تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۲  ، 
کد خبر : ۱۰۷۹۱۱
به مناسبت سومین سالگرد جنگ 33 روزه لبنان

گزارش «کنیست» از جنگ 33 روزه لبنان (بخش پانزدهم)

ترجمه: مرتضی حسینی فاضل تهیه و ویرایش: محمدعلی صمدی

با توجه به آنچه گذشت، توصیه می کنیم با تحقیق و بررسی عملکرد دیگر دستگاههای مرتبط با روند جنگ، در طراحی اندیشه عملیاتی و اجرایی ارتش ، شیوه اجرا و نیز تحول آفرینی در شیوه کار بازنگری شود. باید به خطرات ناشی از امکان لغزش و انحراف در به کارگیری این ابزارها و انتخاب زبان مناسب برای سطح عالی استراتژیک از سوی سطوح پایین دستی فرماندهی اذعان نماییم و یادآور می شویم که نباید اجازه بدهیم چنین وضعیتی پیش آید. به همین دلیل ، ضروری ات زبان به کارگرفته شده و اندیشه های میدانی و تاکتیکی، از ویژگی وضوح و تعیین کنندگی برخوردار باشند تا بتوان هماهنگی موجود میان سطوح فرماندهی را حفظ نمود تا از بروز آشفتگی و هرج و مرج جلوگیری شود.
همچنین ستاد کل ارتش و شورای امنیتی کابینه باید به صورت نوبه ای از درستی اقدامات نظامی ارتش اطمینان حاصل نمایند. این مهم از راه کارآمد سازی نیروها در بالاترین میزان خود، حفظ سطح بالای تسلیحات پیشرفته و پشتیبانی های لجستیکی بر اساس اقتضای طرح های نظامی امکان پذیر می باشد. چراکه این امور از پیش شرط های موافقت با انجام یک مأموریت جنگی می باشند.
توصیه دیگر ما این است که در بازخوردهای میدانی شیوه کاری کنونی ارتش بازنگری شود. همچنین میزان تعامل این بازخوردها با مبانی جنگ، شرایط اساسی ژئو استراتژیک، مبانی اخلاقی جنگ در اسرائیل و نیز میزان تعامل بازخوردها با نظریه امنیتی اسرائیل بازنگری شود. همچنین می توان با احتیاط فراوان، برای افزودن مؤلفه های جدید به این شیوه رزمی، کوشید. البته این امر باید در چارچوب های شناخته شده نظری و نیز با توجه به تغییرات رخ داده در نوع رویارویی های نظامی و تحول صورت گرفته در نظریه جدید جنگ انجام شود. از جمله می توان این مؤلفه را اضافه کرد: عملیات های فعالی که می توانند نتایج جدیدی را به همراه داشته باشند. به این شرط که حریف، توان نظامی خود را در اساس بر نیروهای مرکزی خود بنا نهاده باشد. اما سازمانی مانند حزب الله، ارتش یک کشور نیست، بلکه سازمانی مسلح است که نیروهای خود را مستقر می کند و بر یک منطقه مشخص مسلط می شود. استراتژی آن نیز "اختفای سریع " یگان های رزمی خود می باشد. لذا در برابر عملیاتی که ما از آن سخن می گوییم ایمن می شوند.
بنابر این، برای تعامل با سازمانی با این ویژگیها و شاخصه ها، اساساً نمی توان بر این عملیات های فعال تکیه نمود.
به طور کلی، مدیریت عملیات نظامی فعالی که بر فعال سازی آتش پدافند متکی است، نسبت به عملیاتی که با هدف تحقق دستاوردهای بزرگ و اثرگذار بر حریف انجام می شود، عملیات مناسبت تری است. همچنانکه از عملیاتی با هدف ارزشی موسوم به ایجاد "تغییر استراتژیک " نیز کارآمدتر خواهد بود.
همانگونه که می دانیم، هدف اعلام شده در جنگ از سوی اسرائیل ایجاد تغییر در شرایط سیاسی- استراتژیک در رابطه با لبنان و حزب الله بود. در سطح میدانی، باید یادآور شد که قراردادن اساس جنگ بر آتش پدافند ، می توانست موقعیت های دشمن را به خوبی هدف قرار دهد. می دانیم که این موقعیت ها و هدف ها برای دشمن نقش بسیار تعیین کننده دارند. چون چنین شرایطی تنها در فواصل زمانی دوری فراهم می شوند. لذا موفقیت دشمن در دور کردن زمان به کارگیری آتش پدافند به بیشترین فاصله زمانی ممکن می باشد.
باید بحث و تبادل نظرهای نظامی بار دیگر موضوعات زیر مورد بررسی قرار گیرند: به کارگیری مستقیم نیرو بر ضد نقاط حساس دشمن، مؤلفه های اصلی توان نظامی دشمن و نیز تضعیف مبنایی و در نهایت انهدام کامل حریف.
همچنین بهتر است مدیریت جنگ را بر اساس ارزیابی های نظامی پایه گذاری کرد که مراجع ارزیاب به خوبی تأثیر گذاشتن جدی بر توان دشمن و راهکارهای آنرا را به خوبی بدانند تا بتوانند ابزارهای رزمی مناسب را جایگزین نموده و اهداف جدیدی را نیز که می توانیم سریعاً به آنها دستیابیم ، جایگزین اهداف پیشین نمایند.
به همین دلیل لازم است در ستاد کل ارتش، دستگاهی ویژه ایجاد شود که پس از انجام بحث و تبادل نظر در رابطه با ارزیابی وضعیت، تهیه فرامین اداری مناسب و فعال کردن کامل یگان های نظامی ، بتواند به هنگام جنگ با فرماندهی های بلندپایه ، یگان های رزمی و نیروهای نظامی تعامل شایسته ای داشته با اشد. همچنین باید ایجاد آمادگی ارتش درمیدان نبرد-چه برای عملیات های موردی و چه یک جنگ طولانی مدت- از قبل و بر اساس برآوردهای روشن از وضعیت، صورت گیرد. همچنانکه از دیگر مأموریت های این دستگاه نظامی بهره گیری از ظرفیت های تشکیلاتی و فرماندهی می باشد. این موضوع در مورد تمامی نبردهای ارتش درست است.
مدیریت جنگ
مرحله اول:
همانگونه که در گذشته نیز روشن شد، دولت اسرائیل به هنگام تصمیم گیری برای شروع عملیات نظامی در عصر روز دوازدهم ژوئیه اهداف روشن و دقیقی را مشخص ننمود. با این حال، نخست وزیر در تاریخ هفدهم همین ماه در کنست اعلام کرد که عملیات نظامی برای تحقق اهداف زیر ادامه دارد:
1. بازپس گیری سربازان ربوده شده.
2. ایجاد آتش بس کامل.
3. استقرار نیروهای ارتش لبنان در جنوب این کشور.
4. بیرون راندن حزب الله از منطقه با اجرای قطعنامه 1559 شورای امنیت سازمان ملل.

در بعد نظامی، اندیشه عملیاتی-استراتژیک به هنگام شروع عملیات نظامی بر فعال سازی آتش پدافند-به ویژه از سوی نیروی هوایی- بر ضد اهداف حزب الله مبتنی بود. اما در آن زمان مأموریت ها و نیز نحوه انجام آنها مشخص نشدند.
همچنین، موضوع تأثیرگذاری بر آگاهی و هوشیاری حریف محور تفکری بود که در آن برهه میان تصمیم سازان رایج شد تا دشمن را مجبور نماییم دست از جنگ با اسرائیل بردارد. به عبارت دیگر باید توان نظامی حزب الله آسیب جدی ببیند به گونه ای که دیگر قادر به جنگ با اسرائیل نباشد. اما با این حال، رئیس ستاد کل ارتش با انجام هرگونه عملیات زمینی مخالفت کرد. نیروی زمینی از آمادگی مطلوب و لازم برخوردار نبود. تجهیزات لازم برای استفاده از نیروهای احتیاط نیز به اندازه لازم نرسید تا بتوان عملیات نظامی را شروع نمود. به عبارت دیگر، پیشنهاد اجرای عملیات زمینی در دولت اسرائیل به طور جدی مطرح نشد.
در تاریخ هفدهم زوئیه،با نیروی هوایی حمله به اهداف و موقعیت های تعیین شده پیش از جنگ، آتش نیروهای اسرائیلی متوجه حزب الله شد. در همین روز، رئیس ستاد کل ارتش دستور داد نوع رابطه میان نیروی هوایی و دیگر یگان های نظامی حاضر در نزدیک مرزهای شمالی تعیین شود. وی با این کار درصدد بود اثرات به کارگیری آتش را گسترده تر نماید. این هدف نیز با تقویت میزان اثرگذاری عملیات های نیروی زمینی امکان پذیر بود.
از سوی دیگر، ارتش اسرائیل چند عملیات میدانی محدود را در مناطق چسبیده به مرز لبنان انجام داد تا موقعیت های دشمن را که بر اسرائیل مشرف بودند، از بین ببرد و این مناطق را پاکسازی نماید. به هنگام انجام این عملیات های زمینی، فرماندهی منطقه شمال از سوی رئیس ستاد کل ارتش محدود شده و تنها اجازه انجام عملیات در مسافتی کمتر از یک کیلومتری خط آبی را داشت. رئیس ستاد کل ارتش در بحث های فراوان از فرماندهی منطقه شمال خواسته بود برای انجام هر عملیاتی-هرچند کوچک و محدود- موافقت رئیس ستاد کل ارتش اخذ گردد. به این ترتیب فرماندهی منطقه شمال محدود شد.
اندیشه اصلی جنگ در مرحله اول آن بر طرح "شکستن یخ " مبتنی بود. طرحی که برای واکنش به هرگونه عملیات حزب الله در مرحله تدوین و تصویب قرار داشت.
در نتیجه، فرماندهی منطقه شمال محدود شد و به رغم باز بودن عرصه برای گسترش عملیات نتوانست هیچ اقدامی بکند. به همین دلیل تحقق انهدام موقعیت های حزب الله در طول مرز زمان بسیاری را هدر داد به طوری که تا پایان جنگ این هدف دنبال شد.
مرحله دوم:
از تاریخ هفدهم ژوئیه ، گستره عملیات نظامی فرماندهی منطقه شمال رفته رفته بیشتر شد ، اما عملیات های فرماندهی این منطقه تغییر بنیادین و یا ارزشمندی به خود ندید.
در این مرحله تنها انجام برخی عملیات های زمینی و مأموریت های ویژه به عملیات های زمینی در محدوده مرز و عملیات های نیروی هوایی افزوده شد. با گذشت زمان، گستره عملیات های نیروی هوایی به نقاط واقع در فاصله چندکیلومتری مرز محدود شد . اما این نیرو خواستار افزودن چند کیلومتر دیگر به گستره عملیات های خود شد تا بتواند در پرتاب موشک های کوتاه و میان برد حزب الله به سوی اسرائیل اختلال ایجاد نماید .
در این مرحله که بازه زمانی آن ده روز بود، شکاف میان فرماندهی منطقه شمال و ستاد کل ارتش در رابطه با نحوه مدیریت جنگ بیشتر شد. این روند به صورت زیر رخ داد:
1. ستاد کل ارتش با انجام عملیات گسترده زمینی مخالف بود. این ستاد برای از غلبه بر رزمندگان حزب الله و به اسارت گرفتن شماری از آنها و نیز تأثیر گذاری بر باور رزمی حزب الله -از راه کشتن برخی شخصیت های برجسته این حزب-، به انجام برخی یورش های موردی در یک بازه زمانی محدود بسنده نمود.
2. اما ، فرماندهی منطقه شمال در این مرحله معتقد بود، آماده کردن شرایط برای انجام عملیات زمینی مقدمه اجرای طرح "آب های گل آلود " و عملیات زمینی در آینده می باشد.

در نشست ارزیابی وضعیت که توسط رئیس ستاد کل ارتش در تاریخ هجدهم ژوئیه برگزار شد، رئیس ستاد کل ارتش بحث و تبادل نظر صورت گرفته را به این شکل جمع بندی نمود: "من با انجام عملیات زمینی به طور محدود موافقم. اگر فرماندهی منطقه شمال این مأموریت ها را انجام ندهد، اداره ای ویژه در ستاد کل ارتش را برای این کار تعیین خواهم کرد. " در پایان این نشست، رئیس ستاد کل ارتش انجام هرگونه عملیات زمینی را بعید دانست. چون موشک های کوتاه برد حزب الله نیاز به یک نیروی گسترده ندارد بلکه باید بر یگان های ویژه و نخبه آن متمرکز شد و آنها را هدف قرار داد. چون این یگان ها مسئولیت پرتاب موشک های دور برد را به عهده دارند. وی معتقد بود باید توان فرماندهی حزب الله آسیب ببیند.
پس از گذشت دو روز، رئیس ستاد کل ارتش خلاصه ای از بحث و تبادل نظرهای انجام شده در این ستاد را بیان کرد. در این خلاصه آمده: "عملیات زمینی که فرماندهی منطقه شمال قرار است انجام دهد در صدد اشغال اراضی نیست. " در واپسین لحظات این مرحله جنگ، فرمانده منطقه شمال تأکید کرد: "عملیات زمینی که وی به دنبال اجرایش می باشد، بسیار فراتر از منطقه بنت جبیل و دیگر مناطق مجاور آن می باشد.           ادامه دارد ...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات