تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۷  ، 
کد خبر : ۱۰۸۲۱۳
نگاهى به جنگ روسیه و گرجستان و پیامدهاى پس از آن

روسیه و گرجستان یک ‌سال پس از جنگ


سال گذشته روسیه که در‌صدد تحکیم قدرت خود در این منطقه بود جنگى را آغاز کرد که بسیارى از آن به عنوان آغاز دوره جدیدى در جهان تعبیر مى‌کردند،‌حتى بسیارى پا را از این فراتر گذاشته و آن را جنگ سرد دیگرى مى‌خواندند.
سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرد که پس از گذشت یک سال از جنگ میان روسیه - گرجستان، حدود 30 هزار تن هنوز آواره هستند. سازمان عفو بین‌الملل همچنین اعلام کرد، افرادى که قصد بازگشت به خانه‌هایشان را دارند، در بحبوحه تنش‌ها و شرایط ناامن منطقه با بازسازى خانه‌هایشان نیز دست و پنجه نرم مى‌کنند. این سازمان همچنین خواستار ایجاد شرایطى مناسب براى بازگشت این آواره‌ها به خانه‌هایشان شد.
روسیه در هفتم اوت سال 2008 براى بازپس‌گیرى منطقه جدایى طلب اوستیاى جنوبى وارد جنگ کوتاه مدتى با گرجستان شد. عفو بین‌الملل اعلام کرد که صدها غیر نظامى طى این جنگ کشته و 192 هزار تن آواره شده بودند. این در حالى است که با وجود افزایش تنش‌ها و لفاظى‌هاى انتقادى از سوى تفلیس و مسکو طى روزهاى اخیر، مقامات ارشد روسیه و گرجستان هر کدام به دلایلى کاملا متفاوت احتمال بروز درگیرى مجدد را بسیار کم دانستند. معاون رئیس ستاد مشترک روسیه در این باره اظهار کرده است که گرجستان پس از جنگ اخیر که ارتش آن را تخریب و خسارتى حدود یک میلیارد دلار به آن وارد کرده، بسیار ضعیف شده است.
این در حالى است که طى روزهاى اخیر دو کشور یکدیگر را به تلاش براى آغاز جنگى نو از طریق انجام حملات جزئى در منطقه‌ى اوستیاى جنوبى متهم کرده‌ بودند.
در پى هر حمله‌ گزارش شده، سخنانى ناشى از عصبانیت از سوى هر دو طرف بیان شده است که اوج آن اظهارات وزارت دفاع روسیه بود مبنى بر اینکه روسیه این حق را براى خود محفوظ مى‌داند که از تمام روش هاى موجود علیه حملات گرجستان استفاده کند.
به اعتقاد تحلیلگران، این اظهارات اخیر نشانگر عقب‌نشینى روسیه از موضعى است که بر اساس آن پیش از این گرجستان به مسلح شدن براى مقاصد خصمانه متهم شده بود.
شوراى امنیت و همکارى اروپا (OSC‌E) اعلام کرد که با گذشت یک سال از جنگ مسلحانه‌ روسیه و گرجستان، وضعیت قفقاز همچنان بى‌ثبات است. ناظران شوراى امنیت و همکارى اروپا اواخر ماه ژوئن و بعد از آن که ادامه‌ حضور آنها با مخالفت روسیه روبرو شد، بعد از 17 سال گرجستان را ترک کردند.
سال گذشته روسیه که در‌صدد تحکیم قدرت خود در این منطقه بود جنگى را آغاز کرد که بسیارى از آن به عنوان آغاز دوره جدیدى در جهان تعبیر مى‌کردند،‌ حتى بسیارى پا را از این فراتر گذاشته و آن را جنگ سرد دیگرى مى‌خواندند. از طرف دیگر، رهبران گرجستان سیاست بین‌المللی کردن اختلاف با روسیه را در دوران ریاست‌جمهوری بوش دنبال می‌کردند. در منطقه قفقاز، جنگی تمام‌عیار میان دو کشور مستقل شعله‌ور شد. اما این اولین‌بار نبود که در این منطقه چنین جنگی در‌مى‌گرفت. پیش از این و بین سال‌های ۱۹۹۲و ۱۹۹۴میان دو کشور ارمنستان و آذربایجان بر‌سر منطقه قره‌باغ جنگی در‌گرفت که در‌نهایت به پیروزی ارمنستان منجر شد. در‌پی این جنگ، ارمنستان بخشی از خاک آذربایجان را اشغال کرد که تا امروز در تصرف خود دارد. آما آن چیزی که این جنگ را از جنگ ارمنستان و آذربایجان متمایز می‌کرد آن بود که این‌بار روسیه به‌عنوان یک قدرت بزرگ علیه کشور همسایه خود دست به چنین جنگی زده بود. در‌واقع روسیه از اختلافات متعدد منطقه قفقاز به سود مقاصد قدرت‌طلبانه خود استفاده کرد.
از‌ جمله اهداف حداقل کرملین آن براى آغاز این جنگ این بود تا از گسترش ناتو به سمت شرق جلوگیری کند و مانع از دست رفتن نفوذ خود در منطقه شود. اما قدرت تازه روسیه صرفاً محدود به منابع نفت و گاز نیست، بلکه این قدرت با حدت و شدت بیشتری ناشی از تسلط و کنترل مسیرهایی‌ است که نفت و گاز قفقاز و آسیای مرکزی را به غرب منتقل می‌کند. از این منظر که بنگریم‌، گرجستان اهمیت و نقش ویژه‌ای ایفا می‌کند. مسیر سمت جنوب به‌خاطر بحران‌های ایران، افغانستان و پاکستان بسته است. تنها مسیری که تحت کنترل روسیه نیست، مسیری است که از آذربایجان به سمت گرجستان تا سواحل ترکیه امتداد دارد. دقیقاً این همان چیزی است که به اختلافتات روسیه و گرجستان ابعاد تازه‌اى داد. به نظر مى‌رسد در آن مرحله مساله بر‌سر رقابت روسیه و آمریکا و کنترل درازمدت منابع نفت و گاز این منطقه وسیع بود. علاوه‌ بر آن امروز بر‌خلاف سال‌های دهه نود، در حل بسیاری از معضلات مانند خاورمیانه، افغانستان، کنترل تسلیحاتی، تامین انرژی و مساله محیط زیست به روسیه نیاز است.
مناقشه گرجستان حربه ای در اختیار روسیه بود تا از طریق آن ضمن انتقام کشی قضیه استقلال کوزوو و تحت الشعاع قرار دادن گسترش ناتو، نقش پدرانه خود را در منطقه به اثبات رسانده و از استقلال و بی احتیاجی جمهوری های شوروی سابق به روسیه بزرگ جلوگیری کند.
روسیه از عدم دخالت نظامی غرب و حضور مستقیم نیروهای ناتو بعد از درگیری های اوستیا آگاهی داشت اما آنچه را از نظر دور داشته بود ظهور تدریجی و موج وار حمایت ها از گرجستانی بود که شاید در نگاه اول جز عضوی کوچک در ناتو – در آینده – و عامل انتقال انرژی به اروپا به نظر نمی رسید.
اهمیت استقلال گرجستان حالا بیش از همیشه خود را نشان می دهد. بدون شک میانجی گری سارکوزی و سایر اروپاییان در قائله اوستیا و مجاب ساختن روسیه به عقب نشینی از این منطقه و واگذاردن آن به وضع سابق (با حضور روس های پاسبان صلح) وقتی به اعلام رسمی قطع ارتباط تفلیس و مسکو متصل شود، به معنی بستن درها به روی پدرخوانده سابق و خزیدن به آغوش غرب خواهد بود. در صورت قطع ارتباط همه جانبه دو کشور، روسیه نیز سفارتخانه خود را در تفلیس تعطیل می کند. با این کیفیت هر گونه دخالتی در آینده از جانب آن کشور در مناطق اوستیا و آبخازیا - آن هم در شرایط قهر سیاسی - مصداقی کامل از تجاوز و لغو پیمان های بین المللی خواهد بود و در آن شرایط توجیهات لازم برای در تنگنا قرار دادن و اعمال تحریم های نوشته و نانوشته بر روسیه در اختیار ناظران بین المللی و فرصت طلبان قرار می گیرد.
شاید قطع رابطه از سوی گرجستان، بستن آخرین در به روی روسیه و گرفتار آمدن آن در محاصره ای باشد که سیاستمردان روس را مجبور به اعطای امتیازاتی چند به طرف های غربی کند. این اتفاق می تواند به الگویی تکرارشونده در کشورهای همسایه هم بدل شود و آنان را میان وابستگی به روسیه وآمریکا، مخیر در انتخاب آمریکایی سازد که بیش از همسایه حرمت نگه می دارد و منفعت می آورد و راه های رسیدن به اروپا را کوتاه می کند؛ درست همان پارادایمی که روسیه را به پیشگیری واداشت تا با سرجا نشاندن گرجستان از احتمال بروز آن بکاهد ولی وقوع آن را جلو انداخت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات