ترجمه: لیدا هادی
جان متزلر
هیلاری کلینتون سوای دیگر مقامات ایالات متحده آمریکا وارد ورطه جدیدی در تعامل با پیونگ یانگ شده است. سوء رفتار بینالمللی کرهشمالی در خطاب کردن هیلاری کلینتون با عناوینی همچون بچه مدرسهای و. . . واکنش دور از انتظار وزیر خارجه آمریکا را به همراه داشت چنان که سیاستمدار آمریکایی که همه او را به سبب اعتماد به نفس بالا میشناختند پس از صحبتهای مقامات کرهای با حالتی برافروخته و به دور از شأن یک دیپلمات، جنگی لفظی با دولت هستهای شرق آسیا راه انداخت.
هیلاری در حالی به صورتی غیرلازم پاسخ مقامات کرهشمالی را با لفظی تند و به دور از مؤلفههای سیاسی داد که در مقام وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا هیچ برآورد درستی از شرایط کنونی کرهشمالی و تهدیدهای هر باره آن نداشت. هیلاری در تعامل با دولت استالینیست جدید آسیا نتوانست احساسات و غرضورزیهای شخصی خود را لحظهای کنار بگذارد و پاسخ بیهودهگوییهای سران پیونگ یانگ را با کلامی سیاسی داد که این مسئله خود درک نادرست هیلاری از شرایط فعلی را میرساند، این که امروز دیگر آمریکا در شرایطی نیست که بخواهد هر کلامی را به واقع جواب دهد و منتظر واکنش جدیتر طرف مقابل هم نباشد!
باید واقعیت را پذیرفت. جمهوری خلق دموکرات کره امروز جمعیت قدرتمندی است که یکی از جامعترین نظامهای سیاسی جهان را داراست. رژیمی که ادامهدهنده راه اتحاد جماهیر شوروی و نظام فکری مائوی چین باشد، به طور حتم ارتشی قوی با امکانات و تجهیزاتی مدرن خواهد داشت، که اگر این امکانات نوعی تجهیزات هستهای هم باشد که دیگر چه بهتر!
در نشست سالانه انجمن ملتهای آسیای جنوب شرقی (آسهآن) برنامه هستهای کرهشمالی به شدت از سوی اعضای این سازمان محکوم شد. در آنجا بود که هیلاری کلینتون در سخنرانی رسمی خود با صراحت سخنانی بر زبان آورد که شاید در عالم سیاست جسورانه و قهرآمیز اما در واقعیت دنیای امروز ناکارآمد و عجولانه به نظر میآمد. «ایالات متحده آمریکا و سایر همپیمانانش هیچ گاه نمیتوانند کشوری با نام کرهشمالی را که برای رسیدن به سلاحهای هستهای تلاش میکند، بپذیرند.» صحبتهای هیلاری منطقی به نظر میرسد، اما این قاطعیت در فضای امروز چه لزومی دارد؟ در واقع لازم بود هیلاری کلینتون پیش از آن که در جمع سران آسیای دور کرهشمالی را با انتقاد صریح خود در هم بشکند کمی هم با درایت و تدبیری که از یک سیاستمدار انتظار میرود موضعگیری میکرد. آیا کلینتون در آن زمان به تنشها و درگیریهای بعدی فکر کرده بود؟
«کرهشمالی هیچ راهی ندارد. آنها دوستی برای خودشان باقی گذاشتهاند که به فریادشان برسد و مانع از تلاش جامعه بینالمللی در تحریم و انزوای بیشتر آنها شود!» شاید هیلاری کلینتون واقعاً از ماجرا خبر ندارد یا این که به سبب منافع امنیتی ترجیح میدهد چین را از دورنمای ذهنی خود دور کند. هیلاری فراموش کرده که کرهشمالی آن قدرها هم که باید تنها نیست. در پکن هنوز مقامات عالی رتبهای هستند که به صرف منافعی پیدا و پنهان درصدد تعانمل بیشتر با پیونگ یانگ باشند. چین قدرت بلامنازعی است که میتواند هر بار قطعنامههای سختگیرانه شورای امنیت سازمان ملل را در مورد کرهشمالی تا حدودی تعدیل کند تا بلکه آسیبی جدی به همسایه هستهای وارد نشود.
شاید بهتر باشد که نگاهی به اوایل دهه نود میلادی داشته باشیم؛ زمانی که بیل کلینتون همسر بانوی سیاستمدار هم وقتی که متوجه شد کرهشمالی سرگرم فعالیتهای هستهای است قصد داشت حملهای نظامی به هدف منهدم کردن تأسیسات نظامی کرهشمالی ترتیب دهد. چنان که بزرگان ارتش ابعاد قضیه را برای او روشن کردند و رئیسجمهور نه چندان آگاه را از جنگ با کره برحذر داشتند. بیل کلینتون در سال 1994 با امضای قرارداد ژنو مبنی بر پایبندی کرهشمالی به توقف فعالیتهای هستهای در قبال اعطای امتیازهای خاص از سوی آمریکا پیونگیانگ را به مسیر تازهای سوق داد چرا که عدم پایبندی آمریکا به وعدههایش کره را برای ادامه فعالیتهای هستهای ترغیب کرد. از آن زمان بود که جمهوری خلق دموکرات کره هر روز بیشتر به توسعه و آزمایش سلاحهای هستهای روی آورد و برنامه ساخت موشکهای بالستیک را آغاز کرد. البته بازی زیاد مخفی نماند و کشورهای همسایه با احساس خطر از ظرفیت هستهای قابل توجه کره فعالیتهای آن را عاملی در تضعیف آرامش منطقه دیدند. از آن زمان بود که کرهشمالی شد محل تنازع و درگیری آسیای دور با همه آنهایی که خطر را به باور خود احساس کرده بودند.
نکته این جاست که به رغم همه بداخلاقیهای سیاسی و اعمال تحریم و انزواهای بیشتر کمونیستهای پیونگیانگ باز هم از توان هستهای بالایی برخوردار هستند و هیچ قدرتی نتوانسته آنها را از مسیری که برای تبدیل شدن به قدرت هستهای آسیا در پیش گرفتهاند، بازدارد. این خود خطری جدی است که هیلاری کلینتون و دارو دسته شرقی و غربی آن باید به جای به کار گرفتن زبان تند و تیز روشی مسالمتآمیز برای آن اتخاذ کنند.
هیلاری کلینتون با لفاظیهای هربارهاش با سران کرهشمالی بیمهابا آمریکا را به ورطه خطر انداخته است. شاید در نظر مردم جهان دست و پنجه نرم کردن با دولتمردانی که از مواضع خود کوتاه نمیآیند، جسارتانگیز و کاری برجسته باشد اما در دنیای سیاست نابخردانهترین کاری است که یک سیاستمدار میتوانست انجام دهد!