تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۵  ، 
کد خبر : ۱۰۷۹۰۷
بازخوانی پرونده توهم تقلب

خواص مردود شده؛ قطعه‌ای از پازل یک کودتا

فاطمه صناعی

اهانت زیر پوست قانون‌گرایی
88 روز پیش فردی کاندیدای ریاست جمهوری شد که مهم‌ترین شعارش قانونگرایی بود، او شدیدا بر این شعار پافشاری می‌کرد و خود را نگران اجرا نشدن قانون در جامعه نشان می‌داد.
عمر این قانونگرایی و صداقت تا 22 خرداد بیشتر کفاف نداد؛ هفدهم خرداد میرحسین موسوی در یک برنامه پخش مستقیم "همفکری و تعامل " با مهدی کروبی و به دنبال اعاده حیثیت خود پس از "مناظره " با محمود احمدی‌نژاد، در کنار توهین‌های مستقیم و روشن به شخص رئیس جمهور، شعور مردم را به بازیچه می‌گیرد و در حالی به احمدی‌نژاد دروغگو می‌گوید که سربرگ صفحه آمار وزارت کشور را تغییر می‌دهد و آن را آمار دیگری عنوان می‌کند.
لحظات پایانی از حالت طبیعی خارج می‌شود و با عصبانیت تمام شروع به مشاجره لفظی با مجری برنامه می‌کند که "...وقتی ایشان اینجا دروغ می‌گوید هیچ کس یقه‌اش را نمی‌گیرد... پول دارد و همه جا حرف می زند... ولی شما یقه من را می گیرید. اصلا سه برابر وقت من به ایشان بدهید هرچه دروغ دلشان می خواهند، بگویند. ایشان خجالت نمی کشند که هر دروغی را به مردم می گویند و مملکت را به فنا کشیده اند.... ایشان همه جا صحبت می‌کند و تهمت می‌زند و صدا و سیما، سایت‌ها و پول‌ها هم در اختیارش است... "
در همین راستا وهمیات میرحسین موسوی ادامه دارد و او با پشتوانه 2 هزار شکایت مردمی برای تشکیل حزب ابراز وجود کرده است، در حالی که تا چندی دیگر با به جریان افتادن پرونده‌اش در محاکم قضایی باید خود را برای حضور در دادگاه آماده کند. (روزنامه کیهان ـ سوم تیرماه 1388)
عبور از کلام نافذ رهبری
این در حالی‌ست که بسیاری از قربانیان حوادث اخیر به وضوح اعلام کرده‌اند که میرحسین موسوی را عامل اصلی جنایات و فجایع اخیر می‌دانند و در همین زمینه نیز بیش از 2 هزار شکایت مردمی از طرف خانواده‌های کشتگان و مصدومان به مراجع ذی‌ربط ارسال شده است.
جمعی از حقوقدانان و دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) در نامه خود خطاب به مرتضوی، دادستان تهران با توجه به این سخنان موسوی در بیانیه‌ها و مناظره‌ها تقاضای رسیدگی به این بزه را مطرح و برای موسوی اعلام جرم کرده و اظهار داشتند: طبق بند ب ماده 65 آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری، ماده 66 قانون مذکور، با توجه به وقوع این توهین به صورت علنی ‌و با توجه به متن صریح ماده 609 قانون مجازات اسلامی که اشاره می‌کند: "هر کس با توجه به سمت یکی از رؤسای سه قوه... یا وزرای در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید به سه تا شش ماه حبس و یا 74 ضربه شلاق ویا 50 هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌گردد "؛ جناب آقای موسوی مجرم است و باید محاکمه شود.
این افتراها و تهمتها به دولت نهم و شخص رئیس جمهور حتی پس از خطبه‌های تاریخی مقام معظم رهبری در نماز جمعه 29 خرداد که فرمودند: "متأسفانه برخی مواقع مناظره‌ها حالت تخریبی پیدا می‌کرد و به سیاه‌نمایی افراطی خدمات دولت فعلی و در مقابل‌ سیاه‌نمایی عملکرد دولت‌های قبلی کشیده می‌شد و در میان طرفداران نامزدها التهاب و نگرانی ایجاد می کرد " و همچنین سخن دیگر ایشان که بیان داشتند: " یک طرف به رئیس جمهور قانونی کشور، صریح‌ترین و خجالت‌آورترین اهانت‌ها و تهمت‌ها را بیان می‌کرد و با پخش کارنامه‌های جعلی برای دولت، رئیس جمهور متکی به آرای مردم را دروغگو، خرافاتی و رمال می‌نامید. " بسنده نشد!
موسوی پس از اعلام نتایج انتخابات اظهار داشت: "نتایجی که اعلام شد، بهت‌آور است. اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می دهم که تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نخواهیم شد... . ما با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آن را آلوده است، مبارزه می کنیم. "
تحریف و تخریب با توهم تقلب
همچنین بیانیه شماره 9 خود را پس از تایید نهایی نتیجه انتخابات دهم از سوی شورای نگهبان این طور آغاز کرد: " همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ ‌کس را جلب نکرد و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. "
عطاء‌الله بیگدلی، یکی از حقوقدانان برجسته کشور در این باره می‌گوید: طبق بند 9 ماده 33 قانون انتخابات ریاست‌جمهوری تقلب در انتخابات جرم به شمار می‌رود و طبق ماده 697 قانون مجازات اسلامی اگر کسی عملی را صراحتاً به شخص دیگری نسبت دهد که آن عمل جرم باشد، خود این اقدام جرم افترا‌ست.
موسوی باز هم در این بیانیه اظهار داشت: " در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ ‌کس نباید صدمه ببیند، اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. "
این در حالی ست که موسوی در بیانیه های قبلی خود نیز بر "صدمه ندیدن " تاکید کرده بود و دقیقا بعد از یکی از بیانیه های او خیل طرفد ارانش در میدان آزادی جمع شدند و خود نیز در آن جمع حضور یافت و پس از اتمام سخنان او تعدادی از آشوبگران و هواداران افراطی او به جان مردم بی گناه افتادند.
تخریب صدها دستگاه اتوبوس و وسیله نقلیه عمومی، آتش زدن وسیع بانک‌ها، شکستن شیشه‌های منازل مردم و در نهایت جنایت مهدکودک "آوای باران " نمونه‌ای از کارنامه 25 خرداد 88 آشوبگران و اغتشاشگران ست.
طبق آمارهای رسمی فجایع 25 خرداد به کشته شدن حداقل هفت انسان بی گناه، 36 زخمی و تخریب گسترده اموال عمومی و... انجامید.
مسئول گروه حقوقی مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق(ع) در این باره می‌گوید: بر هم زدن امنیت کشور موضوع ماده 498 قانون مجازات اسلامی، تبلیغ علیه نظام موضوع ماده 500 قانون مجازات اسلامی و تحریک مردم به جنگ و هشدار موضوع ماده 512 قانون مجازات اسلامی از جمله جرائمی‌ست که اخیرا در کشور اتفاق افتاده است.
وی همچنین معتقد است: اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرائم ضد امنیت داخلی کشور موضوع ماده 610 قانون مجازات اسلامی، اخلال در نظم عمومی موضوع ماده 618 قانون مجازات اسلامی، مزاحمت برای زنان و اطفال موضوع ماده 619 و مسئله‌ای که در کشور در روزهای اخیر به فراوانی واقع شده تخریب، موضوع مواد 675، 676، 677، 683،687 و 689 قانون مجازات اسلامی‌‌ست که از جمله جرائم به وقوع پیوسته اخیر در تهران است.
در بیانیه شماره 9 میرحسین موسوی برتوقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی تاکید شده است؛ در حالی که معلوم نیست اگر نیروهای انتظامی و امنیتی در وقایع اخیر حضور پیدا نمی‌کردند، باید تا چه حد شاهد خسارت‌های مالی و جانی می‌شدیم!
موسوی پس از بیانیه‌ شماره 9 که کلامش را بی‌نفوذ و بدون اثر یافت، مدتی را طبق عادت 20 سال گذشته‌اش سکوت کرد و با رفتارهایش سعی در اغنای طرفداران و پابند کردن آنها داشت؛ به همین منظور تصمیم به تجمع در مساجد و تکایا با نماد سوگواری می‌گیرد تا با نشانه گرفتن احساسات و عقاید مذهبی مردم، همچنان از جمع پراکنده خود محافظت کند.
سید محمدجواد ابطحی، نماینده مردم خمینی شهر با اشاره به اینکه مشاور بنی‌صدر پس از غائله 14 اسفند می‌گفت که اشتباه ما این بود که حرکت ما مذهبی نبود، ‌اظهار داشت: عده‌ای در فتنه جدید با رویکرد مذهبی وارد صحنه شدند.
اما این اجتماعات تا آنجا که مردم لمس کردند، جز نگرانی، پریشانی، اضطراب چیزی در پی نداشت.
در همین راستا تجمعات غیرقانونی که جز اختلال در شهر نتیجه دیگری دربر نداشت، به نام همایش همزمان با مناسبت‌هایی برگزار شد تا اینگونه جلوه کند که پس از این مردم برای هر مناسبت تاریخی ، گوش به زنگ باشند و احساس خطر کنند که خیابان‌ها به هم می‌ریزد.
جواد امام، رئیس ستاد تبلیغاتی میر‌حسین موسوی از تمام طرفداران او از پیر و جوان در خواست کرد تا به منظور خنثی کردن توطئه ها و اعلام همبستگی با میر‌حسین موسوی بپا خیزند و در این اجتماع پرشکوه شرکت کنند.
جای سئوال است که کدام توطئه با جمع حامیان موسوی خنثی می‌شود و آیا منظور وی از خنثی شدن، به آتش کشیدن اماکن عمومی و هرج و مرج در خیابان‌هاست؟
وقتی حباب‌ها ترکید
پس از برگزاری چند همایش به زعم طرفداران موسوی و با سپری شدن زمان، نوبت به دادگاه عوامل اغتشاش رسید؛ شاید هیچ کس از ابطحی و عطریانفر توقع نداشت اینگونه صحبت کنند.
محمد‌علی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز در سخنان خود در جلسه علنی دادگاه رسیدگی با اشاره به جرائم پس از انتخابات می‌گوید: زمانی که قرار بود موسوی مدارک مربوط به بحث تقلب در انتخابات را مطرح کند به خاطر دارم در جلسه مجمع روحانیون مبارز وقتی بحث ارائه مدارک تقلب در انتخابات مطرح شد یکی از دوستان که قبلا وزیر کشور هم بود گفت‌ همه این مدارک "اگر جمع شود و درست باشد، 700 هزار رای بیشتر نمی‌شود "، بنده وقتی از موسوی به عنوان هندوانه سربسته یاد کردم به خاطر همین توهمات بود که در موسوی وجود داشت که وی امکان تقلب 11 میلیونی را امکان‌پذیر می‌دانست.
وی ادامه می‌دهد: موسوی در بسیاری از موارد می‌گفت من طرفدار مردم مسلمان هستم، این درحالی‌ست که این آشوب‌ها دلبستگی‌های مردم مسلمان را نسبت به ایران قطع کرد، موسوی می‌گفت که من طرفدار خط امام هستم و همیشه روی نظام و امام تاکید می‌کرد، بنده می‌گویم که هیچ کس نمی‌تواند روی امام و نظام تاکید کند ولی در عین حال کوچک‌ترین عملی انجام دهد که نظام را هم به خطر بیندازد، چرا که امام فرموده‌اند حفظ نظام از اوجب واجبات است.
ابطحی تاکید دارد: به همه دوستان می‌گویم و همه دوستانی که صدای ما را می‌شنوند بدانند که موضوع تقلب در ایران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعی بود تا آشوب‌ها شکل بگیرد تا ایران همانند افغانستان و عراق بشود، تا جایی که کشور دچار آسیب و سختی بشود.
عضو مجمع روحانیون مبارز با اشاره به حضور خود در برخی راهپیمایی‌های غیرقانونی خیابانی اعتراف می‌کند: کار بدی کردم که در راهپیمایی‌ها شرکت کردم اما کروبی به بنده گفت که ما با این رای کم نمی‌توانیم مردم را به خیابان‌ها دعوت کنیم، اما خود برویم تا به نوعی اعتراضمان را نشان بدهیم.
وی می‌گوید: موسوی به کروبی پیغام داده بود که من چیزی برای از دست دادن ندارم، موسوی اگرچه چیزی برای از دست دادن نداشت اما با توجه به رای 13 میلیونی با این پیگیری آشوب‌ها خیلی‌ چیزها را از دست داد و ما افتخار این حضور 40 میلیونی را از دست داده و آن را خدشه‌دار کردیم ما می‌توانستیم در دنیا بهتر از این باشیم.
عضو مجمع روحانیون مبارز معتقد است: اینکه بنده این شجاعت را پیدا کردم که دیدگاه‌های خود را بگویم خوشحال هستم؛ توهماتی که موسوی از ابتدا داشت و پس از انتخابات به صورت امروزی درآمد، مهم‌ترین این توهمات را می‌توان اعلام پیروزی خود توسط موسوی دانست و از آن بدتر پس از دیدن فاصله 11 میلیونی رای، باز هم وی روی تقلب تاکید کرد.
ابطحی می‌گوید: اینکه کسی 11 میلیون اختلاف را به عنوان تقلب و به جامعه ارائه کند نشان دهنده این است که وی جامعه را نمی‌شناسد، چیزی که بنده قبل از انتخابات به عنوان هندوانه سربسته از موسوی یاد کردم.
محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران هم می‌گوید: بنده به لحاظ نسبتی که با جریان اصلاح‌طلبی دارم، گرچه به صفت شخصی نقش من در برگزاری رقابت انتخاباتی کاملا محدود بود اما در نسبت کلی با اصلاحات به قصور و تقصیر خود اعتراف دارم.
این سخنان در دادگاه در حالی مطرح شد که عطاالله مهاجرانی در گفتگو با بی‌بی‌سی در تلاش برای کاهش اثرگذاری اعترافات اخیر مدعی ‌شده است: اینها عطریانفر و ابطحی نبوده‌اند.
اما عطریانفر هم در سخنانش اعلام کرد که ما خودمان هستیم که اکنون اعتراف می‌کنیم.
عطریانفر هم به دوستان دوم خردادی خود گفت که امروز در نقطه‌ای قرار گرفته که به خطای گذشته خود اعتراف می‌کند و تبعیت از حر ابن یزید ریاحی که در جریان عاشورا که در برابر امام زمان خود ایستاد اما با آگاهی از اشتباه خود متواضعانه سر تعظیم و تکریم در برابر امام حسین (ع) فرود آورد، از گذشته نادم و پشیمان است.
ادعای تقلب این بار در دادگاه
پس از نخستین جلسه دادگاه متهمان اغتشاشات اخیرموسوی بیانیه شماره 10 خود را صادر و در آن مدعی‌ شده است: "اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند. "
موسوی این بار از واژه "تقلب " برای دادگاه استفاده کرده و دادخواست را سخیف خوانده و ادامه می‌دهد: "صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست، از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند، اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. "
این در حالی است که ابطحی در ادامه دادگاه تاکید کرده است: اصلی‌ترین اتفاقی که در این انتخابات افتاد و البته در طول این برگزاری، قبل و بعد از انتخابات هم مطرح بود، مسئله تقلب است؛ بنده البته جایی مطرح کردم که تقلب یک اسم رمز آشوب شده است که در آن لشکرسازی برای تقلب وجود داشت و تمرین پهن شدن مردم هم در خیابان‌ها هم در آن موجود بود.
عطریانفر هم تاکید می‌کند که بر اساس نگرش کارشناسانه می‌گوید تقلب در انتخابات در کشور ما غیر ممکن است و بر همین اساس تصریح می‌کند: کسانی که چهره شناخته شده هستند باید در موضع گیری محتاط عمل کنند و اگر از اقدام آنها مرزبندی با رهبری استشمام شود، عوارض غیرقابل جبرانی دارد و قطعا چنین موضع گیری نادرست است.
ادعای تقلب در 11 میلیون رای، تقلب در اعتراف‌کنندگان، تقلب در شیوه دادگاهی که در انظار عمومی بود، تقلب در حرف‌های کسانی که لب به اعتراف گشوده‌اند و تقلب در همه چیز و همه چیز، کمی تقلب به نظر نمی‌رسد؟!
اما این که سرمنشا طرح این همه تقلب کجاست را می‌توان از لابه‌لای سخنان و اعترافات فهمید.
ابطحی می‌گوید: پس از انتخابات هاشمی رفسنجانی، موسوی و خاتمی در جلسه مشترکی هم‌قسم شدند که پشت یکدیگر را خالی نکنند و بنده نمی‌دانم که این تنها نگذاشتن و یاری کردن یکدیگر پس از 11 میلیون فاصله برای چه بود.
وی می‌افزاید: مثلث حامی تقلب را موسوی و هاشمی و خاتمی تا روز دوشنبه‌ای که بنده بیرون بودم، حمایت می‌کردند و دلایل موسوی در خوشبینانه‌ترین حالت این است که وی جامعه ایرانی را نمی شناخت.
عضو مجمع روحانیون مبارز تاکید می‌کند: شاید خاتمی دلیل خود را داشت، موسوی شاید کشور را نمی‌شناخت ولی خاتمی با همه ارادتی که به وی دارم اتفاقا برعکس همه مسائل را می‌دانست، توانایی و اقتدار مقام معظم رهبری را می‌شناخت اما به خاطر اتفاقات موسوی را همراهی کرد که این همراهی خائنانه بود.
عضو مجمع روحانیون مبارز با بیان اینکه موضع هاشمی رفسنجانی موضعی انتقام‌گیرانه بود، می‌گوید: موضع هاشمی نسبت به احمدی‌نژاد موضعی انتقام‌گیرانه بود و دلایل این انتقام‌گیری هم در سه یا چهار سال گذشته شکل گرفته بود که در مناظره‌ها هم قوی‌تر شد و علاوه بر احمدی‌نژاد، مواضع هاشمی یک نوع مقاومت و انتقام نیز از رهبری تلقی می‌شود که البته نامه وی هم خود نشانه‌ای بر این فضاست. هاشمی در ذهن خود قصد انتقام از احمدی‌نژاد و مقام معظم رهبری را داشت؛ این‌ها همه مسائلی بود که در ذهن موسوی به عنوان توهم شکل گرفته بود.
وی با اشاره به نقش مجمع روحانیون مبارز خاطرنشان می‌کند: واقعا مجمع روحانیون منتسب به امام و انقلاب بود، بنابراین حداقل باید این انتصاب را نگه می‌داشت.
عطریانفر هم به نامه هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری در آستانه انتخابات دهم اشاره کرده و می‌گوید: بنده نسبت به نامه آقای هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب نقد داشتم و اگر مورد مشورت ایشان بودم می‌گفتم که این نامه با این ادبیات هرگز برای انتشار سراسری مناسب نبود.
این در حالی‌ست که برخی منابع خبری از حذف ابطحی و عطریانفز از دایره اصلاحات خبر می‌دهند!
پس از اعترافات عطریانفر و ابطحی در نخستین جلسه دادگاه متهمان اغتشاشات اخیر، جمع زیادی از رجال سیاسی اعم از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مسئولان استانی، کارشناسان سیاسی، خواهان مجازات ریشه این اغتشاشات و خونریزی‌ها شدند؛‌ اما اینکه آیا دستگاه قضا وارد حوزه "خواص مردودشده " می‌شود یا نه و تا کجا ادامه می‌دهد، سئوالی‌ست که ذهن خواص و عوام را به خود مشغول کرده است!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات