پروفسور حمید مولانا
مثلا پروژه «دموکراسی و نظامیان در آمریکای لاتین» با سرمایه گذاری هنگفتی تحت هدایت و نظارت «آژانس توسعه بین المللی» و «مرکز ویلسون» کوشش کرد به جای کودتاهای نظامی اهداف سیاست خارجی آمریکا را از طریق رسوخ در نهادهای مدنی و مردمی و به طریق آموزش و پرورش ژنرال ها و نظامیان به مبانی اصلاحات و دموکراسی جامه عمل بپوشاند. پروژه «دموکراسی و جامعه مدنی» نیز به طور مشخص برای جابه جائی قدرت و براندازی رژیم های تحت تسلط شوروی تنظیم شده بود. توسعه مدلولات فکری، فرهنگی و سیاسی اینگونه پروژه ها با قراردادهائی که نهادهای سیاسی و امنیتی آمریکا با استادان همفکر خود منعقد می کردند، به دانشگاه ها واگذار شده بود.
مشروعیت علمی و فکری «پروژه دموکراسی» که کودتاهای مخملی و رنگین حاصل آن بود، از آن رشته آثار سیاسی سرچشمه می گرفت که کمک سیاسی استوار فقط از طریق نفوذ در نهادهای جامعه مدنی کشورهای مورد نظر امکان دارد و نخبگان شورای امنیت ملی که طرفدار تأسیس سازمان هائی مثل «سازمان اعطای دموکراسی» شدند به اصطلاح معروف نان و آب خود را در کتابی که ویلیام آ.داگلاس در سال 1972 میلادی به نام توسعه دموکراسی تحریر کرده بود، پیدا کردند. داگلاس، یکی از کارشناسان سیاسی و فرهنگی آمریکا نتیجه گرفته بود که دموکراسی آمریکائی بهترین کشتی برای نجات نظام جهانی و تحقق اهداف و منافع سیاسی و اقتصادی آمریکا است. داگلاس در کتاب خود «جمعیت کشورهای در حال توسعه آسیائی، آفریقائی و آمریکای لاتین» را شبیه «بچه ها» و کودکانی دانست که عقب افتادگی آنها «نتیجه روش و رفتار سنتی» بوده و توسعه نیافتگی آنها در «دنیای سوم» حاصل علیل بودن فکری است و بنابراین، این گونه کشورها احتیاج به درس و نظم و «کنترل اجتماعی» دارند و دموکراسی نوع آمریکا این وظیفه را بهتر از اقتدارگرائی می تواند انجام دهد.
این نظریه پردازی و تحلیل داگلاس گرچه از نظر اخلاقی و ادب توهین آمیز و از جنبه واقعی و حقیقی ناصحیح بود، ولی به طور زیرکانه از افکار و وضع روانی آینده از روشنفکران و نخبگان دنیای سوم که با حقارت و رعب تاریخی شیفته غرب شده و مقلد افکار و ارزش های اروپا و آمریکا بودند، حکایت می کرد. داگلاس نیز مانند بسیاری از سردمداران غرب درک کرده بود که روشنفکران غرب زده شرق و توده های خوش باور متمایل به غرب، استقلال فکری نداشته، شخصیت و مشروعیت کار خود را در دستاویزی به الگوها و تکرار نوحه های غرب می دانند. افکار دموکراسی و جامعه مدنی که به مدت یک قرن از اروپا به آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین تراوش کرده، خوراک تازه به دوران رسیده ها را تشکیل می داد، اینک می تواند عمومیت پیدا کرده و وسیله ای برای بسیج عمومی باشد. چندی بعد داگلاس به سمت مشاور ارشد شورای امنیت ملی آمریکا منصوب شد.
طرفداران «پروژه دموکراسی» در محافل سیاسی و مجالس نخبگان آمریکا، به ویژه «شورای روابط خارجی» بر این عقیده بودند که سیاست تعویض دولت های خارجی با کودتا (مثل ایران، گواتمالا، هائیتی، نیکاراگوئه) با واقعیت های اقتصاد جهانی امروزی موافقت نداشته، علاوه بر آبروریزی باعث بحران و افول مشروعیت نظام سرمایه داری و دموکراسی صنعتی غرب می شود و پیوند زدن دموکراسی غرب مانند، تنها راه نجات از این بحران است. آنها همچنین عقیده داشتند که اگر بتوانند شخصیت ها و نخبگان سیاسی مشخصی را در نظام های شوروی، لهستان، چکسلواکی، آلمان شرقی، مجارستان و سایر کشورهای کمونیستی را به طرف خود جلب کرده و کنترل کنند، موفق خواهند شد در زمان مناسب از این گروه ها و افراد برای براندازی رژیم ها استفاده کنند.
«شورای روابط خارجی» آمریکا یک سازمان غیردولتی ولی متعلق به هیئت حاکمه آمریکا است که نفوذ فوق العاده ای در سیاست خارجی و جهانی آن کشور داشته است. این شورا در 1921 میلادی پس از پایان جنگ جهانی اول به دست گروهی از سرمایه داران بزرگ و صاحبان و سهام داران شرکت ها و بنگاه های مهم و مدیران برجسته بانک ها و مؤسسات ملی آمریکا در شهر نیویورک تأسیس شد. این شورا که اکنون 3300 عضو دارد و به طور مساوی بین نیویورک و واشنگتن و بقیه آمریکا تقسیم شده، از نخبگان و سردمداران و دولتمردان سیاست خارجی آمریکا تشکیل شده و شامل عده قابل توجهی از صاحبان و سردبیران و نویسندگان مطبوعات و رسانه های بزرگ آمریکا و همچنین فرهنگیان و حقوقدانان سرشناس سیاست های بین المللی و خارجی این کشور است. عضویت در این سازمان محدود و فقط با دعوت و انتخاب خود اعضا صورت می گیرد و هزینه های آن را شرکت های بزرگ اقتصادی و مالی و بنیادهای مهم آمریکا مثل بنیاد راکفلر و بنیاد فورد و غیره و قراردادهای مطالعاتی و تحقیقاتی با سازمان های دولتی تأمین می کند. شورای روابط خارجی آمریکا در نیل به اهداف خود، مجله بانفوذی به نام «فارین افیرز» (امور خارجی) دارد و جلسات و سمینارهای آن به طور مرتب تشکیل می شود. طبق اظهارات دیوید راکفلر سرمایه دار معروف آمریکا و رئیس افتخاری شورای روابط خارجی که در هفتاد و پنجمین سالگرد تأسیس این سازمان ایراد شد، این شورا «در مدت نزدیک به هشت دهه به صورت عالی ترین مدرسه آمریکا برای سیاستمداران در خدمت بوده است و بصورت مرکز و جایگاه اصلی برخورد بین رهبران آمریکا و سیاستمداران خارجی و شخصیت های بین المللی به شمار می رود.»
واژه سازی، عنوان نویسی و نام گذاری بر حرکات سیاسی یکی از شیوه های تبلیغاتی و کنترل آمریکاست. واژه های «تغییر»، «اصلاحات»، «جامعه مدنی»، «مشارکت» و «کارگزاران دموکراسی» عناوینی است که سازمان های آمریکائی برای استراتژی نفوذ و پروپاگاندای خود انتخاب کرده و ترویج داده اند. در جریان فروپاشی شوروی و انقلابات مخملی در اروپای شرقی این واژه ها و مفاهیم مسیر جابه جائی قدرت و کمیت و کیفیت آن را تعیین می کرد. تأسیس احزاب و گروه های جدید، تشکیل سازمان های غیردولتی تحت عناوین ویژه و عوام پسند، حمایت مالی و سازمانی از روزنامه ها و مجلات و رسانه ها بخشی از این جریان «براندازی رژیم» هاست.
ویلیام کولبی، رئیس سابق «سیا» در مقاله ای در شماره مارس 1982 «واشنگتن پست» اظهار داشت: «اکنون لازم نیست که ما به عملیات سابق خود برگردیم. بسیاری از این گونه عملیات و برنامه ها به طور باز تحت نظر سازمان های جدید و به طور کاملا عمومی اکنون به اجرا درمی آید.»