تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۷  ، 
کد خبر : ۱۰۷۸۳۱
بهانه‌گیری انتخاباتی در لبنان شدت می‌گیرد

عقده نداشتن حمایت مردمی در مسیحیان 14 مارس

ابراهیم الامین اشاره: حمله شدید حزب کتایب به سلاح مقاومت تاثیری بر اصل موضوع ندارد. کتایب اکنون تبدیل به حزبی شده که بیشتر اعضای آن به سمت قوات لبنان به رهبری جعجع می‌روند چرا که قوات لبنان بیشتر از کتایب در مسایل داخلی لبنان فعالیت دارد. با این حال حمله اخیر کتایب به حزب‌الله بیانگر یک حقیقت است: جریان 14 مارس در آستانه انتخابات پارلمانی دیگر دستاویزی برای جلب حمایت مردمی به جز حمله به مقاومت و سلاح آن ندارد.

آنچه در گردهمایی اخیر حزب کتایب گفته شد در مقایسه با سخنان رد و بدل شده در میان رهبران 14 مارس چیز مهمی نبود. برخی از رهبران 14 مارس با مقاومت به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی لبنانی نبوده و تابعیت این کشور را ندارند. این گروه سعی می‌کنند نزد هواداران خود تفکری را ایجاد کنند که این تلاش پیش از این یک بار شکست خورده است.
در دهه هفتاد میلادی و در بحبوحه جنگ داخلی، نیروهای تندرو مسیحی دست به چنین اقدامی زدند و این موضوع در نهایت باعث شد تا مسلمانان از طرف این گروه‌ها کاملا پراکنده شوند و خود مسیحیان نیز از چنین تفکرات جنون‌آمیزی زده شده و به سکوت روی آوردند. پس از آن بود که سخنانی دال بر حمایت از دولت و اعتبار بخشیدن به آن از طرف میشل عون بروز یافت و مسیحیان همانطور که انتخابات میاندوره‌ای در منطقه المتن نشان داد، به طرف عون رفتند.
رفتار دو گانه
هنگامی که اسراییل در سال 2006 به لبنان حمله کرد، هواداران مقاومت از بی‌طرفی مسلمانان 14 مارس در قبال اهداف دشمن تعجب نکردند بلکه بیشتر از این موضوع تعجب کردند که مسیحیان با اسراییل و اهداف آن مخالفت کردند. این حمایت پس از آن تبدیل به رفتاری سیاسی در قبال دستاوردهای مقاومت شد و مسیحیان اینگونه نشان دادند که دستاوردهای حزب‌الله در آن جنگ متعلق به تمامی لبنانی‌ها است. بدین ترتیب مشکل بزرگی برای گروه 14 مارس در مخاطب قرار دادن هواداران مسیحی خود ایجاد شد. به عنوان مثال سمیر جعجع در آن زمان گفت: «چگونه است که برخی مسیحیان با مقاومت هستند در حالیکه مسلمانان خط مشی ما را در قبال رابطه با سوریه و غرب در پیش گرفته‌اند.
جعجع در این گونه سخنان سعی داشت نشان دهد که او هیچگونه تغییری در لحن سخن و باورهای خود نداده و این مسلمانان 14 مارس هستند که به سمت او آمده‌اند نه اینکه جعجع به سمت آنها رفته باشد. با این حال چنین فخرفروشی کافی نبود و مسلمانان 14 مارس از او این سوال را می‌پرسیدند که چگونه مسیحیان با سخنان او احساس نزدیکی نمی‌کنند.
به همین دلیل هم و غم اصلی مسیحیان 14 مارس تبدیل به آن چیزی شد که امروزه «بازگشت اعتبار مسیحیان» نام نهاده شده و در این راه تلاش می‌شود تا با موضعگیری‌هایی علیه مقاومت و ریشه‌های عربی لبنان، محبوبیت این گونه نیروها افزایش یابد.
بدین ترتیب می‌توان دستورکار رسانه‌های 14 مارس را درک کرد، هر چند دیدار اخیر میان سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله و سعد حریری رهبر جریان المستقبل و تماس‌های آنها، مانع موضعگیری‌های تند علیه مقاومت و حزب‌الله شده است.
اکنون گروه 14 مارس در شرایطی قرار گرفته که مشخص نیست دشمن واقعی آن کدام است. آیا آشتی داخلی ایجاب می‌کند تا این گروه حملات خود علیه مقاومت را متوقف کند؟ آیا این تفاهم‌های داخلی باید باعث نزدیکی جریان اکثریت به اپوزیسیون شود؟
اگر مسلمانان 14 مارس با مشکلی اساسی در جهت‌گیری‌های خود مواجه شده باشند، مسیحیان این گروه چنین مشکلی را ندارند و بر این باور هستند که می‌توانند پشت شعار «خلع سلاح مقاومت» پنهان شده و تبلیغات انتخاباتی خود را پیش ببرند. یا اینکه به موضعگیری‌های سنتی خود علیه فلسطینیان و سوری‌ها روی بیاورند. این در حالیست که گروه 14 مارس در برخورد با مسئولان امنیتی مصری یا عربستانی کرنش کرده و شعارهای خود را فراموش می‌کنند. آیا مسیحیان در چنان شرایط دشواری هستند که می‌توان آنها را به سمت شعارهای تند و خطرناک علیه مقاومت کشاند؟
فضای حاکم بر لبنان چنین چیزی را نشان نمی‌دهد و انتخابات پارلمانی آتی می‌تواند تا حدود زیادی جهت‌گیری سیاسی مسیحیان را نشان دهد. در این میان پرونده رابطه با سوریه و مقاومت تبدیل به سرفصلی شده که رهبران 14 مارس را در تنگنا قرار داده است. اگر میشل عون مطمئن بود که مسیحیان علاقه‌ای به برقراری روابط مناسب با سوریه ندارند، هرگز دست به سفر به دمشق نمی‌زد یا حداقل این سفر را تا پس از انتخابات پارلمانی به تعویق می‌انداخت. وی مطمئنا قصد ندارد دست به اقدامی بزند که هواداران خود را در آستانه چنین انتخابات مهمی از دست بدهد.
آیا تصویری که جعجع و جمیل سعی در ترسیم آن دارند، تصویری صحیح و واقع‌بینانه از داخل مسیحیان است؟
14 مارس حامی مالی سلفی
در عین حال یک سیاستمدار لبنانی، گروه 14 مارس از جمله «جریان المستقبل» به رهبری «سعد الحریری» را حامی مالی جریان سلفی تکفیری دانست.
«خالد الرواف» دبیر کل جنبش ناصری‌های دموکرات لبنان ضمن انتقاد از گروه 14 مارس به علت ادامه اتهام‌زنی سیاسی به سوریه، اظهار کرد: اعترافات سلفی‌های تندرو که پنجشنبه شب گذشته از تلویزیون سوریه پخش شد و به دریافت پول از گروه المستقبل جهت ترور، اقدامات خرابکاری و بمب‌گذاری در سوریه و لبنان اعتراف کردند خود موید مسائل و رویدادهای صورت گرفته است.
وی با بیان این که این گروه سلفی که وابسته به گروه تروریستی فتح‌الاسلام بودند امنیت لبنان و سوریه را به خطر انداختند افزود: تاسف‌بار است که گروه 14 مارس در لبنان با متهم کردن سوریه به تلاش برای پیشی گرفتن از دادگاه بین‌المللی در خصوص قضیه ترور «رفیق الحریری» نخست‌وزیر سابق لبنان، بخواهد اعترافات سلفی‌ها را تکذیب کند.
این سیاستمدار لبنانی گفت: در حالی که مسئولان سوری تلاش می‌کنند تا این مشکل را از راه‌های قانونی حل کنند اما جریان المستقبل درصدد وارد کردن اتهامات علیه سوریه است.
وی جریان المستقبل را مسئول حمایت از جریان سلفی تکفیری دانست و پیش‌بینی کرد که این مسئله بر گفت‌و‌گوهای ملی در لبنان تاثیر بگذارد.
الرواف در عین حال افزود: اعترافات تندروهای جریان سلفی در خصوص حمایت مالی جریان المستقبل از آنان، از جمله موضوعات مورد بررسی در گفت‌و‌گوی ملی لبنان نخواهد بود بلکه در این گفت‌و‌گوها، راهبرد دفاع از لبنان و ساخت کشوری عادل و مقتدر برای تقویت وحدت داخلی در مقابله با طرح‌های جدید استعماری در منطقه بررسی خواهد شد.
دبیر کل جنبش ناصری‌های دموکرات لبنان با بیان این که طرح جریان سلفی تکفیری که امنیت لبنان و سوریه را مختل کرده پیچیده است؛ خاطرنشان کرد: این جریان از سوی یک کشور عربی میانه‌رو از نظر آمریکا در منطقه حمایت می‌شود.
وی گفت: اقداماتی از قبیل کار گذاشتن مواد منفجره و کشتن افراد بیگناه در سوریه یا لبنان به هیچ‌وجه در مسیر مبارزه با رژیم اشغالگر اسرائیل قرار ندارد.
دبیرکل جنبش ناصری‌های دموکرات لبنان خاطرنشان کرد: مجریان این حملات درصددند سوریه را عامل چنین حملاتی معرفی کنند در حالی دمشق ضمن حمایت از صلح و آرامش و با هدف جلوگیری از تجزیه لبنان، ارتش را متحد و از مقاومت لبنان حمایت کرد.
عاملان انفجار القزاز دمشق در اعترافات خود که پنجشنبه شب گذشته از تلویزیون سوریه پخش شد، به دریافت پول از گروه المستقبل به رهبری «سعد الحریری» اعتراف کردند.
آنها همچنین اعتراف کردند وابسته به گروه تروریستی فتح‌الاسلام بودند.
بیست و هفتم سپتامبر برابر با ششم مهرماه بر اثر انفجار یک دستگاه خودروی بمب‌گذاری شده در جاده «المتحلق» جنوبی در دمشق پایتخت سوریه 17 نفر کشته و 65 نفر زخمی شدند.
به دنبال این اعترافات، دبیرخانه جناح چهارده مارس اظهارات افراد بازداشت شده این شبکه درباره دریافت پول از جریان المستقبل را تلاش نظام سوریه برای فرار از مسئولیت خود در ترورهایی که در لبنان رخ داده است؛ توصیف کرد این در حالی است که جناح 8 مارس اظهارات اعضای این شبکه را واقعیتی انکارناپذیر دانستند و تشکیل کمیته تحقیق مشترک سوریه و لبنان را خواستار شدند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات