر شدن بحران متهم کرده است. در روز 21 ژوئن نیز شبکه پرس تی وی اعلام کرد سازمان تروریستی مجاهدین خلق ایران نقشی ویژه در بالا گرفتن موج خشونت ها در ایران داشته است. نیروهای امنیتی ایران اعلام کردند که تعدادی از عناصر این گروه را در اغتشاشات تهران بازداشت کرده اند.
آنها اعتراف کرده اند که پیش از انتخابات در اردوگاه اشرف تعلیماتی دیده بودند و از دفتر محاهدین خلق در انگلیس فرمان می گرفتند. در روز 20 ژوئن مریم رجوی رهبر آنها در پاریس برای هواداران خود سخنرانی کرده و با مردم ایران ابراز همدردی نمود.
آنی سینگلتون یکی از کارشناسان مسائل سازمان مجاهدین خلق ایران می گوید غرب به دنبال آن بوده است تا از این سازمان برای تغییر رژیم در تهران استفاده نماید. وی می گوید آنها قصد داشتند تا از گروه های اقلیتی از منافقین به همراه گروه های جدایی طلب در مرزهای ایران استفاده کنند تا "آتش این مساله را داغ نگاه دارند". شاید این افراد تعدادی از معترضین به نتایج انتخابات در ایران را در جریان اعتراضات خیابانی کشته باشند تا دولت را به عنوان مقصر آن حوادث، به کشتن مردم متهم کنند.
در روز 23 ژوئن دولت ایران با اخراج جان لین خبرنگار بی بی سی از تهران رسانه های غربی را به دست داشتن در ناآرامی های این کشور متهم کرد. لین به همراه خبرنگاران شبکه خبری سی ان ان متهم شدند که از اغتشاش گران حمایت کرده اند. دولت ایران این رسانه ها را به اتاق جنگ روانی علیه خود متهم کرد. در روز 17 ژوئن بی بی سی تصویری گرفته شده توسط لس آنجلس تایمز از طرفداران احمدی نژاد را بدون عکس وی نشان داد و مدعی شد که این افراد طرفداران موسوی هستند.
بی بی سی که از تاریخ 1922 راه اندازی شده در طول تاریخ حیات خود به دلیل آنکه مدیران آن را دولت تعیین کرده و نمی تواند عدم فرمانبرداری را تحمل کند، هموراه دست به اقداماتی از این دست زده است.
در همین حال خبرگزاری فارس در روز 22 ژوئن گزارش داد با توجه به عملکرد دولت انگلیس نمایندگان مجلس شورای اسلامی به دنبال کاهش روابط با لندن هستند. همچنین چهار جنبش دانشجویی اعلام کردند که قصد تجمع در برابر سفارت انگلیس در تهران را دارند و حتی تهدید کردند که مانند سفارت آمریکا آن را به اشغال خود در خواهند آورد.
حسن قشقاوی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز بدون تایید این مساله که امکان دارد سفیر انگلیس از تهران اخراج شود اظهار داشت: آنها – دانشجویان- می خواستند تا مانع از ادامه دخالت دولت انگلیس در امور داخلی کشورشان به دلیل نقش آن کشور در ناآرامی های خیابانی و حمایت از اغتشاش گران شوند.
با این حال در روز 23 ژوئن آسوشیتدپرس اعلام کرد که دو تن از دیپلمات های انگلیس به اتهام دخالت و جاسوسی در ایران از این کشور اخراج شده اند. همچنین تلویزیون دولتی ایران اعلام کرد که جنبش های دانجشویی در بیرون از سفارت انگلیس در تهران تجمع کرده و با سردادن شعارهای مرگ بر انگلیس و مرگ بر آمریکا پرچم های این دو کشور به همراه اسرائیل را سوزانده اند.
انگلیس نیز با اخراج دو دیپلمات ایرانی به این مساله پاسخ داد. بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد خواستار پایان دادن سریع به "بازداشت ها، تهدیدات و استفاده از زور" شد. ایرنا نیز به نقل از مقامات ایرانی این اظهارات دبیر کل سازمان ملل را رد کرده و وی را به دخالت در امور داخلی ایران متهم کرد. در روز 23 ژوئن اوباما اظهار داشت دنیا نمی تواند ببیند که ایران برای سرکوب مخالفان خود از زور استفاده کند و مدعی شد که آمریکا هیچ گونه دخالتی در امور داخلی ایران ندارد.
با این حال روزنامه USA Today در گزارشی اعلام کرد دولت اوباما به دنبال برنامه هایی برای حمیات از گروه های مخالف دولت ایران است. این برنامه ها همان برنامه هایی است که در زمان جرج بوش به صورت جنجالی دنبال می شد. در سال گذشته USAID بودجه هایی را برای "توسعه دموکراسی، حقوق بشر و حاکمیت قانون در ایران" در اختیار گروه های مخالف دولت ایران قرار داده است.
جیسون لپورد در روز 11 جولای در مقاله ای با عنوان "بودجه وزارت خارجه برای دموکراسی در ایران باید پوششی پنهانی داشته باشد" در پایگاه Countercurrents.org نوشت: از سال 2006 کنگره میلیون ها دلار برای برنامه مخفی وزارت خارجه برای تغییر رژیم در ایران صرف کرده است. وی در 30می 2007 اینترنشنال هرالد تریبیون نوشته بود: اصلاح طلبان ایرانی اعتقاد دارند که دموکراسی را نمی توان وارد نمود. آنها می گویند دموکراسی باید بومی باشد. آنها اعتقاد دارند بهترین کاری که واشنگتن می تواند برای دموکراسی در ایران انجام دهد، این است که آنها را تنها بگذارد.
در تاریخ 24 ژوئن برنت اسکوکرافت مشاور اسبق امنیت ملی آمریکا در دولت های ریگان و بوش پدر در گفتگو با شبکه خبری الجزیره اظهار داشت البته آمریکا به رغم آنکه با جمهوری اسلامی بیش از سی سال است که رابطه ای ندارد، اما مامورانی را در این کشور دارد که برای واشنگتن کار می کنند.
در روز 10 اکتبر سال 1990 در جریان آغاز عملیات طوفان صحرا برای آزاد سازی کویت، رسانه های آمریکایی تصویر دختر اشک آلودی را نشان دادند که برای اعضای کنگره صحبت می کرد. این دختر نیره نام داشت و تا مدت ها هویت اصلی وی اعلام نشد. این دختر به اعضای کنگره گفت که با چشمان خود دیده است که سربازان عراقی نوزادان را از گهواره های خود بیرون آورده و بر زمین های سرد گذاشته تا آنها بمیرند. بعدها معلوم شد که نیره نه تنها در کویت نبوده بلکه عضوی از خاندان سلطنتی این کشور است و دختر سعود ناصر الصباح سفیر کویت در واشنگتن بوده است. داستان های او دروغ بود اما کارساز واقع شد.
ندا –به معنای صدا در فارسی- اقا سلطان یک دختر جوان، زیبا و کشته شده در جریان ناآرامی ها تهران اکنون همان نیره کویتی است. ندا اکنون به نماد معترضین ایرانی بدل شده و گروهی در Face book وی را "فرشته ایران" می نامند. ویدوئهایی از نمای نزدیک وی را نشان می دهد که در آغوش پدرش- معلم موسیقی اش- در خیابان تیر خورده است. این حادثه موجب آن شد تا توجه تمام مردم دنیا به این مساله جلب شود. رسانه های غربی به صورت بیست و چهار ساعته تصاویر او را نشان می دادند و می گفتند که دولت ایران باعث مرگ وی شده است. در حقیقت نیره موجب شد تا وسیله ای برای جلوگیری از اشغال کویت و تصرف آن شود اما سوال اینجاست که آیا مرگ ندا می تواند تاثیری علیه ایران داشته و به فتح دیگری برای آمریکا در خاورمیانه منجر شود؟
مسائلی در مورد انتخابات ایران
علیرغم اینکه موسوی در زمان نخست وزیری اش یک تندرو و ضد غرب بود اما در زمان انتخابات به عنوان یک اصلاح طلب حاضر شد. هنوز هم هواداران وی نخبگان ایرانی، شهر نشینان طبقه متوسط، جوانان و دانشجویانی هستند که به دنبال رابطه بهتر با آمریکا هستند؛ آنها در مقابل موسوی احمدی نژاد را فردی تندرو می دانستند. هواداران او بیشتر شهر نشینان و حاشیه نشینان فقیر در سطح ملی بودند که نیاز شدیدی به خدمات اجتماعی وی با توجه به بحران مالی جهانی و پایین آمدن قیمت نفت داشتند.
ایا پیروزی احمدی نژاد قابل پیش بینی نبود؟ پیروزی موسوی به طور قطع غیرقابل پیش بینی بود. به خصوص اینکه وی به صورت نامزدی مستقل که بیش از بیست سال فقط در شهرهای بزرگ ایران فعالیت کرده بود، در این انتخابات شرکت کرده بود.
احمدی نژاد در مقابل به بیش از 60 شهر مختلف ایران سفر کرده بود. مساله دیگر در مورد ایران اجرای اصل 44 قانون اساسی است که می گوید اقتصاد باید از سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی تشکیل شود و تمامی صنایع مادر و بزرگ از جمله صنایع نفت و گاز باید در اختیار بخش خصوصی قرار بگیرد.
میرحسین موسوی در طول رقابت های انتخاباتی اعلام کرد باید از پرداخت یارانه های دولتی و خدماتی اجتماعی که احمدی نژاد در اختیار فقرا قرار می دهد، جلوگیری شود. وی همچنین اعلام کرد به خصوصی سازی سرعت می بخشد ولی هیچ اشاره ای به صنایع مادر و به ویژه صنایع نفت و گاز نکرد.
در این مرحله به نظر می رسید که آمریکا در حال برنامه ریزی برای تغییر رژیم در ایران باشد. به همین دلیل نیروهای سپاه پاسداران، بسیج و نیروهای امنیتی برای جلوگیری از اجرای خواست آمریکا در خیابان ها حضور داشتند.
جرج فریدمن که یک آژانس امنیتی خصوصی را اداره می کند در روز 23 ژوئن در این رابطه نوشت: این به چه معناست... دور دوم از ریاست جمهوری احمدی نژاد به رقابت میان اصولگرایانی خواهد گذشت که ساختار سیاسی ایران را در اختیار دارند... ایران به سختی بتواند وحدت داخلی لازم را برای مواجه با سیاست های پیچیده آمریکا به دست بیاورد، دولت اوباما نیز بر روی همین مساله تمرکز کرده و امتیازات لازم را از آن به دست خواهد آورد. تلاش های واشنگتن بر آن است تا دولتی دست نشانده را در ایران بر سر کار آورد و دولتمردان در تهران نیز به خوبی بر این مساله واقف هستند.
انگدهال در کتاب خود نوشته است که کارشناسان آمریکایی با توجه به انقلاب اطلاعاتی اعتقاد دارند که باید از آن برای سیل مردمی در برابر دولت ها استفاده کرد. استفاده از اینترنت، تلفن همراه و همچنین شبکه های خبریمی تواند مردم را تهییج کرده و این مساله کلیدی در شیوه های جنگی خواهد بود.
جان آرکوییلا و دیوید رانفیلد در سال 1993 اعلام کرده بودند که "جنگ اطلاعاتی در راه است." آنها اعتقاد داشتند که جنگ دیگر آن نیست که چه کسی نیرو و ابزار آلات بیشتری را به میدان آورده باشد بلکه پیروزی از آن کسی است که اطلاعات بیشتری را در مورد میدان نبرد در اختیار داشته باشد.
آنها اعلام کرده بودند که با تهییج مردم و به راه اندازی انقلاب های رنگی می توان بر حکومت های مختلف سلطه یافته به آنچه که می خواهیم بدون خشونت دست بیابیم. همین استراتژی در مورد ایران نیز به کار گرفته شد. در طول سی سال گذشته آمریکا نشان داده که خواهان تغییر رژیم جمهوری اسلامی است. ایران آخرین کشور بزرگی است که آمریکا در آن نقطه از جهان می خواهد بر آن سلطه ای غیر قابل چالش داشته باشد. اگر این درگیری های اخیر پایان یابد باید منتظر تلاش مجدد آمریکا برای سلطه بر ایران بود زیرا امپریالیست بزرگ از این راه انصراف نخواهد داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات