تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۶  ، 
کد خبر : ۱۰۸۵۴۰

ضعف و قوت دستگاه دیپلماسی ایران

حسن بهشتی‌پور مقدمه : دولت دهم اعلام کرده است که به زودی کابینه خود را به مجلس شورای اسلامی معرفی خواهد کرد. سیاست خارجی و تحولاتی که قرار است در دستگاه دیپلماسی ایران به وجود آید نیز از جمله مسائلی است که در این دوره می توان به آن پرداخت . حسن بهشتی پور کارشناس مسائل بین الملل در یادداشتی نقاط ضعف و قوت دستگاه دیپلماسی ایران را بررسی کرده است . برای یررسی کارآمدی یک دولت در عرصه سیاست خارجی می توان به 4 مولفه اساسی توجه کرد :

اول: کارآمدی سیاستگذاران و مجریان دستگاه دیپلماتیک
چگونگی استفاده دولت ازفن دیپلماسی درسیاست خارجی و استفاده ازتمامی ظرفیت های موجود دیپلماتیک برای تامین منافع ملی بسیار مهم است . یک دولت کارآمد باید بتواند با استفاده از فن دیپلماسی و ظرفیت های موجود دیپلماتیک دشمنان کشور را به کشورهای بی طرف کشورهای بی طرف را به کشورهای دوست و کشورهای دوست را به کشورهای برادر تبدیل کند.
استراتژی ما درعرصه بین المللی نباید به شکلی باشد که روزبه روز دشمنان خودمان را زیادتر کنیم . بلکه درست برعکس . دولت باید با حفظ اصول و عدول نکردن از اصول با دشمنان طوری رفتار کند که آنها را در ابتدا نسبت به خودمان از وضعیت دشمنی ورزیدن خارج کرده و به موضع بی طرف برسانیم . سپس اگرخیلی موفق باشیم دشمنان سابق را به کشور دوست تبدیل کنیم . این یک اصل اساسی است که درهمه کشورها به عنوان یک هدف دنبال می شود. این هدف هراندازه که جدی تر دنبال شود موفقیت های بیشتری را همراه دارد.
دوم: تطبیق آرمان‌ها با قوانین بین‌الملل
امروز درجهان از منظر جهت گیری های سیاست خارجی می توان کشورها را به سه گروه تقسیم کرد. بعضی کشورها درعرصه بین المللی آرمان گرا هستند بعضی عمل گرا و برخی دیگر واقع گرا محسوب می شوند. کشور ما به ویژه دردوره دولت آقای احمدی نژاد جزو کشورهای اول دسته بندی می شود. دراین نوع کشورها دولتی می تواند موفق باشد که اولا تعارضی بین آرمان های خود با قوانین وعرف بین المللی ایجاد نکند و ثانیا با برنامه ریزی منطقی آرمان ها را به یک رفتار بین المللی تبدیل کند نه اینکه بین آرمان ها و رفتارهای بین المللی دائما ایجاد تعارض کند. متاسفانه سیاست های دولت آقای احمدی نژاد در چند مورد بین آرمان ها و عرف بین المللی و قوانین بین المللی تعارض ایجاد کرد و مشکلاتی هم در این مورد ایجاد شد.
سوم: برنامه‌ریزی سیاست خارجی براساس منافع ملی
درسال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران برای سیاست خارجی هیچ گاه برنامه مدون اجرایی که قابل انتشار باشد ارائه نکرده است .
ایران بیشتر به مواردی تاکید کرده که می گوید درسیاست خارجی چه باید کرد. اما اینکه چگونه باید به آن اهداف وسیاست ها رسید همچنان سئوالی بی جواب است . این مساله به دولت آقای احمدی نژاد محدود نیست و تقریبا همه دولت های پیش و پس ازانقلاب اسلامی را شامل می شود. نکته مهم دراین باره این است که یک دولت موفق چگونه سیاست های کلی را به اجرا در می آورد.
به عنوان نمونه اصل عزت حکمت و مصلحت نظام به عنوان معیارهای اصلی سیاست خارجی باید با شرایط روز بین المللی کاملا تبیین شوند تا دیپلمات های ایرانی تفسیرهای متفاوتی ازاین معیارهای دقیق نداشته باشند. در بحث عزت کشور ایران باید هم در بین ملت ها عزیز باشد و هم در بین دولت ها; حذف هرکدام ازاین دو شاخص دربحث عزت برای ما ایجاد مشکل می کند. دولت آقای احمدی نژاد در چهار سال گذشته بیشتربه عزیز بودن بین مردم کشورهای مختلف بها داده است ; که اگرچه برای نگارنده معلوم است در این مورد هم موفق نبوده است اما بر فرض اشتباه در ارزیابی این واقعیت را نمی توان نادیده گرفت که ایران امروز در مناسبات خود با کشورهای غربی و بعضی کشورهای عربی دچار چالش های جدی شده است .
دربحث حکمت در درجه اول باید مناسبات بین المللی را خوب بشناسیم معادلات را خوب استخراج کنیم و راهکارهای مناسب را طراحی کنیم . به عنوان مثال در بحث انرژی هسته ای باید اذعان کرد این مساله خوب مدیریت شد و نقش مثبت عملکرد دولت آقای احمدی نژاد را نباید نادیده گرفت . ممکن است کسانی مدعی باشند که این سیاست هزینه های زیادی را به کشور تحمیل کرد اما با درنظر گرفتن جمیع جهات موقعیت ایران در این بخش بسیار بهتر از چهار سال پیش است . با وجود این مطرح کردن ماجرای هولوکاست در شکل اولیه خود از جمله مواردی بود که اگر به شکلی که بعدا حکیمانه مطرح شد ارائه می شد زیان وارد بر کشور به دلیل بیان چنین سیاستی به مراتب کمتر می شد.
دربخش مصلحت هم باید هدف اصلی تامین منافع ملی کشور درکنار احترام به ارزش های دیگران باشد. اگر معیار شناخت ما از مصلحت در سیاست خارجی منافع ملی باشد به طور طبیعی از برداشت های غلط از مصلحت نظام و تفسیر ناصحیح ازرفتارهای بین المللی که موجب چندگانگی رفتار ما در صحنه عمل می شود اجتناب شود.
چهارم: آینده‌نگری در سیاست خارجی
برای آنکه بتوانیم تحولات جاری را درست تبیین کنیم و تحولات آتی را پیش بینی کنیم لازم است در وزارت امورخارجه ازکسانی استفاده کنیم که درعین داشتن تجربه مفید در زمینه مورد نظر دارای تخصص هم باشند. در یک دوره خاص در اوایل انقلاب ما تنها به تعهد افراد اکتفا می کردیم اما در زمان حاضر که سی سال از انقلاب گذشته است باید تخصص ها را در نظر بگیریم و از افراد مجرب با تجربه و متخصص آنها بهره مند شویم . برای آنکه بتوان آرمان های مورد نظر خود را خوب اجرا کنیم لازم است ارزش های خودمان را خوب شناسایی و تئوریزه کنیم تابتوانیم آنها را به اجرا درآوریم . با شعار دادن در سیاست بین الملل نمی توان جایگاهی بدست آورد.
شرایط ارزیابی واقع‌بینانه
بزرگان گفته اند برای نقد صحیح یک پدیده باید هم جنبه های مثبت و هم جنبه های منفی را در نظر گرفت و نسبت به مقدورات و امکانات انتقاد کرد. به عبارت دیگر در نقد سیاست خارجی نباید در فضای مجازی مباحث را مطرح کرد. بلکه دقیقا برعکس باید تلاش کرد با توجه به امکانات قابل دسترس کارهایی را که دولت می توانست انجام دهد و نداد و کارهایی که نباید انجام می داد و داد در کنار هم دید.
دریک ارزیابی شتابزده والبته نه دقیق می توان گفت دولت نهم دربهبود روابط ایران با کشورهای آفریقایی وآمریکای لاتین عملکرد بسیار خوبی داشته است . این نظرکه می گوید ایران چرا باید با کشورهای غیر موثر در روابط بین الملل که عمدتا چشم به کمک های مالی ایران دارند روابط خود را بهبود بخشد چندان انتقاد بجایی نیست چراکه اولا در ارزیابی کشورها نباید ما همان نگاه کشورهای استکباری را در برابر کشورهای عقب مانده داشته باشیم ثانیا در ارائه آمارهای کمک ایران به سایرکشورها اغلب اغراق گویی می شود. در بسیاری موارد این کمک ها درقالب اعزام کارشناسان واجرای پروژه های سودمند اقتصادی است که راه را برای بازرگانان و صنعت گران ایرانی در بازارهای خارجی بازمی کند مطرح است .
اما تخریب روابط ایران با کشورهای غربی نمره منفی بزرگی برای دولت آقای احمدی نژاد است . در بسیاری از موارد این دولت با نوع خاص ادبیاتی که رئیس دولت دارد و موضع گیری که اتخاذ می کند مناسبات ایران را با این کشورها دچارمشکل کرده است . درحالیکه باید صف مخالفان ایران را متفرق می کردیم بعضی ازکشورهای بی تفاوت را به سمت نزدیک شدن به مواضع کشورهای مخالف ایران حرکت دادیم . بطوریکه می توان گفت روابط ما با کشورهای اتحادیه اروپا در بدترین شرایط در چند سال اخیر قرار گرفته است . این شاید بخاطر سیاست تهاجمی است که به عنوان یک راهبرد اساسی در دستور کار دولت نهم قرار گرفته است . سیاست دولت نهم در 4 سال گذشته به شکلی بوده که ما همیشه از کشورهای غربی ازجمله اتحادیه اروپا مطالبه داشته ایم یعنی سیاست تهاجمی را درپیش گرفته ایم و هیچ گاه به موضع دفاعی وارد نشده ایم و این کاملا برخلاف روال معمول سال های گذشته بود. البته یک دولت کارآمد باید به یک نقطه معتدل در بحث تهاجم و دفاع برسد و در مواقع لازم از هر دوی آنها استفاده کند.
در بسیاری از موارد دفاع منطقی می تواند جای تهاجم غیر منطقی را بگیرد و اثرات بسیار مثبتی برای منافع ملی داشته باشد . اگر قرار باشد در جایی که باید دفاع کنیم تهاجم داشته باشیم و در جایی که باید تهاجم کنیم به دفاع بپردازیم نتایج کار قطعا مطلوب ما نخواهد بود. اینکه دولت احمدی نژاد همیشه از دنیا طلبکار باشد و هیچگاه در موضع پاسخگویی دقیق هم قرار نگیرد نه تنها به تامین منافع ملی کمکی نمی کند بلکه زیانی را به سیاست خارجی وارد می کند که جبران آن به سال ها زمان نیاز دارد تا ترمیم شود.
تیم احمدی نژاد گاهی براساس مبانی تحلیلی غلط و یا اطلاعات غلطی که به آنها رسیده است خیلی سریع موضع گیری کرده که با گذشت زمان روشن شده که موضوع در آن ابعاد که مطرح شده نبوده است درنتیجه نباید در آن سطح موضع گیری می کرد.
بررسی دقیق همه مصادق های آن در این ارزیابی نمی گنجد و نیازبه مطالعات دقیق تری دارد اما درهمین مورد آخر که مربوط به کشته شدن خانم مروه الشربینی زن محجبه مصری تبارقابل توجه است .
به گزارش خبرگزاری ها بانومروه الشربینی درروز چهارشنبه دهم تیرماه در دادگاه " لوندس کریچ " در شهر " درسدن " شرق آلمان به دست یک آلمانی 28 ساله به نام " آلیکس دبلیو " با چاقو در برابر چشم قاضی و اعضای دادگاه و همسر و فرزند خردسالش کشته می شود .
به گزارش منابع رسانه ای آلمان این بانو که سه ماهه حامله بوده بخاطر مزاحمت و توهین الکس دبلیو که گفته می شود از روس تبارهای نژادپرست آلمان است در شهر درسدن به دادگاه شکایت می کند . این فرد آلمانی محکوم به پرداخت 750 یورو می شود . اما در دادگاه استیناف الکس وحشیانه با هفده ضربه چاقو خانم الشربینی را از پای درمی آورد. از زمان پخش این خبر دولت و وزارت خارجه ایران با فراخوانی سفرای آلمان و ایتالیا مواضع صریح خود را در محکومیت این اقدام اعلام نمود.
در واقع ایران خیلی زود دولتی را محکوم کرد که مسئولیت چندانی در رابطه با عملکرد یک فرد نژادپرست در دادگاه ندارد. البته آقای احمدی نژاد از دبیرکل سازمان ملل خواسته است در باره این موضوع که ممکن است دولت آلمان قتل این خانم را طراحی کرده است تحقیق کند. بنده متوجه هستم دلیل اصلی مطرح شدن این ادعا بیشتر به خاطر مواضع اخیر دولت آلمان در مورد تحولات پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران بوده است .
این راهم می دانم که ایران براساس قانون اساسی و آرمان های اسلامی خود نباید درمورد سرنوشت مسلمانان جهان بی تفاوت باشد اما این نوع برخورد با دولت آلمان که اساسا چنین سوابقی نداشته که در قتل مسلمانان برنامه ریزی کند چگونه توجیح می شود ممکن است من متهم به جانبداری از دولت آلمان بشوم اما واقعیت این است که هر انسانی از قتل خانم الشربینی آزرده می شود اما راه حمایت از حقوق مسلمانان آلمان اینگونه نیست که بدون هیچ استدلالی و یا سابقه ای دولت یک کشور دیگر را به قتل شهروند مسلمان خود متهم کنیم . این اتهام چگونه برای افکار عمومی جهان توجیه می شود برای آنکه بدانیم چقدر دقیق عمل می کنیم باید توجه کنیم پیش از این در اخبار منتشر شد شوهر این خانم در اثر تیراندازی پلیس آلمان کشته شده است درحالی که بعدا روشن شد تیر به پای او اصابت کرده و او در بیمارستان بستری است . اینکه چرا پلیس آلمان اجازه دسترسی به او را برای خبرنگاران نمی دهد جای سئوال و اعتراض دارد و اینکه چرا پلیس آلمان بجای هدف قراردادن قاتل به همسر مقتول شلیک کرده است جای شک و تردید می گذارد اما متهم کردن یک دولت دیگر به دست داشتن در توطئه قتل شهروندان خود چه توجیهی دارد آیا این روش مناسبی برای تحت فشار گذاردن دولت آلمان است که به حوادث پس از انتخابات در ایران اعتراض می کند
در این مورد خاص حداکثر پلیس آلمان مقصر است و یا اینکه کوتاهی ازمسئولین دادگاه بوده که اجازه داده اند متهم با چاقو وارد دادگاه شود. متهمی که در دادگاه بدوی بخاطر شکایت خانم مروه به جرم مزاحمت و توهین به حجاب ایشان به پرداخت جریمه محکوم شده بود. ضمن آنکه این سئوال در اذهان عمومی شکل می گیرد که چگونه این قبیل محکومیت ها مداخله در امور سایر کشورها محسوب نمی شود اما اظهار نظر دیگران درباره تحولات داخلی ایران مداخله در امور داخلی ماست در 4 سال اخیر روابط ما با غرب براساس این قبیل موضع گیری ها تحت تاثیر قرارگرفته است .
چنین رفتارهایی درعرصه روابط بین المللی از اساس دارای مشکل هستند و ما باید در نوع دفاع ازحق و رفتاری که در این مورد از خود نشان می دهیم روش مناسبی را در پیش بگیریم . قوانین بین الملل ساخته قدرت ها و زورگویان است اما اگر می خواهیم با دولت ها و ملت ها تعامل متقابل داشته باشیم باید با کشورها طوری رفتار کنیم که انتظار داریم آنها با ما رفتار کنند. افراط و تفریط در این باره ایران را دچار مشکلات بیشتری در روابط با غرب می کند.
اکنون ببینیم درموضع گیری درباره کشتار مسلمانان در چین چگونه رفتاری داشتیم . اینکه دولت ترکیه به خاطر گرایش های پان ترکیستی خود از ایغورهای چین حمایت می کند و کشتار آنها را صراحتا محکوم می کند نباید حجتی برای ما باشد که بدون توجه به ماهیت اصلی درگیری ها در چین صرفا به خاطر مسلمان بودن ایغورها تمام ابعاد روابط راهبردی ایران و چین را نادیده بگیریم و به موضع گیری های شتابزده اقدام کنیم . چه بسا کار دولت آقای احمدی نژاد در این مورد درتعارض با سیاست این دولت در برخورد با موضوع خانم مروه در آلمان باشد اما در واقعیت باید توجه داشت راه کمک به مسلمانان چینی صرفا محکومیت های شعاری نیست و می توان ازطریق تماس های دیپلماتیک بدون آنکه به روابط دو کشور صدمه ای وارد شود و بدون آنکه اقدامی انجام داد که مداخله در امور داخلی چین تلقی شود سیاستی در پیش گرفت که درعمل و نه در شعار و تبلیغات رسانه ای به حل مشکلات مسلمانان چین کمک کند. به بهبود زندگی آنها و کمک به کاهش دردها و رنج های آنها منجر شود.
بنابراین این انتظارکه در محافل داخلی مطرح می شود که دولت آقای احمدی نژاد سریعا دولت چین را محکوم کند انتظار معقولی نیست زیرا محکومیت ایران کمکی به مسلمانان چین نمی کند اما بجای آن مذاکره تلفنی متکی با وزیر خارجه چین و در پیش گرفتن اعتراض های دیپلماتیک بی سر و صدای رسانه ای احتمالا تاثیر بیشتری در تجدید نظر مقام های چینی دارد تا صرف محکومیت های بی محابای دولت چین از سوی ایران که بالاترین سطح مناسبات را درسال های اخیر با چین داشته است .
ما باید باور کنیم که در سیاست خارجی نباید دچار احساسات شد نباید منافع زودگذر را در نظر گرفت . در سیاست خارجی آنچه که عمل می شود در رسانه ها بیان نمی شود. محکومیت های مرسوم اگر با اقدام های دیپلماتیک هماهنگ نباشد به ضد خودش تبدیل می شود. مهم آن است که بتوانیم منافع ملی خود را خوب تشخیص دهیم و به درستی بدانیم چه کاری را در چه زمانی چگونه انجام دهیم که به منافع کشورمان کمک کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات