بارها حضرت امام(ره) در مورد دانشگاهها، اساتید، دانشجو و مسائل مرتبط با آن تذکرات لازم را داده اند ولی هر بار مورد غفلت مسئولین امر قرار گرفته است. همچنین رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) هم تذکرات به جا و لازم را در مورد دانشگاهها و اساتید و دانشجویان و مسائل مرتبط با آنها را بارها داده اند ولی...؟
با توجه به تغافل موجود در مورد مسائل دانشگاه و نفوذ اساتید وابسته (شاگردان البرایت و...) و دانشجویان غافل از عزتی که انقلاب اسلامی برای کشورشان ارمغان آورده با دست خود فرزندانمان را با این نحوه اداره دانشگاهها و دروسی که آنجا تدریس می شود به دامن دشمن می اندازیم.
سوزان جورج در کتاب ارزشمند خود (چگونه نیمی دیگر می میرند ترجمه دکتر مصطفی از کیا ومهندس احمد حجاران چاپ زمستان 36 انتشارات کیهان) در فصل 3 آورده است. در (آمریکا و اروپا) بنیادهای بظاهر خیریه ای توسط افرادی خیر چون (بنیاد راکفلر، بنیادفورد، بنیاد کارانکی و...) ایجاد شده است که هرکدام با میلیاردها دلار سرمایه مشغول جذب دانشجو از کشورهای در حال توسعه عقب مانده و... هستند.
آنچه را که به دانشجویان جذب شده توسط این بنیادها در دانشگاهها آموزش می دهند به این شرح است:
1- بهترین نوع حکومت موجود در جهان توسط غربی ها ایجاد شده است (لیبرالیسم آمریکا، اروپا)
2- قبول ارزشهای ایجاد شده غربی و شیوه آنان تنها راه رستگاری است.
3- نحوه زندگی غربیان، بهترین نوع موجود زندگی است و دلیل آن این است که بقیه دنیا از آنها تبعیت می کنند یا مشتاق آن هستند.
اهداف آموزش و جذب نخبگان جهان سوم توسط غرب:
سندی رسمی و قابل توجه از دولت آمریکا در دست است که با زیرکی تحت عنوان (پیروزی در جنگ سرد) تهاجم عقیدتی آمریکایی، اروپایی را به دست می دهد. گزارش رمزی و کوتاه از (آژانس توسعه بین المللی آمریکا و اداره دفاع) در ژانویه 1964 ارائه شده در بحبوحه جنگ سرد تفسیری مختصر از رویدادهای بعدی به دست می دهد و اثبات می کند که آمریکا با هوشیاری و صرف هزینه در دراز مدت کوشش کرده تا شهروندان مؤثر کشورهای دیگر را در حول محور آمریکایی متفکر، گرد آورد.
کشورهای اروپایی نیز دقیقاً در صدد انجام این کار هستند اما ضرورتاً با پرسنل و بودجه ای کمتر.
آقای کافین قائم مقام مدیرکل آژانس بین المللی توسعه آمریکا می گوید: «هدف پردامنه و اساسی ما هدفی است سیاسی و آن توسعه صرفاً به خاطر توسعه نبوده بلکه بسط حداکثر موقعیت و امکانات ممکن برای مبتکران بخش خصوصی در محل و حصول اطمینان از این است که سرمایه گذاریهای خصوصی خارجی بخصوص از نوع آمریکایی آن مورد استقبال وحمایت واقع شود. مسئله مهم ارزشیابی شیوه ای است که برنامه فوق می تواند طبق آن بزرگترین مساعدت را به کل منافع آمریکا بکند، سپس توضیح می دهد که فرآیند طرح ریزی برنامه توسعه بین المللی آمریکا برای این است که این برنامه ابزاری است برای سیاست خارجی ایالت متحده آمریکا این برنامه ها در محل و براساس دستورات واصله از واشنگتن ایجاد و گسترش می یابند.» بعد می گوید: «در محدوده سیاست کلی، نهایت توجه جدی آمریکا در جهت چگونگی تأثیرگذاری عملی در بیشترین حد ممکن بر روی کشورها در جهت حفظ منافع آمریکا همسو با مقررات و برنامه های آمریکاست.»
آژانس هر ساله 6000 خارجی (در دهه 06) را جهت آموزش و مطالعه در امور فنی و حرفه ای از کشورهای مختلف به آمریکا می آورد. آموزشهای آن مستقیماً در رابطه با اهداف توسعه در کشورهای خودشان است. آنها با امریکاییان زندگی و کار می کنند و با مسافرت به سراسر کشور آمریکا، در زندگی تفریحی و اجتماعی آنان سهیم می شوند، سپس به وطن خود باز می گردند. نه تنها برای افزودن صلاحیت و مهارت افزوده خود به جامعه، بلکه به منظور آنکه هر آنچه را از ارزش های جامعه آمریکا جذب کرده اند به جامعه خود تزریق کنند. (برضد ارزشهای جامعه خود) در هر نکته از تجارب کار آموزان فوق، طی اقامتشان در آمریکا، امکان توجیه سیاسی و اجتماعی وسیع شان وجود دارد. شرکت کنندگان در دوره های آموزشی با توجه به نوع آن حداقل یک سال در آمریکا می مانند. آنها قبل از ترک کشور خود توجیه شده و به محض ورود به آمریکا گذشته از گذراندن دوره های فشرده زبان انگلیسی (آژانس تاکید زیادی به آموزش زبان انگلیسی دارد؟ زیرا رهبرانی که می توانند انگلیسی بخوانند و بنویسند و صحبت کنند در فهم و درک ماهیت طریقه غربی نسبت به سایرین بمراتب بهتر عمل می کنند) و آموزش تخصصی، در یک سری سمینارهای دانشگاهی شرکت می جویند و با موضوعاتی از قبیل آداب، سنن و ارزش های فرهنگی آمریکا از طریق مسافرت با راهنما و فعالیتهای اوقات فراغت و تماسهای اجتماعی آشنا می شوند.
اقامت در آمریکا و اروپا به دانشجویان شخصیتی افزون بر آنچه که در وطن خود داشتند ارزانی داشته به طور ناخودآگاه چنین احساس می کنند که اگر از همان سیاستهای دیکته شده پیروی نمایند و به گفته افرادی که طراح آن هستند گوش فرا دهند، کشورشان می تواند به شکل جامعه ای که دانشجو در مدت اقامت خود در آمریکا و اروپا دیده است درآید. در حالی که هیچ یک از امکانات غرب را ندارند. دانشجویان در معرض انواع لذات و خوشیها، القائات شدید ایدئولوژیک و مهمان نوازی بی حد و حصر بیش از 260هزار آمریکایی داوطلب وابسته به coserv قرار می گیرند. علاوه بر آن برایشان فرصتی پیش آمده تا موقعیت حرفه ای خود را بهبود بخشند. موارد فوق کاملا رایگان و با رعایت کامل روحیه سخاوت و جوانمردی در اختیارشان قرار می گیرد. خود را به جای یک جوان باهوش متوسط از یک کشور توسعه نیافته قرار دهید ناگهان خود را در متن پیشرفته ترین جوامع صنعتی دنیا می یابید. ببینید چه می شود؟ در این رابطه واکنش عادی آنها چه خواهد بود. آیا نسبت به بانیان خیر احساس نفرت و سوء ظن می کنید؟
راههای بیشماری برای نیل به این هدف وجود دارد (کمکهای نظامی، آموزش پلیس و ارتش کشورها و...) اما یکی از مهمترین آنها ترتیب دادن برنامه های آموزشی است و آن قسمتی از برنامه کلی است که از نقطه نظر ارتباط موثر بر افکار و باورها مهم ترین قسمت بوده و چنانچه با این فرصت مناسب با احتیاط و حساسیت رفتار نشود. حساسترین و آسیب پذیرترین قسمت برنامه خواهد بود.
سیستمهای آموزشی ملتهای فقیر که اخیرا آزاد شده اند بیشتر از آنکه در ارتباط با نیازهای مبرم مردم فقیر باشد بر مبنای طرحهای غربی که طبقه ممتاز آنها در خارج آموخته اند پایه ریزی گشته است. تعلیم و تربیت غربی اولین مرحله در شکل گیری بسیاری از انقلاب های نظامی (کودتا) در کشورهای جهان سوم است.
آقای کیچن مدیرآموزش بین المللی در آژانس توسعه چنین می گوید: یک عضو، هنگام پایان کار نسبت به زمان شروع آموزش در انجام امور محوله مهارت بیشتری کسب کرده و آماده بازگشت به کشورش است، او بعدا یکی از حامیان قوی برنامه های آمریکا خواهد بود.
غرب زدگان در کانالهای ارتباطی تحت عناوین انجمن ها، اتحادیه ها و... فارغ التحصیلان (امریکا و اروپا) و عضویت در انجمن های حرفه ای امریکا و اروپا شکل تشکیلاتی (با اجرای کنفرانس ها و سمینارها و...) به خود می گیرند.
اهداف غرب پس از پایان آموزشها:
براساس آمار داده شده به کمیته فرعی آژانس بین المللی توسعه از سال 1963، 08هزار نفر از 08 کشور جهان آموزش دیده و به کشور خود بازگشته اند که همه این افراد از وزراء، معاونین، مدیران کل ادارات دولتی، قضات وکلای مجلس، روسای بانکهای ملی و مشابه آن هستند که بی تردید به منزله کانالهای ارتباطی مستمر و محور تماس بوده اند. کمتر کشوری در جهان هست که افراد شرکت کننده آن در دوره های آژانس بین المللی توسعه بر دولت، صنایع خصوصی و سایر مشاغل تاثیر نگذارده باشند.
برنامه های آژانس توسعه برای منحرف کردن این نیروها به وسیله تشکلهای دانشگاهی در زندگی عملی کشور و سازماندهی دوباره برنامه کار تحصیلی و غیره قرار دارد. این فرآیندی است که توسط آن دانشگاهها به صورت مراکز خلاق و زنده در جهت حمایت توسعه ملی کشور در می آید تا مراکز مجزای اعتراض، چنانچه پیشرفت در این جهت انجام پذیرد. دانشجویان بیشتر به تشکل حرفه ای تمایل می یابند تا سیاسی، مفهوم این امر می تواند این باشد؛ همان طور که دانشجویان خود به طرف نخبگی و امتیاز کشیده می شوند و در همکاری با اهداف توسعه (طبق تعریف آمریکا و اروپا). متوجه امکانات تحصیلی موردنظر می گردند، می توان آنها را با موفقیت به بند کشید به طوری که اهداف سیاسی خود را رها می کنند. شاهدی ادعا می کند که اکثریت قریب به اتفاق این کارآموزان به کلی مجاب شده اند که توسعه اقتصادی کشورشان در صورت متابعت و تطبیق با سیستم آمریکا و اروپا بمراتب آسانتر حاصل می شود.
هدف از تغذیه و پرورش دانشجویان کشورهای توسعه نیافته مشارکت کشور در بازار آزاد و آزادی نفوذ سرمایه گذاری آمریکا و اروپا از اهداف واقعی آن است. همان گونه که مدارک مستدل نشان میدهد. به طور قطع و یقین پولهایی که دولت امریکا در این راه هزینه کرده است به بهترین نحوه ممکن در جهت تحصیل شرکایی رام و مطیع در کشورهای توسعه نیافته به مصرف رسیده به خوبی جواب داده است. تا از سیستم اقتصادی غربی تبعیت کنند، ولی عملا منکر ارزش هایی چون آزادی بیان و اعمال سیاسی هستند.
هدف دیگر از آموزش دانشجویان نخبه سازی در مقیاس جهانی و تبانی کامل بنای سیاسی، روشنفکری آمریکا در این کار است این بنا در کل بی توجهی کاملی به ارزشها و یا موفقیتهای دیگران است.
هاری ترومن در مقام توضیح مطلب بالا نسبت به نیات اصلی موجود در پشت منطق ایجاد پایگاههای قدرت نخبگان محلی، طبق معمول صادقانه تراز دیگران است.
او می گوید: آزادی در کل متکی به آزادی داد و ستد است تمامی جهان می باید نظام آمریکایی را اتخاذ کنند. نظام آمریکا تنها زمانی می تواند در داخل خاک آمریکا دوام بیاورد که نظامی جهانی گردد.
تاکنون تنها یکی از سیاستهای دولتی آمریکا و اروپا را در زمینه آموزش و تعلیم کادرهای توسعه جهان سوم به طور گذرا از نظر گذراندیم. می توانیم در بررسی تبانی بنیادهای روشنفکری در تحبیب قلوب و افکار مردم این کشورها حقایق دیگری را آشکار نمائیم. به طور کلی دولتها، بنیادها و دانشگاهها همه در یک سیر کشانده می شوند در کشورهای توسعه نیافته شرایط و نیازهای خاص محلی در کشورهای فقیر تنها به میزان اندک بر تصمیم گیری تأثیر دارد؟ زیرا دولت مردانی که تصمیمات مربوط به توسعه کشور منوط به اراده آنها است مدلهای اقتصادی، اجتماعی غرب را بدون ملاحظه به عنوان نوگرایی و اصول علمی می پذیرند و این مسئله که آیا این گونه مدلها و فرضیاتی که این الگوها بر آن متکی هستند اصولاً به آن کشور مربوط است یا خیر؟
دلدادگی تربیتشدهگان دانشگاهی به غرب در کشورهای عقب نگه داشته شده:
آقای سبحانی نماینده مجلس در سخنانی می گوید: در خاطرات مستشاران آمریکایی که به دعوت سازمان برنامه و بودجه وقت جهت همکاری به ایران آمده بودند هست که می گویند: ما که به این برنامه ریزان ایرانی (البته تحصیل کرده آمریکا و اروپا) مشورت می دادیم، خیلی تلاش می کردیم به آنها بفهمانیم که پیشنهادات و طرحهای شما برای برنامه بایستی منطبق با نیاز مردم شهرها و روستاهای ایران باشد (و امکانات کشور) اما هرچه تلاش می کردیم آنها نمی فهمیدند که چه می گوییم، چون آنها در خارج (اروپا، آمریکا) تحصیل کرده و نگاه آمریکایی و اروپایی به برنامه ها داشتند لذا اینها (برنامه ریزان کشورهای توسعه نیافته) با نگاهی داخلی (وطنی) به برنامه نگاه نمی کنند.
اقتصاددانان آمریکای لاتین بارها اشاره کرده اند تنها راهی که از طریق آن می توانند دور نمایی برای کشور خود بیابند آمدن به آمریکا و اروپا و انجام مطالعات در آن کشورها است، برای اکثر کشورهای توسعه نیافته در غرب آموزش اقتصادی دانشجویان در اولویت قرار دارد و غالب بنیان گذاران اقتصادی موجود در کشورهای توسعه نیافته، در نهادهای آموزشی غرب آموزش دیده اند.
با نگاهی به گذشته پس از استعمار، درمی یابیم که چرا پس از پایان جنگ دوم جهانی و همچنین در دوران جنگ سرد و هم اکنون نخبگان برگزیدگان مستعمرات قبلی چنین در برابر کشورهای استعمارگر رام شده اند. آیا این مسئله کاملاً اتفاقی است که در کشورهای جهان سوم، طبقات واقع در موقعیتی این چنین مکرراً از شیوه زندگی در کشورهای غربی ثروتمند تقلید نموده و یا از کمکهای غرب استقبال نمایند و یا از مستشاران خارجی یا از کمکهای کمپانی های چند ملیتی در امر اقتصادی شان بهره گیرند؟
رئیس یکی از دانشگاههای چین می گوید: اگر ما بتوانیم بر دانشجویان و افراد تحصیل کرده چین فائق شویم، تسلط بر سرزمین پهناورمان آسان است زیرا دانشگاهها در کشورهای توسعه نیافته، مراکز آشوب و اغتشاش و کانون اظهار نارضایتی هاست که در آن دانشجویان (با هدایت اساتید وابسته) تمامی انرژی خود را در جهت اعتراض (به جای تحصیل و تحقیق) که غالباً با خشونت توأم است و معمولاً ماهیت سیاسی دارد صرف می کنند.
به عنوان نمونه نتیجه کارکرد گروههای تحصیل کرده آمریکا و اروپا در اندونزی را به طور مختصر می آوریم. شاید بزرگترین ضربه سیاسی بین المللی بنای روشنفکری آمریکا و اروپا به مفهوم دقیق کلمه کمک تعیین کننده آنها برای بازگرداندن اندونزی (بعد از روی کار آمدن سوکارنو) به جرگه غرب بوده که این تلاش بلند مدت به سرکردگی بنیاد فورد و از طریق دانشگاههای گوناگون انجام گرفت.
اندونزی و نقش آموزشدیدگان غرب در سرنوشت آن؟
اندونزی پرجمعیت ترین کشور مسلمان در جنوب شرق آسیا قرار دارد. این کشور بر روی دریای نفت، معادن بزرگ قلع، نیکل، مس، بوکسیت، و جنگلهای وسیع گرمسیری و کشتزارهای وسیع کائوچو طبیعی قرار دارد که تحت کنترل رئیس جمهور ملی گرای وقت سوکارنو بود. پیروان او اعضای حزب ملی گرای سوکارنو و حزب کمونیست بودند. این برای منافع غرب توهین آشکار به حساب می آمد.
غرب در اواخر دهه 06-1950 با وضعیت زیر مواجه بوده است. انتخابات ملی سال 1955 و محلی سال1957 به حزب ملی سوکارنو و حزب کمونیست اندونزی اختیار قطعی بخشیده بود. دولت به ملی کردن دارایی های خارجیان و... پرداخت، اشراف و زمینداران که در دو حزب اقلیت کوچک طرفدار غرب متحد گشته بودند برای به راه انداختن شورشی که توسط سازمان سیا پشتیبانی می شد تلاش کردند. اما شکست خوردند. (این ماجرا بعد از شکست آمریکا و اروپا در ویتنام بود و آنها نمی توانستند دوباره جنگ جدید راه اندازند) رهبران شورش تبعید گشته و احزابشان غیرقانونی اعلام گشت.
بنیاد فورد تصمیم گرفت این وضعیت ظاهراً نومیدکننده را از طریق ایجاد آنچه که آنرا یک (طبقه ممتاز متجدد) نامیده بهبود بخشد. یکی از مسئولین بنیاد نقل می کند که (نمی توان بدون وجود یک طبقه ممتاز متجدد، کشوری متجدد داشت) این یکی از علل این امر است که آمریکا و اروپا توجه زیادی به آموزش دانشگاهی دارند به نظر آنها این طبقه ممتاز از اشخاصی تشکیل می یابند که همواره از نظر موقعیت اجتماعی دارای قدر و منزلت، رهبری و منافعی هستند.
نقش دانشگاه و دانشگاهیان در استقرار حاکمیت غرب در دیگر کشورها:
بنیاد فورد ازطریق دانشگاهها سطح بالای آمریکا بویژه دانشگاههای هاروارد، برکلی، MIT و .... به مطالعه و بررسی جنبه های مختلف جامعه اندونزی پرداخت که شامل (موانع سیاسی) موجود بر سر راه پیشرفت اندونزی نیز می گشت. جنبه دیگر قضیه، شرکت دادن اشراف اندونزی در برنامه های پرهزینه آموزشی در آمریکا بود. بسیاری از آنها بخصوص افرادی که معروف به بچه های برکلی بودند مدت چهارسال در آمریکا ماندند. درحالی که دانشجویان فارغ التحصیل اندونزی ازدانشگاه برکلی، دانشکده های جاکارتا را به شکل دانشکده اقتصاد آمار و بازرگانی به سبک آمریکا تغییر می دادند، سوکارنو به مخالفت با این امر پرداخت، اما پس از تهدید فورد، مبنی بر قطع تمام کمکهای خود مجبور به عقب نشینی گشت، فورد می دانست افرادی را که آموزش می دهد پس از کنار رفتن سوکارنو کشور را رهبری خواهندکرد. اقتصاددانان اندونزیایی پس از فراغت تحصیلی در برکلی چگونگی ایجاد رابطه نزدیک با ارتش را مورد مطالعه قرار دادند و مشاوران غیرنظامی ارتش شدند. آنها مشترکا طرحهای احتمالی را برای جلوگیری از هرج و مرج در صورت مرگ ناگهانی سوکارنو تهیه و آماده کردند. درحقیقت نگرانی آنها بیشتر از جانب حزب کمونیست اندونزی و حمایت وسیع مردم از رئیس جمهوری بود. فارغ التحصیل شدگان آمریکا و اروپا در کابینه های ائتلافی با ارتش شرکت کرده و منتظر زمان موعود بودند. در همین زمان درگیریهای پی درپی میان دهقانان با ارتش برای جلوگیری از انجام اصلاحات ارضی ضرورت تشکیل میلیشیای خلق را به حزب کمونیست اندونزی نشان داد. اما دیگر دیر شده بود و ارتش تبدیل به دولتی در دولت شده بود. این ارتش بود که اسلحه داشت نه سوکارنو و یا حزب کمونیست اندونزی، اکنون زمان آن رسیده بود که فارغ التحصیلان آمریکا و اروپا و دانشجویان دانشگاههای داخلی تربیت شده توسط اساتید آمریکایی و اروپایی و کسانی که در آمریکا و اروپا درس خوانده بودند در صحنه حاضر گردند.
بچه های برکلی برنامه دانشگاه کنتاکی (طرح رهبری دانشجویان خارجی) را با نظارت سازمان سیا و برنامه های دیگر آموزش می دیدند تا سال 1965 بیش از 4 هزار نفر از آنها آموزش دیده و کار آزموده بودند و نفوذ سیاسی و اقتصادی آنها مرتب در حال افزایش بود تا جایی که حتی روزنامه نگاران درباره وقوع کودتای نظامی مقاله می نوشتند و هشدار می دادند. تمام دانشگاههای ممتاز اندونزی دانشجویان خود را تحت تعلیمات شبه نظامی قراردادند. این دانشجویان با گروه های افراطی سرمایه دار طرفدار غرب متحد گشتند.
زمانی که فرمان تصفیه از فرماندهان بالای ارتش صادر شد برای اجرای دستورات به ارتش پیوستند. فرمان چنین بود نابودی هسته مرکزی حزب کمونیست به هر وسیله ممکن ضروری است. حمام خون درسپتامبر- اکتبر 1965 شروع شد. دانشجویانی که در قتل عام دهقانان شرکت نداشتند درجارکاتا علیه سوکارنو به تظاهرات پرداختند.
مجله تایم طرح مزبور را این گونه شرح داده است: کشتار آن چنان وسیع بود که خلاصی از شر اجساد کشته شدگان مسئله ای جدید برای سلامت و بهداشت محیط به وجود آورده است. مسافرینی که از این مناطق می آیند درباره مسدود شدن نهرها و رودخانه های کوچک بوسیله اجساد حرف می زنند. حمل ونقل در بعضی از قسمتهای رودخانه ها شدیدا با اشکال مواجه شده است. برآورد تعداد قربانیان به وسیله دانشجویان فارغ التحصیل (آمریکا و اروپا) که برای این کار مامور شده بودند به رقم بالای یک میلیون نفر سر زد.
سوکارنو در ماه مارس 1966 معزول گشت و دولت رسمی سوهارتو از عناصر طرفدار غرب تشکیل شد، آمریکا و اروپا دوباره حاکم گشتند.
یکی از مقامات آژانس بین المللی توسعه می گوید: در آن زمان ما همگی مشترکا کار می کردیم، اقتصاددانان اندونزی تحصیل کرده آمریکا و اروپا، اقتصاددانان آمریکایی و آژانس توسعه تا سپتامبر 1966 طرحهای لازم را برای برقراری یک اقتصاد جدید در اندونزی آماده کردند و مؤسسه تحقیقاتی دانشگاه استانفورد توانست 170 آمریکایی را که مجری امور بازرگانی بودند برای برنامه های بعد از کودتا به جاکارتا اعزام کردند. بچه های برکلی بنیاد فورد، که اکنون بر سر قدرت آمده اند در یکی از ملاقاتهایی که با بازرگانان خارجی داشتند امتیازات کشورشان را این گونه برشمردند: ثبات سیاسی، وفور نیروی کار ارزان، بازار فروش وسیع منابع طبیعی غنی فراوان و...
یک پروفسور آمریکایی گفت: این شکل جدید از اقتصاد دولتی- نظامی و بخش خصوصی است.
در حال حاضر (زمان سوهارتو) اندونزی دارای ثبات سیاسی است وزرای کابینه، دست در دست ارتشیان، همگی دارای درجه دکترا از آمریکا هستند؟ این کشور دارای نیروی کار ارزان و حتی مفت است که به زور ارتش و از طریق دهها هزار نیروی زندانی سیاسی تامین می شود. یک پروفسور دانشگاه هاروارد طرح تثبیت اقتصادی دولت سوهارتو را تهیه کرد. و سفارت آمریکا نیز پیش نویس قانون جدید سرمایه گذاری را تهیه کرد.
بعد از کودتای سوهارتو منابع ثروت آن به صورت زیر اختصاص داده شد؟ شرکت (سولفور فریبورت) از معدن مس در غرب ایریان شرکت اینتر نشنال نیکل، نیکل ناحیه سلیس، شرکتهای چوب بری آمریکایی، ژاپنی، کره ای و فیلیپینی از درختان جنگلهای عظیم گرمسیری، کنسرسیوم غول آسای معدن مشترک میان آمریکا و اروپا که در رأس آن فورد آمریکا قرار داشت از معدن نیکل ایریان غربی، دو شرکت آمریکایی انگلیسی و آمریکایی استرالیایی از معدن قلع، ژاپن میگو و ماهی را کنسرو می کند و می برد، بازار فروش داخلی هم به نحوه دیگری تقسیم گردید. سرانه درآمد مردم اندونزی 09 دلار در سال بوده که جز فقیرترین مردم جهان هستند. اما دست اندرکاران غربی توسعه در آن کشور طبقه ممتازی را بوجود آورده اند که هنوز در آنجا در حال تلاش هستند.
تحصیل کرده های رشته اقتصاد در دانشگاه های هاروارد، برکلی و... به هزینه بنیاد فورد مقامها را با دوستان قدیمی اندونزی خود تقسیم کردند. بنیاد فورد که به گذشته متعهد مانده در سال 1969 تولیت برنامه تربیت نیروی انسانی برای پیشبرد مذاکرات با سرمایه گذاران خارجی را به عهده می گیرد.
پس از قتل عام سال 1965 اصلاحات ارضی که سوکارنو آنرا بخشی غیرقابل صرف نظر از انقلاب اندونزی می نامید به عنوان یک حرکت کمونیستی متوقف شد و عودت زمینهای تقسیم شده به صاحبان قبلی آنها بازگردانده شده و 300 هزار هکتار زمین به نظامیان واگذار شد. در نتیجه برنج کمیاب گردید تورم افزایش یافت، قیمت موادغذایی بالا رفت و...؟
وظایف دانشگاهیان و دانشگاههای ایجاد شده توسط غرب:
در محیطهای دانشگاهی است که توجیهات ایدئولوژیک (مداخله بیگانه) تبیین شده و اساس برنامه های حکومت بعدی طرح ریزی می شود. وظیفه دیگر موسسات دانشگاهی، طراحی مدلهای توسعه از طریق مطالعات میدانی و به اجرا درآوردن آنها در شرایط مقتضی است. سرویس های عالی مشاوره ای توسعه از دانشگاههای آمریکا در بسیاری از کشورها (پاکستان، یونان، آرژانتین، لیبریا، کلمبیا، مالزی، غنا و...) نقش فعالی در دخالت امور کشورها دارند. همچنین برای روشنفکران غرب زده طبیعی است زمانی که در هرم قدرت سیاسی جای گرفتند از وحشیانه ترین شیوه های حکومتی پشتیبانی کنند.
فقط دانشگاه هاروارد بیش از صدها کارشناس علوم اجتماعی دارد که در زمان لازم به عنوان مشاورین محلی حکومتها به کار مشغول هستند. و طرحهایی که در داخل آمریکا تهیه می گردد، به توصیه آنها در دیگر کشورها اجرا می گردد. البته تا حدی که این عوامل بتوانند در جلوگیری از ایجاد نارضایتی اجتماعی و شورشهای احتمالی کمک کند، مشخصه جهانی آنها (مشاورین) نظریه استراتژی توسعه تدریجی است که تأکیدش بر آن استوار است که رشد بایستی توسط نخبگان مدرن، تحقق یابد؟
در این نظریه اکثریت وسیع جمعیت یعنی فقرا در بهترین حالت به عنوان عوامل اتصالی و در بدترین حالت به عنوان موانعی در راه توسعه به شمار می آیند و طبقه ممتاز نخبگان مدرن و اقلیت همکار آنها، شرط لازم و نیروی محرکه رشد تعیین شده اند.
اینها روشهای اتخاذ شده به وسیله نمایندگان خیراندیش حکومتهای غربی، بنیادهای بشردوستانه (فورد، راکفلر...) و محققین بی غرض حکومتهای استعماری است که راه را برای شرکتهایی که می خواهند به جهان سوم کمک کنند باز می کنند.
فانون گفته: طبقه متوسط باید به عنوان وظیفه حتمی خود سرمایه فکری و فنی را که از دانشگاههای استعماری کسب کرده در اختیار مردم قرار دهند (پس از بومی نمودن آن) در حالیکه آنها در روشنفکری سست و دارای فقر معنوی و بزدلی در لحظات تعیین کننده هستند. و همچنین خود شیفته و کاملا ناآگاه نسبت به اقتصاد کشور خود هستند. آموزش دیدگان در غرب فاقدان خصوصیاتی هستند که کشورهای غربی را بوجود آورده اند. (یعنی روح سرمایه داری و تکنولوژی)
تقسیم جهان بین قدرتهای غربی:
آمریکا تلاش خود را برای ایجاد طبقه ممتاز در آمریکای لاتین، آسیا، خاورمیانه، متمرکز کرده است. بریتانیا نیز رهبران هند، سریلانکا و آفریقا را دارد. فرانسه متوجه مستعمرات پیشین خود است.
آلمان اکنون در بسیاری از کشورهای جهان سوم دارای سیستمهای اعزامی و موسسات ویژه پیشرفت و توسعه است.
از وصایای حضرت امام خمینی به مردم و دانشگاهیان متعهد:
در پایان قسمتی از وصیت نامه سیاسی و الهی حضرت امام خمینی(ره) در ارتباط با دانشگاه و دانشگاهیان می آورم امید که مورد توجه مردم و مسئولین امر قرار گیرد.
از همه بدتر وضع دانشگاهها و دبیرستانها و مراکز آموزشی که مقدرات کشور به دست آنان سپرده می شود با به کارگرفتن معلمان و استادان غرب زده یا شرق زده صددرصد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامی بلکه ملی صحیح (عمل می کنند).
از امور بسیار بااهمیت و سرنوشت ساز مسئله مراکز تعلیم و تربیت از کودکستانها تا دانشگاهها است که به واسطه اهمیت فوق العاده اش تکرار نموده و با اشاره می گذرم. باید ملت غارت شده بدانند که در نیم قرن اخیر آنچه به ایران و اسلام ضربه مهلک زده است قسمت عمده اش از دانشگاهها بوده است. اگر دانشگاهها و مراکز تعلیم و تربیت دیگر، با برنامه های اسلامی و ملی درباره منافع کشور به تعلیم و تهذیب و تربیت کودکان و نوجوانان و جوانان جریان داشتند هرگز میهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن آمریکا و شوروی فرو نمی رفت و هرگز قراردادهای خانه خراب کن بر ملت محروم غارت زده تحمیل نمی شد و هرگز پای مستشاران خارجی به ایران باز نمی شد و هرگز ذخایر ایران و طلای سیاه این ملت رنج دیده در جیب قدرتهای شیطانی ریخته نمی شد و هرگز دودمان پهلوی و وابسته های به آن اموال ملت را نمی توانستند به غارت ببرند و در خارج و داخل پارک ها و ویلاها بر روی اجساد مظلومان بنا کنند و بانک های خارج را از دسترنج این مظلومان پر کنند و صرف عیاشی و هرزگی خود و بستگان خود نمایند. اگر مجلس و دولت و قوه قضائیه و سایر ارگان ها از دانشگاههای اسلامی و ملی سرچشمه می گرفت ملت ما امروز گرفتار مشکلات خانه برانداز نبود و اگر شخصیت های پاک دامن با گرایش اسلامی و ملی به معنای صحیحش، نه آنچه امروز در مقابل اسلام عرض اندام می کند از دانشگاهها به مراکز قوای سه گانه راه می یافت. امروز ما غیر امروز و میهن ما غیر این میهن و محرومان ما از قید محرومیت رها و بساط ظلم و ستمشاهی و مراکز فحشا و اعتیاد و عشرتکده ها که هر یک برای تباه نمودن نسل جوان فعال ارزنده کافی بود در هم پیچیده و این ارث کشور بر باد ده و انسان برانداز به ملت نرسیده بود و دانشگاهها اگر اسلامی انسانی ملی بود می توانست صدها و هزارها مدرس به جامعه تحویل دهد لکن چه غم انگیز و أسف بار است که دانشگاهها و دبیرستان ها به دست کسانی اداره می شود و عزیزان ما به دست کسانی تعلیم و تربیت می دیدند که جز اقلیت مظلوم محرومی همه از غرب زگان و شرق زدگان با برنامه و نقشه دیکته شده در دانشگاهها کرسی داشتند و ناچار جوانان عزیز و مظلوم ما در دامن این گرگان وابسته به ابر قدرتها بزرگ شده و به کرسی های قانون گذاری و حکومت و قضاوت تکیه می کردند. و بر وفق دستور آنان یعنی رژیم ستمگر پهلوی عمل می کردند.
اکنون به حمدا... تعالی دانشگاه از چنگال جنایتکاران خارج شده و بر ملت و دولت جمهوری اسلامی است در همه اعصار که نگذارید عناصر فاسد دارای مکتب های انحرافی یا گرایش به غرب و شرق در دانشسراها و دانشگاهها و سایر مراکز تعلیم و تربیت نفوذ کنند و از قدم اول جلوگیری نمایند تا مشکلی پیش نیاید و اختیار از دست نرود و وصیت اینجانب به جوانان عزیز دانشسراها و دبیرستانها و دانشگاهها آن است که خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادی خود و کشور و ملت خودشان مصون باشد. از توطئه های بزرگ آنان چنانچه اشاره شد و کراراً تذکر داده ام به دست گرفتن مراکز تعلیم و تربیت خصوصاً دانشگاهها است که مقدرات کشور در دست محصولات آنها است. با روشی که دانشگاهها و دبیرستانها دارند. و اما در دانشگاهها نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزش های خوبی منحرف کنند و به سوی شرق و غرب بکشانند و دولتمردان را از بین اینان انتخاب و بر سرنوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آنها هرچه می خواهند انجام دهند. اینان کشور را به غارت زدگی و غرب زدگی بکشانند پس اکنون که دانشگاهها و دانشسراها در دست اصلاح و پاکسازی است بر همه ما لازم است به متصدیان کمک کنیم و برای همیشه نگذاریم دانشگاهها به انحراف کشیده شود و هرجا انحرافی به چشم خورد با اقدام سریع به رفع آن بکوشیم و این امر حیاتی باید در مرحله اول با دست پرتوان خود جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گیرد که نجات دانشگاهها از انحراف، نجات کشور و ملت است و اینجانب به همه نوجوانان و جوانان در مرحله اول و پدران و مادران و دوستان آنها در مرحله دوم به دولتمردان و روشنفکران دلسوز برای کشور در مرحله بعد وصیت می کنم که در این امر مهم که کشورتان را از آسیب نگه می دارد با جان و دل کوشش کنید و دانشگاهها را به نسل بعد بسپرید و به همه نسل های مسلسل توصیه می کنم که برای نجات خود و کشور عزیز و اسلام آدم ساز، دانشگاهها را از انحراف و غرب زدگی و شرق زدگی حفظ و پاسداری کنید و با این عمل انسانی اسلامی خود دست قدرت های بزرگ را از کشور قطع و آنان را ناامید نمایید. خدایتان پشتیبان و نگهدار باد.