به گزارش خبرگزاری فارس، حقوق بشر به معنای حقوقی است که هر فرد به دلیل انسان بودن و فارغ از هر حیث دیگری مانند نژاد، جنسیت، رنگ، زبان و دین از آن برخوردار است.
با توجه به اسناد تاریخی و دلایل منطقی و عقلایی از جمله منشا حق که آفریدگار دانا و توانا است، بدون شک حقوق بشر ریشه در تعالیم دینی و آموزههای انبیا دارد.
هیچ کس منکر تلاش و کوشش اندیشمندان غربی در جهت توسعه و ترقی به خصوص در زمینه علم و صنعت نیست، ولی در کنار این پیشرفت علمی، رسوایی و فضاحت حقوق بشر غربی تا به حدی است که نیاز به توضیح ندارد. وقتی که اندیشمندی غربی چون "جان پل سارتر " به سادگی خدا را منکر شده و بدون هیچ ریشهیابی تولد انسان و در پی آن پیشرفت علم و تکنولوژی را یک اتفاق میخواند - چرا که معتقد است "انسان موجودی است که به خودی خود در جهان هستی رها شده است " - و برای متفکری چون جان لاک آزادی طبیعی بشر عبارت است از نادیده گرفتن مبدا جهان هستی، در نتیجه چنین تفکراتی، ماده اول اعلامیه جهانی حقوق بشر، بدون اشاره به پروردگار متعال در برابر این سؤال که آیا این انسان مخلوق خداست و در قبال او تکالیفی دارد، یا نه، ساکت و بیتفاوت است.
بر همین اساس بود که طی مذاکرات صورت گرفته در جریان تدوین این ماده، با اصرار برخی از کشورهای اروپایی از استناد این حقوق به خدا خودداری شد. اگر بشریت بدون اعتقاد و روش یا با الگوهای نامناسب دست به هدایت زند، به احتمال زیاد راه کسانی را خواهد رفت که آنها نیز غرق در بیراهه بودهاند. کسانی که لیبرال دموکراسی و حکومت بر مبنای خواست مردم را کماکان فریاد میزنند، مشخص شد که چگونه و با چه منطقی خواست خودشان را بر مردم مظلوم عراق تحمیل کردند و نیز دولتی چون فرانسه که خود را مهد آزادیها و حقوق بشر دانسته و حتی از پایهگذاران و مروجین اعلامیه جهانی حقوق بشر محسوب میشود، چگونه در مقابل حجاب و پوشش اسلامی به عنوان یک دستور دینی، قانونی شدید وضع میکند که منجر به محرومیت عده زیادی از زنان مسلمان از آموزش و تعلیم و تربیت میشود و ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر را این گونه اجرا میکنند.
در اعلامیه قاهره در مقام تبیین حقوق بشر اسلامی بر ضرورت دفاع از کرامت انسانی اعم از کرامت ذاتی و ارزشی تاکید شده است، چه اینکه کرامت حقی است تضمین شده برای همه انسانها. همه افراد بشر اعضای یک خانوادهاند و بندگی خدا و فرزند بودن همه برای آدم (ع) آنان را با یکدیگر متحد ساخته است و همه مردم در کرامت ذاتی که خداوند سبحان به همه آنان اعطا فرموده است و نیز بدون تفکیک از جهت نژاد و زبان و اقلیم و تابعیت یا اعتقاد دینی را در اصل تکلیف و مسئولیت فکری با یکدیگر مساویاند. در نگاه اسلام ارزش دادن به کرامت انسانی تا به حدی است که چون بر اساس اندیشه دینی، سراسر جهان هستی، آفریده خدای تعالی است، انسان به خودی خود هیچ چیزی ندارد جز آنچه خداوند به او موهبت فرموده است. از این رو او حتی مالک جان خویش نیست و نمیتواند خودکشی کند و به خود آسیبی رساند.
دیدگاه حقوق بشر اسلامی باز هم پا را فراتر نهاده و به صراحت اعلام میکند: از آنجا که همه انسانها دارای کرامت و شرافت ذاتی وابسته به خالق هستند بنابر این اگر کسی بخواهد به کرامت و شرافت دیگران اهانت کند نخست کرامت و شرافت ذاتی خود را از دست میدهد و درنتیجه پستتر از حیوانات نیز میشود.
به همین علت هیچ نظام حقوقی و اعلامیه به اصطلاح بشر دوستانهای حق ندارد به بهانه دفاع از تعاریف خود به کرامت و شرافت انسانها و مقدسات مقبول و معقول آنها اهانت کند، نقصانی که به کرات از سوی غربیان شاهد بوده و هستیم.
در پایان با توجه به حکمت خداوند باری تعالی، آفرینش انسانها هدفمند است و برای تعالی بشر که همانا نیل به کمال و شکوفایی استعدادهای انسانی اوست، انجام تکلیف و رعایت برخی محدودیتهای رفتاری ضروری است.
شکی نیست که حقوق بشر، حاصل تعهدات بشر است، نه مقدم بر آنها، چیزی که به خوبی در بندهای اعلامیه اسلامی حقوق مورد بررسی و توجه قرار گرفته، در واقع اگر تعالیم اسلامی، انسان را به بنده مکلف در برابر خداوند توصیف میکند و تسلیم شدن بشر در برابر اراده الهی را شالوده مفهوم عبودیت میداند به این دلیل است که ما از تعهدات خاصی در برابر خداوند و آفریدههای او یعنی طبیعت و سایر افراد بشر برخورداریم که حدود و گستره آن در شریعت اسلامی به صورت دقیق و رسا مشخص و معین شده است.
به امید روزی که اعلامیه به اصطلاح جهانی حقوق بشر از سلطه چند کشور خاص خارج شده و مبانی دینی، فکری و اعتقادی تمام ملتها را بدون هیچ گونه جانبداری در نظر بگیرد.